تجديد چاپ آثار عليخاني در نشر آْموت
همزمان با انتشار «عروس بيد»، ‌تازه ترين مجموعه داستان يوسف عليخاني نويسنده شايسته تقدير جايزه ادبي جلال، دو كتاب «اژدها كشان» و «قدم بخير مادربزرگ من بود» در نشر «آموت» تجدیدچاپ مي‌شوند.

به گزارش خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا)، «اژدهاكشان» عليخاني سال گذشته (87) كتاب شايسته تقدير بخش داستان اولين دوره جايزه ادبي جلال آل احمد شد.

«قدم‌بخير مادر‌بزرگ من بود»، نام اولين مجموعه داستان اين نويسنده كه در سال 82 در نشر افق منتشر شد و دربرگيرنده 12 داستان كوتاه است، به زودي از سوي نشر آموت به چاپ سوم مي‌رسد.

«يه لنگ»، «خيرالله، خير‌الله»، «رعنا»، «‌كرنا» و «آنكه دست تكان مي‌داد، زن نبود»، ‌نام برخي داستان‌هاي اين كتابند.

«اژدهاكشان» نيز ‌سه چاپ پيشين خود را در انتشارات «نگاه» پشت سر گذاشت. اين كتاب اولين بار در سال 86 روانه بازار كتاب شد و هم‌اكنون مراحل چاپ چهارم را در نشر آموت سپري مي‌كند.

«اژدهاكشان»، «نسترنه»، «تعارفي»، «سيا مر‌گ‌ومير»، «‌كل گاو»، ‌«ظلمات» و «قشقاول»، نام برخي داستان‌هاي اين كتابند.

اين دو كتاب كه در واقع دو كتاب از سه‌گانه عليخاني هستند، با طراحي جلد تازه منتشر مي‌شوند.

به گفته عليخاني، «عروس بيد» كه سومين كتاب از سه‌گانه او و هم‌اكنون در حال انتشار است، در تكميل دو كتاب پيشين و با رويكرد نوعي بومي‌نويسي در قالب داستان مدرن نوشته شده است.

عليخاني هر سه مجموعه داستانش را با گرايش به نوعي بومي‌گرايي در نگرش و زبان داستاني خلق كرده، ولي آنطور كه مي‌گويد در «عروس بيد» تاكيد كمتري بر زبان ديلمي (الموتی) داشته است.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
گفتگوی روزنامه بهار با عبدالرحمان عمادى
نامواژه‌هاى كهن يادگار تمدّن‌هاى كهن است
گفتگو: علی بالایی لنگرودی
عبدالرحمان عمادى، شاعر، حقوقدان و پژوهشگر، متولد بهمن ماه 04 13 خورشيدى در روستاى «اي‌نى» اشكور در خانواده‌اى از طايفه سادات ديلمانى. از نوادگان مشاهير ديلمى از جمله «عمادالدين ابوكاليجار مناور بن فرّه‌كوه ديلمى» از استادان شيخ روزبهان بقلى شيرازى، مولف كتاب عبهرالعاشقين است. عمادى پس از تحصيل در مكتب‌خانه روستا، روانه رودسر، رشت و قزوين شد و تحصيلات متوسطه را در اين شهرها گذراند. وى در زمان حكومت مصدق (1331) موفق به دريافت ليسانس قضايى از دانشگاه تهران شد. عمادى همزمان با وكالت، به پژوهش در مباحث ايران‌شناسى روى آورد كه بخشى از مقالاتش طى نيم قرن گذشته در مجلات معتبر منتشر شده است.
نشر آموت، به تازگی 5 كتاب از آثار عبدالرحمان عمادى را روانه بازار كتاب كرد. آسمانكَت (چند رسم مردمى)، لامداد (چند جُستار از ايران)، دوازده گل بهارى (نگاهى به ادبيات ديلمى و طبرى)، حمزه آذرك و هرون الرشيد (در آيينه دو نامه) و خوزستان در نامواژه‌هاى آن، عنوان 5 كتاب عبدالرحمان عمادى است. با عمادى درباره يكى از اين كتاب‌ها (خوزستان در نامواژه‌هاى آن) صحبت كرديم.

ريشه‌يابى نام‌هاى كهن ايران امروز چه پيامى دارد؟
به گمانم پرسش شما براى شيوه‌اى است كه در نوشتن كتاب «خوزستان در نامواژه‌هاى آن» نگارنده‌اش پيش گرفته و از روى ريشه‌يابى نام‌هاى (شوش - شوشتر - اهواز - هوز - خوز) فرهنگ و تاريخ باستانى خوزستان را كه خود به خود پيوستگى آنجا را با فرهنگ و تاريخ ايران نمايان مي‌سازد، براى خواننده آشكار ساخته. اگر كتاب ياد شده را كه در سال 1354 چاپ شده و مداركش را ساليان چندى پيش از آن، نويسنده‌اش فراهم آورده بوده، كسى با كنجكاوى و ژرف‌بينى و با ديد خرده‌گيرى هم بخواند، پاسخ شما را خود خواهد دانست. اينك پس از گذشت نزديك به چهل سال آن راه و برداشت و شيوه شناسنامه‌يابى براى كسى كه خواهان پى بردن به ساختار و شناخت فرهنگ و تاريخى خود است، برجسته‌تر جلوه مي‌كند. امروزه در سراسر جهان هر كسى شناسنامه‌اى دارد كه در آن: نام - نام خانوادگى - پدر و مادر - زادگاه - زمانِ زادن - مليّت او دست‌كم، بايد در آن نوشته شده باشد. اگر كسى آن را نداشته باشد و نداند، او را به بازداشتگاه يا بهدارى براى بررسى پزشكى مي‌فرستند و از خود او درباره كسان و خويشاوندان و چند و چون زندگى او بازجويى و بازرسى مي‌كنند.
كشورى مانند ايران كه همه حالا پذيرفته‌اند شش هفت هزار سال تمدن داشته (تمدّن. به معناى اين واژه توجه بفرماييد.) در سر چهارراه يورش‌ها، از هر رو شاخ و بالش زده شده ولى باز هم بر پا مانده داراى تمدن و مردمانى بوده كه آن تمدن را پديد آوردند و شالوده نشانه هر تمدنى شهرها و آبادي‌هاى آن چه در روى زمين و چه در زير خاك است كه باستان‌شناسان آن‌ها را پيدا كرده و مي‌كنند و مردم برجامانده با زبان واژه‌ها و نامه‌هاى جاها و كسان و همه مدارك نوشته و نانوشته از آن تمدن و پيشينه حكايت‌ها دارند. يكى از آن مدارك نامواژه‌ها و زبان سازنده آن نامواژه‌ها است كه نشان مي‌دهد آن تازه يا كهنه چه سرگذشتى دارد. اين پيام اين كتاب براى همه دوستداران اين رشته است كه براى هر شهر و جايگاه كشور خود به اندازه توان خود جستجوى علمى كنند تا آنرا بشناسند و بشناسانند.

آيا ديدگاه‌ها و روش‌هاى نامگذارى قديم در ايران، هنوز هم مراعات مي‌شود؟ مانند نامگذارى شهرك‌هاى تازه.
در ايران بيش از شصت هزار آبادى مسكونى شناخته شده هست كه در هر آبادى نام جداگانه‌اى بارى كوه و دره و چشمه و قنات و دشت و جنگل و ويرانه و پل و... هست كه از پيش بوده و سند زبان قديم آن جا و ايران است كه هم از آن‌ها و هم از فرهنگ واژه‌هاى اصيل ايرانى مي‌توان سود جست. اما نامگذاري‌هاى تازه هميشه از سوى دستگاه ادارى وقت بوده كه گاه به جا و سودمند و گاه از روى پى نبردن به پي‌آمدهاى تاريخى و فرهنگى، نابجا و زيان‌بار بوده است. بحث درباره يك‌يك آن‌ها هم اطلاع و مدارك كافى و هم زمان و جاى گفتن و نوشتن مي‌خواهد كه در اين گفتگو مجال آن نيست.

چگونه مي‌توانيم درباره ريشه‌يابي‌هايى كه درباره نام‌هاى كهن صورت مى گيرد مطمئن شويم؟
نامواژه‌هاى كهن يادگار تمدن‌هاى كهن است. تمدن يعنى: مدن و شهرنشينى يا آبادي‌هاى دهقانى كه در هر صورت جاى زندگى و كار و سازندگى مردم ساكن در يك جاست كه خانه و ساختمان‌سازى و پيشه و فن و كشاورزى و دامدارى وابسته به آبادي‌نشين‌ها و داد و ستدها داشته و ناگزير دانش و فن‌هاى آن كار را مي‌دانسته و به كار مي‌برده‌اند و از اين رو براى جاى سكونت خود نامى داشته‌اند. آن كوچنده خانه به دوش و بيابان‌گرد كه حتى سبزى و علف دام خود را از راه چراندن گياهان طبيعى يا كشتزار به زور تامين مي‌كرده و جايى نشيمن نداشته خانه و مدرسه و كارگاه و سواد و... هم نداشته، ناگزير نمي‌تواند مدعى شود شهر كهن كه صدها و هزاران سال عمر داشته و دارد حاصل دسترنج من است. در اين باره نمونه داستان شهر شوشتر يا تستر است كه ادعا كردند عربى تستر نام آنجا را گرفت و نامش از آن درآمد كه در كتاب خوزستان شرح داده‌ام (ص 237). وقتى روشن شد كه فلان شهر مربوط به مردمى آبادگر و آبادى ساز و آبادى نشين بوده شهرك يا شهرى ساخته‌اند، نامواژه آن جا چه از جهت سازه واژه‌اى و زبانى و چه از ديد معانى واژه‌اى بايد با تاريخ و طبيعت و ويژگي‌هاى مردم و جغرافياى آن جا از هر رو سازگار باشد و در يكى از اسناد كهن از كتيبه و نوشته روى سنگ و چرم و كاغذ و... نشانى داشته باشد و با فرهنگ همسايه‌هاى استانى و كشورى خود جور درآيد و نمونه‌هاى ديگرى كه در اين جا رشته سخن را دراز مي‌كند و سرانجام منطق علمى و به دور از غرض سياسى و... آنرا پذيرا باشد. زيار اين كارى است دشوار و بسيار هم دشوار.

منطقه خوزستان چه ويژگي‌هاى فرهنگى دارد كه آن را از ديگر سرزمين‌هاى ايرانى متفاوت مي‌سازد؟
در آغاز مقاله‌ام درباره (سرودى فارسى از ابونواس اهوازى) به اين ويژگي‌هاى تاريخى در فرهنگ كهن مردم خوزستان اشاره كردم كه در كتاب نامواژه‌هاى خوزستان ياد شده (صفحه 419) و خود آن كتاب و مداركش نمونه ديگر است.

چرا در بررسى نامواژه‌هاى خوزستان به نام‌هاى عربى كمتر توجه شده؟
كتاب من درباره تنها چهار نامواژه است نه همه نامواژه‌ها. نامه‌هاى عرب، مثلا چه نام‌هايى؟ چرا مدعيان نام‌هاى عربى خودشان همين گونه بررسى و مدرك نياورده اد؟ اگر منظور آن حرف هايى است كه پيروان ميشل عفلق و صدام و ناصر و... زده و مي‌زنند آن‌ها ارزش علمى ندارند. دلايل قوى بايد و معنوى/ نه رگ‌هاى گردن بحجت قوى.

آيا فرهنگ اعراب خوزستان در مطالعات منطقه به عنوان ايرانيان مورد توجه قرار گرفته؟
متاسفانه. نه بخش بزرگى از ايرانيان خوزستان از جمله آن‌ها كه خود را عرب و عرب‌تبار مي‌دانند از بيشتر حقوق و نعمات شهروندى و شهرنشينى در جامعه متمدن امروزى بي‌بهره‌اند. همين محروميت‌ها آن‌ها را به سوى تبليغات دست‌هاى شناخته شده خارجى و داخلى كشانده. در سرزمين نفت و گاز و كارون و اروندرود آن‌ها با تمدنى شش هزار ساله براى آن‌ها چه كارى شده تا جاى نفوذ دروغ‌هاى دشمنان ايران باقى نباشد؟ خوزستانيان هم و از جمله همان‌ها كه ادعا شده عرب‌اند، در جنگ هشت ساله با صداميان نشان دادند كه با همه آن محروميت‌ها چقدر خود را ايراني‌تر از بسياري‌ها و چقدر دشمن صداميان مي‌دانند. آيا اين آزمون تاريخى را مي‌توان سرسرى گرفت؟

جوانان ايرانى كه دوست دارند در ريشه‌يابى ناموژاه‌ها كوشش كنند به چه ابزارى نياز دارند و چگونه مي‌توانند به نتيجه پژوهش‌هاى خود مطمئن شوند؟
من نه وظيفه دولتى داشته و دارم و نه استاد تدريس اين مسايل و نه حتى خبرنگار و روزنامه‌نويس هستم. من آنچه را كه در اين باره مي‌دانستم و مي‌دانم همان سى و چند سال پيش در آغاز خوزستان نوشته‌ام كه هنوز هم بر آن باورم و آن اين است: «بى گفتگو است كه هرگاه واژه‌ها و ترانه‌ها و داستان‌ها و نام‌هاى جغرافيايى و تاريخى جاها و عقايد به ظاهر خرافى و هنرها و عادات و رسوم گوناگون عامه مردم همه جاى ايران، خوب گردآورى شده و درست تحليل شوند و نجوم باستان كه كليد گشودن بسيارى از رازهاى ناگشوده است دانسته شود و باستان‌شناسى نوين با
كاوش‌هاى بارآور خود مدارك تازه‌تر و بيشترى فراهم آورد و مراجعه به كتاب ها و متون كهن خطى و چاپى با ديد و دقت تازه‌ترى صورت گيرد و مدارك مربوط به ايران‌شناسى در كشورهاى خارج به دقت بررسى شوند و در جمع بندى دستاوردهاى فوق امعان نظر در روايات اوستايى و پهلوى و پيوند فرهنگ كهن اقوام قديم همسايه‌ها با آن‌ها فراموش نشوند، آن روز مي‌توان گف تكه به شناخت درست ژرفاى درياى بيكران زبان و تاريخ و فرهنگ اقوام ايرانى از سپيده‌دم تاريخ تاكنون بسى نزديك شده‌ايم. روشن است كه اين كار جز با كوشش همه جانبه همه دوستداران اين رشته‌ها شدنى نيست. از اين رو تا فرا رسيدن آن زمان، اگر هر كس، در هر باره هر گامى كه هرچند نارسا هم باشد، در اين راه بردارد، سهمى پرداخته است.» (خوزستان در نامواژه‌هاى آن/ عمادى/ نشر آموت/ صص 21-20)

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
رمان «به وقت بهشت» مجوز گرفت
«به وقت بهشت» رماني از نرگس جورابچيان مجوز انتشار گرفت و به زودی توسط نشر «آموت» به چاپ مي‌رسد.

به گفته نويسنده اثر، اين رمان كه مضموني اجتماعي، ‌عاطفي دارد، درباره مراحل تكامل يک انسان است و چهار بخش آن با نام فصل‌ها نامگذاري شده است.

به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، جورابچيان درباره اين رمان گفت: اين رمان درباره مراحل تكامل و تحول زندگي يک انسان است و از زبان راوي اول شخص روايت مي‌شود.

وي افزود: داستان اين كتاب با نگاهي به مضامين اجتماعي و ‌عاطفي پيرامون شخصيت اصلي همراه است و دغدغه‌هاي زندگي دختري به نام ترلان را با نگاه به وقايع پيرامونش نشان مي‌دهد.

جورابچيان اضافه كرد: همه داستان از زبان راوي اول شخص است، ولي بخشي از آن از زبان شخصي در یک نامه دنبال مي‌شود و زمان رخ دادن آن نيز سال‌هاي اخير و در شهر تهران است.

به گفته جورابچيان اين رمان 350 صفحه است و از سوي نشر «آموت» روانه بازار كتاب مي‌شود.

نرگس جورابچيان فارغ‌التحصيل رشته مترجمي زبان روسي است. از وي تا كنون چند داستان كوتاه و شعر در چند نشريات ادبي به چاپ رسيده است. جورابچيان هم‌اكنون در حال به پايان رساندن نگارش رمان دوم خود است.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
مجموعه داستان «عروس بید» مجوز گرفت
یوسف علیخانی، که سال گذشته با مجموعه داستان «اژدهاکشان» در جایزه ادبی جلال آل‌احمد شایسته تقدیر شد، به زودي مجموعه داستان «عروس بيد» را زير چاپ مي‌برد. به گفته نويسنده، ايجاد فرمي تازه در فضاي داستاني نسبت به آثار پيشين وي، از ويژگي هاي اين كتاب است.

به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، «عروس بيد»، نام سومين مجموعه داستان يوسف عليخاني است كه به زودي توسط نشر «آموت» روانه بازار كتاب ميشود.

به گفته عليخاني، اين مجموعه داستان نيز مانند دو مجموعه داستان قبلی‌اش با گرايش به نوعي بومي‌گرايي در نگرش و زبان داستاني خلق شده، ولي این‌بار تاكيد نویسنده كمتر بر زبان ديلمي قرار گرفته است.

علیخانی در اين باره به «ايبنا» گفت: داستان‌های این مجموعه نیز مانند دو مجموعه داستان قبلی‌ام در فضای روستای خیالی «میلک» می‌گذرند. ضمن آنكه در اين داستان‌ها بیش از هر چیز دغدغه قصه‌گویی داشته‌ام و قصه‌ها با زبانی متفاوت و امروزي‌تر نسبت به دو مجموعه داستان قبلی‌ام روایت می‌شوند.

نويسنده «اژدهاكشان» افزود: در اين كتاب سعي داشتم با استفاده از کلمات دیلمی و زبان فارسی معیار، به زبان سومی برسم.

وي اضافه کرد: نقطه اشتراک هر سه مجموعه داستانم توجه به فرهنگ و باورهای مردم یک روستای خالی از سکنه بوده است. داستان‌های عروس بید هم مانند «قدم بخیر» و «اژدهاکشان» در فضایی وهم‌آلود روایت شده‌اند.

مجموعه داستان «عروس بید»، 192 صفحه و شامل 10 داستان کوتاه است.

«پناه بر خدا»، «آقای غار»، «هراسانه»، «پنجه»، «رتیل»، «جان قربان»، «عروس بید»، «مرده گیر»، «بیل سر آقا» و «پیر بی‌بی» نام داستان‌هاي اين كتاب است.

عليخاني برای مجموعه داستان «اژدهاکشان» برگزيده اولين دوره جايزه ادبي جلال آل‌احمد و نامزد نهایی هشتمین دوره جایزه هوشنگ گلشیری شد.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
پنجشنبه بازار کتاب
سایر محمدی: (روزنامه ایران) عبدالرحمان عمادي، حقوقدان، پژوهشگر و شاعر شمالي پنج جلد كتاب هفته گذشته توسط نشر آموت چاپ و منتشر كرده است.

«خوزستان در نام‌واژه‌هاي آن» كتابي درباره شناسنامه تاريخي و فرهنگي خوزستان در پيوند با ايران زمين از راه نامواژه‌هاي اين خاك است كه به قول نويسنده، اگر نامواژه‌ها خوب شناخته شوند گزارشگر سرنوشت خويش‌اند.

كتاب بعدي عبدالرحمان عمادي «لامداد: چند جستار از ايران» نام دارد. اين كتاب شامل شانزده مقاله درباره تبريز و نام و لغت ايراني و قديم ديگري از تبريز، نام جوبار و بارز در كرمان از زمان اردشير بابكان، پيشينه ديرپاي برنج، پرندگان ايران، شناسايي پنج فهلوي كهن، يغما و عقايد قديم ايراني، ابوشكور بلخي و ناصر خسرو در چند شعر و... است كه در طول سال‌هاي متمادي نوشته شده است.

«آسمانكت: چند رسم مردمي» كتاب ديگري از اين محقق و مورخ است كه شامل پنج مقاله در زمينه آفرينش شادي مردم در دوران هخامنشيان، آب استه در كوهستان طبرستان، ستايش رام يا لام در ديلم، كدوزني يك جشن باستاني از ياد رفته ايران و... مي‌شود. نويسنده در اين آثار با استناد به تاريخ و آثار مكتوب چندين قرن پيش به كشف‌هاي تازه‌اي مي‌رسد كه در فرهنگ ايرانيان متداول و رايج بوده است.

«دوازده گل بهاري» نگاهي به ادبيات ديلمي و طبري است كه از هشت مقاله تشكيل شده است. اين مقالات در ارتباط با شعري ديلمي در باره جغرافياي تاريخي ايران زمين، گوشه‌اي از ادبيات و لغات طبري ـ ديلمي، داستاني از اسكندر و دارا در دو شعر كهن طبري و ديلمي و... فراهم آمده است.

«حمزه آذرك و هارون‌الرشيد» در آئينه دو نامه پژوهش و تحقيقي به قلم شاعر و حقوقدان شمالي عبدالرحمان عمادي است كه نشر آموت منتشر كرده است. پژوهشگر در اين كتاب قيام «حمزه آذرك شاري سيستاني» عليه هارون‌الرشيد عباسي و ترجمه نامه‌هايي است كه بين هارون‌الرشيد و حمزه آذرك مبادله شده، مورد كنكاش قرار مي‌دهد و نتيجه مي‌گيرد كه جنبش حمزه آذرك جنبشي ايراني و به وسيله ايرانيان با جهان‌بيني ديني و اجتماعي بوده كه عليه دستگاه اداري و سياسي شكل گرفته و از آبشخور فرهنگ ديرينه ايران مايه مي‌گرفت.اهميت اين جنبش، كه پيش از يعقوب ليث صفاري بوده، مورد توجه قرار نگرفته بود و در پژوهش‌هاي دانشگاهي آن را دسته‌اي متعصب از مسلمانان سده‌هاي آغازين اسلام ارزيابي مي‌كردند كه بسيار متعصب و ضد دستگاه خلافت بودند. در ايران جنگنامه‌ها و داستان‌هاي عاميانه به نام‌هاي اميرحمزه صاحبقران يا رموز حمزه را مي‌توان يادگار بازتاب كارهاي حمزه آذرك ارزيابي كرد.
aamout[at]gmail[dot]Com
یک عکس تاریخی
از راست: علی بلوکباشی، محمدامین ریاحی، ضیاءالدین سجادی، کیکاووس جهانداری، نورانی وصال، مجتبی مینوی، محمدتقی دانش پژوه، مهدی محقق، عبدالرحمان عمادی، اصغر مهدوی، حبیب یغمایی و جعفر شهیدی

منبع: شماره 71 مجله «بخارا» صفحه 81 خرداد و شهریور 1388 (ویژه محمدامین ریاحی)
aamout[at]gmail[dot]Com
عطر دوازه گل بهاری
اسعد کرم ویسه: «دوازده گل بهاري» عنوان كتابي از عبدالرحمان عمادي است كه توسط انتشارات آموت چاپ شده است. اين اثر از بعضي جهات حائز اهميت است؛ كتاب شامل چند مقاله پژوهشي و تحقيقي است كه روي محور زبان و ادبيات ديلمي و طبري پيش مي‌رود. بخش نخست كتاب مقاله‌اي است جذاب و خواندني كه نويسنده هم اسم اين مقاله را براي اسم كتاب برگزيده است. «دوازده گل بهاري» شامل توصيف و توضيح دوازده گل ديلمي است كه در كوهستان‌ها به هنگام بهار مي‌رويند. هر گل صفات ويژه‌اي را به خود اختصاص داده است كه در ابتدا نويسنده نام هر گل را از نظر واژه‌شناسي ريشه‌يابي كرده و سپس به توضيح و تفسير آن مي‌پردازد. شيوه كار نويسنده اگرچه علمي است و از نظر گياه‌شناسي جايگاه خاصي دارد اما عمادي به همين بسنده نكرده است. او با ذكر افسانه‌ها و داستان‌ها و شعر شاعران قديم در لابه‌لاي توضيحات خود جنبه‌اي ادبي – فرهنگي به كار خود داده است. او به سراغ افسانه‌ها و داستان‌ها و باورهاي مردم كهن رفته است و همين به جذابيت كار نويسنده افزوده است.شميم و رايحه گل‌ها، رنگ‌هاي درهم تنيده و زيبايي‌هاي دلنشين در توصيف گل‌ها در اين كتاب، مخاطب را به بهاری در پشت كوهستان‌ها مي‌برد و مردماني را مي‌بيند از جنس گل و سادگي. بخش دوم كتاب شعري ديلمي به شعري ديلمي اختصاص دارد كه درباره جغرافياي تاريخي ايران سروده شده است. نام اين شعر در زبان ديلمي «ائرئني شارئن» كه ترجمه آن «سرزمين‌هاي ايران» است. شعر و ترجمه آن در كتاب آمده است.
بخش سوم كتاب؛ گوشه‌اي از ادبيات و لغات طبري – ديلمي است. عمادي در اين مقاله منابع و مآخذي كه به زبان طبري بوده و يا در آن واژگان طبري به كار رفته است را ذكر مي‌كند. همچنين او مآخذ موجود از زبان طبري و يا منابعي كه به زبان طبري بوده‌اند ولي از ميان رفته‌اند را فهرست كرده و توضيح مي‌دهد و سپس از نسخه‌هاي خطي كهن از تفسير قرآن كريم به زبان ديلمي و طبري تاريخي به دست مي‌دهد. در قسمت پاياني همين مقاله عمادي داستاني را نقل مي‌كند از شاعري طبري و ذكر يك شعر از او با ترجمه و تفسير كه خود جاي خواندن دارد.كتاب شامل مقالاتي ديگر با عناوين، چند واژه كهن و ايراني به جا و براي صيفي كاري و كشت و توسعه نباتات جاليزي، داستاني از اسكندر و دارا در دو شعر كهن طبري و ديلمي، كشف معناهاي يك دوبيتي ديلمي – طبري در قابوسنامه بايازد، مثل ديلمي، نوروز بل ديلمي، هازاتي يا قرباني يا آزادي است.
عمادي در اين كتاب سعي دارد تا با روشي علمي و تحقيقي، تاريخي از زبان و ادبيات ديلمي و طبري به دست بدهد. نثر او ساده است و در عين حال گيرا به گونه‌اي كه مخاطب با آن به سرعت ارتباط برقرار مي‌كند. از ويژگي‌هاي ديگر كتاب حاضر تنوع و گونه‌گوني در بخش‌هاي مختلف است؛ مخاطب گاه با مقوله گياه‌شناسي و گاه زبان‌شناسي، تاريخ و جغرافيا، مردم‌شناسي و... مواجه است كه در لابه‌لاي همه اين مقولات زبان و ادبيات بر آن سايه گسترده است.

منتشر شده در روزنامه ایران / پنجشنبه 17 دی 88/ صفحه 17
aamout[at]gmail[dot]Com
تمدن دیلمی در قاب
ایوب بی نیاز: «پرسيد دانا از مينوي خرد كه كدام زمين شادتر است؟ مينوي خرد پاسخ داد كه آن زمين شادتر است كه مرد پارساي راست گفتار در آن نشيمن كند.»
اين جملات از كتاب تازه چاپ آسمانكت (Asaman-kat) نوشته عبدالرحمان عمادي است كه به تازگي توسط انتشارات آموت چاپ و وارد بازار نشر شده است. عبدالرحمان عمادي شاعر، پژوهشگر تاريخ ايران و متخصص زبانشناسي است. البته او در زبانشناسي از يك متدلوژي خاص خود تبعيت مي‌كند. در زبانشناسي مثل يك باستان‌شناس است، كه از دل خروارها خاك، اشياي ناب و قيمتي كه همان آداب و رسوم باشد را بيرون مي‌كشد. برخي از فيلسوفان معتقدند كه معضلات فلسفي از كاربرد نادرست زبان ناشي مي‌شود. بين چيزها در واقعيت، انديشه در ذهن آدمي و زبان تناظري مستقيم و منطقي برقرار است. به همين دليل زبان و ذهن نوعي تصوير از واقعيتي تشكيل مي‌دهند كه در جهان با آن متناظرند. همه واقعيت‌هاي جهان به اين اعتبار واقعيت‌اند كه مي‌توانيم درباره آنها حرف بزنيم و تصورشان كنيم. ابتدا بد نيست بدانيم عنوان كتاب به چه معناست؟ آسمانكت يك واژه در زبان ديلمي است. اين واژه را كه در اصل مي‌توان يك پديده ناتوراليستي محض دانست كه در زبان فارسي صاعقه ناميده مي‌شود. همانگونه كه پژوهشگر نقل مي‌كند:
«در افسانه ديلمي، فرود آمدن صاعقه را در ميان آب چشمه، باعث ايجاد حربه‌ يا گوهري مثل الماس مي‌پنداشته‌اند.» نيز در اساطير يونان صاعقه و برق از نشانه‌ها و ابزارهاي ZEOS زئوس دانسته مي‌شد كه پديد آمدنش را گاهي نشانه خشم و آسيب و گاه پيك فيروزي مي‌شمردند. گزنفون نوشته، كوروش در يكي از سفرهاي جنگي خود هنوز از دروازه شهر بيرون نيامده بود كه رعد و برق در آسمان پديد آمد. چون پارسيان پديد آمدن رعد و برق را نشانه فرخنده فالي مي‌دانستند كوروش و پدر او آن را نشانه پيروزي در آن سفر دانستند.
كتاب شامل پنج مقاله است:
1)شعري در باره آفرينش شادي براي مردم كه نوزده بار در سرخط نوشتارهاي تاريخ قديم بازگويي شده
2) آسمانكت (Asaman-kat)
3) آب استه در كوهستان طبرستان
4) ستايش رام يالام در ديلم؛ نشانه‌هايي از ستايش عنصر باد
5) كدوزني
درواقع پنج فصل كتاب به معني پنج رسم از رسوم ايرانيان است.
جالب اينجاست كه بدانيم طرح روي جلد هم خود يكي از رسوم را توضيح مي‌دهد.
آئين كدوزني يعني تير بر گوي زدن كه به نشانه مهر و عشق است.
نويسنده درصدد است تا مشابهت‌ها و اشتراكات زباني را در زبان‌هاي ايران قديم و زبان‌هايي كه امروز خود به دليل جغرافياي مستقل زباني جدا از زبان‌هاي ايراني دارند، پيدا كند و يكي بودن ريشه‌هاي آنها را به اثبات برساند.
او همچنين شرحي مفصل از اشتراكات زبان در كتب مذهبي و مقدس ارائه مي‌دهد. در زبان‌هاي ايراني و عربي اشتراكاتي مي‌يابد كه در كتب غيرفارسي و عربي منجمله زبان‌هايي كه از آن به نام «هند و اروپايي» اسم مي‌برند، يافت مي‌شود. عمادي نقبي مي‌زند بر فلسفه‌اي كه شايد ايرانيان خيلي پيشتر از تالس و آناكسيمن درمورد آب‌ و باد (هوا) گفته‌اند. همان گونه كه مي‌دانيم فيلسوفان معروف به «پيش سقراطي» مثل امپدوكلس مدعي بودند جهان هستي از چهار عنصر آب، باد، آتش و خاك ساخته شده است و جهان را مي‌توان از طريق اين عناصر متحرك توضيح داد. عمادي اين گونه توضيح مي‌دهد: آب، به عنوان يكي از مهمترين عناصر طبيعت كه مايه هستي و زندگي جانداران است در جهانشناسي ديرين مردم همه جاهاي فلات ايران و پيرامون‌هاي آن شالوده آغازين هستي گمان مي‌شده و آن را مادر پديده‌‌ها مي‌پنداشته‌اند.

منتشر شده در روزنامه ایران / پنجشنبه 17 دی 88/ صفحه 14
aamout[at]gmail[dot]Com
«عبدالرحمان عمادی» به گزارش فارس
لامداد (چند جُستار از ايران)
مقالات اين كتاب بر پايه تحقيقاتي در فرهنگ و ادبيات كهن تا امروز ايراني است كه مسايلي مربوط به فرهنگ عامه را مورد دقت نظر و واكاوي قرار داده است.

حمزه آذرك و هرون الرشيد عباسي
اين كتاب درباره قيام حمزه آذرك سيستاني، عليه هرون‌الرشيد عباسي و ترجمه نامه‌هايي است كه بين هارون و حمزه مبادله شده است.

آسمانكَت (چند رسم مردمي)
«آسمانكت» به معناي صاعقه است و در اين كتاب نام يكي از رسم‌هايي كهن هست كه مردم ايران بدان اعتقاد داشتند.

خوزستان در نامواژه‌هاي آن
اين كتاب درباره شناسنامه تاريخي و فرهنگي خوزستان در پيوند با ايران زمين از راه نام‌واژه‌هاي ايراني است.

دوازده گُل بهاري (نگاهي به ادبيات ديلمي و طبري)
"دوازده گل بهاري " كه نام اين كتاب قرار گرفته، نام قصه‌اي قديمي است درباره اينكه بهار، با دوازده گل بهاري آغاز مي‌شود و اين دوازده گل از نگاه يك دختري دم‌بخت شناسايي مي‌شود.
aamout[at]gmail[dot]Com
پنج كتاب از عبدالرحمان عمادي منتشر شد
http://media.isna.ir/oldcontent?n=pics/1388/10/Art/178.jpg
به گزارش خبرنگار بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، «دوازده گُل بهاري» (نگاهي به ادبيات ديلمي و طبري)، «آسمانكَت» (چند رسم مردمي)، «لامداد» (چند جُستار از ايران)، «حمزه آذرك و هرون الرشيد عباسي» (در آيينه‌ي دو نامه) و «خوزستان در نامواژه‌هاي آن» عنوان اين كتاب‌هاست كه به عنوان نخستين كتاب‌هاي عمادي 84ساله و نخستين كتاب‌هاي انتشارات تازه راه‌اندازي‌شده‌ي آموت منتشر شده‌اند.

«خوزستان در نامواژه‌هاي آن»
«خوزستان در نامواژه‌هاي آن» درباره شناسنامه تاريخي و فرهنگي خوزستان در پيوند با ايران‌زمين از راه نام‌واژه‌هاي ايراني است.

عبدالرحمان عمادي - نويسنده و پژوهشگر پيشكسوت - در اين كتاب مقاله‌اي درباره ريشه‌شناسي برخي واژه‌ها و معاني بنيادين برخي از نام‌هاي خوزستان در دوره‌هاي مختلف نوشته است.

بخش اول كتاب «پيوند برخي از نام‌هاي جغرافيايي خوزستان با آب كه سر‌آغاز آفرينش بود» ‌نام دارد. «آب و آفرينش نزد ايرانيان»، «آب در اوستا»، «برخي واژه‌ها با آب پيوند دارند»، «گفتار برخي نويسندگان فارسي درباره آب» و «گفته‌هاي ديگران و شواهدي از لغات» مطالب اين فصل كتاب‌اند.

«شوش» سر‌آغاز فصل بعدي كتاب «خوزستان و نام‌واژه‌هاي آن» است كه «نشانه‌هاي ستايش ناهيد در زمان اشكانيان»، «نام‌هاي گوناگون شوش»، «معناهاي گوناگون شوش و پيوند شوش با باز»، «باز گشاده‌بال شوش» و «پيوند شوش با سوسن، زنبق، سنبل، نيلوفر، نرگس و ريحان» از بخش‌هاي مختلف آن است.

«گل لوتوس» نيز نام فصل بعدي كتاب است و با مقالات «نيلوفر در اساطير و متون ادبي هند و ايراني»، «نقش گل زندگي در سفالينه‌ها و نقوش باستاني»، «پيوند نام شوش با ناهيد و موسيقي»، «معناي بنيادين اهواز و خوزستان»، «اهواز و خوز، هر دو يك لغت ايراني است»، «اهواز در كتب قدما» «‌پيوند خوز و هوز با شكر و نيشكر» و... همراه است.

شعري از «ابونواس» و تفسيري بر آن و نيز شعري از عبدالرحمان عمادي با نام «بدو و جزاير سه‌گانه جنوب» نيز در دو بخش پاياني كتاب به چاپ رسيده است.

كتاب «خوزستان در نامواژه‌هاي آن» 460 صفحه است و با قيمت 9000 تومان از سوي نشر آموت منتشر شده است.

«دوازده گُل بهاري» (نگاهي به ادبيات ديلمي و طبري)
«دوازده گل بهاري» كه نام اين كتاب قرار گرفته، نام قصه‌اي قديمي است درباره اين‌كه بهار با دوازده گل بهاري آغاز مي‌شود و اين دوازده گل از نگاه يك دختر دم ‌بخت شناسايي مي‌شود.

در كتاب‌هايي مانند «حدود‌العالم» نام همه مناطق دامنه‌يي كوهستان البرز، ديلمستان بوده و خود مردم ديلم ادبيات‌شان را ديلمي مي‌گفتند.

نويسنده در اين كتاب معتقد است، شاهنامه فردوسي كتابي شكل‌يافته از فرهنگ فولكلور دهقانان است؛ در واقع، دهقان حافظ و راوي روايات قصه‌هاي شاهنامه بوده و به همين دليل، شاهنامه يكي از مظاهر فرهنگ عميق فولكلور ايراني است.

از سوي ديگر، شرح بر يك دوبيتي در قابوسنامه نوشته قابوس‌بن‌وشمگير سال‌ها يكي از مشكلات غيرقابل حل محققان و استادان دانشگاه بوده كه عبدالرحمان عمادي اين مشكل را حل كرده است. اين شعر در يادنامه مرحوم غلامحسين يوسفي نيز آمده است. در اين دوبيتي، يازده مثل آمده كه نشانگر مفهومي از نوعي پيوستگي فرهنگي و عميق اين منطقه و غناي آن است.

کتاب «دوازده گل بهاري» (نگاهي به ادبيات ديلمي و طبري) دربرگيرنده هشت مقاله با نام‌هاي دوازده گل بهارى، شعرى ديلمى درباره جغرافياى تاريخى ايران‌زمين، گوشه‌اى از ادبيات و لغات طبرى، ديلمى، چند واژه كهن و ايرانى بجا براى اصطلاحات صيفي‌كارى و كشت و توسعه نباتات جاليزى، داستانى از اسكندر و دارا در دو شعر كهن طبرى و ديلمى، و كشف معناهاى يك دوبيتى ديلمى - طبرى در قابوسنامه با يازده مثل ديلمى است.

«دوازده گُل بهاري» در 191 صفحه و شمارگان 1100 نسخه با قيمت 4000 تومان به چاپ رسيده است.

«آسمانكَت» (چند رسم مردمي)
«آسمانكت» به معناي صاعقه است و در اين كتاب نام يكي از رسم‌هاي كهن است كه مردم ايران بدان اعتقاد داشتند. رعد و برق در قديم، نمونه بسيار بزرگي از هشدار خداوند بوده و مورد توجه بيش‌تر مذاهب دنيا قرار مي‌گرفته است. البته عده‌اي هم معتقد بودند كه وقتي صاعقه مي‌آيد، قدرت پادشاهي و نيرومندي را به گروهي خاص اعطا مي‌كند.

مذاهب مختلف «آسمانكت» را به زبان خودشان روايت كرده‌اند، ‌ضمن آ‌ن‌كه اين موضوع همواره مورد بحث و توجه بوده و جنبه‌هاي مختلفي را بيان مي‌كرده است.

اين كتاب در قالب مقالاتي به بررسي لايه‌هاي معنايي و‌ رمزي واژه‌ها و اصطلاحاتي از زبان كهن فارسي و سروده‌هاي كهن ايراني پرداخته است.

مقاله ديگر اين كتاب، «كدوزني» است كه جشني در زمان صفويان در شمال ايران بوده؛ به اين ترتيب كه كدويي مزين را در جايي آويزان مي‌كردند و با اسب دور آن مي‌گشتند و به آن تير مي‌زدند. در اين مقاله معناهاي متفاوت و رمزي اين رسم بررسي شده است.

«آب استه» و ستايش آب و باروري، مقاله ديگري از اين كتاب است كه در آن ستايش جشن و دعايي براي آب‌خواهي و ستايش آب بررسي شده است. در اين مقاله به معناي اين واژه در الواح سومر نيز نگاهي شده است.

كتاب «آسمانكَت (چند رسم مردمي)» 210 صفحه است و با قيمت 4000 تومان منتشر شده است.

«لامداد» (چند جُستار از ايران)
لامداد يعني «خداداد» و «داده خداوند بخشنده و مهربان». اين كتاب دربرگيرنده 16 مقاله درباره آداب و رسوم و ويژگي‌هاي فرهنگي و ‌ادبي مردم ايران است و نويسنده در اين كتاب بر آن است كه بن‌مايه‌هاي مبتني بر فرهنگ عامه را در فرهنگ رسمي ايراني بررسي كند.

مقالات اين كتاب بر پايه تحقيقاتي در فرهنگ و ادبيات كهن تا امروز ايراني است كه مسائلي مربوط به فرهنگ عامه را مورد دقت نظر و واكاوي قرار داده است.

«جلندي بل کرکرانک»، «تربيز؛ نام و لغت ايران و قديمي ديگري از تبريز »، «پيشينه نام جوبار و بارز در کرمان از زمان اردشير بابکان»، «پيشينه ديرپاي برنج»، «يك بيت شعر منسوب به فريدون و نکته‌هايي نويافته درباره منوچهر»، «قاعده بود و نبود حرف «ر» در ميانه گروهي از واژه‌هاي ايراني»،‌ «نام‌هاي درياچه اروميه»،‌ «مينونشان»،‌ «گز»،‌ «دو واژه‌نامه از گويش‌هاي ايراني: يزدي و همداني »،‌ «پرندگان ايران»، «شناسايي پنج فهلوي کهن»، «يغما و عقايد قديم ايراني»، «مريم دسيه»، «لتير لغتي قديم و ناشناخته در قلمرو گيل و ديلم» و «ابوشکور بلخي و ناصرخسرو در چند شعر» از مقالات درج‌شده در اين كتاب است.

كتاب «لامداد» (چند جُستار از ايران) 240 صفحه است و با قيمت 5000 تومان منتشر شده است.

«حمزه آذرك و هرون الرشيد عباسي» (در آيينه‌ي دو نامه)
«حمزه آذرك و هرون الرشيد عباسي» درباره قيام حمزه آذرك سيستاني عليه هارون‌ الرشيد عباسي و ترجمه نامه‌هايي است كه بين هارون و حمزه مبادله شده است.

به اعتقاد نويسنده، جنبه ايراني بودن قيام آذرك از قيام ابومسلم بيش‌تر بود؛ چرا كه قيام ابومسلم خلافت را به دست بني‌عباس داد؛ ولي آذرك جهان‌بيني و نظريه داشت و معتقد بود بايد خود مردم در سرنوشت‌شان دخيل باشند.

او با نام خوارج در سال 170 عليه عباسيان قيام كرد. اين قيام كه چند سالي بعد از قيام ابومسلم خراساني شكل گرفت، به جنگ‌هاي مفصلي منجر شد كه در همه آن‌ها هارون الرشيد عباسي از سپاه ايران شكست خورد.

در اين كتاب آشكار مي‌شود كه ايرانيان آن موقع اهل كتاب بودند، با اصل اسلام مخالفتي نداشتند و مخالفت‌شان با كساني بود كه خودشان را خليفه مي‌دانستند و در حقيقت امويان و عباسيان را مسلمان قلمداد نمي‌كردند.

«نسخه نامه هرون ‌الرشيد»، «خوارج و حمزة‌ بن‌ آذرك» و «سخنى چند درباره ماجراى حمزه از نقطه‌نظر حقوقى، سياسى و اجتماعى» از عنوان‌هاي چند بخش اين كتاب‌اند.

«پيوست مهم» (سندى از صدر اسلام براى انگيزه جنبش‌هاى ايرانيان بر ضد امويان و عباسيان)، «پيمان شيز در آغاز اسلام ايران»، «پيمان شيز در سيستان»، و «اندكى پس از پيمان شيز در آذربايجان از همان زمان چه بر سر آذربايجاني‌ها آوردند؟» نيز از ديگر مطالب اين كتاب به شمار مي‌روند.

كتاب «حمزه آذرك و هرون ‌الرشيد» (در آيينه دو نامه) 96 صفحه است و با قيمت 2000 تومان انتشار يافته است.

در معرفي عبدالرحمان عمادي در پشت جلد كتاب‌ها چنين درج شده است: عبدالرحمان عمادي - حقوقدان، شاعر و پژوهشگر - متولد بهمن‌ماه سال 1304 خورشيدي در روستاي «اي‌ني» اشكور در خانواده‌اي از طايفه‌ي سادات ديلماني، از نوادگان مشاهير ديلمي از جمله عماد‌الدين ابوكاليجار مناور بن فره كوه ديلمي، از استادان شيخ روزبهان بقلي شيرازي - مؤلف كتاب عبهر‌العاشقين -، است.

عمادي پس از تحصيل در مكتب‌خانه روستا، روانه رودسر، رشت و قزوين شد و تحصيلات متوسطه را در اين شهرها گذراند. او در زمان حكومت مصدق (1331) موفق به دريافت ليسانس قضايي از دانشگاه تهران شد. هم‌زمان با وكالت، به پژوهش در مباحث ايران‌شناسي روي آورد كه بخشي از مقالاتش طي نيم ‌قرن گذشته در مجلات معتبر منتشر شده است.
aamout[at]gmail[dot]Com
«آسمانکت» منتشر شد
http://media.isna.ir/oldcontent?n=pics/1388/10/Art/178.jpg
«آسمانکت» (چند رسم مردمی) نوشته «عبدالرحمان عمادی» در 210 صفحه به وسیله نشر آموت منتشر شد.

این کتاب شامل پنج مقاله: (شعری هخامنشی درباره آفرینش شادی برای مردم که نوزده بار در سرخط نوشتارهای هخامنشیان بازگوئی شده، آسمانکت، آب استه در کوهستان طبرستان، ستایش رام یا لام در دیلم؛ نشانه هائی از ستایش عنصر و کدو زنی) است.

آسمانکت به معنای صاعقه است.
جام جم آنلاین، تادانه ، دولاچنگ
خبرگزاری ایبنا، ایسنا، فارس،ایرنا، مهر، ایلنا، شهر، آفتاب
روزنامه ایران، روزنامه دنیای اقتصاد، روزنامه اعتماد
تمدن ديلمي در قاب (ایوب بی نیاز) ... اینجا
پنجشنبه بازار کتاب ... اینجا

Labels: ,

aamout[at]gmail[dot]Com
نظرة الی ثقافة و أدب أهالی شمال إيران

نشر«آموت» حديثاً كتاب آخر لعبدالرحمن عمادي، يتحدث عن رسوم وتقاليد و مميزات ثقافة وأدب أهالي منطقة شمال إيران.

ايبنا: يضم كتاب 'لامداد' (بمعنی نوال من الله) 16 مقالة تتناول البعض منها الثقافة العامة علی أساس معرفة جذور المصطلحات الإيرانية القديمة. ويشير الكتاب الي معجمين من لهجتين إيرانيتين وهي اللهجة اليزدية والهمدانية.

ويقول الكاتب بان مقالات هذا الكتاب مستندة إلی ألابحاث التي أجراها في مجال الأدب والثقافه الإيرانية القديمة والتي تختص بالتدقيق في القضايا التي تتعلق بالثقافة العامة، خاصة في النواحي الشمالية من إيران.

واكد عمادي علی أهمية إحدی المقالات الرئيسية في هذا الكتاب وهي 'أصل وجود أوعدم وجود حرف "الراء" في مجموعة من المصطلحات الإيرانية' معتبراً هذه المقالة كمصدر رئيسي لخبراء اللغة.

ويشير عمادي في مطلع مقالة 'معجمان في لهجتين إيرانيتين: اليزدي و الهمداني' إلی التقاليد والعادات معتبراً اياها نماذج من الثقافة الوطنية والقومية.

وقال أن أبرز فروعها هي المصطلحات والأمثال والأشعار والقصص التي لاتزال باقية وثابتة في لهجات أهالی المناطق المختلفة وتُعتبر هوية لبلدنا و لغتنا الفارسية.

و تناول عمادي في المقالة النهائية لكتابه تحت عنوان 'أبوشكور بلخي وناصرخسرو في الأشعار والعقائد الإيرانية القديمة' بعض المصطلحات القديمة في أشعار هذين الشاعرين و معانيها.

وعناوين مقالات هذا الكتاب هي: 'جلندي بل كركرانك' و'تربيز؛ لغة قديمة لمدينة تبريز' و'سابقة إسمَي"جويار" و"بارز" في كرمان منذ عهد أردشير بابكان' و'تاريخ الرز القديم' و'بيت شعر منسوب إلی فريدون، ونقاط جديدة عن منوتشهر' و'أصل الوجود أوعدم وجود حرف"الراء" في وسط المصطلحات الإيرانية' و'أسماء بحيرة أورميه' و'مينو نشان' و'كز' و'معجمان من لهجتين إيرانيتين: اليزدي و الهمداني' و 'طيور إيران' و'معرفة "خمس بهلويات اثرية' و'الغنيمة، وعقائد الإيرانيين القديمة' و'مريم دسيه' و'"لتير"؛لغة قديمة ومجهولة في إقليم كيل وديلم' و'أبوشكور بلخي وناصرخسرو في الأشعار والعقائد الإيرانية القديمة'.

وطبعت دار نشر 'اموت' كتاب 'لامداد' لعبد الرحمن عمادي في 240 صفحة و في الف نسخة وبسعر خمسة آلاف تومان.

ولد عبدالرحمن عمادي عام 1926 في قرية 'اي ني' في ناحية إشكوَر و في أسرة منسوبة إلی عائلة ديلم. وبعد تكميل دراسته الاولية في مكتب القرية ذهب إلی مدن رودسر ورشت وقزوين لمواصلة دراسته الإعدادية. وفي عام 1952 حاز علي شهادة البكالوريوس في فرع الحقوق من كلية الحقوق والعلوم السياسية بجامعة طهران.

وتزامناً مع احترافه لمهنة المحاماة، اهتم عمادي بحقل الأبحاث التاريخية والثقافية عن إيران وصدرت له مقالات عديدة خلال السنوات الخمسين الماضية.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
«لامداد» منتشر شد
http://media.isna.ir/oldcontent?n=pics/1388/10/Art/178.jpg
«لامداد» (چند جُستار از ایران) نوشته «عبدالرحمان عمادی» در 240 صفحه به وسیله نشر آموت منتشر شد.

این کتاب شامل شانزده مقاله: جلندی بل کرکرانک، تربیز؛ نام و لغت ایرانی و قدیم دیگری از تبریز، پیشینه نام جوبار و بارز در کرمان از زمان اردشیر بابکان، پیشینه دیرپای برنج، یک بیت شعر منسوب به فریدون و نکته هایی نویافته درباره منوچهر، نام های دریاچه اورمیه، مینو نشان، پرندگان ایران، مریم دسیه، لتیر لغتی قدیم و ناشناخته در قلمرو گیل و دیلم و ابوشکور بلخی و ناصرِ خسرو در چند شعر و عقاید قدیم ایرانی است.

لامداد به معنای داده خدا و یا خداداد است.

Labels: ,

aamout[at]gmail[dot]Com