داستان شک آدم ها
علی رشوند: مجموعه داستان باغ اناری دارای 11داستان به نام های "وضعیت ،باغ اناری ، پاسگاه ، شور زندگی ، کودکان ابری ، زن سورچی ، عاشقانه ، حیوونکی بارون ، کوکبه ، حیاط خلوت و آخرین شعر "می باشد

دراینجا به بررسی سه داستان " وضعیت ، از این مجموعه می پردازم

شرح حال دانش آموزی است بنام علی براتیانی، که تنها ،درکلاس خوابیده است ، معلم وارد کلاس می شود به حضور و غیاب شاگردان می پردازد ، او هم به نمایندگی از سایر دانش آموزان غایب بودن آنها را اعلام می کند در فضای پیرامونی کلاس، میله پرچمی است از درخت گزتراشیده که در باد تکان می خورد ، به فاصله کمی ،پسرکی دست در جیب قبای بلندش کرده ، یک سوت پاسبانی بردهان دارد ، مدام آن را به صدا در می آورد و کنار پسرک سبدی از کاغذ پاره های مشق شاگردان و جایی نزدیک دیوار مدرسه بادبادکی در آسمان دودی رنگ چرخ می خورد و صدای گریه کودکی از کوچه های دور شنیده می شود

داستان" وضعیت " داستان جذاب و هیجان انگیزی است داستان یک وضعیت غیرعادی را روایت می کند وضعیتی که باور پذیری اش مشکل به نظر می رسد

داستان " وضعیت " داستان الینه شدن معلمی است در حرفه اش که روزهای هفته را به فراموشی سپرده و جمعه پابه کلاس گذاشته است حتی در این مسخ شدگی چنان غرق است که حضور یک دانش آموز در کلاس برایش سوال برانگیز نیست ؟

داستان " وضعیت" داستان نشان می دهد چگونه بعضی از فعالیت ها تبدیل به عادت می شوند در این داستان حضور و غیاب دانش آموزان یک کار تکراری است ،نه یک کار مبتنی بر واقعیت ، در این داستان نه تنها معلم گرفتار درد" تکرار و تقلید "است حتی دانش آموز علی براتیانی هم هرچه بر زبان معلم آورده می شود فی الفور بر دفتر مشقش می نویسد به عبارتی هویت دانش آموز در مشق نوشتن و هویت معلم در تکرار حضور غیاب نمود می یابد به عنوان مثال :

(آموزگار پیر پس از اندکی تامل سرانجام روبه علی براتیانی ، شاگرد تنهای کلاس کرد و پرسید :"کلاس چندمی " علی براتیانی در دفتر مشقش نوشت : "کلاس چندمی " صفحه 8)

(آموزگار پیر به طرف تخته سیاه برگشت و باگچ سفید نوشت : " حرفی برای گفتن پیدا نمی شه "علی براتیانی شاگرد تنهای کلاس در دفتر مشقش نوشت : " حرفی برای گفتن پیدا نمی شه ص9" )

داستان "وضعیت" داستان شک است ، شک آدمها مراتب دارد، معلم شک می کند اما شواهدی که می آورد شک ضعیف اورا برطرف نمی کند این شک برای تغییر جهت کافی نیست نویسنده به خوبی نشان داده گاهی انسان شک می کند اما شرایط برای قوی ترعمل کردن یا کارآمدی شک "تلنگر " مهیا نیست در این داستان می خوانیم :

(آموزگار پیر اندیشید صبح مثل همیشه با صدای زنگ ساعت شماطه دار خودش بلند شده است ....بعداز نرمش صبحگاهی و صرف صبحانه مثل هر روز از مسیر همیشگی آمده است چشم های او هم اشتباه نمی کند اگر او اشتباه کند علی براتیانی اشتباه نمی کند گذشته از آن اگر اینجا مدرسه نیس پس آن میله پرچم چیست ؟ ناگهان فریاد کشید : "اینجا مدرسه اس " )

در داستان " وضعیت " خوابیدن دانش آموز "علی براتیانی " به هنگام ورود معلم به کلاس و در مواقع حضور او حتی هنگام خروج معلم ، وضعیت غیر عادی را نشان می دهد که معلم دربرابرش بی تفاوت است و آن را حمل بر بی ادبی نمی داند

در داستان" وضعیت ( خوابیدن دانش آموز تنهای کلاس -علی براتیانی – و زمزمه آهنگ " لالا لالاگل پونه ..." درخت تاغ خشکیده ، صدای گریه بچه ای از کوچه های دور )کلید واژه داستان هستند ، داستان که خوانده می شود، در می یابیم معلم کلاس روز جمعه وارد کلاس شده و با روح دانش آموز علی براتیانی -دانش آموز فوت شده کلاس- برخورد داشته است بقول معروف داستان تائید کننده باور ( روز جمعه مال مرده هاست ) است از طرفی خوابیدن دانش آموز براتیانی در کلاس نشانه هایی است که نویسنده به مخاطبش در لابه لای داستان تاکید می کند وضعیت غیرعادی است و دانش آموز علی براتیانی مرده است

در داستان وضعیت، انگشت تاکید براین نکته دارد معلم و دانش آموز گرچه داخل یک کلاس هستند اما این دو ازهم فاصله دارند ازهم شناختی ندارند . دو موجود بیگاه در کنار هم اند

داستان وضعیت نشان می دهد همواره مستخدمه نگهبان هوشیاری در مدرسه وجود دارد که به معلم گوشزد کند چرا روز جمعه سرکلاس آمده است واگر آموزگار پیر گفت : " پس چرا براتیانی آمده بود " مستخدمه جواب بدهد : " علی براتیانی دو هفته پیش عمرش را داد به شما "

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
0 Comments:

Post a Comment