دشواری های نوشتن برای مخاطب عام


روزنامه «تهران امروز» دوشنبه 17 خرداد 1389 صفحه 11

رسول آباديان: گفتن اين حرف زياد جرات نمي‌خواهد كه بگوييم در هيچ جاي جهان آن قدر كه در ايران مرسوم است نسبت به كتاب‌هاي پرفروش يا عامه پسند يا همان (بسلر) گارد منفي گرفته نشده است، كتاب‌هاي پرفروش در سراسر جهان به هر حال گوشه‌اي ازبازار كتاب را به خود ‌اختصاص داده‌اند بدون آن كه منتقدان حرفه‌اي اين گونه كتاب‌ها را خطري براي ادبيات يا به عنوان مثال عاملي براي پايين آمدن سطح سليقه مخاطب بدانند.
همه ما بدون تعارف براي آشنا شدن با دنياي كتاب قطعا چند كتاب عامه پسند خوانده ايم زيرا كششي كه در اين‌گونه كارها موجود است باعث مي‌شود كه ذهن و چشم ما به اندازه كافي با عنصر كلمه آشنايي برقرار كند و اشتياق ما را براي شناخت راه و رسم مطالعه حرفه‌اي تر فراهم آورد.بر همين اساس نمي‌توان كتاب‌هايي كه در اين راستا قرار مي‌گيرند را كاملا مردود اعلام كنيم و بر زحمات نويسندگان آثاري از اين دست خط بطلان بكشيم.
لازم به ذكر است كه بازار كتاب جوامع اروپايي آكنده از نويسندگان عامه پسندي است كه كارهايشان به هيچ عنوان با سطح انتظار ما همخواني ندارد اما به هيچ عنوان شاهد صف‌آرايي از سوي منتقدان و نويسندگان خاص در برابر آنها نيستيم، به زبان ساده تر مي‌توان گفت كه ادبيات عامه پسند يك نياز براي جامعه‌اي است كه تيراژ كتاب هايش هنوز از هزار جلد بالاتر نرفته است.
چه بپذيريم و چه نپذيريم كتاب‌هايي كه موفق به رسيدن به چاپ‌هاي متعدد شده‌اند به گونه‌اي ريشه در ادبيات عامه پسند دارند، يعني اين كه هيچ كتابي با در نظر گرفتن مخاطب زبده هرگز نمي‌تواند در جامعه كنوني ما حتي شاهد چاپ دوم باشد پس نامحرم خواندن نويسندگان عامه پسند و قرار دادن آنها در رديف‌هاي دوم يا سوم نمي‌تواند حركتي حرفه‌اي به حساب آيد.
اگر فرصتي مناسب به دست آيد و هركدام از ما بتواند فارغ از دغدغه‌هاي روزمره مختصر پرس و جويي از مردم در باره موفق ترين نويسندگان ايراني بكند قطعا نام نويسندگان عامه پسند در درجه اول قرار خواهند گرفت زيرا ساز و كار اين گونه كارها به گونه‌اي است كه هر مخاطبي را تحت تاثير قرار مي‌دهند.
يكي از وام‌هايي كه ادبيات داستاني مدرن از ادبيات عامه‌پسند گرفته استفاده از عنصر تعليق به عنوان يك اصل جدائي ناپذير از بدنه روايت است، نكته‌اي كه باعث مي‌شود خواننده درباره سرنوشت شخصيت‌ها كنجكاو شود و كتاب را براي دانستن كل موضوع مطالعه كند.
البته اين را هم بايد گفت كه نوشتن براي سليقه عموم بر خلاف تصور مااز عهده هركسي بر نمي‌آيد و ما بسيار كساني ديده ايم كه به طمع فروش بالاي اين گونه كارها دست به نوشتن زده‌اند بدون آن كه حتي بتوانند به اندازه انگشتان دست مخاطب جذب كنند، پس توجه به اين نكته ضروري است كه يك نويسنده عامه پسند به هيچ عنوان نا آشنا با فنون نوشتن نيست و ما خواهي نخواهي بايد اين گونه نويسندگان را به عنوان يك بخش از بدنه فرهنگ به رسميت بشناسيم.
اخيرا كتابي به نام معجون عشق منتشر شده كه مجموعه گفت و‌گوهايي با نويسندگان عامه پسند را شامل مي‌شود، نكته جالب توجه در اين كتاب آن است كه دغدغه‌هاي اين نويسندگان و رنج هايشان هيچ تفاوتي با نويسندگان هنري تر ندارد به اين معنا كه بر خلاف تصور ما هيچ كدام از آنها از راه فروش كتاب هايشان به سرمايه‌هاي آن چناني دست پيدا نكرده‌اند وهفته‌اي يك كتاب منتشر نمي‌كنند. در لابه لاي اين گفت و گوها متوجه مي‌شويم كه يك نويسنده عامه پسند هم نياز مبرم به يك سري مطالعات جانبي دارد كه مصالح كارش به حساب مي‌آيند و اين‌گونه نيست كه همه آنها پيش از نوشتن قراردادهاي ميليوني منعقد كنند و به عنوان مثال به عنوان ماشين توليد كلمه مطرح باشند.
البته مصاحبه كننده در اين كتاب ظاهرا براي حجيم تر شدن كارش به سراغ نويسندگاني هم رفته كه چندان براي خواننده عام آشنا نيستند و گنجاندن آنها در كنارافرادي مانند«ر_اعتمادي» و«امير عشيري» يا «فهيمه رحيمي» در حكم جفاست و‌اي كاش او بر اساس قدمت و قدرت نويسندگان دست به يك دسته بندي اصولي مي‌زد تا كارش يكدستي لازم را به دست آورد.
در كتاب معجون عشق با طيفي از نويسندگاني مواجهيم كه تا كنون مجال گفتن درباره خود را نداشته اند، نكته‌اي كه مي‌توان از آن به عنوان يكي از محاسن كتاب نام برد همان طور كه شتاب زدگي گفت و گوها را مي‌توان به عنوان ضعف اين كار معرفي كرد.
به نظر مي‌رسد كه مصاحبه كننده بر اساس يك چارچوب معين ذهني به سراغ هركدام از نويسندگان رفته زيرا حال و هواي گفت و گوها حال و هوايي يكسان و حتي كسالت آور است در حالي كه او مي‌توانست با حوصله بيشتر و يك ويرايش اصولي تر بيش از اين حاصل زحماتش (كه قابل تقديراست) را به ثبت برساند.
يكي ديگراز مواردي كه بايد درباره اين كتاب به آن اشاره كرد اين است كه ظاهرا مصاحبه كننده دقيقا نمي‌دانسته كه از نويسندگان چه مي‌خواهد يعني اين كه براي خواننده روشن نمي‌شود نيت از رفتن به سراغ يك نويسنده طبق چه هدفي صورت گرفته و مصاحبه حاضر قرار است در اين وضعيت فرهنگي چه نقشي ايفا كند.
به هر شكل كتاب معجون عشق به شرط يك بازنگري كلي كتابي است كه نياز جامعه امروز است، به اين معنا كه نويسندگان كتاب‌هاي عامه پسند كه تا كنون نتوانسته‌اند از آلام خود بگويند سفره دل را بازكرده‌اند و به نكاتي اشاره كرده‌اند كه درد دل مشترك همه اهالي قلم است.

منتشر شده در روزنامه «تهران امروز» دوشنبه 17 خرداد 1389 صفحه 11

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
0 Comments:

Post a Comment