با معجون عشق
خدیجه زمانیان: چند روز پيش کتاب «معجون عشق» را خواندم. کتابي که نه يک داستان، بلکه گفتگوهايي راجع به داستان است. خبر چاپش را توي خبرگزاري هاي مختلف خوانده بودم. به نظرم کتاب خوبي مي آمد. اينکه نويسنده اي مثل يوسف عليخاني که خودش براي مخاطبي خاص کتاب مي نويسد حالا مقابل نويسنده هايي نشسته که کتابهاي هر کدامشان به چاپ بيست و سي رسيده است و مي خواهد درباره کتابهايشان با آنها گفتگو کند. احساس مي کردم گفتگوها، گفتگوهايي چالشي از آب درآمده که اولاً يک خبرنگار از خواندن آن لذت مي برد و دوم اينکه قرار است توي اين سوال و جوابها، مساله ادبيات عامه پسند و علت رشد اين ادبيات (البته از لحاظ فروش نه محتوا) واکاوي شود. اما خب هيچ کدام از اين اتفاقها نيفتاده بود!
***
«معجون عشق» حاصل گفتگوي عليخاني با 14 نويسنده است. عکس 14 نويسنده همراه با نامهايشان، طرح جلد کتاب است. با طرح جلدي که گفتگو گيرنده روي اثرش زده به نظر مي رسد خودش هم بدش نمي آمده کتاب پرفروشي را روانه بازار کند. بالاخره هر کس ببيند عکس فهيمه رحيمي و ر.اعتمادي روي جلد يک کتاب است و کسي هم با آنها گفتگو کرده حتما وسوسه مي شود، دست به جيب مي برد و کتاب را مي خواند.
فهيمه رحيمي، ر.اعتمادي، امير عشيري، پرينوش صنيعي، نازي صفوي، مريم رياحي، حسن کريم پور، تکين حمزه لو، مريم جعفري، فريده شجاعي، سيمين شيردل، مژگان مظفري، مهرنوش صفايي و نرگس جورابچيان نويسندگاني هستند که عليخاني مقابل هر يک نشسته و در خصوص کتابهايشان با آنها گفتگو کرده است.
***
کتاب معجون عشق را هر دو گروه مخاطب عام و خاص بايد بخوانند. هم گروهي که منتظر مي نشينند تا ببينند هر کدام از نويسندگان کتابهاي پرفروش (همانهايي که آقاي عليخاني با آنها گفتگو گرفته) چه کتابي به بازارکتاب فرستاده اند و بدون معطلي دست به جيب مي برند تا کتاب را بخرند و بخوانند و به اين صورت به چاپهاي متعدد کتاب کمک مي کنند. چون عليخاني از اين نويسندگان پرسيده مثلا فلان داستان را چه طور نوشته و فلان شخصيت داستاني را چه طور خلق کرده و اين سوالات براي مخاطبي که آثار يک نويسنده را دنبال مي کند و با خريدن اثرش کمکش مي کند که آثارش به چاپهاي سي و چهل برسد هم سوالات جذابي خواهد بود. چنين کتابي براي مخاطبي که اين کتابها را اصلا ورق هم نمي زند اما آثاري را مي خواند که ماهها توي وزارت ارشاد مي ماند تا مجوز بگيرد و براي گرفتن مجوز اين قدر از سر و ته کتاب زده مي شود که خود نويسندگان از چاپ آن منصرف مي شوند و گوشه خانه شان مي نشينند و به فروش کتابهاي پرفروش خيره مي شوند و هميشه از خودشان مي پرسند چرا اين کتابها پرفروشند هم جالب توجه است. البته به اين سوال جوابي مطلق داده نمي شود چون عليخاني براي رسيدن به اين پاسخ پافشاري نکرده و شايد دوست نداشته پاسخ مطلقي هم در اختيار اين گروه از مخاطبانش قرار دهد.
***
«معجون عشق» را به يک علت مهم ديگر هم بايد خواند و آن اين است که اطلاعات خوبي را راجع به نويسندگاني که با آنها گفتگو کرده به ما مي دهد. مثلا اينکه ر.اعتمادي پاورقي نويس و خبرنگار روزنامه اطلاعات بوده و اولين بار با نوشتن يک مجموعه داستان کوتاه وارد عرصه نويسندگي شده است. و يا در مورد فهيمه رحيمي مي فهميم اين نويسنده امتياز همه کتابهايش را به ناشر واگذار کرده و يا اينکه اين نويسنده آنقدر محبوب بوده که نامه هايي که به آدرس ناشر، براي او پست مي کردند را با گوني برايش مي بردند و ناشر مجبور بوده براي پاسخ به نامه ها دو نفر را هم استخدام کند تا به خانم رحيمي کمک کنند.
به نظر من خواندن اين مطالب جالب است و اطلاعات نويي را حداقل راجع به اين چند نويسنده به ما مي دهد. اگرچه که بالاخره نمي فهمي چرا توي جامعه ما اينقدر اين کتابهاي عاشقانه پرفروشند و چرا اين طيف نويسندگان فقط در يک موضوع داستان پردازي مي کنند؟!

منتشر شده در روزنامه «قدس» روز سه شنبه 8 تیر 89

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
0 Comments:

Post a Comment