رز گمشده (قطره‌اي از يك كتاب)
NADIASUN:وقتي كتاب هاي اورهان پاموك رو مي خوندم با خودم فكر مي كردم كه تركيه با همين يك نويسنده جهاني شد.نه اينكه قبلا نويسنده خوب نداشته باشه نه ولي در اين حد كه جايزه نوبل ادبيات بگيرند وكتاب هاش در سطح جهان مطرح بشه نبودند. مي گفتم درسته با يك گل بهار نمي شه ولي هميشه همين يك گل يك گل هست كه مي شه گلزار. حالا شاهد يك نويسنده ديگه هستيم كه تركيه را در ادبيات جهان مطرح كرده .

سردار ازكان با نوشتن رمان رز گمشده اين كار و انجام داده است.

رمان رز گمشده به بيش از 40 زبان دنيا ترجمه و در كشورهاي مختلف فروش زيادي داشته است.

خوب شايد حرف تازه اي در رمان نباشد در واقع حرفي كه با بياني زيبا ارائه شده به دل نشسته .همان حرفهاي خوب عارفان و شاعران قديم ما كه آقاي نويسنده بخوبي تونسته آنرا در قالب يك رمان پركشش بيان كند.

صحبت از خودشناسي و خوديابي است.كشف نيروهاي دروني خود و رسيدن به خودشكوفايي .حرفي كه در فرهنگ گذشته ما در شعرهاي شاعران نامدار ما به خوبي و با ايجاز بيان شده ولي متاسفانه كسي در زمان حال براي طرح جديد آنها و به زبان ادبيات جديد اقدام نكرده.حال يك نويسنده شرقي از همين داشته هاي فرهنگ شرق نهايت استفاده را برده و رماني باب دل مردم جهان نوشته.

رز گمشده ما را براي پيدا كردن گمشده خود به مسيري كه به درونمان ختم مي شود هدايت مي كند.

نوشته هاي پشت جلد كتاب نشان دهنده توجه جهاني به اين رمان هست:

*يك موفقيت جهاني: كساني كه كمياگر ٬ شازده كوچولو و مرغ دريايي را دوست دارند حتما بايد " رز گمشده" را بخوانند. آيربالرينا- اسلواني

*شازده ي كوچك ترك ها تمام جهان را جادو مي كند. هلسينكي سانومات- فلاند

*يك رمان مدرن٬ ژرف و داهيانه. به طعم شازده كوچولوي "اگزوپري". د.پ.ا – آلمان

*يك رمان فوق العاده ٬ مي توان گفت اين كتاب قدرت اين را دارد كه ما را به هم پيوند دهد. تلويزيون آ- كانادا

*مدهوش اين رمان شدم. مشاهده و درك نويسنده از طبيعت انسان فوق العاده است. گيوچواينارد٬ سالوت بون ژور ويكند – ايتاليا



نام رمان: رز گمشده
نويسنده: سردار ازكان
مترجم: بهروز ديجوريان
انتشارات: نشر آموت
چاپ دوم 1389
224 صفحه

از همان اوايل چاپ مي خواستم اين رمان را بگيرم ولي كرج پيداش نكردم تا اينكه راهم افتاد تهران آنرا گرفتم.البته چاپ دوم آن نصيبم شد.جالب بود كه يك انتشاراتي ديگر با ترجمه اي ديگر آنرا روانه بازار كرده ولي چون چيزي از اين ترجمه جديد نشنيده بودم همان كه در نظرم بود گرفتم.
وقتي شروع به خواندن رمان كردم دوست داشتم زودتر به آخر داستان برسم چون نزديك صفحه پنجاه بودم كه پايان كتاب رو حدس زدم ٬ مي خواستم ببينم تا چه حد حدسم درست بوده كه وقتي به پايان كتاب رسيدم ذوق كردم چون حدسم درست از آب درآمد.
خوب حالا قطره هاي كوچي از آن
درست.انسان هايي مثل دكارت باعث ارزشمند شدن تكه لباس هايي مي شوند كه پوشيده اند. حالا به عكس اين موضوع هم فكر كن. ...
تكه پارچه هايي كه باعث ارزشمند شدن انسان ها مي شوند. ...
تنها چيزي كه براي خاص بودن نياز داري خودت هستي. " ص 27 "
انگار آيينه ام شكسته بود و براي ديدن خود محتاج نگاه كردن به ديگران بودم. ...
من ديگر خودم نبودم. به كسي تبديل شده بودم كه ديگران مي خواستند. " ص52 "
هميشه كسي هست كه پيدا مي شودكه از تو بهتر باشد٬ اما يك آدم ديگر مثل تو وجود ندارد.مي داني هركس يك اثر انگشت دارد. من فكر مي كنم كه درونمان هم يك اثر انگشت وجود دارد. اثر انگشتي كه با پوشيدن دستكش هاي مد روز آن را پنهان كنيم. " ص 72 "
براي دل بسته شدن ٬ قبل از هر چيز وارستگي لازم است. " ص 77 "
نترس! فقط راه برو! اگر بارت را رها كني ٬ آب تو را نگه مي دارد.
فكر اين كه آب نمي تواند تو را حمل كند خودش بار سنگيني است. الان آن را رها كن و از آن راه برو . " ص 94"
فوق العاده٬ براي كساني كه فوق العاده اند٬ چيزي معمولي است." ص 106"
خيال ها خميرمايه ي واقعيت هستند. ...
هدف ات هر چه هست همان را به دست خواهي آورد. مهم كاري نيست كه در باغچه انجام مي دهيم٬ بلكه علت آن است كه مهم است. " ص122"
آنچه ناممكن را به واقعيت تبديل مي كند معجزه نيست٬ بلكه تداوم است. " ص129 "
مهم نيست كه كدام درست است. مهم باور تو است. "ص 130 "
آنچه يك رز را رز مي كند قبل از هر چيز عطر آن است. " ص 174"
محبت ٬محبت نيست٬ اگر انتظار مقابله به مثل وجود داشته باشد. " ص 178"

Labels: ,

aamout[at]gmail[dot]Com
0 Comments:

Post a Comment