آموت، این جا. آموت، اون جا .آموت، همه جا !
روزهای برپائی نمایشگاه کتاب، بسیاری از صفحاتی که باز می کردم، نشانی از نشر آموت یا کتابهائی داشت که آموت منتشر کرده بود. آنچه برایم جالب بود این که آیا آموت با این تبلیغات وسیع ، گزارش های روزبه روز، عکس های یک نفره ، دسته جمعی و معرفی کتابها، جلسات و...تا چه حد می تواند به فروش کتابهایش کمک کند؟

نقش این تبلیغات در فروش خوب «شوهر عزیز من» و «نامحرم» و به چاپ دوم رسیدن شان چقدر پر رنگ است؟

من شخصا جوابی برای این پرسش ها نداشتم و تا به حال نیز قضاوتی نکرده بودم تا اینکه همین چند ساعت پیش، یاسر نوروزی_ نویسنده نامحرم _ در برنامه بوطیقا ( که هم سردبیر آن است و هم مهمانش بود ) گفت که ناشر نقش مهمی در فروش کتاب دارد و یوسف علیخانی با صحبتی در حد سی ثانیه در غرفه توانسته که مخاطب را جلب کند.

با توجه به صحبت جناب نوروزی ، من راحت تر می توانم بگویم که بله ! گر چه هیچ کس منکر این نیست که کتاب یک محصول فرهنگی ست و کتاب ارزشمند راه خود را دیر یا زود پیدا می کند، ولی به واقع مثل همه محصولات دیگر، کالایی ست که باید معرفی و شناسانده شود و به نظر می رسد وظیفه ناشر صرفا چاپ کتاب و رها کردنش به امان خدا نیست و باید خلاقانه به دنبال راه هائی برای دیده شدن کتاب و یافتن مخاطب نیز باشد آن هم درین روزگار که کتاب جای چندانی در سبد خرید مردم ندارد.

گر چه شخصا معتقدم حضور بیش از حد به جای جاذبه، دافعه ایجاد می کند و با عرض پوزش از جناب علیخانی و نویسندگان آموتی به نظرم میزان تبلیغات آموت کمی بیش از حد انتظار است (حداقل من به شخصه واقعا از دیدن طرح روی جلد «شوهر عزیز من» دیگر خسته شده ام)، ولی به نظرم یاسر نوروزی به درستی گفت که بعد از چاپ اول یا دوم نقش مخاطب پر رنگ می شود و معرفی و توصیه و هدیه دادن ها برای کتاب کار می کند ، و من نتیجه می گیرم ابتدا به ساکن، ناشران نقش تعیین کننده ای دارند که خوب است آن را فراموش نکنند.

شاید به نظر خنده دار برسد ولی برای من اشیا هم مثل آدم ها ، شخصیت های متفاوت دارند. مثلا گاهی یک کفش به نظرم اخمو و عصبانی می رسد یا یک کیف خیلی از خود راضی ست! آباژوری به نظرم خیلی شوخ و با نمک است و ...با این نوع نگاهم ، « آموت» را خیلی برون گرا و پر سر و صدا و مثل بچه های شلوغ می بینم که یک جا بند نمی شوند و آرام و قرار ندارند ! و چه اشکالی دارد ؟ به قول مهران مدیری خیلی هم خوب !!

به هر حال به کل خانواده آموت تبریک می گویم، هم برای تلاش خستگی ناپذیرشان و هم برای نتیجه ای که از این تلاش گرفته اند.

در آینده نامعلومی کتاب مرا هم از آموت بخواهید ! عمرا با جای دیگری قرارداد ببندم، حرفش را هم نزنید!
* به نقل از اینجا

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
0 Comments:

Post a Comment