آقای دیکنزِ شگفت‌انگیز!
سیدمصطفی رضیئی (تهران امروز): «همه اسمش را «چَپول» گذاشته بودند. حتی در آن روزهایی که من دختری سیزده ساله و لاغرمردنی بودم، فکر می‌کردم حتماً خودش از لقبی که به او داده‌اند خبر دارد، اما اهمیت نمی‌دهد. چشمانش آن‌قدر به چیزی که پیش‌رو داشت متمرکز بودند که نمی‌توانست به ما بچه‌ها، بچه‌های پابرهنه، توجه کند./ مانند کسی به‌ نظر می‌رسید که شاهد رنج و مصیبتی بوده، یا خودش گرفتار آن شده و نتوانسته فراموش کند. چشمانش درشتش در آن سر بزرگ، بیشتر از چشم دیگران بیرون زده بود، انگار می‌خواستند از سطح صورتش بیرون بزنند. آدم را یاد کسی می‌انداختند که نتوانسته با سرعت کافی از خانه بیرون برود و لای در گیر کرده است.» (شروع رمان)

اولین نگاه به «آقای پیپ» نوشته‌ لوید جونز با ترجمه‌ فریده اشرفی (نشر آموت، 288 صفحه، 8 هزار تومان) این سوال را پیش می‌کشد که چرا نشرها کمتر سراغ طرح جلدهای اصلی کتاب‌ها می‌روند؟ طرح جلد رمان آن‌قدر زنده – و درعین‌حال عبوس – است که خواننده را بی‌اختیار مجذوب خود می‌سازد و همچنین برابر است با سرزندگی خطوط رمان. در نگاه دوم، «آقای پیپ» کتابی است که انتظارش را نداشته‌اید، از یکسو لبریز از روایت‌هایی شگفت‌انگیز است و مرتب مچ خواننده را می‌گیرد و او را به‌سمتی که بعید می‌دانسته، می‌کشاند و از سویی دیگر، پر است از رنگ، بو، عطر و زندگی. نویسنده،‌ چهره‌ای به‌نسبت مطرح در ادبیات نیم‌کره جنوبی زمین است.

پشت‌ جلد کتاب در معرفی او می‌گوید: «آقای پیپ هم پرشور و زیبا و هم حکایت‌گونه است، مقاومت و انعطاف‌پذیری روح انسان را ستایش می‌کند و قدرت و تاثیر روایت را درهم می‌تند تا زندگی‌ها را دگرگون سازد. لوید جونز متولد 1955 در ولینگتن، مرکز نیوزلند و فارغ‌التحصیل دانشگاه ویکتوریا. از سال 1985 که اولین کتابش را منتشر کرد، تاکنون بیش از سیزده رمان، داستان کوتاه و کتاب کودک نوشته و جوایز متعددی را نصیب خود ساخته است. جونز در ماهِ می سال 2009، از دانشگاه ویکتوریا درجه دکترای افتخاری دریافت کرد.»

داستان در جزیره‌ای در عمق اقیانوس آرام اتفاق می‌افتد، از زبان یک بومی که زندگی‌اش را با مردمان خود گذرانده،‌ سفیدپوستان– استرالیایی‌ها – را دیده، اما آن‌ها حالا رفته‌اند و سرخ‌پوست‌هاي بیگانه با بومی‌ها به نبرد برای تصاحب جزیره و تسلط داشتن بر معدن مس جزیره مشغول هستند। حالا تنها سفیدپوست جزیره آمده تا معلم مدرسه آنان باشد. او برای آموزش «آرزوهای بزرگ» نوشته چارلز دیکنز – یکی از معدود کتاب‌های کل جزیره – را انتخاب می‌کند و بچه‌های جزیره که دنیایشان کوچک و محدود است را با خیال‌پردازی و تفکر آشنا می‌کند و درنهایت از طریق داستان به جهانی دیگر می‌رساند... اما این تمام ماجرا نیست: این فقط شروع داستان است. شورشی‌ها به دهکده آنان می‌رسند و دنبال پیپ، شخصیت داستان دیکنز می‌گردند و ماجرا گره می‌خورد تا خواننده به اوج برسد و یک بار دیگر، خواننده مسحور بماند تا داستان دوباره موج عوض کند و تبدیل به روایت حیرت‌انگیز دیگری شود.

فارغ از قدرت نویسنده در ماجراجویی و تکنیک‌های نگارش وی، کتاب وی پر از زندگی است. «آقای پیپ» را بسیار تحسین کرده‌اند و از جمله برنده جایزه بهترین کتاب سال، برنده نشان مونتانا، نامزد جایزه من بوکر در سال 2007 و برنده جایزه نویسندگان کشورهای مشترک‌المنافع شده است. مجلات و روزنامه‌های معتبر این رمان را نقد کرده‌اند و بر روی آن مرور نوشته‌اند ولی درعین‌حال داستانی است برای لذت بردن، شناختن و درک کردن.

فریده اشرفی چهره‌ای است دنبال آثاری که هم برای خود او جذابیت فراوان داشته باشند و هم خواننده را مسحور خود نگه دارند. از کتاب‌های وی می‌توان «استخوان‌های دوست داشتنی» نوشته الیس زیبولد، «همنام» جومپا لاهیری، «مردگان تابستان» اثر کامیلا وِی و «خوب شد شناختمت» نوشته جویس کرول اوتس را نام برد.

جدیدترین ترجمه او، با مهجور ماندن نام نویسنده، هنوز آن‌قدر که باید و شاید دیده نشده است. خواننده فکر می‌کند با یک رمان دیگر روبه‌رو است که جایزه برده و مشهور است و به‌خاطر شهرتش ترجمه شده اما نمی‌داند چقدر تصویرهای تازه در کتاب خواهد دید: تصویری از زندگی بومیان یک جزیره، تصویرهایی از جنگ داخلی آن هم در دهه 90 میلادی، درکی تازه از سفیدپوستی و رنگین‌پوستی، نگاهی تازه به دنیایی که برایمان آشناست ولی برای راوی داستان اوج آرزوها و خیال‌هاست، آشنایی تازه با زندگی و جنبه‌های گوناگونش، مهاجرت و آشنایی با فرهنگی تازه و انسان‌هایی جدید و غیره و غیره. «آقای پیپ» کتابی است که سرفرصت باید خوانده شود، درک شود، در ذهن به تصویر کشیده شود و زیبایی‌اش در خون خواننده جاری شود. اثری که نمی‌توان فراموشش کرد.

در نهایت، اقتباسی مدرن و بسیار بدیع از «آرزوهای بزرگ» جلوی چشم خواننده قرار می‌گیرد و چارلز دیکنز دوباره ظاهر می‌شود، در شگفت‌انگیزترین وضعیت ممکن و داستانی تازه از دل گذشته‌های دور بیرون آمده و با زندگی امروز ما پیوند می‌خورد: داستانی به نام زندگی، برای زندگی و به‌خاطر زندگی.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
0 Comments:

Post a Comment