نگاهی به رمان «خانه» مریلین رابینسون
 
سید مصطفی رضیئی: خانه. تهران: نشر آموت. نوشته‌ی مریلین رابینسون. ترجمه‌ی مرجان محمدی. ویراسته‌ی بهنام ناصح. چاپ اول: زمستان 1390. 1650 نسخه. 408 صفحه. 10 هزار تومان.

«اومدی خونه که بمونی گلوری. بله!» گلوری دلش گرفت. پدرش ذوق کرده بود، بعد چشم‌هایش پر از اشک شد، دلش سوخت و این‌بار جور دیگری گفت «دست‌کم این دفعه که یه مدت می‌مونی مگه نه؟» بعد عصایش را به دست ضعیف‌ترش داد و ساک گلوری را از دستش گرفت. گلوری در دل گفت، خدایا، خدای بزرگ... تازگی‌ها همه دعاهایش این طوری شروع می‌شد، همین‌طوری هم پایان می‌یافت. چرا پدرش این‌قدر تکیده شده بود؟ چرا باید آن‌قدر پایبند شرافت و مردانگی باشد که عصایش را به لبه پله‌ها آویزان کند و ساکت دخترش را بالا ببرد، آن‌وقت کنار در بایستد تا حالش جا بیاید؟

شروع رمان
بخش ادبیات خارجی انتشارات آموت، از سال گذشته حضور خود را نشان داد و امروز بتدریج خود را در میان نشرهای موجود در بازار ایران، بالا می‌کشد. «خانه» از جمله مهم‌ترین کتاب‌های این نشر است، با نویسنده‌ای برجسته، مترجمی دانش‌آموخته (خانم مرجان محمدی لیسانس مترجمی و فوق‌لیسانس زبانشناسی همگانی دارد) و چاپی تروتمیز. هرچند کتاب فروش معقولی در بازار داشته است اما نتوانسته راه خود را به‌میان صفحات مجلات و روزنامه‌ها باز کند. علت هم ساده است: کتاب حیرت‌انگیز ساده اما خارق‌العاده سنگین است.

خانم رابینسون قطعاً یکی از برجسته‌ترین نام‌هایی است که ادبیات امروز جهان کتاب‌هایش را سردست می‌برد. سه رمان وی، با ساختار سنگین روایتی‌شان و همچنین با ارجاع‌های گسترده به فرهنگ و مذهب در امریکای شمالی، آثاری تاثیرگذار و ارجمند شده‌اند. خانم محمدی «خانه» را منتشر کرده و ترجمه‌ی «گلیاد» را به سرانجام خود نزدیک می‌کند. کتاب‌ها در امتداد همدیگر هستند، «گیلیاد» (ترکیبی از گیلگمش و ایلیاد) ساختار اساطیری ولی سرتاپا مدرن دارد: بازگویی زندگی در شهری به‌نام گلیاد است، جایی‌که انسانی تلاش می‌کند تا هویت را درک کند و هویت را حفظ کند و البته، کتاب سرتاسر لبریز از ارجاع‌های مذهبی است و با وجود زبان ساده‌اش، ساختار نثری و روایتی سنگینی دارد.

همین روند در «خانه» هم دنبال می‌شود: جایی‌که جملات ساده در ساختاری نفس‌گیر کنار همدیگر چیده می‌شوند تا به رمان شکل واقعی خود را ببخشند. خانه‌ای در گلیاد، خانواده‌ای که دوباره در کنار هم جمع شده است و زندگی که وجود دارد با تمام سوال‌هایش، با تمام بحث‌هایش، با تمام امیدواری‌ها و ناامیدی‌هایش.

«خانه» برای مرور و معرفی خلق نشده است: باید سرتاپای این رمان را به نقد نشست. این اثر باید خوانده شود و در جمعی کتاب‌خوان، بحث بشود. اگر می‌خواهید با نمونه‌ای از ادبیات جدی امروز جهان آشنا بشوید، سری به «خانه» بزنید.

پشت جلد کتاب:
برنده‌ی جایزه کتاب ملی 2008
برنده اورنج طلایی انگلیس 2009
نامزد جایزه ایمپک دوبلین 2010
بهترین کتاب سال واشنگتن پست
پرفروش‌ترین کتاب نیویورک تایمز
بهترین کتاب سال و برنده جایزه کتاب لوس‌آنجلس تایمز
بهترین کتاب از طرف روزنامه سان فرانسیسکو کرونیکل، بزرگترین روزنامه شمال کالیفرنیا
«مرلین رابینسون»، نویسنده‌ی معاصر امریکا (1943) در شهر سنت‌پوینت چشم به جهان گشود. دکترای زبان انگلیسی را در شهر واشنگتن به پایان برد و هم‌اکنون استاد کارگاه نویسندگان دانشگاه آیوواست.
اولین رمان او «خانه‌داری» در سال 1980 منتشر شد و جایزه‌ی بنیاد همینگوی را از آن خود کرد. دومین رمان این نویسنده به نام «گلیاد» در سال 2004 به چاپ رسید و جایزه‌ی کانون منتقدان کتاب ملی، امبسادور و جایزه پولتیزر سال 2005 را برد.
«خانه» سومین رمان مریلین رابینسون، در سال 2008 منتشر شد و جایزه‌ی ملی آن سال و اورنج طلایی انگلستان را از آن خود کرد. این کتاب از میان 156 عنوان و از سوی 123 کتابخانه از سراسر دنیا نامزد جایزه‌ی «ایمپک دوبلین» 2010 شد که به عنوان گران‌ترین جایزه‌ی ادبی شناخته می‌شود.
«خانه» کتابی است تاثیرگذار و التیام‌بخش؛ تجسمی است فراموش نشدنی از عمیق‌ترین احساسات در مورد خانواده، اسرار آن و تقابل نسل‌ها با یکدیگر و همین‌طور کتابی است درباره‌ی عشق، مرگ و ایمان.
درباره مترجم: مرجان (زهرا) محمدی، مترجم و مدرس زبان انگلیسی، متولد 1348 و لیسانس رشته مترجمی زبان انگلیسی و فوق‌لیسانس زبانشناسی همگانی است.
محمدی از سال 1372 کار ترجمه را آغاز کرد. از میان کتاب‌هایی که ترجمه کرده تاکنون دو کتاب به چاپ رسیده که اولی به نام «به سوی تندرسی» از طریق انتشارات آسیم و دیگری «فقط یک بار به دنیا می‌آییم» از سوی انتشارات لیوسا منتشر شده است. از جمله آثار ترجمه شده دیگر مجموعه داستانی است از 9 نویسنده دنیا به نام «ارواح پیر» که قرار است نشر نیلا آن را منتشر کند. کتاب «خانه» و «گیلیاد» کارهای بعدی اوست که اولی منتشر شده و دومی در دست انتشار است.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
0 Comments:

Post a Comment