به بهانه انتشار رمان "نیمه ناتمام"

نیمه ناتمامحمید نورشمسی (روزنامه جوان): یکی ازبزرگ ترین ابهامات موجود در چرخه کتاب خوانی در ایران، ذائقه مخاطبان ایرانی کتاب است؛ ذائقه ای که گویا شناسایی آن از هیچ روند مشخصی پیروی نمی کند و کسی نمی تواند مدعی شود که به کشف آن نائل آمده است. دلیل این مدعا هم به روشنی از دل بازار کتاب روشن است. هیچ گونه همگنی و یک دستی درکارناشران به ویژه درحوزه داستان نمی توان مشاهده کرد. دسته‌ای مجموعه داستان می پسندند و دسته ای دیگرهم دل به ترجمه می بندند.

آمارها نیزشفاف نیست. جزشبکه اطلاعات درگوشی میان ناشران و پخشی های کتاب یا جنجال رسانه ای پیرامون یک اثرکه گاه آن را درمعرض دید عموم قرار می دهد. کمترمی توان اطلاع یافت که چه اثری با چه خط فکری درکشورما باب طبع مخاطب بوده است و ناشران نیزدر این میان، حتی ناشران باتجربه و صاحب نام، تنها براساس کشف و شهود و تجربه شخصی خود است که دست به انتشار یا تجدید چاپ کتابی می زنند.

 بسیاربوده که کتابی دارای چارچوب های جذاب متعددی ازسوی ناشر بوده وحتی به تحریک اودر رسانه ها نیز زیاد به آن بال و پرداده شده است اما درنهایت مخاطب در مواجهه با آن، کتاب را منتخب و باب طبع خود ندیده و در نتیجه به فرد دیگری نیز آن را پیشنهاد نکرده و جناب مستطاب کتاب هم با هزار خودنمای رسانه ای و... نتوانسته نامی در کتاب خانه و حافظه مخاطبانش باز کند.

با این وجود دنبال کردن رد پای آثار پرفروش و پرمخاطب داستانی درمیان جماعت کتابخوان ایرانی توسط هرعلاقمندی، به گونه رمان های حجیم عامه پسند نیز ختم می شود؛ رمان هایی که به طورعمده داستان هایش ازحیث عاطفی و نیزجغرافیایی رخ داد و حتی شخصیت پردازی چیزی دست کم از داستان های علمی و تخیلی ندارند.

آدم ها به راحتی با یکدیگرروبه رومی شوند، چند لایه نیستند، داستان ها هم دراین دست کتاب ها سرراست است. حوصله مخاطب را سرنمی برد و البته بدون اغراق غیر واقعی نیز هست.

داستان های عامه پسند بیش ازهرچیززاییده خیالات، شنیده های واقعی وچاشنی شدن داستان پردازی های نویسندگان آن است، معجونی که عشق، خیانت و فضاهای غیرواقعی سه ضلع مثلث تشکیل دهنده آن است. شخصیت های سیاه و سفید که در اکثرموارد ازفرش به عرش سفرمی کنند و یک خیانت مسیر زندگی آن ها را به ویژه ازحیث عاطفی مستحکم ترمی کند و در نتیجه در پایان بسیاری ازاین داستان ها شخصیت سفید داستان عاقبت به خیرو شخصیت سیاه نیز به سزای عمل خود می رسد.

مخاطبان ایرانی چه ازنوع عمومی و چه ازنوع روشنفکر در مواجهه با داستان های عامه پسند، در یک الگو ثابت قدم و میسر بوده اند و آن دنبال کردن منطق داستانی این آثارتا پایان بوده است. حال برای یک نقد تند و تیز باشد با الگو برداری (به سبک برخی رمان های نیمه روشنفکری معاصر) یا پرکردن وقت فراغت و ایجاد دقایقی خوش از خواندن یک متن.

دربیانی ساده ترمی توان درنوع سلیقه بیشتر مخاطبان ایرانی درانتخاب آثار سینمایی برای نمایش نوع جهت گیری آن ها درمواجهه با داستان را دید. داستان های تخیلی درکنار درام های خانوادگی بیشترین اقبال را دارا هستند و این همان دووجهی است که می تواند خمیرمایه نوشتن داستان های عامه پسند نیز باشد. داستان هایی که مخاطب خاصی را برای خود متصور نیست و همه را به خوانش خود دعوت    می کند، خواهند بپسندند و خواهند با ناسزایی، به گوشه ای بیفکنندش.

رمان "نیمه ناتمام" نوشته نسرین قربانی که چهارمین اثر داستانی وی نیز بوده و به تازگی از سوی نشر آموت منتشر شده هم درست برمبنای همین الگو تالیف شده است با این تفاوت که نویسنده دراین رمان از عناصرکلامی برای ایجاد جذابیت نیزبهره فراوانی برده است.

نویسنده دراین رمان تنها داستان را ابزارکشش مخاطب به خود نمی داند. بلکه با نیم نگاهی به تکنیک های روایی و با استفاده از آن ها و نیز خلق فضاهای کوچک رخداد های داستان توسط جلوه های طبیعی و بصری و سعی در زیبا کردن متن د ارد.

استفاده فراوان از تشبیهات غیر انسانی برای توصیف یک حس انسانی مانند تشبیهات نویسنده برای حس درد ناشی از پس گردنی خوردن یا حس راوی در زمان لغزش پا و افتادن روی زمین و چیزهایی از این دست در نهایت از یان رمان اثری خلق کرده است که مخاطب غیرعام هم دلیلی برای رجعت به آن دارد.

" نیمه ناتمام" را شاید بتوان تلفیقی ازعامه پسندی درکنارصحیح ترسیم کردن ساختار داستان دانست. برای هرمخاطبی که حتی از دور دستی برآتش داستانخوانی دارد.

در این فضا شاید بتوان این کتاب را برخلاف دیگرهم نسلان و هم سخنان خود به عنوان اثری مستقل و البته با مخاطبی عمومی (عام و خاص) دانست که در ساده ترین شکل ممکن نویسنده به قصد فریب یا ساخت یک حباب پیرامون ذهن مخاطب خود نوشته نشده است و البته ادعای زیادی نیز ندارد.

رمان های بی ادعا پربرنامه ترین  کتاب ها برای مواجهه با مخاطب هستند؛ برنامه ای، که اجرایش تنها نیاز به خوانش چند صفحه کتاب توسط مخاطب و ایجاد حسی خوشایند از داستان و نحوه بیان و فضای رخداد آن دارد و این همان چیزی است که "نیمه ناتمام" به خوبی آن را شناخته و در درون خود برای مخاطبانش پرورانده است.

این نقد روز سه شنبه 28 شهریور در روزنامه جوان چاپ شده.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
0 Comments:

Post a Comment