راوی این داستان، در انتظار نوازد، روزهای آخر عمرش را می‌گذراند
http://khabaronline.ir/Images/News/Smal_Pic/26-7-1391/IMAGE634860628826173404.jpg 
رمان، داستان دختر بیست ساله و باردارای است که به سرطانی نادر مبتلا می‌شود و با نوشتن و ثبت خاطرات برای فرزند آینده‌اش، روح وحشت زده خود را درمان و خود را برای مرگ آماده می‌کند.
به گزارش خبرآنلاین، رمان «آفتاب درخشان» نوشته نورما کلین با ترجمه اشرف منظوری در 224 صفحه با قیمت 5 هزار تومان از سوی نشر آموت روانه بازار نشر شد. نسخه انگلیسی «آفتاب درخشان»، نوشته نورما کلین، در سال 1975 با عنوان اصلی «Sunshine» منتشر شده است. «آفتاب درخشان» زندگی واقعی زن جوانی را روایت می‌کند که می‌داند چیزی از عمرش باقی نمانده است. زنی که با وجود مشکلات فراوان آن‌قدر به خانواده‌اش تعلق‌خاطر دارد که سعی می‌کند به بهترین شکل وظایف خود را انجام ‌دهد. «آفتاب درخشان» با نثری شعرگونه و ماجراهای تلخ و شیرینش مخاطب را تحت تاثیر قرار می‌دهد و داستانی عاشقانه از خانواده‌ای در دهه 70 میلادی را به تصویر می‌کشد.
نگاه شخصیت اول داستان به زندگی و مرگ، در کنار نثر روان و واقعی بودن ماجراهای کتاب باعث شده این کتاب در زمان انتشارش مورد توجه زیادی قرار بگیرد و چندین سریال و فیلم سینمایی نیز با اقتباس از آن ساخته شود. نورما کلین، نویسنده آمریکایی، در سال 1938 به دنیا آمد و با آثاری که در حوزه کتاب کودک منتشر کرد مطرح شد. اما «آفتاب درخشان»، مطرح‌ترین رمان این نویسنده آمریکایی برای بزرگسالان است؛ رمانی با موضوعی احساسی که خواننده را تحت تاثیر قرار می‌‌دهد و او را به تفکر در چیستی زندگی وا می‌دارد.
در ابتدای داستان می خوانیم:
«من شب را دوست ندارم. زیرا همه اتفاقات بدی که روز برایم پیش می‌آید و باعث رنجم می‌شود در شب در خاطرم می‌خزد و مرا ناراحت می‌کند. یک شب به محض اینکه خوابیدم، خواب وحشتناکی دیدم. صحنه‌هایی درهم که واضح نبودند. خواب دیدم دکتر چیزهای ناامید کننده‌ای درباره غده‌ای که در رانم هست می‌گوید. او می‌گفت از این بیماری می‌میرم. وحشت‌زده از خواب می‌پرم و آنچنان ترسیده‌ام که انگار واقعا مرده‌ام.»
ژاکلین بیست ساله از همان اوائل حاملگی‌اش متوجه بیماری دردناکی در ناحیه زانو می‌شود و بعدها غده‌ای که در بدن او رشد می‌کند او را به سرطانی نادر مبتلا می‌کند. وقتی متوجه می‌شود از دکترها کاری برای درمان او بر نمی‌آید تصمیم می‌گیرد خودش، خودش را درمان کند. او شروع می‌کند به نوشتن و ضبط خاطرات خود و مشاهدات و احساساتش را از بیماری‌اش می‌نویسد. همین نوشتن او را نجات می‌دهد. نوشتن روح سرگردان، وحشت زده و آسیب دیده‌اش را درمان و برای پذیرش بیماری و مرگ او را آماده می‌کند. او بعد از اطلاع از بیماری‌اش، هر روز صدای خود را ضبط کرده تا بعد از مرگش، دخترش به آن‌ها گوش دهد و راه و رسم زندگی کردن را بیاموزد.
در پایان داستان ژاکلین را می‌بینیم که حتی برای خوردن قرص‌ها و داروهای گوناگون دیگر پافشاری نمی‌کند و بهتر می‌بیند که روزهای پایانی زندگی‌اش را در کنار فرزند و همسرش بگذراند و به آنها امید و شادی بدهد. چیزی که از بسیاری از بیماران سرطانی بعید به نظر می‌رسد. بیماری سرطان از ژاکلین نویسنده حساسی می‌سازد و طبع شعر او را بیدار می‌کند به طوری که در جای جای اثر نویسنده به نوشتن شعرهایی می‌پردازد و احساسش را در قالب شعر بیان می‌کند. هر چند هم خاطرات و هم اشعار دست نوشته‌هایی نیستند که چندان ارزش ادبی خاصی داشته باشند اما سادگی آنها مخاطب را جذب می‌کند.
روزنامه تایمز درباره این داستان می‌نویسد: «یکی از استثنایی‌ترین رمان‌های سال است که نورماکلین بر اساس خاطرات ژاکلین هلتون نوشته است.»
ژاکلین هلتون معروف به کوراین هایدن در سال 1971 در بیست سالگی در ونکور بر اثر ابتلا به نوعی سرطان نادر در گذشت. او در هجده ماهه آخر عمرش تصمیم گرفت خاطرات خود را به عنوان میراث برای دخترش جیل که هنوز نوزاد بود بنویسد. استودیویی یونیورسال فیلمی بر اساس خاطرات او ساخت که ببینندگان زیادی را به پای تلویزیون نشاند. نورماکلین آفتاب درخشان را بر اساس خاطرات ژاکلین هلتون به رشته تحریر در آورده است.
در بخشی از رمان می خوانیم:
«به بیمارستان می‌روم همان ساختمان آشنا. دیگر از بیمارستان وحشت ندارم. همه اهل بیمارستان نسبت به من لطف دارند، که این خود بسیار مهم است. اولین باری که بیمارستان ردال رفتم آنها متوجه شدند که من سرطان دارم، احساس ترس و خطر کردم. بیشتر از همه از متخصص پزشکی متنفر بودم. می‌گفتم چرا به من دارو نمی‌دهند تا به بهبود من کمک کند. اما زمانی که به بیمارستان نایلز آمدم احساسم به کلی عوض شد. در اینجا خیلی چیزها آموختم. از فرصت‌هایی که در طول بیماری به دست آوردم خیلی خرسندم... خوشحالم از این که سر انجام فهمیدند که باید داروهای مرا قطع کنند. اینکه متوجه شدند بهتر است بیمار در راحتی و با خیالی آسوده بمیرد تا اینکه در آشفتگی و نابسامانی.»
ساکنان تهران برای تهیه این کتاب و هر محصول فرهنگی دیگر(در صورت موجود بودن در بازار) کافی است با شماره 20- 88557016 سامانه اشتراک محصولات فرهنگی؛ سام تماس بگیرند و آن را در محل کار یا منزل _ بدون هزینه ارسال _ دریافت کنند. باقی هموطنان نیز با پرداخت هزینه پستی می توانند این کتاب را تلفنی سفارش بدهند

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
0 Comments:

Post a Comment