گفتگو با نسرین قربانی درباره «نیمه ناتمام»


"نیمه ناتمام" چهارمین کتاب " نسرین قربانی" از جمله رمان هایی است که به تازگی وارد بازار کتاب شده و با استقبال مخاطبان مواجه شده است. نویسنده در این رمان سرنوشت خانواده ای را درمقطعی از تاریخ روایت می کند و ماجراهایی پیرامون هر یک از اعضای این خانواده می سازد تا شخصیت ها را معرفی کند و از خلال نگاه به روابط آن ها، به بازتعریفی از جامعه برسد. عوامل فراوانی هستند که باعث می شوند یک کتاب دربدو امر، یعنی شروع توزیع، با استقبال مخاطبان مواجه شود: عواملی ازجمله قدرت قصه گویی، ناشر، شهرت نویسنده، طرح جلد، عنوان رمان، تبلیغات و... خودتان فکر می کنید چرا کتابتان این اقبال را به دست آورده تا درشروع کار، فروش خوبی داشته باشد؟ چون اوضاع درکتاب های قبلی تان به این شکل نبود.
عواملی که از آن ها به عنوان موفقیت در کتاب و نویسنده و در نهایت معرفی آن به جهان کتاب خوان ها نام بردید، همگی با هم در این امر دخیل هستند. ضمن باید اضافه کنم هیچ گاه تجربه و سخت کوشی نویسنده و همچنین استادانی که دراین راه زحمات زیادی کشیدند را نباید از نظر دور داشت. استعداد ذاتی یک طرف قضیه است و پروراندن آن نیز طرف دیگر قضیه. از سال های نوجوانی می نوشتم اما زمانی دیده شد و به طور جدی روی روال افتاد که همسرم این استعداد را کشف و در پروراندن آن کوشش بسیارکرد و اما این که چرا کتاب فعلی ام با اقبال خوبی روبه رو شده خدا را شکر می کنم. از زحمات کلیه ی استادام که هر یک تکه ای به من آموختند و زحمات بی دریغ ناشر محترم آقای یوسف علیخانی نیز باید تشکر کنم. جلد بسیار زیبا بود. همچنین پخش خوب و تبلیغات آن.

رمان شما را رمانی می دانند که مخاطبان عام داستان را جذب می کند و در عین حال تکنیک هایی هم در قصه گویی دارد. فکر نکردید استفاده از تکنیک سیلان آگاهی با آن چه به نام سیال ذهن می شناسند، برای عده ای قابل درک نباشد؟
در این مورد باید بگویم احترام گذاشتن به شعور خواننده همواره از اعتقادات من بوده. اعتقاد دارم یک نویسنده باید از روایت ها و تکنیک های متفاوت استفاده کند چرا که درغیر این صورت در ورطه تکرار گرفتار می شود و وقتی چنین اتفاقی افتاد به مرور از دور خارج می شود. سیال ذهن اگر چه کمی مبهم و پیچیده است، اما در عین حال مثل پازلی است وقتی قسمتی از آن ساختهس شد دیگر بقیه ی آن بهتر و راحت تر ساخته و پرداخته می شود. بنابراین وقتی می نوشتم و یا می نویسم به این فکر نمی کنم که شاید تعدادی از خوانندگانم را از دست بدهم. کسی که با زبان نویسنده اخت شود به هر حال نوشته هایش را خوانده و دنبال خواهند کرد.
نیمه ناتمام 
تجربه زیستی تان چقدر در نوشتن دخیل بود؟
درهر داستانی نویسنده تا حدی خودش را هم روایت می کند اما اگر همیشه این قضیه تکرار شود به نوعی پوچی می رسد. مگر یک انسان چند بار و برای چه مدت می تواند خودش را تکرار کند؟ ذهن باید رها و خلاق باشد تا شخصیت های جدید و دور از زندگی خود را خلق کند. تجربه من در این داستان اندک بود و قسمت بیشتر آن ساخته و پرداخته ذهنم بود و البته زحمات آقای حسین سناپورکه بسیار از ایشان سپاسگزار م.
زنان نویسنده در سال های اخیر، علاقه فراوانی به روایت زندگی زنان در بستر تاریخ نشان داده اند. یعنی از جایگاه مضامین رمانتیک یا داستان های ملودرام دور شده اند و بیشتر نظر به تاریخ و بسط شخصیت زنان در تاریخ داشته اند. آیا با این ایده موافقید و اگر هستید به نظرم خودتان هم جزو این طیف از نویسندگان زن به شمار می آیید.
دور شدن از داستان های رمانتیک و روی آوردن آن ها به داستان هایی با مضامین تاریخی به متحول شدن جامعه در سال 57 و بیداری قشر بزرگی از اجتماع- یعنی زنان- تاثیر زیادی داشت. باور داشتن خود و قابلیت های خود از مسائلی بود که در این برهه از تاریخ اتفاق افتاد. زن می تواند مادر، همسرو دوست خوبی در خانه باشد و هم می تواند به مسائل بیرون از خانه از جمله مسائل سیاسی و اجتماعی هم نظر داشته باشد. در رمان جذاب خانم زویا پیرزاد ما با زن خانه داری رو به رو هستیم که نه ازمسائل بلوغ فرزندش غافل است، نه از مسائل تاریخی و نه از روند عشق و عاطفه. با این همه معتقدم هنوز هم زنانی در جامعه وجود دارند که همه دغدغه هایشان مسائل کم اهمیت و پیش پا افتاده است. به دلیل رشد و پرورش یافتن در خانواده ای فرهنگی و اهل مطالعه و اهمیت دادن به مسائل روز مملکت از طیف کسانی هستم که هرگز نتوانستم ذهنم را به یک نقطه کوچک متمرکز کنم.
این مصاحبه کوتاه روز پنج شنبه 20 مهر ماه در روزنامه هفت صبح چاپ شده بود.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
0 Comments:

Post a Comment