"زیبای هلیل» ذات هزارویکشب‌ی دارد
در این نشست که با حضور نویسنده کتاب "منصورعلیمرادی" و مجتبی گلستانی و فرحناز علیزاده به عنوان منتقد وجمعی از دوستداران ادب و فرهنگ واعضای کانون داستان فرهنگسرای اخلاق برگزار شد، درابتدا نویسنده کتاب داستان اول این مجموعه به نام"برگه ی امتحانی"راخواندند. سپس فرحناز علیزاده به عنوان منتقد ضمن تشکر از نویسنده کتاب گفتند:"وقتی برای اولین بار کتاب به دستم رسید شروع به خواندن داستان اول این مجموعه در یکی از کارگاههای داستانم کردم و با خود گفتم اگرهمه داستانهای این مجموعه مانند این داستان باشد این کتاب یک شاهکار است.ضمن اینکه یکی از اساتید اینجانب در کلاسهای خودگفتند که اگر در یک مجموعه داستان سه یا چهر داستان خوب و در خور باشد ،آن مجموعه کار خود را کرده است.به نظر من این مجموعه با داشتن داستان "برگه ی امتحانی"و همین تک داستان نیز کار خود را کرده است.دراین داستان لحظه ی روایت خوب انتخاب شده است و بهانه ی نگارش نیزوجود داردو با وجود کوتاهی متن شخصیت اصلی این داستان به راحتی به خواننده هوشمند شناسانده می شود.

http://www.artna.ir/userfiles/images/1391/8/najarasl/5//5.jpg
منصور علیمرادی، نویسنده «زیبای هلیل»
سپس مجتبی گلستانی به عنوان منتقد برخلاف نظر خانم علیزاده معتقد بود که این مجموعه داستانهای بهتری از داستان اول را نیز دارد و نمی شود کتاب را فقط در داستان اول این مجموعه دید.مجتبی گلستانی گفت:"به نظر من نویسنده کتاب "زیبای هلیل" ادبیات شرقی را خوب می فهمدو سنت قصه گویی در ادبیات داستانی و ادبیات فارسی را بلد است.
وی افزود:"نویسنده زبان را به مثابه نوشتار و متن را بهتر از خیلی از همنسلان خود آموخته و در سراسر داستانها به کار می گیرد.در این مجموعه ما با نوعی آگاهی اساطیری و نوعی آگاهی به روشهای قصه گویی کلاسیک مانند قصه های تودرتوی هزارو یکشب مواجه هستیم که جابه جادر این مجموعه تکرار شده است.
http://www.artna.ir/userfiles/images/1391/8/najarasl/5//4.jpg  http://www.artna.ir/userfiles/images/1391/8/najarasl/5//6.jpg
مجتبی گلستانی افزود"مارکز با وجود نوشتن رمان "صد سال تنهایی" در جایی می گوید:وقتی هزار و یکشب را خواندم آرزو کردم رمانی بنویسم که هر سطر و پارگراف آن یک قصه باشد."وبه نظر من این مجموعه بر خلاف مجموعه داستانهای دیگری که این روزها منتشر می شود و به موضوعاتی معمولی می پردازد ، ذات هزارویکشبی داردودر حقیقت این مجموعه بندبازی در مرز نوشتار وگفتار،فرهنگ شفاهی وفرهنگ مکتوب است وبا توجه به تفاوت نوشتار وگفتار و تحولات اجتماعی می توان فرم داستانها را بررسی کرد.در داستانهای این مجموعه ما با نوشتار آرکاییک روبرو هستیم که ما را وارد فضای باستانی می کند و از دیگر سو با لهجه و زبان عامیانه مردمان بلوچ ، کرمانی و اقلیم خاص آن منطقه روبرو هستیم و البته زبان پذیرفته شده و مرسومی که یک دیالکتیک بین نوشتار وگفتار پدید می آورد.
در ادامه فرحناز علیزاده نویسنده کتاب" آقای قاضی چه حکمی می دهید؟"گفتند:"نویسنده اشراف خوبی به متون کهن و به زبان دارد اما در بعضی از داستانها به نظر می آید نویسنده به عنوان راوی در داستان وجود دارد و همسویی ذهن و زبان و اشراف نویسنده به موضوع توانسته است به موفقیت نویسنده کمک کند.مثلا داستان"مهندس برق کشانی"یک داستان ضد جنگ است که از زبان یک کودک و دغدغه هایی که این ودک دارد روایت می شود.اما در کنار گفتار و روایت خونسردو نگاهی که به تبعات جنگ و آسیب شناسی آن دارد ، توصیفاتی وجود دارد که با ذهن و زبان یک کودک همخوانی ندارد و به نوعی نویسنده به عنوان راوی در متن حضور دارد.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
0 Comments:

Post a Comment