درباره «هتل مامان»
اگر از پر توقعی فرزندانتان شکایت دارید هتل مامان را بخوانید تا بتوانید در مقابل شکایت های بی پایان فرزندان ارشدتان که هنوز خرج زندگی شان را از شما طلب می کنند بایستید.



هتل مامان


هتل مامان.الفریده هامرل. ترجمه.حمیدرضا محبی. نشر آموت. چاپ اول.تهران:1390. 1660نسخه.120 صفحه.3500 تومان.
«مادرم معتقد به فرضیه آدم بده و آدم[1] خوبه است که بر اساس اون، مثل فیلم های پلیسی امریکایی، نقش ها رو تقسیم می کنند. پلیس خوب، پلیس بد. مادرم می گه بستگی به این داره که آدم نقش پلیس خوب رو به موقع به دست بیاره. من می بایستی این موضوع رو برای زمانی که خودم بچه دار شدم، به خاطر داشته باشم. در حقیقت با فرض درست بودن نظریه اش بخش آدم خوبه نصیبش نشد. این زن با صرفه جویی اش، بد بینی اش و دشمنی اش با خوشی، چه اعصابی که از من خرد نکرده. و هیچ امیدی هم به بهبود وضع نیست. مادر من عذاب وجدان منه و خواهد بود. مامان ، ندای هولناک وظیفه و عقله.»[2] 
در گذشته شرایط زندگی خانواده ها شکل دیگری داشت. خانه های بزرگ و زمین های کشاورزی وسیع، دام و طیور و سفر ییلاقی و قشلاقی باعث می شد فرزندان بیشتر نه تنها سربار خانواده ها نباشند بلکه سرمایه یک خانواده محسوب می شدند. با شکل گیری شهر ها و ایجاد کارخانه ها در ایران نیز مثل غرب تغییرات عمده ای صورت گرفت. کانت فیلسوف آلمانی اعلام کرد انسانها آزادند و نباید به عنوان وسیله و برده از آنها استفاده کرد. با این حکم کانت رعیت ها از یوغ اربابانشان بیرون آمدند تا آزاد باشند اما آنها آزاد بودند تا به کارخانه هجوم آورند و در مقابل پول اندکی که می گیرند نیوری کار خودشان را در اختیار بورژوازی تازه سر بر آورده قرار دهند. آنها آزاد بودند تا به هر کارخانه ای که دوست دارند بروند. اما کارخانه های کمی وجود داشت که امید به استخدام داشته باشند. آنها فقط آزاد بودند اما همچنان برده.
همین شرایط در ایران نیز به وجود آمد. روستاها از جوانان خالی شد. زمین های کشاورزی سوخت و رمه و گله به پول سیاهی فروخته شد. پیرها در روستاها ماندند و خاک شدند و جوان ها در شهر ها صاحب خانه های سی متری یک خوابه ای شدند با فرزندانی بیکار و سربار. در سالهایی که جامعه غرب از یک رفاه نسبی بر خوردار شد رسم تازه ای شکل گرفت که فرزندان به محض رسیدن به بلوغ و پایان مدرسه باید از والدینشان جدا می شدند  و زندگی مستقل خود را آغاز می کردند. اما بحران های اقتصادی غرب شرایط کشورهای غربی را دگرگون کرده و وضع خانواده ها امروز همانگونه است که یک خانواده ایرانی از آن می رنجد. نسل جدید بسیار متوقع شده و مشکلات قرن حاضر یعنی بیکاری  و بحران های اقتصادی و رفتارهای نابخردانه والدین مانع بلوغ دهنی و واقعی فرزندان شده است.
امروز در سراسر دنیا جوان های بالای بیست یا حتی سی سال ترجیح می دهند با والدینشان زندگی کنند و این به خانواده ها لطمه فراوانی می زند. در مقدمه کتاب آمده است آلفریده هامرل در کتابش با طنزی دلنشین از جوانان نابالغ، آدم های اعصاب خرد کن و روان پریش سخن می گوید. سوالاتی که مطرح می کند عبارتند از این که آیا اشتیاق مراقبت از بچه ها در والدین به اندازه کافی رشد نکرده؟ آیا آنها نسبت به پسران و دختران شان آنقدر بی اعتمادند که حاضر نیستند پرورش نوه هایشان را به کلی به آنها واگذارند؟ و مسائلی از این دست که ذهن هامرل را درگیر کرده و داستان های این مجموعه پیرامون آن می چرخد. امروز جوانان کانون گرم خانواده را به تشکیل کانون دشواری برای خویش ترجیح می دهند. جدای از بحران های اقتصادی شدیدی که جوامع امروز را تحت فشار قرار داده است، حس مسئولیت پذیری جوانان نیز بسیار کم رنگ شده است. دختران و پسران ترجیح می دهند با همه تفاوت هایی که بین خودشان و پدر و مادرشان احساس می کنند اما در کنار آنها ارتزاق کنند. آنها دیگر به مقدس بودن خانواده و نقش پدر و مادر اعتقادی ندارند و از تولید فرزند روی گردان هستند. شرایط بد و بحران های سیاسی و اقتصادی را نتیجه نا اگاهی نسل پیشین خود می دانند و والدینشان را به سبب تولید مثل و به دنیا آوردن و همچنین ساختن چنین دنیای زشت و بی امیدی مقصر می دانند. سرکشی و مبارزه فرزندان با نماد پدر و مادر ناشی از نارضایتی آنها از وضع موجود است. آنها ترجیح می دهند دچار خبطی نشوند که والدینشان را برای آن سرزنش می کنند. فرزندان نا امید از چشم اندازی مناسب برای آینده شان همچون زخمی بر پیشانی خانواده ها نشسته اند.  
هتل مامان شامل 15 داستان کوتاه است که اغلب پیرامون رابطه یک مادر و فرزند دختر یا پسرش است.
هتل مامان شامل 15 داستان کوتاه است که اغلب پیرامون  رابطه یک مادر و فرزند دختر یا پسرش است. فشارهای اقتصادی که اغلب بر دوش مادر است، هزینه مخارج خانه، نگهداری فرزند، پخت و پز و خرید برای منزل همگی بر دوش سمبل خانواده یعنی مادر است و فرزندان بزرگ خانواده نه تنها باری از دوش وی بر نمی دارند که با استدلال های بی پایه و از سر خود خواهی خود تحمل این شرایط را برای مادر سخت تر کرده و فضایی پر تنش می سازند. آنها  مادر را مسئول به دنیا آمدن  خود می دانند و شکایت کنان از وی می خواهند تا نقش خود را تا پایان به خوبی بازی کند. داستان های این مجموعه همگی دیالوگ محور است و داستان با گفتگوی بین مادر و فرزندش شروع و خاتمه می یابد.  تنها داستان
«آدم خوبه» از این قاعده مستثنی است و روایت فرزندی است از مادرش که او را کله شق ترین مادر دنیا می نامد و به شکایت از مادر خود می پردازد. وی شکایت می کند که مادر ش آن طور که باید به او رسیدگی نکرده و لباس هایی که برای وی می خرد همگی لباس های معمولی بدون مارک است.
هتل مامان از ترجمه روانی برخوردار است و طنز نویسنده نیز بر شیرینی کتاب می افزاید.
الفریده هامرل نویسنده اتریشی است که تحصیلات خود را در رشته زبان و ادبیات آلمانی و تئاتر دنبال کرده است و از همین رو دیالوگ نویسی در داستان هایش پایه  اصلی کار او ست. وی جوایزی متعددی از جمله جایزه روزنامه نگاری شهر وین، کنکوردیا، و نشان طلایی شهر وین را در کارنامه خود دارد. کتاب های دیگر او عبارتند از « والری بی نظیر» و « مرد از دست رفته» .
«مادر: نمی تونی مودبانه گرسنه بشی؟ من باید کار رو تموم کنم.
دختر: اها. معذرت می خوام. کار تو ارجح تره! یادم رفته بود. فقط یه سوال: محض تنوع چطوره یک کمی هم به زندگی خانوادگی ات برسی؟
مادر: امروز بعد از ظهر برای خرید ژاکت با تو بودم. یادت رفته؟
دختر: خب که چی؟ بقیه مادر ها هم با دختراشون دائم می روند خرید.
مادر: به خصوص اونایی که اسمشون هیلتونه.
دختر: تو هم می تونستی با آدم پولدار ازدواج کنی.
مادر: حیف شد. چرا اینو زودتر بهم نگفتی؟ » [3]

پی نوشت:
[1] صفحه 45 کتاب از داستان آدم خوبه
[2] صفحه 44 و 45 کتاب از داستان آدم خوبه
[3] صفحه 14 کتاب از داستان دختر نوجوان زن خانه دار می شود
بخش کتاب و کتابخوانی تبیان

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
0 Comments:

Post a Comment