چاپ جدید چهار کتاب
http://images.khabaronline.ir/Images/news/Larg_Pic/14-10-1391/IMAGE634928201203610197.jpg 
کتاب- رمان‌های «دخترم عشق ممنوع!»، (نامزد دریافت هجدهمین دوره جایزه کتاب فصل)، «رز گمشده»، «نامحرم» (نامزد بیست‌ودومین دوره جایزه کتاب‌فصل) و مجموعه شعر «کتاب نیست» (نامزد ششمین دوره جایزه گام اول و نامزد هفدهمین دوره جایزه کتاب فصل) از کتاب‌های حوزه ادبیات نشر آموت در نوبت چاپ‌های مجدد راهی بازار کتاب شدند.
به گزارش خبرآنلاین، یوسف علیخانی،‌ مدیر نشر آموت گفت: چند رمان و مجموعه داستان پر مخاطب نشر آموت به چاپ‌های مجدد رسیدند. یکی از این آثار رمان «دخترم عشق ممنوع!» نوشته شهلا آبنوس است که برای بار دوم به چاپ می‌رسد. این کتاب سال 1390 منتشر شد.
محور اصلی این رمان درباره وضعیت اجتماعی و فرهنگی برخی اقشار جامعه ایرانی در دهه 60 و برخی موضوعات حاشیه جنگ و نیز تقابل زندگی شهری با روستایی است. در خلاصه داستان این رمان می‌خوانیم: «فرزانه، دختری با خاطرات شیرین کودکی، به همراه خانواده‌اش از روستا به تهران می‌آید. خانواده فرزانه بسیار سنتی است و پدر و مادرش به دلیل تلاش فراوان برای تربیت فرزندان‌شان زبان‌زد خاص و عام هستند. در همین احوال، دانشجویی برای زندگی با خانواده فرزانه، وارد زندگی آن‌ها می‌شود. عشق بین فرزانه و دانشجوی تازه‌وارد، زندگی خانواده این دختر جوان را وارد درگیری عجیبی می‌کند. هیچ‌کدام از اعضای خانواده با این عشق موافق نیستند.»
در این رمان تقابل فرهنگی زندگی شهری با روستایی در قالب داستانی عاطفی درباره دختر و پسری جوان بیان شده است. به گفته نویسنده این رمان، در میان برخی از خانواده های ایرانی در دوره ای که درباره آن نوشته ام، دختران حق اظهار نظر نداشته اند، در حالیکه پسران خانواده به راحتی خواسته های خود را بیان و اجرا میکردند، ولی این حق طبیعی به دختران داده نمی شد. واضح است که احساس خوشبختی را هر انسانی باید خودش به تنهایی درک کند و این احساس از طریق اعضای خانواده یا دیگران به کسی قابل القا نیست. در این کتاب سعی داشتم تا به هویتی که زنان برای ابراز ایده و خواسته هایشان باید بدان دست یابند، اشاره کنم.
شهلا آبنوس، نویسنده، درباره رمانش می‌گوید: در رمان، تقابل فرهنگی زندگی شهری با روستایی در قالب داستانی عاطفی درباره دختر و پسری جوان بیان شده است. در میان برخی از خانواده‌های ایرانی در دهه‌ای که درباره آن نوشته‌ام، دختران حق اظهار نظر نداشته‌اند و در حالی‌که پسران خانواده به راحتی خواسته‌های خود را بیان و اجرا می‌کردند؛ ولی این حق طبیعی به دختران داده نمی‌شد.
پیش‌تر از شهلا آبنوس، رمان «ستاره در آینه» و دو مجموعه‌ داستان «بغض‌های قدیمی» و «خوابی که تعبیرش تو بودی» منتشر شده است.
علیخانی در ادامه گفت: رمان «رز گمشده» نوشته سردار ازکان با ترجمه بهروز دیجوریان نیز به چاپ چهارم رسید. این رمان 224 صفحه دارد و با شمارگان هزار و 100 نسخه و بهای هشت هزار و 500 تومان در اختیار مخاطبان قرار گرفته است. همچنین رمان «نامحرم» نوشته یاسر نوروزی نیز سومین چاپ خود در نشر آموت را تجربه کرد. این رمان نیز در 424 صفحه، با شمارگان هزار و 100 نسخه و بهای 15 هزار تومان منتشر شده است.
مدیر نشر آموت در پایان به چاپ جدید مجموعه شعر «کتاب نیست» اشاره کرد و گفت: مجموعه شعر «نیست» سروده علیرضا روشن نیز در این انتشارات به چاپ پنجم رسیده است. این مجموعه با شمارگان هزار و 100 نسخه، 112 صفحه و بهای چهار هزار تومان به کتابفروشی‌ها فرستاده شده است.
مجموعه شعر «کتاب نیست» نه تنها در نمایشگاه کتاب تهران، از پرفروش ترین های نشر آموت بود که به گزارش مجلات و روزنامه ها و کتابفروشی های معتبر، در لیست پرفروش ترین ها هم قرار گرفته است. این کتاب، همزمان با انتشار در ایران، با ترجمه «طیبه هاشمی» و «ژان رستم ناصر» به وسیله انتشارات «اِرس» در مجموعه کلکسیون «پو و پسی» در فرانسه به چاپ رسیده و باعث ستایش منتقدان اروپایی قرار گرفته است. «میشل مناسه» منتقد معروف اروپایی درباره شعرهای این کتاب نوشته است: اگر جسارت قیاس ذهنی را داشته باشیم در سنت فرانسه، این متون ما را به یاد آمیزش لطیفی از روح تلخ و شیرین ژول لافورگ و قریحه عاشقانه «پل الوار» می اندازد.
«کتابِ نیست» شامل حدود 200 قطعه شعر در سه دفتر است. «شمع گندم»، «کتاب تو» و «کتابِ نیست» عنوان سه دفتر این مجموعه هستند.
چند بخش از کتاب را در ادامه می خوانید:
«باید خودم را ببرم خانه
باید ببرم صورتش را بشویم
ببرم دراز بکشد
دل‌داری‌اش بدهم که فکر نکند
بگویم که می‌گذرد که غصه نخورد
باید خودم را ببرم بخوابد
من خسته است
*
اسب سواری را
شلاق اگر نزنند
نمی‌دود
به خفت ِ علف
گردن کج می‌کند
*
تا باد را ببینند
تکان‌تکان ِ پرده را نشان می‌دهم
تا تو را ببینند
جان ِ فرسوده‌ام را
*
ما شعر می گوییم
ما
که نمی توانیم زندگی کنیم
ما شعر می گوییم ...
*
احساس شهری بین راهی در من است
من در میانه ام ایستاده ام
میان آمدن
و رفتنت...
*
دلم
گوزنِ تیر خورده‌ای
که در پنهان‌جای‌ دره ماغ می‌کشد
دیگران می‌شنوند
من اما
جان می‌کنم
*
به بدرقه‌ی تو دست تکان می‌دهم
تنهایی
به استقبال خودش تعبیر کرد»
*
وقتی می‌گویند نیست
کاغذ را گفته باشند یا برق را
فرق ندارد
من یاد تو می‌افتم
*
دلتنگی
خیابان شلوغی است
که تو در میانه‌اش ایستاده باشی
ببینی می‌آیند
ببینی می‌روند
و تو همچنان
ایستاده باشی»

Labels: , , ,

aamout[at]gmail[dot]Com
0 Comments:

Post a Comment