داستان‌هایی که همه می‌توانند بنویسند
یک جفت چکمه برای هزارپا 
فرهیختگان (بهاءالدین مرشدی): بعضی داستان‌ها، هم هستند و هم نیستند. نه می‌شود باهاشان ارتباط برقرار کرد و نه نمی‌شود. موجودیت‌شان دوگانه است، بیشتر می‌خواهند تو را سرگرم کنند و در آن میان یک پیام هم به خواننده بدهند داستان‌هایی که سرراست و بیشتر از هر چیز متکی به تخیل هستند و گاه این تخیل آنقدر دم دستی و ساده است که در حین خواندن فکر می‌کنی نویسنده دارد تو را دست می‌اندازد و با خودت می‌گویی اگر داستان این است پس من هم می‌توانم نمونه آن را بنویسم. بعد که دست به کار می‌شوی و می‌خواهی یک داستان آن‌طوری بنویسی به دردسر می‌خوری و گرفتار می‌شوی و فکر می‌کنی این نویسنده چقدر کارش سخت بوده.
همه اینهایی را که نوشتم داشتم درباره مجموعه‌داستان «یک جفت چکمه برای هزارپا» می‌گفتم. این کتاب را فرانتس هولر نوشته با ترجمه علی عبداللهی که نشر آموت آن را منتشر کرده.
داستان‌هایی خیلی کوتاه که در یک فرصت کوتاه می‌شود تمام‌شان کرد. بعضی کتاب‌ها را باید کتاب‌های همراه نام گذاشت؛ کتاب‌هایی که می‌شود با خود برداشت و در راه خانه تا محل کار یا برعکس خواند. توی اتوبوس و مترو و تاکسی می‌شود یک یا چندتا را خواند. این کتاب خاصیت همراه‌بودن را دارد؛ کتابی که متکی است بر تخیل نویسنده و داستان‌هایی عجیب را روایت می‌کند و در پایان هم لبخندی را روی لب می‌نشاند. در وقت خواندن این کتاب داشتم فکر می‌کردم خواندن این کتاب در مکان‌های عمومی خیلی خوب است، آن هم از آن‌رو که وقتی یک داستان را می‌خوانی و لبخند می‌زنی دیگران تو را با چهره‌ای خندان می‌بینند و این خیلی حس خوبی است.
مقدمه این کتاب را علی عبداللهی نوشته و شیوه نوشتن این‌طور داستان‌ها را از زبان هولر تعریف کرده. داستان‌هایی که همه می‌توانند بنویسند اما جراتش را ندارند. مجموعه داستانک‌های طنز این کتاب، خواننده را به این فکر خواهد انداخت که او هم همین‌طور و از همین چیزها بنویسد و ‌ای کاش چنین اتفاقی برای خوانندگان این کتاب بیفتد.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
0 Comments:

Post a Comment