نقدی بر رمان «نسکافه با عطر کاهگل» نوشته م. آرام/ به بهانه چاپ دوم
فرهیختگان/ مریم توفیقی: «نسکافه با عطر کاهگل»، نخستین کتاب «م. آرام» که زمستان ۹۱ اولین نسخه‌اش توسط انتشارات آموت بر پیشخوان کتابفروشی‌ها قرار گرفت و زودتر از انتظار در ردیف پرفروش‌ترین کتاب‌های بازار نشر قرار گرفت و نشان جایزه رمان اول ماندگار را بر دستان نویسنده‌اش نشانده‌بود، داستانی ملموس و عینی دارد.
«م. آرام» در این کتاب در ابتدا با نگاهی کوتاه به زندگی راحت راوی، پلی می‌زند به تلخی همیشگی جامعه! از درد همیشه جاری و بند نیامدنی یعنی فقر صحبت می‌کند. نویسنده، دست مخاطب را گرفته و در کوچه پس‌کوچه‌های فقر او را می‌گرداند. تحقیر، توهین و سر گرسنه بر زمین گذاشتن جماعتی را به تصویر می‌کشد که در طول روز بارها از کنارمان می‌گذرند و همراه خود داستان زندگی‌شان را می‌برند.
زندگی جمع اضداد است و درد و آرامش را در خود آمیخته است. سهم برخی از هر کدام بیشتر و برخی به تساوی از آن ارث می‌برند. «م. آرام» در این کتاب ابتدا کام مخاطب را اندکی با طعم نسکافه گَس و بعد با مزه مزه کردن زندگی فقیرانه راوی به تلخی آشنایی می‌کشاند. از آن دست تلخی‌هایی که چون طعم نسکافه دلت را نمی‌زند و مخاطب دوست ندارد داستان را به حال خود رها کند و دوست دارد تمام صفحه‌ها را چون دونده‌ای که دلباخته رسیدن به خط پایانی است بدود و نتیجه همه این درد کشیدن‌ها را ببیند.
دوست داشتن مادر، نقطه اتکای مطمئنی برای نویسنده است و با تکیه بر آن مخاطب را از ابتدا انیس و مونس راوی می‌کند، محبت راوی به مادرش و محبت مادرانه‌ای که بعد از سال‌ها بر قلبش می‌ماند!
 اما سایه مرگ خیلی زود بر جان این داستان می‌افتد و قصه سرگشتگی و در‌به‌دری آنها از زمان مرگ پدر شروع می‌شود و با مرگ مادر به اوج خود می‌رسد. تلاش راوی برای حفظ کانون خانواده باعث می‌شود مخاطب از همان ابتدا با دیده تحسین بر مردانگی پسرک کوچک داستان نگاه کند و در تمام طول داستان جانبداری‌اش را از او رها نکند.
«نسکافه با عطر کاهگل»، داستانی اجتماعی است و نویسنده تمام تلاشش را کرده که از تمام وقایع تلخی که در کمین زندگی قشر کم بضاعت جامعه وجود دارد در داستانش سخن بگوید. از تمام خطرهای احتمالی و نیت‌های پلیدی که زندگی راوی را از چاله به چاه و از سنگریزه به گلوخ تبدیل می‌کند.
نویسنده با تمام دردهای موجود در جامعه سعی کرده نقطه امید را همچنان در دل داستانش و در نگاه مخاطب زنده نگه دارد و به خواننده نشان بدهد که می‌توان در عین تلخی زندگی شیرینی را درکام خود مزه مزه کرد. اوج نویسندگی «م. آرام» به نظر من در صفحات پایانی داستان خودش را نشان می‌دهد. آنجا که بعد سال‌ها در خواب، خودش را در فضایی می‌بیند که تمام شخصیت‌های تاثیر‌گذار زندگی‌اش حضور دارند. فضای کابوس‌گونه و زیبایی که پیوند تمام این تصاویر با هم در قالب جملاتی زیبا، امضای نویسندگی
«م. آرام» را نشان می‌دهد و تفاوتش را با سایر نویسندگان به چشم می‌آورد! (رجوع شود به ص ۳۳۶)
نویسنده در اولین رمان خود توانسته مُهر تایید را از مخاطبان خود بگیرد و از این بابت باید به او تبریک گفت و در انتظار رمان‌های بعدی او ماند.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
0 Comments:

Post a Comment