تنفس همراه با دلفینهای شناور در خواب یک شاعر
دلفین‌ها 
وبلاگ واژه‌نویس: سلام. دلم میخاد چن شعر با حال بخونم. حافظ و مولانا و سپهری و باقی. دوروبرم شلوغه. با شعر میشه نفس کشید. به اینترنت سرمیزنم. از این وبلاگ به اون وبلاگ. از این سایت به اون سایت. خبرهارو مرور میکنم. خبرهای مربوط به شاعران. اخبار حوزه شعر. تو یکی از سایتها متوجه اظهار نظر محمود دولت آبادی در باره شعر شاعری به نام ساره دستاران میشم. گویا در هفتم تیر در تهران نشست نقد مجموعه شعر «دلفین‌ها در خواب‌هایم شنا می‌کنند» اثر ساره دستاران از سری نشست‌های شعر بوطیقا عصر جمعه، هفتم تیرماه، با سخنرانی مفتون امینی، محمود دولت‌آبادی، محمود معتقدی و رسول یونان در سرای کاووسیه برگزار شده است. این نشست عملن یک کارگاه‌ شعر است و به باور برگزارکنندگانش نوعی جنبش ضدرونمایی است و با عنوان «نقد و بررسی» به معرفی کتابهای شعر با حضور بزرگان و صاحبنظران میپردازد.
«صبح‌ها /سنجابی از در و دیوار دلم بالا می‌رود/شب‌ها/دلفین‌ها در خواب‌هایم شنا می‌کنند»
دراین نشست سخنان تامل برانگیزی ردوبدل شد. محمود دولت‌آبادی، نویسنده پیشکسوت، گفت:«یک نکته را مکرر می‌کنم که شعر برای من عبارت از کلامی است که یک لحظه مرا تکان می‌دهد. این کتاب و برخی آثار دیگری که از شعر این دوره خوانده‌ام، مرا دچار این لحظات کرده است...ما مردمی هستیم که با شعر آغاز کرده‌ایم. من هم شعرهای بسیاری از قدیم و جدید خوانده‌ام. با شعر دنیا هم که بعد از نیما آشنا شدیم. ما که ریش‌مان سفید شده، باید بپذیریم که دوره‌ی جدیدی در بیان شعری آغاز شده که محصول این روزگار است. این کتاب به ما می‌گوید تصنعی هم در این کار وجود ندارد. 40 سال پیش در مطبوعات آن روزگار نوشته می‌شد مردم دیگر حوصله‌ی مطلب مفصل را ندارند و باید داستان کوتاه نوشت. من که آدم شنونده‌ای هستم و بعد تصمیم می‌گیرم، آن نوشته‌ها را نپذیرفتم؛ چون طبیعی نبود و از دل جامعه‌ی ما برنیامده بود، اما در فضای جدیدِ جامعه‌ی امروز، باید قبول کنیم که شعر جدید جوانان ما طریقت خاص خود را دارد. واقعیت محو نمی‌شود؛ بیان واقعیت است که تغییر می‌کند. »

کنجکاو میشوم که بیشتر در باره کتاب «دلفین‌ها در خواب‌هایم شنا می‌کنند» و شاعره اش بدانم. چن سال پیش چن شعر از او را در وبلاگم درج کرده بودم. به جستجو میپردازم. این کتاب نخستين مجموعه شعر ساره دستاران در دو فصل «هويج افتاد» و «ناگهان ابر در آينه» دربرگيرنده شعر هاي اين شاعر نوشته شده در سال هاي دهه 80 میباشد. این کتاب  مجموعه‌ای است از مونولوگ‌های شاعر با خود که آن را با زبانی بسیار روان و صمیمی با مخاطبان خود در میان می‌گذارد. در این کتاب آدم احساس می‌کند که به راحتی می‌تواند با شاعر همراه شود و دنیای درونش را بی‌ابهام و پیچیدگی کشف کند؛ دنیایی که سرشار از عطر دوست داشتن و رنگ‌های نوید بخش زندگی است. روانی شعرهای دستاران  وجه ممتاز آنهاست به گونه‌ای که به راحتی می‌توان در این مجموعه با یک مقوله خیال‏‌انگیز مواجه شد.
 این کتاب در108 صفحه توسط نشر آموت منتشر شده است.5هزارتومان ناقابل هم قیمت دارد.  برای آشنا شدن با شاعره این اثر می توانید به نشانی(sarehdastaran.blogfa.com) و برای آشنایی با ناشر می توانید به نشانی های؛( aamout.com) و(tadaneh.com) مراجعه کنید. بد نیست بدانید که ؛ همزمان با آغاز فصل تابستان نشر آموت «خرید تلفنی کتاب» را به طور آزمایشی کلید زد. مدیر نشر آموت درباره این طرح توضیح میگوید: «حداقل خرید تلفنی کتاب و ارسال رایگان کتاب‌ها، چهار عنوان از کتاب‌های نشر آموت است. با حساب سرانگشتی، به نظرمان رسید اگر برای مخاطبی که حداقل 4 عنوان از کتاب‌های نشر آموت خریداری می‌کند، 15 درصد تخفیف در نظر گرفته شود، این درصد ِ تخفیف می‌تواند باعث ارسال رایگان کتاب‌ها به وسیله پست به هر نقطه از ایران شود. »شماره تلفن‌های 66496923، 88490392، 09360355401 برای ثبت سفارش و ارسال رایگان کتاب(خرید حداقل 4 عنوان) در خدمت علاقمندان کتاب‌های نشر آموت است. 
به چن نمونه از اشعار این شاعره خوش آتیه توجه کنید:
- «فرصت زیر یک سقف ماندن/ از دست رفت/یا چتر باز نشد/یا باران بند آمد
- «عشق تو/پرنده‌ای بود/که جای یکی از آجرهای دیوار/لانه کرد/دیواری است عشق تو/تک تک آجرهایش/پرنده»
ديوارها را ورق مي زني/ كه زندگي ات شده اند / آينه ات، دفترت، منظره ات / ديوارها همه زندگي ات شده اند / خط مي كشي و / ورق مي زني».
- «فايده يي ندارد/ كلنجار رفتن با زندگي /مثل حرف زدن / با شخصيت هاي فيلم ها/ دست آخر/ كاري را مي كنند/ كه كارگردان مي گويد».
-  «بليت يك طرفه/ و عكس دختري كه تنها مي ماند/ شوخي تلخي است زندگي/ وقتي هر چيزي راهش را گم مي كند/ مثل هواپيمايي كه فرود آمد/ تا تو اوج بگيري».
-  «انگار سال‌هاست که نیستی.../بیا و اصحاب کهف را در من بیدار کن»
- «با همین کاغذ‌ها / قایق درست می‌کنیم / بادبادک هوا می‌کنیم / تانک‌ها از دل‌شان راه می‌افتند / دستور پرتاب موشک را صادر می‌کنند / کاغذها گاه در آتش سوزانده می‌شوند / گاه آتش به پا می‌کنند / کاغذهای دوست‌داشتنی / کاغذهای لعنتی
-  «گاهی از لابه‌لای پرده سرک می‌کشید/ گاه کنار تخت می‌نشست/ شوخی‌اش گرفته بود/ می‌آمد چرخی می‌زد و می‌رفت/ اما انگار دیگر شوخی نداشت/ وقتی آمد و تو را با خود برد/ مرگ»

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
0 Comments:

Post a Comment