رمان «نیمه ناتمام» و مطالعات فرهنگی
نمایی از نشست
نسرین قربانی - محمدرضا گودرزی - آرش سنجابی

محمدرضا گودرزی، منتقد و کارشناس ادبی، عصر دیروز، اول مردادماه در نشست بررسی رمان «نیمه ناتمام» نوشته نسرین قربانی، این اثر را دارای ارزش مطالعات فرهنگی دانست و گفت: با خواندن این رمان می‌توان تا حد زیادی به ویژگی‌های رفتاری و باورهای قشر متوسط جامعه در سال‌های بعد از جنگ و تقابل جوانان با نسل بعد پی برد.
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی فرهنگسرای فردوس، چهارمین رمان «نسرین قربانی» که با نام «نیمه‌ ‌ناتمام» از سوی نشر آموت روانه بازار کتاب شده و به چاپ دوم هم رسیده، عصر دیروز، سه‌شنبه، اول مرداد، در هفتاد و ششمین نشست بلور قلم در فرهنگسرای فردوس، نقد و بررسی شد.
نیمه ناتمام 
در این نشست نسرین قربانی، نویسنده کتاب، محمدرضا گودرزی و آرش سنجابی به عنوان منتقد حضور داشتند.
آرش سنجابی، یکی از کارشناسان حاضر در این نشست، در ابتدا توضیحاتی را درباره رمان «نیمه ناتمام» ارایه داد و گفت: در این رمان، مهناز راوی اول شخص است و اوست که با روایتی رئالیستی، بلندای عمر خود را در یک دوره زمانی تقریبا چهل ساله پیش روی خواننده می‌گستراند. نقطه صفر روایت، آن جایی است که از آستانه بلوغ با راوی همراه می‌شویم و به تدریج خانواده‌اش را می‌شناسیم؛ خانواده‌ای که به زوال می‌رسند و یکی یکی از بین می‌روند.
وی افزود: علاوه بر اضمحلال و فروریزی خانواده راوی، تقابل سنت و مدرنیته است که ستون فقرات رمان را می‌سازد. به گونه‌ای که نشانه‌های سنت به ناگزیر در زیر چرخ‌های مدرنیته فرو می‌رود و باز در زایشی تکرارشونده، در بخش‌های پایانی رمان، از نو سنتز می‌کند و در پیکر دیگر شخصیت‌ها تکثیر می‌شود؛ چرخه‌ای که مدام از سنت به مدرنیسم و باز به سنت، ادامه می‌یابد.
این منتقد ادبی، زبان رمان را جاندار خواند و در نقد داستان گفت: دخالت‌های فعال نویسنده در دیالوگ‌ها به این اثر ضربه زده است، به این شکل که هرگاه خواننده می‌خواهد در مسیر قصه قرار بگیرد، حضور پرزور راوی، در هیات تشبیهات آزاردهنده و ناکارآمد باعث لنگ خوردنش می‌شود.
سنجابی رمان «نیمه ناتمام» را به لحاظ ذات قصه‌گویی، پرکشش دانست و آن را با آثار قبلی قربانی مقایسه کرد. وی در این‌باره گفت: «نیمه ناتمام» تنه به تنه نسخه‌های قبلی‌اش، مخصوصا رمان «سهم من» می‌زند و به ناچار تا سطح یک رمان پوپولیستی تنزل می‌کند.
محمدرضا گودرزی منتقد دیگر این نشست بود نیز درباره رمان «نیمه ناتمام» گفت: این اثر رمانی است اجتماعی که زندگی فردی به نام مهناز را از سال آخر دبیرستان تا زمانی که بزرگ شده و صاحب دو دختر کنکوری است، روایت می‌کند. در واقع رمان، روایت زندگی است، کلیت واقع‌گرایانه یک خانواده را در تهران نمايش می‌دهد و بخش عمده اين زندگی در زمان رژیم گذشته سپری می‌شود، هر چند بعدها تا زمان پایان جنگ، یعنی سال 1368 ادامه می‌يابد. زمان داستان خطی و پشت سرهم است و از رفت و برگشت‌های ذهن در آن خبری نیست.
وی افزود: به دلیل آن که رمان، ماجرای جذاب و خاصی ندارد، تعلیق آن بسیار کمرنگ است لذا خواننده شوق چندانی برای دنبال کردن ماجرا ندارد.
این منتقد و کارشناس ادبی ادامه داد: بخش اصلی تاویلی رمان، تقابل سنت و تجدد است. راوی خود مهناز است، دختری از یک خانواده متوسط که باورهای سنتی دارند اما نماد تجدد، مجید برادر راوی است که مدام با پدرش بر سر خانه قدیمی، آپارتمان، ماشین قدیمی، ماشین نو و حتی شغل جدید بساز و بفروش به جای کار در بازار درگیر است.
گودرزی اضافه کرد: رمان بیشتر از ارزش ادبی، ارزش مطالعات فرهنگی دارد و از روی آن می‌توان تا حد زیادی به ویژگی رفتاری و باورهای قشر متوسط جامعه در آن دوران و تقابل جوانان با نسل بعد پی برد. رمان دچار زیاده‌گویی است و راحت می‌شد نصف آن را حذف کرد، مثلا سه صفحه وصف لبو خوردن است، 10 صفحه صحنه ناهار، 46 صفحه بحث کنکور راوی و 60 صفحه ماجرای عروسی مرجان، خواهر راوی و این توصیفات طولانی به داستان لطمه می‌زند.
این منتقد با بیان این‌که رمان «نیمه ناتمام» نقدی بر نظام شاهنشاهی و به بحران‌‌ها و مسایل سیاسی آن زمان است گفت: نویسنده سعی کرده کارناوال تاج‌گذاری پهلوی، وارد کردن سیل آسای کالاهای خارجی و استبداد آن زمان را نشان دهد اما در برخورد با وقایع معاصری مانند جنگ و انقلاب فقط به هرکدام در چند سطر اشاره کرده است.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
0 Comments:

Post a Comment