یادداشتی کوتاه بر رمان «عاشقانه» نوشته فریبا کلهر
عاشقانه 
سهراب سایبان (مجله ماندگار): فریبا کلهر پس از خلق آثار زیادی در زمینه ادبیات کودک و نوجوان و بعد از نوشتن چند رمان در حوزه بزرگسال با رمان «عاشقانه» توانسته دیگر بار نظر مخاطبان به ویژه مخاطبان عام را تا حد زیادی به خود جلب کند. «عاشقانه» رمانی با زبانی روان و لحنی محاوره‌ای، روایت سرراست از ماجرایی عاشقانه را در کوچه پس‌کوچه‌های «گیشا» -مکان اغلب داستان‌های کلهر- بازگو می‌کند. نویسنده در این اثر گاه در پی تکرار فرمول‌های موفق آثار گذشته است و گاه قدم از آن‌ها فراتر می‌نهد و در این میان فراز و نشیب‌هایی را طی می‌کند که زمانی خواننده را به سلامت از ورطه ملالت می‌رهاند و اوقاتی در پیچ‌وخم‌های متن خود سرگردان می‌گذارد.
کلهر در «عاشقانه» نشان داده است به آن میزان که مثلا در رمان «شوهر عزیز من» در روایت اول شخص با راوی زن توفیق دارد در درک مکانیزم ذهن مردانه موفق نیست؛ راوی مرد «عاشقانه» ذهنی زنانه دارد، در پی جزئیات است و نگاهی آن‌قدر ریزبینانه به اطراف و اشخاص می‌اندازد که واقع‌نمایی را دچار خلل می‌کند؛ هر چند نویسنده با زیرکی به این خصیصه شخصی راوی اشاره می‌کند و این‌گونه به دنبال پوشاندن این نقیصه در داستان‌گویی خود است.
در صفحه 12 این رمان می‌خوانیم:
«با همین لبخندهای بی‌معنی می‌تونستم خال سیاه کنار لبشو ببینم که همین طور زل زده بود به من. خال، برجستگی آشکاری داشت و تمام صورتشو رصد می‌کرد. وقتی لبخند می‌زد خال سیاه‌تر به نظر می‌رسید و جا‌به‌جا می‌شد. انگار همین حالاست که بیفتته روی شال کرم قهوه‌ایش و از اون‌جا سر بخوره روی مانتوی خردلیش و آخر سر هم بیفته روی دست چپش که روی زانوش بود و اصلاً حلقه که هیچی یه انگشتر هم توی انگشتای دست چپش نبود. اما یه انگشتر گنده‌ی نقره- مس توی انگشت اشاره‌ی راستش بود که نگین آکوامارین قشنگی داشت...»
راوی با وجود پشت‌سر گذاشتن یک زندگی مشترک شکست‌خورده، داشتن فرزند و شغل روزنامه‌نگاری که مستلزم نگاهی عمیق‌تر است مانند نوجوانان عاشق‌پیشه در کوچه‌ها و خیابان‌ها دنبال معشوق خویش می‌گردد؛ معشوقی که شاید به طنز بر رخسار او خالی نشانده شده تا بسان معشوقه‌های اساطیری جلوه کند. و این وجه گاه جنبه‌ای نمادین می‌یابد آن‌چنان که به نظر می‌رسد این معشوق قرار است جای خالی بسیاری را در زندگی این مرد تنها پر کن؛ نقش مادر، همسر دوست و... . ما از این معشوق کم یا بهتر است بگوییم خیلی کم می‌دانیم. زمانی دست نیافتنی می‌شود و گاهی سفره دلش را برای تحسین (راوی داستان) پهن می‌کند و مشکلات خانوادگی‌اش را با او در میان می‌گذارد و از وی می‌خواهد کمکش کند. انگار چیزی در «عاشقانه» جدی نیست یا جدی گرفته نمی‌شود و به همین دلیل است که شاید با تمام اشتیاق راوی برای رسیدن به معشوق حس همدلی خواننده را بر نمی انگیزاند.
اگر چه بخش اعظم رمان از آه ‌و ناله‌های جانکاه راوی برای «خال‌بانو»ی گمشده انباشته است و همین رمانتیک‌بازی با شوخی‌های دم‌دستی کوچه‌خیابانی جوانانه، خواننده جدی ادبیات را به ستوه می‌آورد اما بخش‌های قوی رمان چون دیدار راوی با پدر «خال‌بانو» و خانواده او، برخورد با اعتقادات و عقاید خرافی و برساختن دنیایی موهومی از این باورها، یادآور این نکته است که با نویسنده‌ای زبر دست مواجهیم؛ نویسنده‌ای که می‌تواند صحنه‌های ماندگار و با قدرت خلق کند اما آن‌چنان به فنون نویسند‌گی‌اش و موفقیت‌های پیشینش غره شده که سهل‌انگارانه تصور می‌کند هر چه بر کاغذ بیاورد چون ورق زر بی‌مشتری نخواهد ماند
انتشارات آموت به تازگی طرح ثبت سفارش تلفنی خرید کتاب و ارسال رایگان به شهرهای مختلف کشور را نیز آغاز کرده است. شماره تلفن‌های 66496923، 88490392، 09360355401 برای ثبت سفارش و ارسال رایگان کتاب (خرید حداقل 4 عنوان) در خدمت علاقمندان کتاب‌های نشر آموت است.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
0 Comments:

Post a Comment