در خواب‌هاي ساره دستاران
دلفین‌ها 
فرح نيازكار (روزنامه آرمان): «دلفین‌ها در خواب‌هایم شنا می‌کنند» مجموعه‌اي است از مونولوگ‌هاي شاعر با خود كه آن را با زباني بسيار روان و صميمي با مخاطبان خود در ميان مي‌گذارد. در اين كتاب آدم احساس مي‌كند كه به راحتي مي‌تواند با شاعر همراه شود و دنياي درونش را بي‌ابهام و پيچيدگي كشف كند؛ دنيايي كه سرشار از عطر دوست داشتن و رنگ‌هاي نويد بخش زندگي است. اگر چه گهگاه با تنهايي و دلخستگي شاعر روبه‌رو مي‌شويم، اما باز هم اين احساس به ذهن خواننده متبادر مي‌شود كه ساره دستاران توانسته است ناگفته‌هاي دل او را بازگو كند.صميميتي كه در كلام شاعر موج مي‌زند به خواننده احساس همصدايي در شعر را مي‌دهد و اين امر يكي از امتيازاتي است كه شعرهاي دستاران را خواندني مي‌كند. روانی شعرهاي دستاران وجه ممتاز آنهاست به گونه‌اي كه به راحتی مي‌توان در اين مجموعه با یک مقوله خیال‏انگیز مواجه شد. «فرصت زير يك سقف ماندن/ از دست رفت/ يا چتر باز نشد/ يا باران بند آمد». در نگاهی کلی می‌توان گفت كه در مجموعه «دلفین‌ها در خواب‌هایم شنا می‌کنند» رابطه محور عمودی ابيات بسيار قوي و بيشتر اوقات تصويري جلوه مي‌كند و این به‌سبب «فردیت»، «تخیل آزاد»، «نوآوری»، و «تنوع عناصر تصویرساز» در شعر اوست. همانند: «عشق تو/ پرنده‌اي بود/ كه جاي يكي از آجرهاي ديوار/ لانه كرد ديواري است عشق تو/ تك تك آجرهايش/ پرنده». تصویر در شعر بیانی است برجسته و متمایز که گاه از طریق اوصاف یک موضوع خود را نشان می‌دهد گاه از طریق ایماژ، استعاره، تمثیل، تشبیه. تصاویر هر چه غریب تر، نو آور تر، دلپسند‌تر و خیال انگیز‌تر باشند شعر در درجه تعالی بیشتری قرار می‌گیرد. تصویرسازی، حاصل سه عنصر واقع گرایی، تخیل و توصیف می‌باشد که همراه با بهره‌گیری از مجاز ایجاد می‌گردد. 
تصویرهايی كه ساره دستاران در اشعارش ارائه نموده اغلب حسی‌اند و با «عناصری طبیعی» ساخته می‌شوند: «صبح‌ها/ سنجابي از در و ديوار دلم بالا مي‌رود/ شب‌ها/ دلفين‌ها در خواب‌هايم شنا مي‌كنند». در شعر«از درون عكس‌ها» نيز اين تصاوير شفاف و زيبا تكرار مي‌شوند: «اين پنگوئن كه چشمهايش را بسته است/ بلند مي‌شود گاهي وقتها/ با آن يكي پنگوئن روي ليوان/ راه مي‌افتند...». و يا وقتي تمام احساسش را در اين بند به نمايش مي‌گذارد: «مرغ‌هاي دريايي در دلم غوغا مي‌كنند».هیچ شعری را نمی‌توان بدون عنصر خیال تصور کرد. روبرت فراست می‌گوید: شعر این است که چیزی بگویی و چیز دیگری را اراده کنی كه اين نكته ناظر بر جنبه معنوی و جوهر شعر است. در مجموعه «دلفین‌ها در خواب‌هایم شنا می‌کنند» نيز یکی از مهم‌ترین عناصر شعری، خیال انگیزی استكه شاعر با توانمندي از عهده خلق و ارائه آن برآمده است: «انگار سال‌هاست كه نيستي.../ بيا و اصحاب كهف را در من بيدار كن». ونيز در طرح‌هاي عاشقانه: «برف هم كه نباشم/ آب مي‌شوم زير تابشت». چنانكه مي‌توان در اين اشعار يافت، خواننده مي‌تواند در تصاویر ایجاد شدهشناور شود و بنا بر نوع درک خویش از اين تلفيق زيبايي و تخيل لذت ‌برد. عنصر عاطفه نيز كه در سر تا سر مجموعه اشعار ساره دستاران موج مي‌زند، از عوامل موفقيت شعر اوست. در واقع هر تجربه شعری حاصل عاطفه و اندیشه است. منظور از عنصر عاطفه، اندوه یا حالت حماسی، یا اعجابی است که شاعر در اثر درک رویداد یا حادثه‌ای در خویش احساس می‌کند و از خواننده یا شنونده می‌خواهد او رادر فراز‌ها و فرود‌های این تجربه همراهی کند. دستاران نيز در اشعار خود اين نكته را فرو نگذارده است: «... اما انگار ديگر شوخي نداشت/ وقتي آمد و تو را با خود برد/ مرگ!». «روزها كه مي‌روند.يكي يكي/ برگها كه مي‌افتند/ يكي يكي/ باز منم/ يكي يكي». ذهن شاعر برای بیان آزاد احساس و اندیشه مورد نظرش واژگانی را جست‌وجو مي‌کند که گاه مطابق آنچه می‌خواهد بگوید، نیست. يعني واژگان ظرفيت پذيرش بار معنايي شكل گرفته در ذهن شاعر را ندارند اما دستاران توانسته است با به كار گيري عنصر خيال از عهده اين مهم در اشعارش برآيد. او کلمات و عباراتی را به كار گرفته که به وسیله آنها، بتواند حس خود را با ديگران به اشتراک بگذارد و احساساتشان را برانگيزد و براي همين است كه معتقد است: «شك ندارم/ ماه را/ دلتنگي من كامل كرده است.» او در اشعارش به خلق زیبایی در بطن خود و غنی سازی محتوا و بار هنری کلام پرداخته و سخنان خود را خواندني و به خاطر سپردني ساخته است. موسیقی و آهنگ درونی شعرش با محتواي كلامش همراهي نموده و زبان، لحن و بیان متناسب با مضمون نيز شعر او را مجموعه‌‌اي متناسب و هماهنگ نموده است. در مجموعه «دلفین‌ها در خواب‌هایم شنا می‌کنند» ديد ذهني‌ و قدرت‌ تخيل‌ هنرمند با ارجاع‌ به‌ درون‌ خود، نوع‌ انديشه‌ و نگاهي‌ كه‌ دارد، زمينه‌ روشني‌ براي‌ ساختار شعري مناسب را فراهم كرده است. شاعر «كلمه‌ و تركيب‌هايي‌» را انتخاب‌ مي‌كند تا عناصر شعر به‌ زيبايي‌ و بدون‌ ابهام‌ خود را نشان‌ دهد. فرم شعرهاي او اغلب در فضاي‌ عاطفي شكل گرفته و گويي كه شعرش، انتقال حافظه فردی به اجتماع است.این فرم گفت‌وگو جنبه رمانتیک و فلسفی به شعر او داده است.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
0 Comments:

Post a Comment