خانه ( قطره اي از يك كتاب شماره 112 )
nadiasun: يك عمر زندگي ٬ يك عمر خاطره٬ خانه جايي ست كه مي تواند يادآور خاطرات گذشته باشد.
عناويني كه رمان " خانه " كسب كرده است.
برنده جايزه كتاب ملي 2008
برنده اورنج طلايي انگليس 2009
نامزد جايزه ي ايميك دوبلين 2010
بهترين كتاب سال واشنگتن پست
بهترين كتاب سال و برنده جايزه كتاب لوس آنجلس تايمز
بهترين كتاب از طرف روزنامه سان فرانسيسكو كرونيكل٬ بزرگترين روزنامه شمال كاليفرنيا
 رمان خانه - مريلين رابينسون
رمان: خانه
نويسنده: مريلين رابينسون
مترجم: مرجان محمدي
ناشر: آموت چاپ اول زمستان 1390  408 صفحه

انگار كه هنر گل ٬ فقط زنده كردن خاطرات دلچسب گذشته بود. " ص10 "
عاشق آن بودند كه خاطرات خوش گذشته را مرور كنند و به تماشاي عكس ها بنشينند تا پدرشان بخندد و بگويد: « بله٬ بله. حسابي آتيش پاره بودين ها!» " ص13 "
آن سال ها ديگر بر نمي گشت. بيشتر آن ها خاطرات مشتركي بودكه نيازي به تفكيك نداشت. " ص15 "
عذرخواهي كردن از روي ميل٬ اثرش بيشتر از وقتي است كه اجباري باشد. " ص18 "
اين چيزيه كه از پدرت٬ از اون كشيش ياد گرفتي؟ مال من! مال من! مال من. اون از نادوني مردم نون در مياره! " ص19 "
مي گفت چقدر خوب مي شد اگه طبيعت مي گذاشت احساسات از كف دست يا پا تخليه بشن. " ص23 "
گلوري سي و هشت سالش بود اما هنوز اهنگهاي محلي و داستان هاي عشقي٬ احساساتش را بر مي انگيخت. " ص24 "
حقيقت لبه ي تيزي دارد و گوشه هايي كُند و ممكن است به كلي با عطوفت در تضاد باشد. " ص26 "
بعضي از گناهان٬ توسط بشر فاني قابل بخشش نيست. " ص27 "
سي و هشت سالمه. فوق ليسانس دارم. سيزده سال تو دبيرستان٬ انگليسي درس دادم٬ معلم خوبي بودم. چي به سر زندگيم آوردم؟ به كجا رسيدم؟ " ص28-29 "
هميشه از خود مي پرسيد ديگه چي مي خوام؟ اما به اين سوال شك داشت زيرا مي دانست تجربه اش آن قدرها نيست كه بداند چه چيزهايي براي خواستن وجود دارد. " ص29 "
اين احساس كه همه چيز مي توانست جور ديگري باشد بر تاريكي شب مي افزود٬ تاريكي آشكار." ص30 "
گلوري نمي خواست لذت غريبي را كه در ساده زيستن يافته بود به خاطر آورد٬ لذت به سر بردن در انزوا و زندگي با وضع مالي نه چندان مناسب كه فقط مي توانستي خوشبختي هاي پيش پا افتاده را تجربه كني٬ مثل خوشبختي ساندويچ فروشي دوره گرد. " ص33 "
صدات رو كه شنيدم نتونستم طاقت بيارم و نبينمت. " ص45 "
هميشه وقتي حالش خيلي خوب بود چشمانش برق مي زد. " ص47 "
چقدر شرم آور است مجبور باشي جايي زندگي كني چون جاي ديگري نداري. اما مي توان از هيچ و پوچ همه چيز ساخت و اين قابل تحسين است. اين كه بدانيم از ما چه انتظاري مي رود نعمت است. " ص51 "
حالا اون دعاها رو به ياد نميارم. اما لذتي رو كه اون موقع به من مي دادن يادم مياد٬ به من اطمينان مي دادن كه اگر زنده بمونم٬ يك روز سر همين ميز اون دعا يا يكي ديگه رو به زبان مي آرم. " ص55 "
پروردگارا٬ غم و حجاب زمان رو از ما دور كن. ما رو براي كسايي كه به اون ها عشق مي ورزيم نگه دارو كساني رو كه عاشقشون هستيم براي ما حفظ كن. ما تمناي بودن با اون ها رو داريم. " ص56 "
مي گن فهميدن ٬ بخشيدنه. اما پاپا مي گفت اين درست نيست. بايد ببخشي تا بفهمي. تا زماني كه نبخشي در مقابل فهميدن مقاومت مي كني. " ص60 "
اگر ببخشيد شايد باز هم نفهميد اما مستعد فهميدن خواهيد شد و اين جايگاه رحمت است. " ص61 "
هوشي كه معلم ها هميشه تحسين اش مي كردند و مي گفتند كاش آن را در جهت مثبت به كار مي گرفت. " ص73 "
اگر تنها يك حق در دنيا وجود داشت كه او مي خواست به جك يا هر كس ديگري لدهد حريم شخصي بود! " ص86 "
پدرش به فرزندانش مي گفت كه از خدا صبر٬ شجاعت٬ مهرباني٬ قوه ي تشخيص٬ ايمان و قدرت سپاسگزاري بطلبيد. " ص90 "
" وقتي قلبت آتش گرفته٬ بايد بداني٬ دود به چشمانت خواهد رفت." " ص115 "
همين كه صداي تو را مي شنوم خوشحالم. " ص116 "
جوونا مي خوان دنيا رو تغيير بدن و پيرها مي خوان اونو همون طور كه هست حفظ كنن. كي مي تونه بين ما قضاوت كنه؟ " ص127 "
خشنود كردن پدر چنان انگيزه ي محكمي بود كه جانشين انگيزه هاي گلوري مي شد٬ انگيزه هايي كه بي شك پرهيزگاري نيز جزو آن ها بود. " ص131 "
" مثلا ذات پروردگار. اين باور كه عظمت خلقت و شكوه بشر شهادت مي ده كه در وراي همه ي اين ها اراده ي بخشنده و مهربان وجود داره و اين كه تمام مخلوقات نماد رحمت و عشق الهي هستن و اين عشق و رحمت اونه كه تمام جهان رو در كل نگه مي داره و در عمل در وجود انسان هايي حضور پيدا مي كنه كه روحشون نجات يافته يا خواهد يافت. " اون پس از لحظه اي سكوت ادامه داد " امكان داره بتونيم بدون حس كردن حقايق بزرگ به حقيقت اونا پي ببريم. در موذد من مشكل همين جاست." " ص135 "
" بايد دقت كني از كجا دوست پيدا كني." " ص136 "
خداوند به عبادت ما نياز ندارد. ما عبادت مي كنيم تا قداست پروردگار را بيشتر حس كنيم.عبادت مي كنيم تا حضور پروردگار را بيشتر احساس كنيم و بدانيم او هميشه با ماست. " ص142-143 "
اميد چيز گرانبهاييه. چون چيزهاسس كه بشه تو اين دنيا بهش دلخوش كرد چندان زياد نيست. " ص145 "
بله. دخترهاي پرهيزكار قلب رئوفي دارن. " ص155 "
اون قدر چيزها هست كه حسرتش رو مي خورم. اما چه فايده. " ص159 "
اكه مي خواي شبيه راسكول نيكوف بشي حرفي نيست٬ "ص166 "
خب٬ مهم نيست. مي دوني٬ انسان با دعا كردن افكارش رو آشكار مي كنه٬ اون وقت مي تونه به دقت به اون ها نگاه كنه. دليلي نداره چيزي رو پنهان كنيم. در هر چيزي كه پروردگار از ما خواسته حكمتي وجود داره٬ خصوصا در دعا كردن. " ص168 "
دعا كردن يعني نظر دادن به صداقت و راستي. " ص169 "
درسته. هميشه اسمش رو عذاب ابدي مي ذاره٬ نه؟ بالاخره معني اين كلمه رو تو فرهنگ لغات نگاه كردم. زوال كامل روح يا زوال شادي در آينده٬ بدبختي آتي يا مرگ ابدي. " ص182 "
مردم ما رو از روي دوستامون مورد قضاوت قرار مي دن. مي دونم٬ تلخه اما حقيقت داره. " ص200 "
از خودم خسته شدم. " ص219 "
"فكر كنم هنوز فرصت باشه. مي گن فرصت ها رو از نده. "
" مي گن اگه كاكل هات جلوي فرصت هات رو مي گيرن كوتاهشون كن! " " ص221 "
آن همه سال به تو چيزي نگفتم در حالي كه مي دانستم اين همه غصه خوردن حق من نبود. " ص224 "
تجربه به من نشون داده كه زن ها مي تون خيلي مهربون باشن. اونقدر كه باعث مي شه صدمه ببينن. " ص244 "
وقتي به محبت عادت مي كني اون وقت اون رو وظيفه مي دوني و وقتي ديگه نباشه دلتنگش مي شود. " ص246 "
باران تمام شب به شدت و با سر و صدا باريد. " ص248 "
اگه مي تونستم دوران جوونيم رو از اول بگذرونم اين بار فقط كارهايي رو انجام مي دادم كه قابل توضيح باشن٬ يا دست كم بشه دليلي براشون آورد. " ص245 "
به طور كلي مردم به مذهب طوري نگاه مي كنن كه انگار يك حادثه ست كه با تولد به وجود مياد و به همون جايي كه متولد شدن تعلق داره. " ص276 "
به نظر شما آيا بعضي ها آگاهانه و بي چون و چرا تسليم تباهي مي شن؟ " ص277 "
صفات خاصي هستن كه ايمان ما اون ها رو به خداوند نسبت مي ده٬ دانش لايتناهي٬ قدرت مطلق٬ عدالت و بخشش٬ قدرت و دانش بشر چنان محدوده و از عذالت كم مي دونه٬ و ظرفيت بخشش ما اون قدر پايينه كه نمي تونه از شيوه ي كاركرد همه ي اين صفات با هم سر در بياره. " ص277 "
مي خوام بپرسم آيا معتقدين با زجر دادن فرزند مي شه پدر رو تنبيه كرد؟ " ص279 "
سوال من اينه كه آيا مي شه كسي شيطان به دنيا بياد٬ مثل شيطان زندگي كنه٬ بعد هم به جهنم بره؟ " ص284 "
هر كسي مي تونه تغيير كنه. همه چيز مي تونه تغيير كنه. " ص287 "
چه كسي زحمت مهربان بودن با او را به خود مي داد؟ " ص397 "
چند قدم بر مي داره و با خودش مي گه بله٬ انبار هنوز اونجاست و ياس هاي بنفش٬ حتي گلدون گل هاي اطلسي. اين جا خونه ي پدرم بوده و من در خيالم جووني اون مي بينم. اون فكرش رو هم نمي كرد كه يه روزي پاي من به اين جا برسه٬ فكرش رو نمي كرد كه روزي دعاهاي پدرش مستجاب بشه.
پروردگار مهربان است. " ص405 "

×××
شماره تلفن‌های 66496923، 88490392، 09360355401 و ایمیل aamout@gmail.com  برای ثبت سفارش و ارسال رایگان کتاب (خرید حداقل 4 عنوان) در خدمت علاقمندان کتاب‌های نشر آموت است. این طرح روز تعطیل ندارد و در تمام روزهای هفته (حتی جمعه‌ها و روزهای تعطیل) می‌توانید سفارش خود را اعلام فرمایید. برای مشاهده فهرست 110 عنوان کتاب نشر آموت (رمان ایرانی/ رمان خارجی/ شعر/ ایرانشناسی و ...) به سایت انتشارات آموت مراجعه فرمایید: www.aamout.com

Labels: ,

aamout[at]gmail[dot]Com
0 Comments:

Post a Comment