تحلیل داستان‌های «فلانری اوکانر» با سخنرانی دکتر نجومیان و بلقیس سلیمانی
داستان‌های کوتاه فلانری اوکانر
نشست هفتگی شهر کتاب در روز سه‌شنبه هفتم آبان ساعت ۱۶:۳۰ به نقد و بررسی مجموعه داستان‌‌های کوتاه فلانری اوکانر اختصاص دارد که با حضور دکتر امیرعلی نجومیان، بلقیس سلیمانی و آذر عالی‌پور در مرکز فرهنگی شهر کتاب واقع در خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمد قصیر (بخارست)، نبش کوچه‌ی سوم برگزار می‌شود و ورود برای علاقه‌مندان آزاد است.


فلانری اوکانر رمان‌نویس وداستان کوتاه‌نویس آمریکایی که در آثارش از مفاهیمی چون شر و گناه بسیار استفاده می‌کند و غالبا به کندوکاو در حساسیت‌های مذهبی اهالی جنوب آمریکا می‌پردازد. آثارش نمونه‌ی احیای رمان گوتیک در ادبیات داستانی جنوب آمریکا در دوران پس از جنگ شمرده می‌شوند. به تازگی مجموعه‌داستان‌های کوتاه اوکانر با ترجمه‌ی آذر عالی‌پور و به همت نشر آموت انتشار یافته است.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
پرفروش های مهرماه 1392
http://aamout.persiangig.com/image/bestsells/9207-bestseller-s.jpg
1: عاشقانه/ رمان/ فریبا کلهر/ چاپ 2
2: زن، غذا و خدا/ جنین راس/ ترجمه ی آراز ایلخچویی/ چاپ 2
3: گیلیاد/ رمان/ مریلین رابینسون/ ترجمه ی مرجان محمدی
4: شوهر عزیز من/ رمان/ فریبا کلهر/ چاپ 4
5: خدمتکار و پروفسور/ رمان/ یوکو اوگاوا/ ترجمه ی کیهان بهمنی/ چاپ 2
6: کتاب نیست/ شعر/ علیرضا روشن/ چاپ 6
7: دلفین ها در خواب هایم شنا می کنند/ شعر/ ساره دستاران
8: صعود زندگی من/ لارا ایوانز/ ترجمه ی علی ایثاری کسمایی
9: قصه های یک دقیقه ای/ فریبا کلهر/ چاپ 2
10: خرید قلاب ماهیگیری برای پدربزرگ/ گائو زینگ جیان/ ترجمه ی مهسا ملک مرزبان/ چاپ 2
11: 206 معما/ دودنی/ ترجمه ی سیامک محی الدین بناب
12: نسکافه با عطر کاهگل/ رمان/ م. آرام/ چاپ 2

Labels: , , , , , , , , , ,

aamout[at]gmail[dot]Com
فریبا کلهر دوباره سراغ رمان سیاسی رفت
http://multimedia.mehrnews.com/larg1/1391/12/20/IMG11583752.jpg 
فریبا کلهر از تالیف رمان تازه‌ای با درونمایه موضوعات سیاسی خبر داد و گفت: پس از انتشار رمان «شوهر عزیز من» اعلام کرده بودم که سراغ موضوعات سیاسی نمی‌روم، اما رمان اخیرم بازگشت دوباره‌ای به این موضوع است؛ چون اینطور نوشتن جزیی از من شده است.
فریبا کلهر در گفتگو با خبرنگار مهر از تالیف رمان تازه‌ای خبر داد و گفت: من حدود 3 رمان نیمه کاره دارم، اما آنچه این روزها برای نگارش روی اثر متمرکز هستم، رمانی است که با وجود تمام وعده‌هایی که به خودم داده بودم، نتوانستم سراغش نروم. من پس از انتشار رمان «شوهر عزیز من» اعلام کرده بودم که سراغ موضوعات سیاسی نمی‌روم و به همین خاطر مان عاشقانه را نوشتم، اما این رمان بازگشت دوباره‌ای به این موضوع و تم است. من قصد نداشتم دوباره به شیوه و روند سه‌گانه‌ام برگردم، اما دیدم نمی‌شود و اینطور نوشتن جزیی از من شده است.
کلهر ادامه داد: داستان این رمان توسط یک راوی زن بیان می‌‌شود که حدوداً 35 ساله است و بخشی از آن در شهر مقدس قم می‌گذرد. البته نمی‌خواهم بگویم رمان سیاسی است، اما در آن می‌شود از موضوعات سیاسی هم سراغ گرفت. در کنارش آدم‌های سیاسی هم در رمان حضور دارند که از قضا بسیار هم معاصر هستند و جدای از همه اینها داستان این اثر به انتخابات ریاست جمهوری سال جاری نیز ارتباط پیدا می‌کند.
این نویسنده با تاکید بر اینکه این رمان هنوز نامی بر خود ندارد، گفت: من وقتی حین نوشتن خودم تحت تاثیر متن قرار می‌گیرم، مطمئن می‌شوم که متن اثر متنی تاثیرگذار است که در مورد این رمان این اتفاق برای من افتاده است، ولی باید تا پایان صبر کرد.
به گفته کلهر نگارش این رمان تا پایان سال جاری به پایان می‌رسد.
این نویسنده در ادامه از بازچاپ رمان تازه‌ای از خود خبر داد و گفت: رمانی دارم با عنوان «دختر نفرین شده» که سال‌ها پیش، شاید حدود 18 سال قبل توسط نشر اشک منتشر شد، اما نتوانست در فضای ادبیات داستانی ایران چندان خوب دیده شود. به تازگی تصمیم گرفتم این رمان را به همراه سایر آثاری از این دست که از من منتشر شده است، از ناشر پس بگیرم و در قالب و شکل و شمایلی تازه توسط نشر دیگری منتشر کنم.
وی افزود: این رمان در حال حاضر از سوی نشر آموت در دست بازچاپ قرار دارد و تصمیم دارم سایر آثار از این دست را نیز از سایر ناشران گرفته و در قالبی تازه بازچاپ کنم.
رمان شوهر عزیز من فریبا کلهر که سال گذشته توسط نشر آموت منتشر شده است به تازگی در آستانه پنجمین تجدید چاپ قرار گرفته است. آخرین رمان وی با عنوان «عاشقانه» نیز پرفروش‌ترین رمان این ناشر در ماه‌های اخیر به شمار می‌رود.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
«برکه‌های باد» رضا جولایی در راه است
972.JPGمجموعه‌ی داستان تازه‌ای از رضا جولایی به زودی منتشر می‌شود.
به گزارش خبرنگار ادبیات و نشر خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، مجموعه‌ی داستان «برکه‌های باد» نوشته‌ی رضا جولایی اخیرا مجوز نشر گرفته است و از سوی نشر آموت به چاپ می‌رسد.
به گفته‌ی نویسنده، این مجموعه دربرگیرنده‌ی 10 داستان است که در سال‌های اخیر نوشته شده است. داستان‌هایی از این مجموعه به روایت کودتای 28 مرداد 1332 می‌پردازد، برخی از آن‌ها هم به موقعیت تاریخی خاصی نمی‌پردازد، اما نشان داده می‌شود در دوران معاصر روایت شده است.
اخیرا از این نویسنده، رمان «سوء قصد به ذات همایونی» در نشر افکار تجدید چاپ شده است.
رضا جولایی سال 1329 در تهران به دنیا آمده است. کتاب‌های «حکایت سلسله پشت کمانان»، «جامه به خوناب»، «شب ظلمانی یلدا و حدیث دردکشان»، «تالار طرب‌خانه»، «جاودانگان»، «نسترن‌های صورتی»، «باران‌های سبز» و «سیماب و کیمیایی جان» از آثار این نویسنده‌اند.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
خانه کاغذی با ترجمه شقایق قندهاری در راه است
تصویر روی جلد ترجمه انگلیسی رمان

ترجمه رمان «خانه کاغذی» اثر کارلوس ماریا دومینگوئز، نویسنده اسپانیایی، به نشر آموت تحویل داده شد. به گفته شقایق قندهاری، مترجم اثر، این رمان برای علاقه‌مندان به ادبیات و افرادی که کتابخوانی به بخشی از زندگی‌شان تبدیل شده، بسیار جذاب و تکان‌دهنده خواهد بود.
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، قندهاری، مترجم رمان «خانه کاغذی» گفت: اصل این اثر به زبان اسپانیایی است و ترجمه‌اش به زبان فارسی بر اساس نسخه انگلیسی آن با عنوان « The House of Paper» انجام شده است. من با این رمان به طور اتفاقی در یکی از کتابفروشی‌های کشور مالزی آشنا شدم و در آن‌جا توجهم را جلب کرد. وقتی کتاب را مطالعه کردم به دلیل جذابیتی که برایم داشت تصمیم گرفتم آن را به زبان فارسی برگرداندم.

وی افزود: رمان «خانه کاغذی» حجم زیادی ندارد، ولی به نظرم برای علاقه‌مندان به ادبیات و افرادی که کتابخوانی به بخشی از زندگی‌شان تبدیل شده بسیار جذاب و تکان‌دهنده است و چالش فکری ایجاد می‌کند.

قندهاری درباره موضوع این رمان توضیح داد: رمان «خانه کاغذی» در نگاه اول با داستان زندگی زنی به نام بلوما لنون آغاز می‌شود که استاد رشته ادبیات انگلیسی است و روزی در هنگام عبور از عرض خیابان، در حالی که مشغول خواندن شعری از امیلی دیکنسون بوده با ماشینی تصادف می‌کند؛ اما در واقع داستان از این‌جا به تدریج وارد زندگی افراد دیگری می‌شود. در ادامه این رمان با داستان زندگی مردی به اسم کارلوس بروئر آشنا می‌شویم که به طور جنون آمیزی عاشق کتاب است و با ولع بی‌پایان کتاب می‌خواند اما همین عشق بی‌حد و حصر به مطالعه، زندگی او را دگرگون می کند.

وی با بیان این‌که امیدوار است قشر کتابخوان کشور سراغ این رمان بروند و از آن لذت ببرند اظهار کرد: ماریا دومینگوئز در رمانش نکته‌هایی را به مخاطب خود یادآوری می‌کند که با خواندنش متوجه می‌شویم که پیش‌تر به راحتی از کنار آن گذشته بودیم و همین موضوعات است که مخاطب را به فکر فرو می‌برد.

به گفته قندهاری ترجمه این کتاب حدود 110 صفحه شده است. نیک کیستور این رمان را از زمان اسپانیایی به زبان انگلیسی ترجمه کرده و پیتر سیس با تصویرگری خاص خود حال و هوای منحصر به فردی به این رمان بخشیده است.

این مترجم فعالیت حرفه‌ای خود را در حوزه ترجمه کتاب از سال 1374 آغاز کرد و تاکنون در دوران فعالیت حرفه‌ای خود توانسته چندین جایزه ادبی را دریافت کند. «پیش از آن‌که بخوابم»، «عشق زن خوب» و «گریزپا» اثر آلیس مونرو، داستان «ابر ابله» از ارلند لو، «آیدابی» از کاترین هانیگان، و «سیاه دل» نوشته کورنلیا فونکه از آثاری هستند که قندهاری به فارسی ترجمه کرده است.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
تجربه نمایشگاه کتاب تبریز
علیخانی: نمایشگاه کتاب تبریز پُرفروش‌ترین نمایشگاه پس از تهران است 
یوسف علیخانی، مسوول نشر آموت درباره نخستين حضور این نشر در نمایشگاه کتاب تبریز گفت: نکته عجیب و در عین حال متمایز در نمایشگاه تبریز حضور و استقبال گسترده مردم از اين نمایشگاه کتاب بود.
یوسف علیخانی، مسوول نشر آموت در گفت‌و‌گو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، درباره حضور در یازدهمین دوره نمایشگاه کتاب تبریز و استقبال مردم از این نمایشگاه گفت: نکته عجیب و در عین حال متمایز در نمایشگاه تبریز بر خلاف دیگر نمایشگاه‌های کتاب در شهرستان‌ها، حضور و استقبال گسترده مردم از نمایشگاه کتاب بود. این استقبال تا اندازه‌ای بود که به نظر من از نظر میزان فروش بعد از نمایشگاه کتاب تهران، این نمایشگاه در رتبه دوم قرار دارد.
وی افزود: این ویژگی به نظرم به دلیل وجود غرفه‌های مرتب و برنامه‌ریزی مسوولان نمایشگاه بود. از سوی دیگر برخلاف نمایشگاه‌های استانی دیگر در این نمایشگاه تبلیغات بسیاری در رسانه‌ها و در سطح شهر وجود داشت که این امر، کمک بزرگی به حضور بیشتر مردم در این نمایشگاه کرد.
علیخانی با مقایسه نمایشگاه کتاب اصفهان و نمایشگاه کتاب تبریز گفت: به نظر من وجه برتری نمایشگاه تبریز در مقایسه با نمایشگاه اصفهان  تبلیغات بیشتر نمایشگاه در تبریز بود. همچنین با برنامه‌ریزی مسوولان نمایشگاه تبریز، فاصله زمانی در هنگام ظهر وجود نداشت و این موجب شد تا وقت علاقه‌مندان هدر نرود و نمایشگاه به صورت یکسره از ساعت 10  تا 20  ادامه داشته باشد.
نویسنده کتاب «اژدها کُشان» درباره تفاوت فروش در نمایشگاه تبریز نیز گفت: اگر ما به طور مثال در این نمایشگاه روزی 500 هزار تومان فروش داشتیم، یک پنجم آن فروش بُن بود و باقی میزان فروش ما، نقدی بود. این میزان فروش نقدی در دیگر نمایشگاه‌های شهرستانی وجود نداشت و بیشتر فروش ما در آنجا فروش با بُن بود.
مسوول نشر آموت با اشاره به پتانسیل‌های فرهنگی شهر تبریز گفت: تبریز شهری فرهنگی است و مردم توجهی خاص به کتاب دارند. قبل از حضور در این نمایشگاه، برخی‌ها عنوان می‌کردند که در این نمایشگاه به دلیل تکلم لهجه آذری، مردم چندان به کتاب‌های فارسی روی خوش نشان نمی‌دهند، اما مردم تبریز استقبال خوبی از کتاب‌های فارسی و ترجمه کردند و شاهد آن هم تمام شدن برخی  عناوین کتاب‌های من دو روز پیش از پایان نمایشگاه بود.
یوسف علیخانی با اشاره به فضای کتاب‌‌فروشی‌های این شهر گفت:  در چندین نوبت از کتاب‌فروشی‌های شهر تبریز بازدید کردم و از قضا کتاب‌فروشی‌های این شهر نیز از رونق خوبی برخوردار بودند. این امر، نقض این صحبت است که برگزاری نمایشگاه کتاب موجب لطمه خوردن به فروش در فروشگاه‌های کتاب می‌شود. بسیاری از عناوین کتاب‌های نشر آموت دو روز پیش از پایان نمایشگاه تمام شدند و من به مراجعان آدرس این کتاب‌فروش‌ها را در سطح شهر می دادم.
مسوول نشر آموت همچنین گفت: هدف از حضور ما در نمایشگاه‌های شهرستانی، پیش از آن‌که فروش باشد، عرضه و تبادل نظر با مخاطبان است. تبریز از گذشته زادگاه نویسندگان و مترجماني همچون عبدالمجید نجفی، مرتضی کربلایی‌لو، رضا براهنی، علیرضا سیف‌الدینی، آراز ایلخچویی، ناهیده هاشمی، نگار تقی‌زاده و پریسا برازنده بوده است.
علیخانی درباره پُرفروش‌های این نشر در نمایشگاه کتاب تبریز گفت: پُر فروش‌های ما در این نمایشگاه به ترتيب عبارت بودند از:
«شوهر عزیز من» اثر فریبا کلهر
«نسکافه با عطر کاهگل» اثر م.آرام
«پیش از آنکه بخوابم» اثر شقایق قندهاری
«خدمتکار و پروفسور» ترجمه کیهان بهمنی
«رُز گمشده» ترجمه بهروز دیجوریان
«اتاق» ترجمه علی قانع
«گیلیاد» ترجمه مرجان محمدی
«عاشقانه» اثر فریبا کلهر
«ایراندخت» و «پروانه‌ای روی شانه» اثر بهنام ناصح
«غزل شیرین عشق» اثر لیلا عباسعلی‌زاده
«شازده کوچولو» ترجمه زهرا تیرانی
یازدهمین دوره نمایشگاه کتاب تبریز از تاریخ 13 مهر ماه در محل دایمی نمایشگاه‌های بین‌المللی تبریز آغاز شد و به مدت یک هفته ادامه داشت.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
گفتگو با مرجان محمدی، مترجم رمان‌های مریلین رابینسون
روزنامه جام جم: مریلین رابینسون از نویسندگان معاصر آمریکایی است. این نویسنده که از اعضای فرهنگستان هنر و دانش آمریکاست، در سال ۲۰۱۱ از طرف دانشگاه آکسفورد، کرسی سالانه ازموند هارمزورت در هنر و ادبیات آمریکایی در دانشگاه بنیاد آمریکایی راترمر را دریافت کرد.
رابینسون که آثارش در ایران کمی گمنام است، اولین رمان خود با عنوان «خانه داری» را سال 1980 منتشر و جایزه بنیاد همینگوی را از آن خود کرد. همچنین دومین اثر او « گیلیاد» را در سال ۲۰۰۴ منتشرکرد و جایزه کانون منتقدان کتاب ملی، امبسادور و جایزه پولیتزر سال ۲۰۰۵ را برد. در ضمن رمان گیلیاد علاوه بر جوایزی که تاکنون کسب کرده کتاب مورد علاقه باراک اوباماست و او سال 2012 به مریلین رابینسون و چند نفر دیگر نشان ملی علوم انسانی (national humanities medal) را به دلیل قلم گیرا و پرقدرت اهدا کرده است.
رمان «خانه» سومین رمان مریلین رابینسون سال ۲۰۰۸ منتشر شد و جایزه ملی اورنج انگلستان را گرفت. این کتاب از میان ۱۵۶ عنوان و از سوی ۱۲۳ کتابخانه از سراسر دنیا نامزد جایزه ایمپک دوبلین ۲۰۱۰ شد که به عنوان گران ترین جایزه ادبی شناخته می شود.
آثار این نویسنده جهانی را در ایران با ترجمه مرجان محمدی به وسیله نشر آموت می شناسیم. به مناسبت انتشار رمان گیلیاد به گفت وگو با مرجان محمدی، مترجم آثار این نویسنده در ایران پرداختیم که می خوانید.
چطور به ترجمه آثار مریلین رابینسون علاقه مند شدید؟
من همیشه کتاب هایم را خودم انتخاب می کنم، چون اگر از کتاب و داستانش خوشم نیاید ترجمه کردن آن بسیار سخت می شود. چند سال پیش که مشغول بررسی چند کتاب بودم به طور اتفاقی با نام خانم رابینسون آشنا شدم. در اینترنت و در مجله گلستانه مطالبی درباره ایشان خواندم و پیگیر آثارشان شدم. کتاب های ایشان را سفارش دادم. خانه اولین کتابی بود که به دستم رسید. آن را خواندم و تحت تأثیر عشق و گرمایی که در این داستان وجود داشت، قرار گرفتم و با مطالعه بیشتر درباره خانم رابینسون متوجه شدم در دنیا ایشان را به عنوان نویسنده ای می شناسند که قلمی وزین و پرقدرت دارد. ایشان جایزه های بسیاری را هم از آن خود کرده اند؛ ولی در ایران هیچ اثری از ایشان چاپ نشده بود و چندان این نویسنده را نمی شناختند. به همین دلیل تصمیم گرفتم آن را ترجمه کنم.
تاکنون چند رمان از این نویسنده ترجمه کرده اید؟
خانم رابینسون سه رمان دارند که هر سه را ترجمه کرده ام؛ ولی این طور که خودشان می گفتند، رمان چهارم هم در راه است.
رمان خانه را این نویسنده بعد از گیلیاد نوشته و گویا طبق آنچه شنیده ایم این رمان ادامه داستان رمان گیلیاد است، اما شما خانه را زودتر ترجمه کردید؟
خانم رابینسون بعد از پایان رمان گیلیاد احساس می کنند هنوز نمی توانند شخصیت های داستان را به حال خود رها کنند. ایشان می گویند صدای جان ایمز (راوی داستان گیلیاد) هنوز در گوشم بود.
به همین سبب تصمیم می گیرند در خانه زندگی یکی دیگر از شخصیت های کتاب (جک بوتون) و رابطه او با خانواده اش را روایت کنند. از آنجا که این دو داستان هر یک خوانشی مستقل دارند پس و پیش خواندن آنها هیچ گونه خللی در فهم داستان به وجود نمی آورد. اگر نظر شخصی من را بخواهید باید بگویم همچنان ترجیح می دهم خانه را پیش از گیلیاد بخوانم!
به عنوان یک مترجم مسلما با آثار نویسندگان متفاوت و متنوعی در دنیا آشنا هستید. چه ویژگی ای آثار رابینسون دارد که ترغیب می شوید آثار این نویسنده را ترجمه کنید؟
در آثار خانم رابینسون روایتی از عشق می بینیم که میان خانواده های امروزی بویژه در جوامع آمریکایی شاید کمتر به چشم می خورد.
این گرما و وابستگی میان افراد، چنان خواننده را تحت تاثیر قرار می​دهد که گویی این داستان در زندگی واقعی خود ما اتفاق افتاده است. آثار خانم رابینسون گذشته از هیجانات، مبالغه و گزافه گویی هایی است که در برخی رمان ها وجود دارد تا خواننده را میخکوب کند. روایت داستان های ایشان بسیار آرام و در عین حال عمیق است، انگار در انتخاب تک تک واژه ها قصد و نیت خاصی وجود داشته است.
گویا با خود این نویسنده هم در ارتباط هستید و ایشان اطلاع دارند که آثارشان را در ایران ترجمه می کنید؟
بله، داستان های ایشان گاه و بی گاه اشاراتی به روایات مذهبی دارد. گاهی برای درک بعضی قسمت ها مجبور بودم بارها به انجیل مراجعه کنم.
همچنین برای این که مطمئن شوم مفهوم را درست فهمیده ام با خواننده های آثار ایشان مکاتبه می کردم، اما بعد به این نتیجه رسیدم که باید هر طور شده با خودشان حرف بزنم. به دو دلیل: هم این که مطمئن شوم متن را درست فهمیده ام و دیگر این که برای ترجمه آثارشان از ایشان اجازه بگیرم. درست است که در ایران قانون کپی رایت وجود ندارد و این خیلی بد است، ولی خود ما که می توانیم دست کم نویسنده را از این امر آگاه کنیم و از او اجازه بگیریم. خانم رابینسون از این بابت خیلی به من لطف داشتند و نه
تنها اجازه ترجمه و چاپ آثارشان را به من دادند بلکه بسیار خوشحال شدند که کتاب هایشان به زبان فارسی هم ترجمه می شود و در ایران به چاپ می رسد.
ارتباط با نویسنده باعث می شود شما نسبت به اثر اشراف بیشتری پیدا کنید و احیانا اگر جایی در ترجمه دچار تردید نسبت به معادل واژه ها شوید با نویسنده مشورت کنید.
دقیقا همین طور است. خانم رابینسون در قسمت هایی از کتاب به طور غیرمستقیم به مواردی اشاره می کنند که خواننده اگر نداند منظورشان چیست، دچار سر درگمی می شود. در متن اصلی هیچ زیرنویسی وجود ندارد، ولی من هنگام ترجمه، بهتر دیدم مواردی را در پاورقی بیاورم تا مفهوم روشن تر شود.
آیا تاکنون مترجمی بجز شما آثار رابینسون را به فارسی ترجمه کرده است؟
تا آنجا که می دانم و در این باره در سایت کتابخانه ملی جستجو کرده ام، یک نفر چند سال پیش گیلیاد را ترجمه کرده، اما نمی دانم به چه دلیل کتاب چاپ نشده و ناشر انصراف داده است.
ژانر آثار این نویسنده خاص است و رمان هایش معمولا کامل کننده آثار قبلی او هستند. این موضوع به شما در ترجمه کمک می کند؟
البته این فقط درباره کتاب خانه و گیلیاد درست است. رمان خانه داری که اولین کتاب اوست و 20 سال پیش از گیلیاد چاپ شده، داستانی کاملا متفاوت دارد، اما ترجمه کتاب گیلیاد از این بابت آسان تر بود چون شخصیت ها را کاملا می شناختم و در میان ترجمه کتاب خانه به نوعی با شخصیت های داستان زندگی کرده بودم و گویی زندگی شان را مثل فیلم جلوی چشمم می دیدم، احساسشان را کاملا درک می کردم، با آنها عشق می ورزیدم، گریه می کردم و منتظر می ماندم.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com