رمان تحسین شده «پیش از آنکه بخوابم» این روزها در لیست پرفروش‌ها قرار دارد
 
کتاب - کریستین که میان‌سالی را پشت سر می‌گذارد هر روز که از خواب بر می‌خیزد خالی از هر خاطره‌ای پس از دوران نوجوانی، چون لوح سفیدی تهی از هر نشانه‌ای، تمام روز فرصت دارد به مدد دفترچه خاطراتش به واکاوی آن‌چه بر او گذشته بپردازد و به صفحاتی از آن‌چه بر او می‌گذرد بیفزاید، در حالی که به صحت آن‌چه نوشته یا می‌نویسد به درستی آگاهی ندارد.
به گزارش خبرآنلاین، رمان تحسین شده «پیش از آنکه بخوابم» این روزها در لیست پرفروش‌ها قرار دارد و مخاطبان بسیاری پیدا کرده است. رمانی خواندنی با موضوعی جذاب. این رمان نوشته اس جی واتسون با ترجمه شقایق قندهاری از سوی انتشارات آموت منتشر شده و با استقبال فراوانی در کشورهای غربی روبه‌رو شده، تا جایی که «ریدلی اسکات» فیلمساز نامدار انگلیسی پس از انتشار این کتاب، امتیاز آن را خریده و هم اکنون دارد براساس آن فیلمی می سازد. این کتاب که بهار 2011 منتشر شده، تاکنون به بیش از 30 زبان ترجمه شده است. همچنین علاوه بر آمریکا و انگلستان از پرفروش‌ترین کتاب‌ها در کشورهای فرانسه،‌ کانادا، بلغارستان و هلند نیز بوده است.
داستان کتاب از این قرار است که زنی در دهه چهارم زندگی اش که بر اثر سانحه ای وحشتناک حافظه اش را از دست داده است و دیگر حتی نمی تواند اجزای زندگی روزمره، افراد حاضر در زندگی، خاطرات گذشته و هویت خود را به هم ربط بدهد و بفهمد هم اینک در چه مرحله ای از زندگی اش قرار دارد. در واقع کریستین هر بار که می خوابد و خوابش اندکی عمیق می شود، همه حافظه اش به کل پاک می شود و این اتفاق ناگوار بخشی از تجربه روزانه اش است. بالاخره پزشکی مبتکر دفتر یادداشت روزانه ای را در اختیار او قرار می دهد تا جزء به جزء رویدادهای روزانه را در آن بنویسد و همین کار باعث می شود او به تدریج حوادث زندگی اش را به هم ربط بدهد و رفته رفته تشخیص بدهد چه اتفاق دردناکی باعث شد هویت شخصی اش را از دست بدهد...
اس.جی واتسون، برای نوشتن این رمان، مدتی را میان افراد مبتلا به بعضی بیماریها چون آلزایمر سپری کرد. بنابراین، این کتاب مخلوق تجربه او از حضور در کنار این افراد است و اتفاقات آن تا حدی واقعی است. «پیش از آنکه بخوابم» نثری قوی و داستانی بسیار تصویری و زنده دارد. رفت و برگشتهای زمانی بسیار نیز از دیگر ویژگیهای آن است.
«پیش از آن‌که بخوابم» با ضربه‌ای هولناک شروع می‌شود و این ضربه به صورت مکرر تا آخرین صفحه مدام به شکل‌های مختلف تکرار می‌شود و در نهایت با آخرین ضربه که به شدت غافلگیر‌کننده است به پایان می‌رسد. رمان به صورت اول شخص روایت می‌شود و در اولین صفحه آن راوی مستاصل را می‌بینیم که از خواب بیدار می‌شود و نمی‌داند کجاست. او در خانه‌ای است که تا به حال ندیده و لحظاتی بعد از پیری خودش شوکه می‌شود و نمی‌تواند بپذیرد که او زنی میانسال و متاهل است پس، از شدت وحشت شروع می‌کند به فریاد کشیدن. مردی که در اتاق است و ادعا می‌کند همسر زن است توضیح می‌دهد که زن دچار حادثه‌ای شده است و خاطراتش را نمی‌تواند به خاطر بسپارد. در همین یکی‌دوصفحه ابتدایی داستان، نویسنده خیال خواننده‌اش را راحت می‌کند که با عدم قطعیت در روایت، که یکی از اصلی‌ترین عناصر آثار پسامدرنیسم است، روبه‌رو است و به‌طور قطع رمان ۳۸۰ صفحه‌ای واتسون همه جذابیت و تعلیقش را از انتخاب راوی و همین عدم قطعیت می‌گیرد وگرنه این اولین‌باری نیست که درباره این شکل از فراموشی اثری داستانی خلق می‌شود.
واتسون در رمان خود خواننده را همراه با راوی داستانش گاه به سراب حقیقت راهی می‌کند و در توهم سیرابی از آگاهی، تشنه وا می‌نهد تا حکایت را پی بگیرد و زمانی او را با قهرمان داستانش هم‌داستان می‌کند که لذت جهل از گذشته را به خفت تحمل‌ناپذیر حقیقت زندگی ترجیح دهد هرچند سرانجام، حقیقت پیروز میدان است.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
0 Comments:

Post a Comment