گلایه‌های ناشر برگزیده سال
 
ناشر برگزیده سال 92 می گوید: ای کاش به جای جوایز مادی که به عنوان ناشر برگزیده به او داده شده به مسائل کلان اقتصادی ناشران جوانی مانند او توجه شود.
یوسف علیخانی مدیر نشر آموت و ناشر برگزیده سال 92 که روز گذشته در حضور رئیس جمهور به همراه جمع دیگری از ناشران تجلیل شد در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار داشت: برای من ارزش مادی این جایزه مهم نیست ارزش معنوی آن است که اهمیت دارد اما ای کاش به جای این هدیه نقدی با تقاضاهایی از من به عنوان یک ناشر موافقت می شد که الان در آستانه نمایشگاه کتاب خودم را ناشری نبینم که حتی یک دفتر کار ندارم.
وی ادامه داد: با سه سکه بهار آزادی نهایتا یک کتاب صد صفحه ای را هم نمی شود چاپ کرد اما باید از تمام نویسندگانی که در کنار هم جمع شدند تا این موفقیت در این موسسه ایجاد شود تجلیل کرد.
وی ادامه داد: همه کسانی که من را می شناسند می دانند که همه دفتر نشر من در کیف من خلاصه می شود نه در اتاق و دفتر و ... اما باید بگویم که دروضعیت فعلی نمی توان امیدی به موفقیت بیشتر داشت چرا من به عنوان ناشر برگزیده سال گذشته کشور باید سالها در انتظار دریافت یک وام کوچک از وزارت ارشاد باقی بمانم که مجبور شوم بسیاری از نویسندگانی را که به سراغم می آیند با شرمندگی رد کنم.
این ناشر افزود: مشکل من به عنوان ناشر این است که موضوعات اقتصادی چنان برگردن ما فشار وارد می کند که به عنوان نویسنده سالهاست از خودم غافل شده ام و نوشتن را کنار گذاشته ام. می دانم که به هر حال کار اقتصادی نشر کار سنگینی است اما امید داشته و دارم که این مسائل بیش از پیش مورد توجه مسئولان قرار بگیرد.
وی در پایان گفت: اینکه ناشر کوچکی مثل من جمعی از نویسندگان جوان را در کنار خود داشته باشد که تنها یکی از آنها بتواند جوایز ادبی متعددی را بدست بیاورد و در کنارش نویسندگان صاحب نامی بتوانند به آرامی و با خیال راحت آثارشان را به مخاطب ارائه کند موجب افتخار است اما امیدوارم به این مسئله هم توجه شود که شرایط اقتصادی فعلی ناشران نیز باید این اقتضاء ایجاد بکند تا چنین فضایی تداوم داشته باشد.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
خانواده آموت برگزيده ويژه نمايشگاه كتاب

مراسم افتتاحیه بیست و هفتمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران، روز سه شنبه با حضور حجت الاسلام حسن روحانی رییس جمهوری و علی جنتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در محل مصلای امام خمینی(ره) برگزار شد.

حجت الاسلام دكتر حسن روحانی رییس جمهوری از ناشران برتر کشور در سال 92 در مراسم افتتاحیه بیست و هفتمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران تقدير به عمل آورد.
به گزارش خبرگزاري مهر‘ هیات داوران پس از انتخاب ناشران برگزیده و شایسته تقدیر بیانیه‌ای را منتشر کرد.
در این حوزه از عمل ناشران نوآور در حیطه شکل و محتوای آثار تولیدی تقدیر به عمل می­آید. هیات داوران با لحاظ کردن شاخص­ های مختلف، ناشران زیر را در بخش ویژه معرفی می­‌کند:
...
3: انتشارات آموت به خاطر تلاش در رونق ادبیات داستانی، شرکت فعال در نمایشگاه‌های استانی، اخذ جوایز متعدد از جشنواره­ ها، تلاش برای جذب نوقلمان و کسب دستاوردهای قابل توجه در عین جوانی و نوپایی
...
انتشارات سخن، افق، آموت، مینوی خرد، فرهنگ معاصر و ... از جمله ناشرانی بودند که سه‌شنبه در مراسم افتتاحیه بیست‌ و هفتمین نمایشگاه کتاب به عنوان ناشر برگزیده شناخته شدند.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، ناشران برتر کشور در سال ۱۳۹۲ در سه دسته ناشران برگزیده، ناشران شایسته تقدیر و ناشران برگزیده بخش ویژه انتخاب شدند.
ناشران برگزیده:
انتشارات سخن (علی‌اصغر علمی)، جامعه‌نگر (مرتضی زینعلی)، افق (رضا هاشمی‌نژاد)، محراب قلم (عبدالعظیم فریدون)، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان (علیرضا حاجیان‌زاده)، موسسه بوستان کتاب (اسماعیل اسماعیلی)، سازمان انتشارات جهاد دانشگاهی (محمد سلگی).
ناشران شایسته تقدیر:
دلیل ما (یدالله سعدی)، جمال(علیرضا سبحانی نسب)، مرسل (حسینعلی پورمدنی) و براق (صفا امیری).
ناشران برگزیده بخش ویژه:
آموت (یوسف علیخانی)، علوم یارانه (عین‌الله جعفرنژاد قومی)، سفیر اردهال (سیدحسین عابدینی)، تضامنی حتمی (رضا حتمی)، موسسه تالیف، ترجمه و نشر آثار هنری متن (علیرضا اسماعیلی)، میزان (عباس شیری)، مینوی خرد (پروانه شعبانی صمغ‌آبادی)، عصر داستان (محمد حسنی) و فرهنگ معاصر (داود موسایی).

http://media.isna.ir/content/Rouhollah+Vahdati-13-121.jpg/4
خبرگزاري ايسنا
http://media.isna.ir/content/Rouhollah+Vahdati-20-66.jpg/4
خبرگزاري ايسنا

خبرگزاري مهر

خبرگزاري ايرنا
آیین افتتاحیه بیست و هفتمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران
خبرگزاري كتاب
نشر آموت برگزیده شد
روزنامه آسيا (جواد لگزيان):  حتی وقتی خبر خوش برگزیده شدن نشر آموت را به عنوان نشر برگزیده  به یوسف علیخانی می دهند او در محوطه نمایشگاه زیر آفتاب سوزان با روی خوش بروشورهای نشر آموت را پخش می کند و با امید و لبخند پیش میرود.این اراده معطوف به کتابست که بی شمار کتاب خوب را آماده بیست و هفتمین نمایشگاه کتاب کرده است.  حتما در نمایشگاه کتاب مصلی-شبستان-راهرو ۳-غرفه ۲ نشر آموت را ببینید.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
«اندوه بلژیک» به ایران رسيد
55-392.jpgرمان «اندوه بلژیک» نوشته هوگو کلاوس با ترجمه سامگیس زندی منتشر شد.
به گزارش بخش ادبیات و نشر خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، در معرفی داستان این رمان عنوان شده است: لویی، پسر یازده‌ساله، شخصیت اصلی رمان، خاطراتش را از یک سال پیش از شروع جنگ جهانی دوم تا دو سال پس از پایان جنگ روایت می‌کند. این خاطره‌نگاری از روزگاری آغاز می‌شود که او در مدرسه شبانه‌روزی یک صومعه‌ با سرپرستی راهبه‌ها زندگی و تحصیل می‌کند. با بالا گرفتن آتش جنگ، لویی به خانه برمی‌گردد و داستانش را با روایت خاطرات تک تک افراد خانواده پدری و مادری‌اش و ماجراهای همکاری تنگاتنگشان با نازی‌ها ادامه می‌دهد...
«اندوه بلژیک» مشهورترین و برجسته‌ترین اثر هوگو کلاوس در سال 1983 منتشر شد. این رمان بعد از انتشار در ردیف پرفروش‌ترین رمان‌های آلمان، هلند و بلژیک قرار گرفت و بار دیگر در سال 2008 پس از مرگ هوگو کلاوس به جمع کتاب‌های پرفروش اروپا پیوست. از هوگو کلاوس با جایزه‌های ادبی بلژیک، فرانسه و هلند تقدیر شده است.
هوگو کلاوس (آنتورپ، 2008- بروژ، 1929)، شاعر، نمایشنامه‌نویس، نقاش و نویسنده سرشناس بلژیک در عرصه بین‌المللی، در طول زندگی خود هزاران شعر، ده‌ها نمایشنامه و بیش از 20 رمان نوشته است. این نویسنده در آخرین سال‌های زندگی به بیماری آلزایمر مبتلا شد و در سن 78 سالگی درگذشت.
از سامگیس زندی، مترجم رمان، پیش‌تر ترجمه‌ رمان «تشریفات» (نوشته‌ سیس نوتبوم) و چند اثر دیگر منتشر شده است.
رمان «اندوه بلژیک» در 744 صفحه و به قیمت 35هزار تومان توسط نشر آموت منتشر شده و در نمایشگاه کتاب تهران عرضه می‌شود.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
رمان «زندگی اسرارآمیز» منتشر شد
00-316.jpgرمان «زندگی اسرارآمیز» نوشته سو مانک کید با ترجمه عباس زارعی منتشر شد.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، در معرفی ناشر از داستان این رمان عنوان شده است: لیلی وقتی چهارساله بود مادرش مرد. او با پدرش و زنی سیاه‌پوست زندگی می‌کند. پدر لیلی مردی سخت‌گیر و بداخلاق است. لیلی از وسایل مادرش عکسی از حضرت مریم در قابی کوچک پیدا می‌کند که رنگ پوستش تیره است و پشت عکس نوشته: تی‌برون، اس. سی. زن سیاه‌پوست طی اتفاقی به زندان می‌افتد و لیلی برای نجات او به شهر می‌رود و از آنجایی‌که فکر می‌کند پدرش دروغ می‌گوید و مادرش زنده‌ است، تصمیم می‌گیرد مادرش را پیدا کند و از دست پدرش فرار می‌کند. با کمک گرفتن از عکس حضرت مریم، به منطقه‌ای می‌رود که مادرش در آنجا زندگی می‌کرد. در آنجا زن سیاه‌پوست دیگری را پیدا می‌کند که در کودکی مادرش از او مراقبت می‌کرد ...
در ادامه نیز آمده است:‌ سومانک کید اولین و مشهورترین رمانش «زندگی اسرارآمیز» را در سال 2002 توسط انتشارات وایکینگ منتشر کرد که در فهرست پرفروش‌ترین کتاب‌های نیویورک تایمز قرار گرفت و به چندین زبان ترجمه شد. متن این رمان در آمریکا در قالب درس ادبیات تدریس می‌شود.
رمان «زندگی اسرارآمیز» در 382 صفحه و با قیمت 17500 تومان توسط نشر آموت منتشر شده است.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
محی‌الدین با «بهداشت روانی» به نمایشگاه می‌آید
محی‌الدین با «بهداشت روانی» به نمایشگاه می‌آید 
مهدی محی‌الدین بناب، ترجمه کتاب دو جلدی «بهداشت روانی یا سلامت ذهن /بدن» را به نمایشگاه بین‌المللی کتاب می‌آورد.
محی‌الدین،‌ در گفت‌و‌گو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، گفت:‌ در این کتاب که از سوی کارن و همکاران وی تالیف شده است، ایمنی‌شناسی روانی – عصبی، شخصیت آماده در برابر بیماری و افسردگي، نااميدي و سلامتي به‌عنوان مباحث مربوط با بهداشت ذهنی و روانی مورد بررسی قرار داده شده است.
این مترجم ادامه داد: خوانندگان در ادامه این کتاب،‌ تنهايي و سلامتي، قدرت شفابخشي ايمان، معنويت و مذهب و نیز توان بهبودبخشي شوخي و خنده از نظر می‌گذرانند، خانواده‌ها و سلامتي در کنار سبك تبييني و سلامتي از دیگر مطالب خواندنی در این کتاب به‌شمار می‌آید.
مهدی‌ محی‌الدین‌بناب، استاد بازنشسته دانشگاه علامه طباطبایی کتاب‌های دیگری را نیز در عرصه روانشناسی ترجمه و تالیف کرده است که از آن میان می‌توان به کتاب‌های «زمینه‌ روانشناسی هیلگارد»، «مقدمه‌ای بر روانشناسی» در دو جلد در چهار مجلد و «چکیده روانشناسی» و «روانشناسی انگیزش و هیجان» اشاره کرد.
کتاب «بهداشت روانی یا سلامت ذهن/ بدن» با تکیه بر نگر‌ش‌ها، هیجان‌ها و روابط در دو جلد به قیمت 51 هزار تومان از سوی نشر آموت منتشر شده است و در نمایشگاه کتاب بین‌المللی کتاب تهران نیز در اختیار علاقه‌مندان قرار می‌گیرد.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
«تاريخچه خصوصي خانه» در نمایشگاه کتاب برملا می‌شود
تصویر کتاب 
علی ایثاری‌ کسمایی در ترجمه کتابی به بررسی زوایای خصوصی تاریخچه خانه پرداخته و آن را در کتابی با عنوان«تاریخچه خصوصی خانه» برملا ساخته است.
این مترجم در گفت‌و‌گو با ایبنا گفت: در این کتاب ‌تاريخ تكامل انسان بيان شده و نویسنده سعي کرده است تا کتاب را با سبك و نگاه جديد خود به نگارش درآورد، تا خواننده پس از خواندن اين كتاب به طور ناخودآگاه مي‌آموزد كه به هيچ چيز خرده نگیرد.
کسمایی، با اشاره به این‌که بیل برایسون، نویسنده‌ای امریکایی است اظهار کرد: اين نويسنده آمريكايي نگاهي بسيار جزیي و دقيق به تاريخ تمدن انسان و آنچه در تاريخ در حيطه شكل‌گيري تمدن و فناوری براي بشر رخ داده، داشته است و به گونه‌اي داستانی نشان داده كه بشر چگونه به زندگي امروزش دست يافته است.
بنا به گفته این مترجم،‌ در این کتاب زندگی درباریان انگلیس و عادات عجیب و غریب و گاه باورنکردنی آنان، تاریخ تمدن انسان به شکلی کاملا تازه و ابتکاری و با زبانی بسیار شیرین و گاه با طنز نوشته شده که خواننده را به دنبال خود می‌کشد.
نشر آموت، کتاب«تاریخچه خصوصی خانه» را در 528 صفحه به چاپ رسانده است. این کتاب با قیمت 21 هزار تومان در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران در اختیار علاقه‌مندان قرار می‌گیرد.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
بیش از هرچیز مهربان باشید
 
کتاب بیش از هرچیز مهربان باشید با ترجمه سیامک محی‌الدین‌بناب منتشر شد.
جان رابینز، مولف کتاب رژیم غذایی برای امریکای جدید و بینانگذار نجات جهانی زمین و پدر اوشن رابینز درباره این کتاب گفته است: اگر می‌خواهید کودکان‌تان به گونه‌ای بار بیایند که بدانند که هستند و چه چیزی در زندگی آن‌ها واقعا مهم است، اگر چنین است، این کتاب برای شما بسیار مفید خواهد بود.
به گزارش همشهري آنلاين‘ به گفته ناشر کتاب در این کتاب شما یاد می‌گیرید تا فرزندتان را به‌گونه‌ای بار بیاورید که در خانواده و اجتماع مهربان بوده و رفتاری انسانی داشته باشد و خودتان راه‌هایی را برای ارتقای شخصیت فرزندتان کشف خواهید کرد. وقتی ما با خانواده، دوستان و همسایه‌ها، مهربان و دلسوز باشیم، روابط ما سرشار از عشق، زیبایی و اطمینان خواهد بود. وقتی در روابط‌‌‌مان با دیگران فراتر از دوستی و آشنایی، انسانی رفتار کنیم، در واقع کمک می‌کنیم که در این دنیای پر از سختی و مشقت، صلح و آرامش برقرار شود.
کتاب شامل این هفت بخش است: بهترین ویژگی انسانی - ابزار پرورش کدک انسانی - زندگی شما، پیغام شماست، سال‌های اولین (تولد تا شش سالگی) - دوره نوجوانی (13 تا 19 سالگی) و کودک به یک فرد باغ مهربان تبدیل می‌شود.
از سیامک محی‌الدین‌بناب مترجم این کتاب، پیش از این دو کتاب کاغذ / تاریخچه و نگهداری و تای آن و کتاب معروف 206 معما (چاپ دوم) در نشر آموت منتشر شده است.
کتاب بیش از هرچیز مهربان باشید (تربیت کودک انسان‌وار، در زمانه‌ی دشوار) نوشته‌ی دیوید البحاری با ترجمه‌ی سیامک محی‌الدین‌بناب در 336 صفحه و به قیمت 15000 تومان توسط نشر آموت منتشرشده است.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
دانلود كتابنامه نشر آموت
)كتابنامه نشر آموت(
اطلاعات درباره كتاب ها: اسم - نويسنده يا مترجم - نوبت چاپ - قيمت و ...
ويژه نمايشگاه كتاب تهران 1393 / شبستان - مصلي - رديف 3 غرفه 2
۱۲۱۷ k حجم   -   - Pdfدريافت   -   download

http://aamout.persiangig.com/document/booknameh-aamout-93-1.jpg

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
گپی با "شقایق قندهاری" به بهانه چاپ سوم رمان «پیش از آنکه بخوابم» نوشته "اس جی واتسون"
http://ilna.ir/news/mi_news/Original/1393/02/Small/161332-873.jpg 
ایلنا: چندسالی است آثار ترجمه‌ زیادی در بازار می‌بینیم که نام مترجمانشان نام‌های آشنای گذشته نیست. کم‌کم داریم عادت می‌کنیم که دیگر اسم‌هایی چون صالح حسینی، رضا سیدحسینی، محمد قاضی و بسیاری از مترجمان چیره دست نسل گذشته را روی کتاب‌های جدید نبینیم و به جای آن نام‌های جدیدی ببینیم که با تکرارشان روی جلدهای کتاب‌های متفاوت این پیام را می‌دهند که قرار است سالیان آتی ما فارسی زبانان از مجرای ترجمه‌های آنها با ادبیات جهان ارتباط برقرار کنیم. یکی از این مترجمان جوان شقایق قندهاری است که چاپ سوم کتاب پیش از آنکه بخوابم (نوشته اس جی واتسون) با ترجمه او و به همت نشر آموت به نمایشگاه کتاب می‌آید. درباره این کتاب با قندهاری گفتگو کرده‌ایم.
× معیار شما برای انتخاب این رمان چه بود؟
ــ نشر آموت کتاب را به من پیشنهاد داد و من چون خودم از خواندنش خیلی لذت بردم قبول کردم چون به نظرم کار خاصی‌ بود. شخصا هیچ وقت به سراغ نویسنده‌های صرفا مشهور نمی‌روم. برایم مهمتر این است اثری که ترجمه می‌کنم حرفی برای گفتن داشته باشد نه اینکه نویسنده‌اش خیلی معروف باشد یا کتاب جایزه گرفته باشد. ترجیح می‌دهم مدتی از وقتم را برای انتخاب یک اثر خوب بگذارم حتی اگر این کار منجر شود به اینکه مترجمی کم کار باشم. تا اینکه با بی‌دقتی دست به ترجمه اثر بزنم.
× این از روی بی‌دقتی است یا دلایل دیگری دارد؟
ــ دلایل زیادی دارد. برخی از مترجمان و ناشران متاسفانه افتاده‌اند در دور این سفارش‌کاری‌ها و سری‌کاری‌ها. مخصوصا در حیطه‌ی کودک و نوجوان این مسئله خیلی دیده می‌شود. اینها باعث می‌شود که ‌امروز در فضای ترجمه‌ای ما هرج و مرج و بی‌نظمی دیده شود.
× شده تا به حال ترجمه کتابی را بدون یکبار کامل خواندن قبول کنید؟
ــ مگر می‌شود کتابی را بدون خواندن برای ترجمه انتخاب کرد؟ این خیلی عجیب است. من گاهی یک کتاب را دو یا سه بار می‌خوانم و بعد ترجمه‌اش را شروع می‌کنم. البته من هم شنیده‌ام اما نمی‌دانم یعنی چه. چون باید کتاب کامل خوانده شود تا مترجم بتواند به فضای آن احاطه پیدا کند. ما باید برای مخاطبان ارزش قائل شویم و با کتاب به عنوان یک کالای فرهنگی که حرمت دارد برخورد کنیم.
× ترجمه "پیش از آنکه بخوابم" با استقبال خوبی مواجه شد؛ دلیل این استقبال چیست؟
ــ این کتاب در کشور خودش هم با اقبال خوبی روبرو شده بود و جزء پرفروش‌ها بود. این کتاب در مدت کوتاهی به سی زبان ترجمه شد. یک اثر حتما ویژگی خاصی دارد که این اتفاقات برایش پیش می‌آید. این اثر لایه‌های عمیق زیادی دارد. ما در این اثر صرفا با یک رمان مهیج روبرو نیستیم. کتاب داستان زنی است که در زندگی‌اش لغزشی گذرا داشته و هر چه برسرش آمده فرجام این لغزش است و این یعنی گذشته ما و خاطراتمان نقش مهمی در سرنوشت امروز ما دارد و‌ امروز من و شما طبق رفتار گذشته مان تعریف می‌شویم.
× آیا کتاب عامه‌پسند است؟
ــ باید دید تعریف شما از عامه‌پسند چیست. گاهی تعریف‌های ما از یک مسئله یکسان نیست. من این اثر را عامه‌پسند ندیدم. به نظر من این رفت و برگشت‌های زمانی که داریم و پیچیدگی‌های زمانی که در رمان وجود دارد و غافلگیری‌هایی که در اثر می‌بینیم باعث می‌شود این اثر از حالت عامه‌پسند بیرون بیاید. البته این اثر به دلیل موضوعش طیف گسترده‌ای از خوانندگان را می‌تواند جذب کند‌ اما این به این معنی نیست که جزو آثار عامه‌پسند است.
× آیا زبان اثر هم ویژگی‌های آثار عامه‌پسند را ندارد؟
ــ رمان زبان بسیار ساده و مانوسی دارد. این باعث می‌شود که مخاطب خیلی راحت با آن ارتباط برقرار کند اما زبان سخیف و نازلی نیست. برای نمونه آلیس مونرو با زبان و نثر پیچیده‌ای می‌نویسد و خیلی مایل است که خواننده را در طول اثر دچار چالش کند. طبیعتا مخاطب عام سراغ آن نمی‌تواند برود. ولی این اثر بسیار زبان روانی دارد. چیزی که این رمان را برجسته می‌کند زبان آن نیست بلکه طرح داستانی آن است. با این همه طرح رمان خیلی حساب شده است و مدام پیش بینی‌های خواننده را به هم می‌ریزد. به عبارتی نویسنده جلوتر از خواننده حرکت می‌کند و خواننده یک قدم از نویسنده عقب است. و این باعث چالشی می‌شود که جذابیت کار را بالا می‌برد و اگر غیر از این باشد شما چه دلیلی دارید که 380 صفحه کتاب را ادامه بدهید.

× کتابهای زیادی هستند که این مشخصه را ندارند ولی خواننده آنها را تا پایان می‌خواند.
ــ بله ولی از نقاط قوت این اثر همین مشخصه است.
× گفتید در این رمان نویسنده از خواننده جلوتر است، یعنی چه؟
ــ خواننده در طول رمان پیش‌بینی‌هایی می‌کند برای بخش‌های آتی داستان ولی وقتی ما مدام غافلگیر می‌شویم و پیش‌بینی‌هایمان غلط از آب درمی‌آید معنی‌اش این است که نویسنده از خواننده جلوتر قدم برمی‌دارد.
×‌نظرتان درباره گره‌گشایی پایانی اثر چیست؟ کمی عجولانه نیست؟
ــ منظورتان را متوجه نمی‌شوم.
× فکر نمی‌کنید اینکه نزدیک به 472 صفحه طرح معما به حدود 4 صفحه گره گشایی ناگهانی و حتی بی‌منطق ختم شده روایت اثر را دچار ضعف کرده است؟
ــ‌ به تعداد خوانندگان این اثر می‌تواند درباره پایان بندی نظر وجود داشته باشد.
× منظور شیوه ضعیف گره گشایی است.
ــ چنین حسی نداشتم. یعنی گره گشایی آن را شتابزده ندیدم. پایان رمان به همان قدرت طول رمان است. به نظر من نویسنده آنقدر دقیق مهره‌هایش را چیده بود که چنین پایان بندی منطقی باشد. می‌توانم بگویم یکی از بهترین تجربه‌های کاری من بود. در طول کار این رمان بود که مرا به طورخستگی‌ناپذیر پیش برد. در طول ترجمه این کار من هیچ کار دیگری نتوانستم انجام دهم و فقط درگیر همین کار بودم.
× کتاب را از روی زبان اصلی‌اش ترجمه کردید؟
ــ بله اصل کتاب به زبان انگلیسی است.
× شده کتابی را از روی ترجمه‌اش، ترجمه کنید و نه از اصل آن؟
ــ بله. خیلی پیش آمده. هم در زمینه رمان نوجوان و هم در زمینه بزرگسال. یکی از آنها ابرابله نوشته‌ ارلند لو، کار یک نویسنده نروژی بود و یک دوست نروژی این کتاب را به من معرفی کرد و گفت در کشورش خیلی با استقبال مواجه شده است. و من از روی ترجمه انگلیسی این کتاب ترجمه‌اش کردم.
× فکر می‌کنید کار درستی است ترجمه یک کتاب از روی ترجمه‌اش؟
ــ بستگی دارد به آن ترجمه اول. ترجمه انگلیسی این کتاب خیلی ترجمه خوبی بود. چون نثر آن مترجم در انگلیسی خیلی نثر خوبی بود. من نمی‌گویم لزوما کار خوبی است ولی وقتی من یک اثر خیلی خوب را می‌خوانم دوست دارم آن را ترجمه کنم و الآن هم پشیمان نیستم از ترجمه ابرابله.
× آیا اثر را با اصل نروژی آن تطبیق دادید یا از یک مترجم نروژی نخواستید این کار را برایتان انجام دهد؟
ــ این چیزی که شما می‌گویید عملا ‌امکان پذیر نیست. بگذارید بی‌تعارف حرف بزنیم. من یک کتاب ترجمه می‌کنم می‌دهم به ناشر، ناشر حداقل یک سال طول می‌کشد تا کتاب را چاپ کند و هشت ماه بعد از چاپ هم با من تصفیه حساب می‌کند. در چنین شرایطی عقل سلیم اجازه می‌دهد این کاری را که شما می‌گویید انجام دهد؟
× پس مترجمی هم که بدون خواندن یک کتاب دست به ترجمه‌اش می‌زند قابل دفاع است.
ــ نه. این دو خیلی فرق دارند. این چیزی که شما می‌گویید اصلا‌ امکان پذیر نیست.
× خیلی از مترجمان این کار را کرده‌اند.
ــ بله. اگر ‌امکانش باشد بهترین کار است ولی ‌امکانش برای من وجود نداشت. اگر من یک مترجم نروژی می‌شناختم قطعا این کار را می‌کردم. ولی متاسفانه شبکه ارتباطی ما در این وادی آنطور که باید باشد خوب نیست. وگرنه من هم دوست دارم کارم ایده ئال باشد و از طرفی هم با چنین کاری خیالم راحت می‌شود.
× با وجود این همه مشکلات مالی که گفتید، چرا کار ترجمه را انتخاب کردید؟
ــ این سوال سر درد و دل ما را باز می‌کند. من گاهی با خودم می‌گویم ای کاش رفته بودم رشته دیگری خوانده بودم.
یعنی پشیمان هستید؟
ــ بله. کاملا. چون می‌بینم بعد از سالها که وقت و انرژی گذاشته‌ام و در این حرفه پیشرفت کرده‌ام، از لحاظ مالی در آن سطحی که باید باشم نیستم. مسائل اقتصادی شوخی‌بردار نیست. این مشکلات گاهی آنقدر آزار دهنده هستند که رغبت و انگیزه کار را از مترجم می‌گیرد.
چرا ادامه می‌دهید؟ برای یک مترجم خوب کارهای پردرآمدتری هم هست.
ــ دلیلش این است که آلوده شده‌ام به این کار. به عبارتی معتاد شده‌ام به ترجمه. و این بخشی از هویتم شده. اگر عشقم به کارم نبود قطعا مسیرم را خیلی پیش از اینها تغییر می‌دادم. ولی واقعیت این است که من به کارم ایمان و اعتقاد دارم.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
موضوعی شگفت
 
فرشته نوبخت: شیوا پورنگ در اولین داستانِ بلندش، به سراغِ موضوعی شگفت رفته است. «شووآ»، قصه‌ی زندگیِ زنی  را روایت می‌کند که فرزندی متفاوت به‌دنیا می‌آورد. از بطنِ مهرسیما، پسری زیبا زاده می‌شود که از دیدِ انسان پنهان است. این تولدِ غریب و این موجودِ شگفت‌انگیز، برهم‌زننده‌ی تعادل در صفحاتِ آغازین رمان است و پورنگ با چنین موقعیتِ نو و بکری به سراغِ مضمونِ تکراری و مسئله‌ی اساسیِ انسان در عصرِ تنهایی رفته است تا به چگونگیِ سرگشتگی و انزوایِ او در جهانِ امروز بپردازد. اتفاقی که برایِ شووآ می‌افتد، نمایشی از وضعیتِ سیاه و ترسناکِ موجودی تنها و نه بی‌کس در جهانی بی‌اندازه بزرگ و نه پذیرنده است. در شووآ، از عنصرِ نادیدنی و نامرعی و پنهان از دید، به شکلِ نمادی از وضعیتِ انسان در هستی استقاده می‌شود.
«شووآ»، رمانی دردناک و تلخ است درباره‌ی تنهایی و رنجِ عشق‌ورزیدن. عشق از نوعِ والاترینِ آن، که تجلیِ میلِ تمام‌نشدنیِ بشر به بقا در دیگری است.پورنگ کوشیده برایِ ترسیم چنین مضمونی در رمانش، از ابزارهایِ ساختاری و معنایی بهره بگیرد. ابزارهایِ ساختاری، اگرچه در نهایت و کمال بهره‌برداری نشده‌اند، اما ساختمانی قابلِ قبول له لحاظِ معماری بنا نهاده‌اند. یکی از این ابزارها، فضاسازی است. شووآ، فضایی سرد، نیمه‌تاریک و پر از رنج دارد که تا حدی پس‌زننده است. اما تعلیقِ شدید و مخاطب‌پسندی که به واسطه‌ی موضوعِ داستان وجود دارد، خواننده را دمی از متن رها نمی‌سازد. با این وجود پُرگویی و اطنابِ متن، خسته‌کننده و پس‌زننده است و بسیاری از این توصیفات و توضیحاتی که با شرح‌ووصفِ جزئی‌ترین نکات آمده‌اند، غیرضروری می‌نماید.
ابزار دیگری که پورنگ به‌خوبی از آن بهره جسته است، استفاده از راویِ دانایِ کلِ بی‌مبالاتی است که سر از زندگیِ همه‌ی شخصیت‌ها در می‌آورد و به جهانِ آن‌ها – گاهِ بی‌هیچ ضرورتی- سرک می‌کشد. چنین نظرگاهی دستِ نویسنده را برای قصه‌گویی گشوده است. اما همین راوی، اغلب به دامِ پُرگویی و کنجکاویِ بیش از نیاز نیز افتاده است. بخش‌هایی از داستان که واردی زندگیِ نغمه، بیژن، نرگس و محمود می‌شود و اتفاقات و پیشینه‌ای را حکایت می‌کند که به حجم رمان افزوده اما تاثیری در شکل‌گیریِ جهانِ «شووآ» ندارند و خوب‌تر می‌بود اگر درباره‌شان سکوت می‌شد. این راوی که گویی خود نیز دلبسته‌ی شووآ است، با زبانِ ساده، قصه‌گو و لحنِ بی‌پیرایه‌ و به‌شیرینی حوادث را پیش می‌برد، بی‌آنکه از نفس بیفتد.
یکی دیگر از ابزارهایی که نویسنده به‌خوبی از آن استفاده کرده است، شخصیت‌پردازی است. «شووآ»، چندین شخصیتِ اساسی دارد که پیش‌برنده و تاثیرگذار هستند. کارکردی که این شخصیت‌ها دارند، این است که به شکلِ قطعه‌هایی از یک جورچینِ سه‌بعدی عمل می‌کنند و جهانی را که نهایت می‌سازند، در پس‌زمینه‌ی اصلی قرار می‌گیرد تا جایی که فصلِ آخر از بخشِ آخرِ رمان، بدل می‌شود به یک تصویرِ کلی که مضمونِ اصلیِ شووآ را بازتاب می‌دهد: آیا انسان در نهایت، محکوم است به تنهایی و انزوا؟  آیا مفهومِ حقیقیِ عشق یا حقیقتِ عشق به‌عنوانِ «نجات‌دهنده»ای بزرگ در گسستنِ بشر از هرنوع تعلقی جز عشق امکان‌پذیر است؟
از طرفی دیگر شووآ، وجوهی دارد که خوانشی کهن‌الگویی می‌طلبد. آب، در فلسفه‌ی الهی، منشاءِ حیات در عالمِ هستی است. همچنین مفهومی اسطوره‌ای و معنایی دارد که اشاره‌ای است به رازِ خلقت و رستگاریِ بشر. یونگ آب را بزرگترین نمادِ ناخودآگاهِ جمعیِ انسان‌ها می‌داند. شووآ، صورتی پنهان از دیدِ انسانِ زمینی دارد که تنها در آب، ظاهر می‌شود و شکلِ مادی پیدا می‌کند. دانشِ پیش‌رفته‌ی بشر که در داستان هم اشاره می‌شود، روز به روز در حالِ ترقی است، راهی برایِ کشفِ اسرارِ آن پیدا نمی‌کند و در نهایت شووآ ناچار می‌شود برایِ زندگی، سرزمینی دوردست با مختصاتِ جغرافیایی و آب‌وهواییِ خاص را برایِ حیات برگزیند. سرزمینی که در آن انسان راهِ چندانی ندارد. در اسطوره‌هایِ یونانی آمده که گایا، اولین الاهه‌ای است که پای به زمین نهاد و آسمان‌ها از بطنِ او آفریده شد. پس گایا مظهرِ مادرانگیِ زمین است و آب مظهرِ حیات و تمثیلی از طراوت و رستگاریِ انسان و شووآ بی‌آنکه سوالی را مطرح کند یا پاسخی در دلِ خود داشته باشد، با استفاده از یک موقعیتِ منحصر به فرد و کاملا داستانی، چنین مفاهیمی را به‌سانِ طفلی در گهواره می‌پروراند.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
حرکت زیگزاگی در تاریخ
راز كوچه شيرواني 
آتوسا زرنگارزاده شیرازی (روزنامه ایران): رمان «راز کوچه شیروانی» نخستین رمان لیلا بابایی فلاح است که در زمستان 1392 توسط نشر آموت به چاپ رسیده است. از این نویسنده پیشتر مجموعه داستانی به نام «من، ایاز، ماهو» توسط نشر افراز به چاپ رسید که نگاه منتقدان و مخاطبان را به خود جلب کرد و نامزد جایزه ادبی هفت اقلیم و گام اول شد.
 راز کوچه شیروانی رمانی است که در ژانر پلیسی و جنایی قرار می‌گیرد.  رمان پلیسی و جنایی رمانی است که در آن جرمی (معمولاً آدمکشی) روی داده باشد.
خانم بابایی فلاح رمان را با شروع بسیار قوی از زاویه دید قهرمان اصلی داستان (شهین) در جایی به تصویر می‌کشد که مراسم عروسی دختر شخصیت اصلی است و از پنجره‌های مشرف به کوچه شیروانی شاهد حضور پلیس و آمبولانس است و پیکر نیمه جان مردی از ساختمان روبه‌رویی؛ بیرون آورده می‌شود.
نویسنده با مهارت تصاویر و هول و ولای زن را در داستان به نمایش می‌گذارد.
«مه غلیظ را کنار زد. درهای زیرزمین یکی یکی باز شدند. از میان مجسمه‌های سنگی، شخصی نقاب‌دار داخل شد. از ترس به گوشه تاریک اتاق خزید و صورتش را پوشاند. نقاب‌دار هرچه جلو می‌آمد محو و محوتر می‌شد...»
فصل‌های رمان با تاریخ نامگذاری شده‌اند و نویسنده با رفت و برگشت‌های خود در این فصل‌ها برای خواننده قسمتی از گذشته شخصیت‌ها را بیان می‌کند.
«هجده بهمن یک هزار و سیصد و پنجاه و نه»
«گراتس، گراتس زیبا هم افاقه نکرد. دو روز بیشتر آنجا دوام نیاوردم و زودتر از موعد برگشتم وین....»
تمام رمان جز فصلی که به صورت مکاتبه‌ای نوشته شده زاویه دید سوم شخص محدود به ذهن شهین (شخصیت اصلی) را دارد. در فصل مکاتبه که قسمتی از آن در بالا آمده است شهین با نوشتن نامه‌ای به دوستش یکی دیگر از شخصیت‌ها، مکنونات قلبی خود را بیرون  می‌ریزد و نویسنده با اطلاع از محدویت‌های زاویه دید سوم شخص در این فصل ما را با احساس درونی شخصیت اصلی زن داستان نزدیک می‌کند.
  چارچوب خوب روایی این رمان، پردازش شخصیت‌ها، هول و ولا و تعلیقی که نویسنده برای خواننده ایجاد می‌کند باعث می‌شود که رمان پرکششی برای خواننده باشد و تا آخر داستان معمای قتل در رمان لاینحل باقی می‌ماند.
یکی دیگر از جنبه‌های مثبت رمان استفاده از شخصیت‌هایی است که برای ما بسیار ملموس و نزدیک به آدم‌های اطرافمان هستند و حس همذات پنداری را در خواننده برمی‌انگیزد. همچنین نثر شیوا و تصویر‌پردازی درست، این رمان را خواندنی و جذاب کرده است.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
«م.آرام» آرام آرام به پديده اي در ادبيات داستاني ما تبديل مي شود
پاییز حافظیه 
مژگان مظفری (روزنامه جام جم):  در زمانه اي که اوضاع چاپ و نشر کتاب، به علت گراني کاغذ و کمبود خواننده با چالش مواجه شده، ناگهان نويسنده اي پا به عرصه مي گذارد که تمام خوانندگان را مسحور قلم و توانايي هاي بالقوه خود در نگارش داستان مي کند. نويسنده اي که علاوه بر جذب مخاطب، هيات هاي داوري جشنواره هاي متعدد را نيز کيش و مات خود کرده است.
    م. آرام را پيشتر با اولين رمانش «نسکافه با عطر کاهگل» مي شناسيد. رماني که توانست در يک فاصله زماني کوتاهي نزديک به شش ماه، به چاپ سوم برسد و برنده جايزه رمان اول ماندگار و جايزه کتاب فصل شده، در زمره نامزدان جايزه ادبي جلال آل احمد نيز قرار گيرد. شايد بي اغراق نباشد اگر بگوييم پس از مدت ها، چهره اي گمنام، اما توانا در عرصه داستان نويسي پا به ميدان گذاشته که توانايي مسخ خوانندگان را با نوع نوشتار و احساساتي که در رمان هايش به کار مي برد، بخوبي ايفا کند.
    همذات پنداري، تصويرسازي، شخصيت پردازي و کشف شهودي که همراه با يک سيلان ذهن، در نسکافه با عطر کاهگل تعبيه شده، به قدري ملموس، حساب شده و استادانه است که هر دو قشر مخاطب خاص و عام را به سمت خود کشانده و با اقبال بسيار خوبي روبه رو کرده است.
    بنده به عنوان يک خواننده در تمام سطور اين رمان، دردي را که از يک جامعه پس افتاده و زير پوست شهري به بيرون نشت مي کند، به عينه درک کردم و درد آن را روي قلبم احساس کردم.
    ... آن روز را ننه تا شب بيرون نرفت و ما باز شبي را گرسنه صبح کرديم. اما صبح، چشم که باز کردم، ننه نبود. رفتم دست و صورتم را آب زدم، آمدم براي بيرون زدن از خانه آماده شدم که در باز شد و ننه بقچه به دست، داخل آمد. با تعجب گفتم:
   
     کجا بودي ننه، صبح اول صبحي؟
    چيزي نگفت، نشست و بقچه را باز کرد که ناگاه چشمم به انبوهي از استخوان افتاد! حيرتزده گفتم:
     اَ... اينارو از کجا آوُردي؟
    ننه چاقويي برداشت، افتاد به جان استخوان ها و ضمن جدا کردن ذرّه ذرّه هاي گوشت، گفت:
     چه فرقي مي کنه؟ مهم اينه که...
    توي حرف هايش دويدم:
     بس کن ننه، اون حرفا فرق مي کنه با اين چيزي که...
    با عصبانيت دست از کار کشيد و توي چشم هايم دقيق شد:
     شيکم گُشنه که اين چيزا سَرِش نمي شه بچه. خيلي دلت مي خواد بدوني؟ رفتم از تو سطل آشغالِ قصّابيا جمع کردم. که چي؟ دِلِت مي کشه بخوري، بخور. وگرنه خفه خون بگير تا شيکم واموندۀ اين بچه ها پُر بشه!
    تصويري بودن اين کتاب، گاه انسان را به ياد ادبيات نمايشي مي اندازد و ريزپردازي هاي نگارشي آن همراه با کنش و واکنش هاي قهرمان هاي داستان، حالتي پست مدرني به کار مي بخشد.
    روايتي که به عينه، هر روز و لحظه اکثر ما در کوچه و خيابان هاي شهرمان با آن سر و کار داريم. شخصيت ها به قدري سنجيده و مبتکرانه انتخاب شده اند که جاي هيچ شک و شبهه اي در باورپذيري آن پيدا نمي شود. با اين همه، شايد بي مناسبت نباشد بگوييم، م.آرام در اولين رمان خود، موفق به تثبيت جايگاهي درخور در ادبيات داستاني ايران شده و مطمئنا روند رو به رشد اين نويسنده در رمان هاي بعدي اش به درجه اي دوچندان خواهد رسيد.
    به زعم اين حقير، شايد يکي از دلايل موفقيت رمان نسکافه با عطر کاهگل، پرداختن به جوامع سطح پاييني باشد که نه فقط قشر عظيمي از مردم جامعه ما با آن سر و کار دارند، بلکه نويسندگاني از ديگر کشورهاي دنيا مانند چارلز ديکنز، ويکتور هوگو، گابريل گارسيا مارکز، ريچارد براتيگان و ديگراني ديگر نيز به آن پرداخته اند، يعني درد هاي هر روز يک جامعه مدرن...
    ... زير بازارچه قديم، چند وجب مانده تا دخمه هاي پوسيده شهر، تهِ يک کوچه تنگ و تاريک که لجن و کثافت از سر و رويش مي باريد، خانه اي هست که ما به آن مي گوييم «کندو». مجموعه اي از اتاقک هاي تو در تو که زنبورهايش ميان منجلابي خود و سرنوشت ساخته، دست و پا مي زنند. آدم هايي به شکل آدم، که نه آدمند و نه غير آن! نه بوي انساني، و نه خوي حيواني. ولي لااقل مي شود گفت آدَم هستند. چون دو پا دارند و دو دست. نه دُم، نه سُم و نه شاخ. الف و با را با آب و بلوا اَدا کرده اند و همان مي کنند که ديگر آدم هاي زميني. و از همه مهم تر، شعور دارند و عاطفه! اين يکي را شايد ننه خودم و... قاسم آقا!
نسکافه با عطر کاهگل  
  در کل مي توان گفت نسکافه با عطر کاهگل، شناسنامه زندگي آدم هايي است که در هر جامعه اي به وفور يافت مي شوند، اما توجهي به آنها نمي شود. گمانم يکي از عمده هدف هاي(م.آرام) در اين رمان، اين بوده باشد که پل اتصالي شود بين قشر مرفه با قشر دردزده جامعه. شگردي که اميدوارم بيش از اينها، ديگر نويسندگان از آن استفاده کنند.
    دومين رماني که از م.آرام در يکي دو هفته اخير به چاپ رسيده، پاييز حافظيه است. سرگذشت دختري که در خانواده اي سنتي رشد کرده و با هنجار ها و ناهنجاري هاي دو طبقه مدرن و سنت گرا، دست به گريبان است. اين رمان در روز هاي اول چاپ خود با چنان استقبالي مواجه شده که حتي خود وي را هم به حيرت وا داشته. انتظار مي رود اين رمان نيز مانند اولين رمان م.آرام در اندک زماني به چاپ هاي بعدي برسد و طيف گسترده اي از مخاطبان را به سمت خود بکشاند.
    شايد خطيرترين وظيفه يک نويسنده اين باشد که با آثار خود، جايگاهي در خور توجه ميان خوانندگانش ايجاد کند، اما م.آرام در کوتاه ترين زمان موفق به اين کار شده و توجه قشر عظيمي از مخاطبان را به سمت خود جلب کرده است.
    پاييز حافظيه، داستان زندگي دختري است به نام نوشين که در پاييزي سبز به طور اتفاقي در حافظيه با پسري به نام باربد آشنا مي شود و اين برخورد به علاقه اي شديد مي انجامد. اما از آنجا که اين قضيه در عُرف خانواده او گناهي نابخشودني است، با برخورد شديد برادر و والدينش روبه رو شده، به حال مرگ کتک مي خورد و زنداني مي شود. نوشين از درس محروم و از ديدن دوباره باربد ناکام شده و طولي نمي کشد به اجبار به همسري پسرخاله اش ناصر درمي آيد.
    در اين ميان، تلفن هاي مشکوک فردي ناشناس به نوشين باعث آغاز ناسازگاري هاي ناصر با او شده و حتي طي يک مشاجره باعث از بين رفتن(فروغ) نوزادي که مدت ها نوشين در انتظار آمدن اوست، مي گردد و...
    پاييز حافظيه شرح حال دلبستگي ها، دلمردگي ها، مرگ آرزوها و کاميابي هاي زني است مانند هزاران زن.
    آرام در مصاحبه اي گفته بود ارزش ادبي پاييز حافظيه به مراتب از نسکافه با عطر کاهگل بيشتر است. زماني که پاييز حافظيه را خواندم، بوضوح به اين ادعا پي بردم. نوع نگرش نويسنده به پاييز حافظيه و همذات پنداري شديدي که م.آرام در آن خلق کرده به همراه نگاه زنانه آن، خود گواه اين مدعاست. با اين که دو نمايه کاملامتفاوت در اين دو رمان به تصوير درآمده، اما پختگي نثر اين کتاب کاملاروند رو به رشد و تعالي نويسندگي م.آرام را به اثبات مي رساند.
    پاييز حافظيه در کمتر از يک هفته، جزو پرفروش ترين رمان هاي نشر آموت شده و انتظار مي رود بزودي به چاپ دوم برسد. به عنوان کسي که آثار م.آرام او را سر ذوق آورده، براي اين نويسنده توانا و خوش قريحه، آتيه اي درخشان و ايده آل را آرزو مي کنم...
       □ روزنامه جام جم، شماره 3917 به تاريخ 3/12/92، صفحه 8 (ادبيات)

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com