مدت ها بود میخ یک کتاب نشده بودم
پنبه زنی بزرگان: خواندن " شوهر عزیز من " نوشته ی فریبا کلهر را تمام کردم . تجربه ای که از خواندن این کتاب کسب کردم این بود که بهتر است قبل از خواندن هیچ کتابی نظرات دیگران را در موردش نخوانم ! ایضا اینکه خودم هم هی ننشینم این جا و در مورد کتاب هایی که خوانده ام اظهار فضل کنم !! یا حداقل شیوه ی نوشتاریم را عوض کنم ، و حتی الامکان طوری در مورد یک کتاب بنویسم که برای خواننده ام ذهنیت خوب یا بد در مورد کتاب خاصی درست نکنم .
اما " شوهر عزیز من " یک حس قدیمی را هم در من زنده کرد ، مدت ها بود میخ یک کتاب نشده بودم . این که توی فضای یک کتاب با شخصیت هایش بمانم ، همزاد پنداری کنم ، و دائم دنبال فرصتی باشم تا بخوانمش و بفهمم آخرش به کجا می رسد .... حتی اگر شده از خواب شبم بزنم تا یهو بیش تر از صد صفحه را یک جا بخوانم ، تقریبا عادتی فراموش شده بود ، که با خواندن این کتاب دوباره لذتش را تجربه کردم .
پس در یک کلام ، کلهر در شوهر عزیز من خواننده را دنبال خودش می کشد . البته ضعف هایی هم دارد ، که با توجه به تجربه ای که در بالا به آن اشاره کردم ، نخواهم گفت تا دوستانی که قصد خواندن کتاب را دارند ذهنیت خاصی در مورد آن پیدا نکنند .
http://aamout.persiangig.com/image/book-fair-27-tehran/barkat/shohar-e-aziz-man-7.jpg
نام کتاب : شوهر عزیز من
نویسنده : فریبا کلهر
ناشر : نشر آموت
چاپ اول این کتاب  فروردین 91 است و تا اردیبهشت 92 و نمایشگاه بین المللی کتاب تهران ، به چاپ ششم هم رسید
و جزو پرفروش ترین کتاب های سال قرار گرفت
تعداد صفحه ها : 320 صفحه در 50 فصل

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
0 Comments:

Post a Comment