«واژه‌های خندان» از کجا آمد
http://aamout.persiangig.com/image/930311-farhikhtegan.jpg 
روزنامه فرهيختگان (احمد اكبرپور): برای من که تا به حال فقط داستان نوشته‌ام و گاه‌گاهی نقد گونه‌ای روی داستان‌ها، گردآوری چندین هزار ضرب‌المثل طنز فارسی از میان بیش از صد هزار ضرب‌المثل کاری سخت و سنگین بود. جرقه اول این کار خواندن کتاب «فرهنگ گفته‌های طنزآمیز» ترجمه رضی هیرمندی بود. این اثر برگزیده سخنان طنزآمیز نویسندگان و بزرگان جهان است. مدت‌ها شیفته و مجذوب این اثر بودم تا اینکه گذارم به سرزمین ضرب‌المثل‌های فارسی افتاد. بی‌اغراق دنیای طنازانه و عمق شوخ‌طبعانه آنها به مراتب از نمونه‌های خارجی بیشتر بود. شاید یکی از دلایل جذابیت آنها به نسبت نمونه‌های خارجی، همین نکته بود که از دل بوم و جغرافیای ما درآمده است و در پس و پشت آن می‌توانیم گوشه‌هایی از تاریخ سیاسی و اقتصادی خودمان را هم ببینیم.
چند نمونه‌اش که بیشتر توی ذهنم مانده: «اسب مشیرالدوله، مشیرالدوله اسب‌هاست.» یا «خدا به داد پول‌دارها برسد، فقرا بلدند چطور گدایی کنند.» یا: «از جلوی سگ مثل خان رد شو و از جلوی خان مثل سگ.»
نکته دیگری که مرا مصمم به گردآوری ضرب‌المثل‌های طنز در یک مجموعه کرد این بود که سر زدن به تمام این گنجینه‌های ارزشمند به دلیل حجم انبوه‌شان، فقط از عهده محققان و متخصصان مردم‌شناسی و علاقه‌مندان فرهنگ عامه برمی‌آمد. این مجموعه مختصر چون به سراغ طنزها و گوشه شوخ و طناز و سرزنده فرهنگ ما رفته است قطعا می‌تواند خیلی‌ها را به سمت شناخت و درک ضرب‌المثل‌های بیشتری بکشاند.
جالب است که تمام این سطرهای شاد و حتی ناشاد ما یعنی ضر‌ب‌المثل‌های جدی و شوخ‌طبعانه ما از دل فرهنگ شفاهی شکل گرفته است. «به گدا گفتند برو برای خودت کاری پیدا کن، گفت:کو فرصت.» یا: «به سگ گفتند استخوان را ول کن، گفت چی را بگیرم.» طنز مکتوب ما همیشه از طنز شفاهی عقب‌تر بوده و هیچ‌گاه جرات و جسارت طنز شفاهی را نداشته است. چون طنز شفاهی حاصل تجربه و همیاری و خلاقیت قوم یا عده زیادی از مردم است معمولا در طول زمان واژه‌ها صیقل می‌یابند و به اوج روانی و زیبایی می‌رسند.
در کتاب «واژه‌های خندان» سعی کرده‌ام ضرب‌المثل‌هایی را کنار هم بگذارم که بیشترین بار طنز و شوخ‌طبعی را دارند. با این حال به وسعت خوانندگان نظراتی وجود دارد که فلان ضرب‌المثل که طنز فوق‌العاده‌ای دارد در این مجموعه نیامده یا فلان ضرب‌المثل که آمده چندان جنبه طنز ندارد. فراخی این عقاید معلوم می‌کند که ما در عالم شفاهی واقعا ملتی شوخ‌طبع و بذله‌گو هستیم. با این حال طبیعی است که ضرب‌المثل‌هایی وجود دارند که من به دلایلی نمی‌توانستم در این مجموعه بگذارم هر چند در اثر وزین و گرانسنگی مانند «فرهنگ بزرگ ضرب‌المثل‌های فارسی» به همت دکتر حسن ذوالفقاری بدون هیچ جرح و تعدیلی آمده است. چند نمونه برای رفع خستگی:
اگر دماغ در وسط نباشد چشم، چشم را می‌خورد.
اگر دیوانه‌ای چرا فقط از درخت گردو بالا می‌روی؟
اگر صد تا سگ صورتش را بلیسند سیر می‌شوند.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
0 Comments:

Post a Comment