همراه دريا در آب هاي بنگال؛ نگاهي به رمان امواج گرسنه آميتاو گوش
http://www.iketab.com/Attach/SMMPBBooks/BookMan/94100/b555b1549145552880bddc0644a4817b.jpg 
نويسنده: کريشنا دوتا/ اينديپندنت مترجم: معين محب عليان: در چهارمين کتاب ادبي آميتاو گوش، «پيا» جوان بنگالي است که در آمريکا بزرگ شده است. او با هدف تحقيق روي دلفين ها به سانداربانز مي رود، آن جا مجمع الجزايري است که رود گنگ به خليج بنگال مي ريزد. از آن جايي که تحصيلات خود را در آمريکا گذرانده است، او نيز همچون ديگر هم نسلان آسيايي- آمريکايي خود از زبان مادري بي بهره است. متمرکز، پويا و از سر تجربه با اعتماد به نفس کارش را شروع مي کند. به خاطر سانحه غرق شدن کشتي مجبور مي شود به قايقراني که به عنوان راهنما و محافظ در آب هاي خروشان ساندربانز کار مي کند پناه برد. او هم چنين کاناي، مرد جوان بنگالي کار بلدي را مي بيند که در حال بازديد از آن منطقه است. آن ها با يکديگر بر سر موضوعاتي نظير، داستان قابل توجه تاريخ، اقوام، بوم شناسي، مهاجرت، عشق و اندوه صحبت مي کنند.
افسانه هندي چنين است که رود توانمند گنگ خودش را از مسيرهاي شيوا، خداي آباداني و خرابي -که نزديک خليج بنگال در راهي هزارتو است- آزاد مي کند تا سانداربانز را خلق کند. آن جا باريکه اي پهناور از جنگل هاي حرا است که هزاران هکتار ناحيه سرسبز با امواج خروشان به وجود آمده اند. نويسنده، هنرمندانه اين مکان را انتقام جو جلوه مي دهد، جايي که خيال و واقعيت پيوسته با يکديگر همپوشاني دارند. در هر لحظه اي انسان مي تواند ترديدي به مخالفت تمام عيار اين ناحيه به حضور او (از سر ابتکار و جذابيت منطقه و عزمي براي نابودي انسان) به خود راه دهد. ساليانه عده زيادي از افراد به علت مواجهه با شاخ و برگ هاي متراکم توسط ببرها، مارها و تمساح ها از پا در مي آيند. با دنبال کردن سنت بهترين رمان هاي بنگالي زبان از جمله قايق ران پادما و امواج گرسنه مي توان از راه هاي سفر قايق رانان سر درآورد. اما گوش تلاش مي کند تا قصه هايش را قابل دسترس خوانندگاني که قادر به هضم تفاوت هاي فرهنگي نيستند نيز قرار دهد. در بافت هاي آشنا، اين موضوع به جاهاي درخوري مي رسد اما کم کم با غير معمول و نامتعارف شدنش کمي بوي فريب به مشام خواننده مي رسد. هنگامي که ابزار متداول يک هندي به عنوان مثال گمچا (ماده چهار خانه اي روشن که به طور عمده به عنوان حوله از آن استفاده مي شود) معرفي مي شود نويسنده تلاش مي کند از چهارصد کلمه بنگالي معادل براي انتقال مفهوم مشابه با تأثير يکسان استفاده کند. اين موضوع نوعي سر هم بندي به نظر مي رسد. در جاهايي از متن او ترجمه پرانتزي واژگان را مي آورد که جز کند کردن ريتم متن و دست و پا گير کردن فضا چيزي عايدش نمي شود. گوش معادل هاي دقيق بنگالي با شکل هاي انگليسي را به تدريج به متن مي افزايد تا يقين حاصل کند خواننده در فهميدن کلام مشکلي ندارد. بالاترين هدف ادبي او نوشتن اقتباسي انگليسي از وزن هاي ادبي و بحرهاي شعري بنگالي با آوردن مزدوج هاي ادبي و بيت هاي هم قافيه دوازده بخشي با به کارگيري سکته ها و درنگ هاي مليح ادبي در آثارش است. تلاش او بيشتر شبيه توصيف کردن آواز دسته جمعي براي کسي است که هرگز آن را نشنيده است. منتقل کردن مزه واقعي شعر شفاهي محلي غير ممکن به نظر مي رسد. نويسنده دو مطلب را در سنديت کار خود مد نظر قرار مي دهد و هم چنان که از اول شخص به سوم شخص تغيير شناسه مي دهد تغييراتش را اسير متن مي کند. شخصيت پردازي «نيرمال»، مارکسيست احساسي بنگالي با اعتقاد به جهاني که افراد مي توانند صبح کشاورز باشند، بعداز ظهر شاعر و در شب نجار، قابل توجه است. شايان ذکر است نويسنده هاي هندي پس از دوره استعمار (افرادي هم چون گوش) نياز تزريق زبان محلي و انسان شناسي فرهنگي را در تصديق کارهايشان احساس مي کنند. در حالي که رقبايشان از قبيل آميتا دساي و آرکي نارايان چنين نمي انديشند. آن ها اعتماد به نفس کافي را در انتقال جامعه متفاوت آثارشان به خوانندگان (با استفاده از زبان انگليسي) دارند وکارهايشان با خيل عظيمي از خوانندگان روبه رو شده است. اما توجه گوش معطوف به خوانندگاني محدود شده است. به هر حال احتمال دارد درون مايه و موضوع کارهاي او جالب از کار درآيد.
رمان «امواج گرسنه» نوشته‌ آمیتاو گوش با ترجمه ناهیده هاشمی در 588 صفحه و به قیمت 23هزار تومان از نشر آموت منتشرشده است.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
0 Comments:

Post a Comment