گفتگوی قدس انلاین با نرگس جورابچیان نویسنده کتاب پرفروش«به وقت بهشت»
http://aamout.persiangig.com/image/book/09-be-vagt-behesht-OK-5.jpg
به‌ وقت بهشت/ رمان/ نرگس جورابچیان/ چاپ پنجم/ نشر آموت

قدس انلاین-زمانیان:گاهی نویسنده ای پیدا می شود که با نوشتن یک اثر دل جماعت کتابخوان را می برد، طوری می نویسد که عده ای را منتظر اثر بعدی اش می گذارد اما می بینی مدت ها و حتی سال ها می گذرد و دیگر نه خبری از کتاب بعدی می شود و نه از نویسنده اش!
نرگس جورابچیان از همین نویسندگان است . او   با اولین رمان خود «به وقت بهشت» که توسط نشر آموت منتشر شد، نگاه منتقدان ادبیات داستانی و رمان خوان‌های حرفه‌ای را به خود جلب کرد. این رمان بنا به گزارش روزنامه‌ها در عرض 20 روز در صدر کتاب‌های پرفروش قرار گرفت و این خانم نویسنده به عنوان نویسنده ای که آثارش جوانپسند و خوش خوان است، معرفی شد.  البته پس از به وقت بهشت دیگر کتابی منتشر نکرد که خودش دلیل آن را حساسیت زیاد در نوشتن می داند. اگرچه جورابچیان در حال تمام کردن کتاب های نیمه تمامش است و این نوید را می دهد که بزودی آثار دیگر او را بخوانیم.
 
گفتگوی کوتاه ما را با این نویسنده در خصوص وقفه در نوشتن کتاب هایش بخوانید:
 * چرا دیگر بعد از به وقت بهشت داستان منتشر نکردید با اینکه در گفتگوهایتان گفته بودید کتاب آماده چاپ هم دارید ؟
** آماده چاپ نه. اما تلاشم این است که امسال کارهای نیمه تمامم را تمام کنم. یکی هم پایان حساسیت زیاد در نوشتن است.
* چه شد که در اولین رمانتان به سراغ موضوعی رفتید که تقریبا در جامعه ما تابو بود. عشق یک زن متأهل؟
** تابو قبل از پرواز وجود دارد! راستش قرار بود قصه عشقی آرام و عمیق را بگویم. قرار نبود رضا باشد و ترلان حواسش از زندگی اش پرت شود. کمی هم تقصیر همسرش باران بود. او هم ناشی بود و گاهی به آنچه برای ترلان مهم بود، بی توجه بود. ترلان هم اساساً در دنیای ذهنی خودش زندگی می کرد و تحلیل درستی از وقایع نداشت.
«به وقت بهشت»، داستان همین بی دقتی هاییست که در دنیای مدرن زیاد اتفاق می افتد. بی توجهی های کوچکی که فاجعه می آفریند.
* دوست دارید در مسیر نویسندگی تان بیشتر بر چه موضوعاتی تاکید کنید و از چه چیزهایی حرف بزنید؟
** هرکس از دریچه ذهن خودش دنیا را تماشا می کند. دنیایی که من می بینم کمی آشفته است و آدمهایش کمی گیج اند. گاهی درست بعد از وقوع یک فاجعه بیدار می شوند و به خودشان می آیند. دلم می خواهد از آدمهایی که بنویسم که گاهی از طوفان نجات پیدا می کنند و گاهی نه. شاید کسی بیدار شود و حواسش جمع شود قبل از طوفان. اینروزها از آشفتگی و بی توجهی ها می نویسم و از عشق که ناجی است. شاید بعدتر داستان های من تغییر کنند.
* این وقفه در انتشار کتاب شما را نمی ترساند که فراموش شوید چون «به وقت بهشت» با استقبال خوبی روبرو شد و به چندین چاپ رسید؟
** به جای ترس، آرزو می کنم فراموشم نکنند.
* از شرایط موجود نویسندگی راضی هستید؟
** نویسندگی برای من شرایط خاصی ندارد و اگر شرایطی قرار است برای من وجود داشته باشد آن شرایط مثل تمام مسائل جامعه است.
* اگر باز هم بنویسید داستانی می نویسید که مثل به وقت بهشت هر دو گروه خواننده آن را بخوانند یا در تجربه بعدی مسایل دیگری برایتان مهم است؟
** من همیشه بدون مرز می نویسم و از قضاوت نمی ترسم.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
0 Comments:

Post a Comment