نگاهی به رمان «خانه داری» نوشته مریلین رابینسون ترجمه مرجان محمدی
 
علي الله سليمي: فروپاشی خانواده معمولا به دست بزرگترها اتفاق می افتد و آنها هر کدام توجیه خاص خود را دارند برای گست یک رابطه خانوادگی که در صورت دوام طبعاً می توانست سرنوشت متفاوتی را رقم بزند. در این بین به ندرت از کوچکترهای خانواده، به ویژه فرزندان خردسال نظرخواهی می کنند و اغلب سرنوشت این اعضای کوچک خانواده به دست والدینی رقم می خورد که در شرایط بحرانی خود و بدون لحاظ کردن موقعیت و آینده بچه ها سرنوشت اغلب غم انگیز آنها را رقم می زنند. این موضوع دستمایه رمان«خانه داری» نوشته مریلین رابینسون با ترجمه مرجان محمدی قرار گرفته و در آن زندگی دو خواهر کوچک روایت می شود که در مسیر پر تلاطم زندگی قرار می گیرند و باید مقاومت کنند و دوام بیاورند. «روت» و «روسیل» خواهران یتیمی هستند که در شهر کوچک و دور افتاده«فینگربون» در شمال غربی آمریکا و در خانه مادر بزرگ مادری روزگار می گذرانند. ورود آنها به این خانه از همان ابتدا شکل متعارفی ندارد. مادر این دو دختر، «هلن» بعد از هفت سال و نیم که از خانه پدری دور بوده و در این مدت ازدواج کرده(پدرش قبلا فوت کرده و مادرش این ازدواج را به رسمیت نمی شناسد) و صاحب دو دختر است، در غیاب شوهر خود که دیگر باهم زندگی نمی کنند به خانه مادرش برمی گردد. وقتی به خانه می رسد دخترها را  در ایوان خانه می گذارد و خود به سمت دریاچه می رود و غرق می شود(البته بهتر است گفته شود خودش را غرق می کند) روزگار شوربختی دو دختر یتیم از این به بعد شروع می شود. مادربزرگ که تنهایی اش با آمدن دخترهای کوچک (نوه هایش) هم پر نمی شود خیلی زود می میرد و بعد از آن دو عمه دخترها «لی لی» و «نونا» برای همراهی و بزرگ کردن دخترها می آیند که حضور آنها هم چندان دوام نمی آورد و جای خود را به«سیلوی» خاله دخترها می دهند که او هم مشکلات خاص خود را دارد؛ تنها و منزوی است و رفتارهای انفرادی و گوشه گیرانه خاص خود را دارد. بنابر این دخترها بدون همراهی فردی بزرگتر، بزرگ می شوند. با دنیاهای ذهنی خود که اغلب درونگراست و به جزئیات درون می پردازد تا وقایع بیرونی که در شهر کوچک فینگربون در حال وقوع است.
https://i0.wp.com/i61.tinypic.com/90wt8k.jpg 
روابط اغلب سرد اجتماع کوچک ساکنان آن شهر در پذیرش دختران گوشه گیر چندان موفق نیست و حتی محیط مدرسه هم در جذب این دختران ناموفق است. آنها اغلب ساعات روز و گاه تا پاسی از شب را در ساحل یخزده دریاچه حاشیه شهر می گذرانند و حتی به جنگل های پیرامون می زنند تا به آرامشی که ندارند و دنبالش هستند برسند اما دریغ از ذره ای آرامش و آسایش و آن چه بیش از پیش دامن آنها را می گیرند خلاء و گمگشتگی ناپیدایی است که سایه اش هر لحظه بر سر این دو دختر سنگین تر می شود. با آن که خاله دخترها، سیلوی برای نگه داری و مراقبت از این دو آمده است اما انگار او هم به کسی نیاز دارد که هوایش را داشته باشد. تنهایی، خلاء و گمگشتگی دامن او را هم گرفته است. به مرور خواهر کوچکتر، روسیل راه خود را از آنها جدا می کند و دنیای تازه ای را برای خود می سازد که متفاوت با آن چیزی است که پیش از این تجربه کرده است. روت و سیلوی در سرگشتگی خود غوطه می خورند و سرانجام وقتی پای کلانتر شهر به ماجرا باز می شود که رفتارهای غیرعادی آنها به ویژه روت را پیگیری می کند، آن دو تصمیم می گیرند از نگاه های کنجکاو اطرافیان بگریزند و این تازه آغاز ماجرا و به نوعی آوارگی آنهاست. آنها شهر به شهر می گریزند تا دور از نگاه دیگران روزگار بگذرانند بلکه آن طور که فکر می کنند به آرامش می رسند زندگی کنند اما گویی قدم در راهی گذاشته اند که جز سرگشتگی و ناکامی برایشان رهاوردی ندارد. رمان خانه داری، جای خالی خانواده را با ابعاد به مراتب وسیع تر به نمایش می گذارد؛ وقتی خانواده ای به هر دلیلی از هم می پاشد، سرپرستی فرزندان خردسال آن خانواده از سوی دیگران حتی اقوام و خویشاوندان نزدیک همواره دچار چالش های متعدد و اغلب غیرمنتظره ای می شود که هر لحظه به گره های آن افزوده می شود. تا جایی که آینده نظام مند آنها را به کلی نابود می سازد و پایه های فکری منسجم در ذهن آنها را ویران و سرگشتگی دائمی را ضمیمه زندگی آنها می کند. البته همه این ها باعث نمی شود که چنین افرادی قدرت تشخیص تلاطم های زندگی را از دست بدهند. بلکه همان طور که در رمان خانه داری آمده است آنها همه جزئیات را به ذهن می سپارند و درباره آنها فکر می کنند و حتی روی برخی مسایل بیش از آن که لازم باشد تمرکز می کنند و همین موضوع رنج های درونی آنها را دو چندان می کند. راوی رمان خانه داری، روت در اغلب صحنه های داستان چنان به جزئیات زندگی خود و اطرافیان دقیق می شود که خواننده حس می کند او به همه حرکات و حس های اطرافش احاطه کامل دارد. شاید یکی از دلایل این خصلت راوی، تنهایی و فقدان در زندگی اش باشد که او را بیش از پیش منزوی و درونگرا کرده و نهایت باعث شده بیشتر به جزئیات فکر کند تا اتفاق های بزرگ که طبعا برای دیگران جذابتر است. با این حال، احساسی که او از روند زندگی اش دارد مانند گردابی است که او را در برگرفته و هر لحظ با قدرت بیشتری او را به درون خود می کشد و هرگونه قدرت تصمیم گیری درست را از وی سلب می کند.
چاپ اول (تابستان 1393)رمان«خانه داری»نوشته مریلین رابینسون ترجمه مرجان محمدی در 272 صفحه، شمارگان 1000 نسخه و قیمت 15000 تومان از سوی نشر آموت در تهران چاپ و منتشر شده است.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
0 Comments:

Post a Comment