پاییز حافظیه
http://images.persianblog.ir/594119_L9m3AG0d.JPG 
تنها ساکت جمع، من بودم که ترجیح می دادم بیشتر گوش کنم. چون می دانستم در چنین جمع هایی با آن اطلاعات بالا، اگر کم بیاوری کلاهت پس معرکه است. از آن گذشته، چون بحث تقابل اطلاعات و دانش های فردی بود، وقتی نسب به قبولاندن یک حرف جوگیر بشوی، خیلی از حرف هایی را هم که نباید بگویی، می گویی و بعد نی نشینی به غصه خوردن که چرا چنین گفتم و چنان!
ادامه مطلب را بخوانید

Labels: ,

aamout[at]gmail[dot]Com
انتشار دو رمان تازه نوجوان از فریبا کلهر
دو رمان تازه از فریبا کلهر با عنوان «جزیره افسونگران» و «سنجاقکی نشسته بر کف استخر» منتشر شد.
به گزارش خبرنگار مهر، در آستانه نمایشگاه بین‌المللی کتاب دو رمان تازه از فریبا کلهر با عنوان «جزیره افسونگران» و «سنجاقکی نشسته بر کف استخر» از سوی نشر فریبا (با همکای نشر آموت) منتشر شد.
دو رمان فریبا کلهر 
رمان «جزیره افسونگران» اثری است درباره دانایی و شجاعت. این کتاب از شجاعت می‌گوید اما قبل از ‌آن از دانایی ستایش می‌کند. نویسنده در این رمان بر این باور است که شجاعت بدون دانایی به بی راهه می رود و خطرآفرین می شود ‌و دانایی بدون شجاعت انسان را به موجودی محتاط و گوشه گیر و بیثمر تبدیل میکند. ‌
کلهر در رمانش نوجوانان را به دنیایی فانتزی می‌برد و با شخصیت اصلی داستان که دختری به ‌اسم داناک است همراه می شود تا مسیر دانایی و دانا شدن را به نوجوانان نشان بدهد. در این رمان ‌بسیاری از نام ها، اتفاقات، مکان ها، موجودات و...از اسطوره های ایران باستان گرفته شده است.
رمان «جزیره‌ افسونگران» نوشته‌ی «فریبا کلهر» در ۱۸۴ صفحه و به قیمت ۱۱۰۰۰ تومان منتشر شده است.
دو رمان فریبا کلهر 
کلهر در رمان دیگر خود با عنوان «سنجاقکی نشسته بر کف استخر» داستانی زندگی شیخ شهاب الدین سهروردی در کودکی و نوجوانی روایت شده است.
او در رمانش شرح شیفتگی پسری از دهکده سهرورد به تفکر و قصه و خیال را روایت می‌کند. کسی که در نوجوانی راهی ‌اصفهان شد و پای درس استادان بسیاری نشست و سرانجام مکتب فلسفی اشراق را به وجود آورد.  
با اینکه درك افكار فلسفى شيخ نياز به سال‌ها مطالعه و تحقيق دارد. در جاى جاى اين داستان بلند، قطره‌اى از ‌درياى عقايد شيخ به زبان ساده آورده شده است.
این کتاب نیز در ۱۴۴  صفحه و به قیمت ۸۵۰۰‌ منتشر شده است.
از مجموعه رمان های نوجوان نوشته فریبا کلهر، پیش از این آثاری چون ‌ولادیمیر می‌گوید، شهر یخ‌های خیلی یخ،  دختر نفرین‌شده، پسران گل، قصه‌های یک‌دقیقه‌ای و ‌سی سا سیاوش. منتشر شده است.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
رازهای «اکواریوم شماره چهار»
http://aamout.persiangig.com/image/00-94/00157-akvaryom.jpg 
توجه به رمز و خلق فضاهای غیرمتعارف از خصوصیات تازه ترین مجموعه داستان میترا داور با نام «اکواریوم شماره چهار» است. این کتاب به تازگی از سوی نشرآموت به چاپ رسیده است.
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، نویسنده در مجموعه داستان «اکواریوم شماره  چهار» در صدد است تا  تازه ترین تجربه‌های داستان‌نویسی اش را  در راستانی فشرده‌نویسی، رمزپردازی و خلق فضاسازی غیرمتعارف و شاید «کافکایی» به کار گیرد.
محتوای اغلب این مجموعه داستان در خوانند نوعی تامل و درنگ را موجب می شود.
به نظر می رسد شالکه اغلب داستان های  این کتاب بر همکاری مخاطب با نویسنده در جهت تکمیل داستان بنا شده است و به کارگیری نماد در فضای داستانی ار مشخصات دیگر این کتاب است.
این مجموعه شامل 22 داستان کوتاه با نام های «آكواريوم شماره چهار»، «مار»، «صخره‌هاى كنار رودخانه»، «ماهى‌هايى مثل خرمگس »، «به احترام بى‌نظير بوتو يك دقيقه سكوت كنيد»، «دانه‌هاى سياه برف»، «پوتين‌هاى سربازى»، «روباهى با چشمان مضطرب»، «دست‌هاى سنگى»، «نمى‌تونم تو رو همون طور كه هستى بكشم»، «احمقانه ترين خوابى بود كه مى‌توانستى ببينى»، «چروك‌هاى سركش»، «داره نوازشش مى‌كنه»، «درخت‌هاى گردو» و «ترجيح مى‌دهيم كارمند باشيم تا باعث وقوع جنگ جهانى سوم شويم» است.
میترا داور متولد فیروز‌کوه  و از نویسندگان نسل جدید است که به طور تخصصی در حوزه داستان کوتاه فعالیت دارد.
بالای سیاهی آهوست (صد وبیست اثر برگزیده بیست سال داستان نویسی وزارت ارشاد) و  صندلی کنار میز ( برگزیده داستان بنیاد هوشنگ گلشیری و نامزد نهایی جایزه یلدا) و  قطار در حال حرکت است (نامزد جایزه مهرگان و نامزد جایزه پروین اعتصامی) از جمله آثار داور به شمار می آیند.
مجموعه داستان  «آکواریوم شماره چهار» نوشته‌ «میترا داور» ‌ در 150  صفحه و به قیمت هشت هزار و 500 تومان از سوی نشر آموت منتشر شده است.



Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
«مرگ دنتون» منتشر شد
مجتبی ویسی «مرگ دنتون» را به نمایشگاه کتاب می برد 
آثاری از نویسندگانی چون «مارگارت اتوود»، «سام شپارد»، «استیفن کینگ» و «شرمن الکسی» در کتابی با نام «مرگ دنتون» منتشر شده که به قلم مجتبی ویسی به چاپ رسیده است.
 به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، مجموعه داستان «مرگ دنتون» شامل داستان هایی با نام های طبيعت بيجان (دان دليلو)،  توازن ممتاز (استیفن کینگ)،  عالم خاکی (سام شپارد) ، خبر بد (مارگارت اتوود)، پدرم با من از حقایق پیری می‌گوید (گریس پیلی) ، مرگ دنتون (مارتین ایمیس) ، هرچه گرو بگذاری، من از گرو در می‌آورم (شرمن الکسی) و مرگ در اکسلسیور (پی. جی. ودهاوس) است.
نویسندگان هر یک از اين هشت داستان، سبک و طرز کار خاص خود را دارند، اما مضامینی مشترک از جمله مرگ و روابط زناشویی یا خانوادگی، داستان های آن ها را در این مجموعه به یکدیگر پیوند می دهد. البته دو داستان نیز از مایه های طنز بهره می گیرند.
ادامه مطلب را بخوانید

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
نامه به کودکی که هرگز زاده نشد
 
همیشه این سؤال وحشتناک را از خود پرسیده‌ام: اگر دوست نداشته باشى به دنیا بیایى، چه؟ اگر روزى بر سرم فریاد بکشى و بگویى: «چه کسى از تو خواسته بود که مرا به این دنیا بیاورى؟ چرا مرا به دنیا آوردى؟ چرا؟»
به گزارش خبرآنلاین، «نامه به کودکی که هرگز زاده نشد» نوشته اوریانا فالاچی با ترجمه عباس زارعی از سوی انتشارات آموت روانه بازار کتاب شد.
داستان این کتاب بدین شرح است که زنی ناخواسته باردار می شود و با وجود عدم همراهی پدر بچه، تصمیم می گیرد به تنهایی فرزندش را حفظ کرده و به دنیا بیاورد؛ اما در این مسیر با تردیدها و مشکلات فراوانی دست به گریبان می شود: از طعنه های اطرفیان و فشارهای روانی و اجتماعی گرفته تا مشکلاتی که برای سلامتی و وضعیت شغلی او به وجود می آید تا... این رمان در قالب نامه ای از یک زن جوان به جنینی که در رحم دارد، نگاشته شده و کشمکشهای درونی یک زن را برای انتخاب بین حرفه ای که به آن علاقه دارد و یک بارداری ناخواسته به تصویر می کشد. همچنین از فلسفه وجود، تبعیضهای جنسیتی، دغدغه های زنان و بی عدالتی های جامعه سخن می گوید و مفاهیمی چون عشق و آزادی را به چالش می کشد.
نویسنده این رمان، اوریانا فالاچی، در سال 1929 در شهر فلورانس ایتالیا به دنیا آمد. او در دوران جنگ جهانی دوم به عنوان یک چریک ضد فاشیسم فعالیت میکرد. مصاحبه های مفصل او با سران سیاسی جهان، او را به چهره ای برجسته در حرفه اش بدل کرده بود. فالاچی در طول فعالیتهای سیاسی و ادبی خود موفق به دریافت جوایز بسیاری از جمله جایزه «آنی تیلور» مرکز مطالعات فرهنگ عامه نیویورک و نامزدی جایزه نوبل ادبیات شد.
فروش این کتاب به بیش از چهار میلیون نسخه در جهان بالغ شده است. از دیگر آثار اوریانا فالاچی میتوان به «زندگی، جنگ و دیگر هیچ»، «جنس ضعیف»، «اگر خورشید بمیرد»، «یک مرد» و... اشاره کرد. فالاچی در پانزدهم سپتامبر سال 2006، در اثر ابتلا به سرطان چشم از جهان فروبست.
از عباس زارعی، مترجم این رمان پیش از این سه کتاب دیگر در نشر آموت منتشر شده است: زندگی اسرارآمیز (سو مانک کید)، جاناتان مرغ دریایی (ریچارد باخ) و مزرعه حیوانات (جورج اورول).
کتاب «نامه به کودکی که هرگز زاده نشد» در 128 صفحه و به قیمت 7000 تومان توسط «نشر آموت» منتشرشده است.
در بخشي از داستان می خوانیم:
ادامه مطلب را بخوانید

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
خاطرات زنی که نصفه مُرد
http://images.persianblog.ir/594119_rRvWuJRS.JPG 
نمی دانم چرا، اما همیشه از میان تمام اعداد، صِفر را دوست داشته ام. آن دایره ی کوچک و توخالی. صفر برایم شبیه همه ی نداشته هاست. عددی حقیر که شبیه هیچ است اما ارزش همه ی عددهای پررنگ و لعاب به همان هیچ دوست داشتنی ختم می شود. صفر مثل بوی مادر می ماند. مثل همه ی وظیفه های انجام شده اما بلاتکلیف. مثل دست های زنی است که جوراب های شوهر ولنگارش را کوک می زند و وظیفه به حساب می آید. مثل جان کندن زنی که باید پسر بزاید. مثل دست های پینه بسته ی مردی که باید با همه تحقیرها، همه ی جوی ها و خیابان ها را تمیز کند و پسرش را داماد کند. تا به وظیفه ی پدری اش عمل کند. صفر مثل وقتی می ماند که از همه چیز گذشته باشی و دیگر نتوانی تشخیص بدهی چه کار باید بکنی تا مثل آدم بشود زندگی کرد؟ یاد گرفته باشی که دیگر به چیزی چنگ نزنی، تنها خودت را رها کنی و هوا را بکشی توی ریه هایت و بعد با خودت بگویی که خوب! آخرش چیه؟ آخرش؟ آخرش هیچ ... آخر این ماجرا باز همان صفر است و به هیچ کجا نمی رسد.
( صفحه 67)
ادامه مطلب را بخوانید

Labels: ,

aamout[at]gmail[dot]Com
اتاق

http://images2.persianblog.ir/594119_fh4ecdif.JPG 
می گوید: هر شب دعا می کنم، خیلی زیاد.
- من نمی شنوم.
می گوید: فقط توی سرم دعا می کنم.
نمی دانستم او طوری توی سرش دعا می کند که من نمی توانم آن را بشنوم.
می گوید: اونها هم همین آرزو را دارند، اما نمی دونن من کجا هستم.
ادامه مطلب را بخوانید

Labels: ,

aamout[at]gmail[dot]Com
عاشقانه
http://images.persianblog.ir/594119_WF6Ds0S6.jpg 
اس‌ام‌اس داد: " اسم وبلاگ نامزدت چیه؟"
از اس‌ام‌اسش جرقه می‌پرید؟
از کجا فهمیده بود نامزد قبلیم وبلاگ داره نمی‌دونم! هیچ‌وقت نگفت. اما فهمیدنش زیاد هم به هوش و ذکاوت احتیاج نداره. این روزا کی وبلاگ نداره که نامزد قبلی من نداشته باشه؟!
ادامه مطلب را بخوانید

Labels: ,

aamout[at]gmail[dot]Com
بودن
http://images.persianblog.ir/594119_HCAnONNz.jpg 
مهم ترین حُسن باغ این بود که چنس روی باریکه راه ها یا بین بوته ها و درخت ها که می ایستاد می توانست گم شود، هیچ وقت نمی فهمید دارد جلو می رود یا عقب، نمی دانست باید عقب برود یا جلو. مهم حرکتش بود، مثل گیاه در حال رشد.
( صفحه 20)
ادامه مطلب را بخوانید

Labels: ,

aamout[at]gmail[dot]Com
نگاهي به رمان «آلما»
 
محمود حسن زاده (مجله اينترنتي ماندگار): خواندن چند سطر آغازین «آلما» کافی است تا بفهمیم با نویسنده‌ای مواجهیم که ذات و جوهره نویسندگی دارد؛ کسی که تصویرسازی را بلد است و بدون زیاده گویی می‌تواند ما را با آغازی این چنین به فضای داستانش پرتاب کند. «توی نیمه تاریک کافه نشسته‌ام پشت میز تک‌‌نفره‌ی‌مربعی که چسبیده به دیوار. خوآن به عادت همیشه با آن شنل و کلاه عجیب و غریبش نشسته وسط کافه روی صندلی لهستانی، گیتارش را بغل زده و انگشت‌های کشیده‌اش را لابلای سیم‌ها می‌دواند. بیرون باد خفیفی هوو می‌کند و شیشه‌ی لق پنجره کناریم را می‌لرزاند. هر از گاهی هم ماشینی می‌گذرد و باریکه‌ نوری را می‌تاباند بر کف خیابان. دلم یک ملودی آرام می‌خواهد...»
میثم نبی با ظرافت، تمام حواس خواننده را بدون شگردهای خودنمایانه به بازی می‌گیرد و نور و صدا و تصویر را به کار می‌بندد تا در نهایت ایجاز فضای داستانش را منتقل کند. این زبان نسبتاً شسته‌ـ رفته‌ی نویسنده علاوه بر نازک خیالی‌هایی که متناسب با راوی اول شخص زن است موجب شده علاوه بر برانگیختن اشتیاق خواننده به ادامه مطالعه، توقع او را از این رمان بالا ببرد.
ادامه مطلب را بخوانید

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
نامه‌ای به خورشید که برخی دوست ندارند به مقصد برسد
 
جدیدترین رمان ناشر برگزیده نمایشگاه کتاب 93 داستان یک نامه و پیک آن است که موانع زیادی برای رساندنش به مقصد پیش روی خود می بیند.
به گزارش خبرآنلاین، رمان «نامه‌ای به خورشید» نوشته حمید حیاتی از سوی نشر آموت منتشرشد. داستان این رمان بدین شرح است که پیکی از سوی خورشید برای چاره‌جویی درباره‌ فاجعه‌ای که احتمال وقوع آن بسیار است نزد آقابزرگ که شخصیت سیاسی به‌شمار می‌آید فرستاده می‌شود. آقابزرگ به‌سبب نفوذ بسیاری که میان مردم دارد می‌تواند دست‌خط بدهد و مشکل را حل کند. اما عده‌ای موانع بسیاری به‌وجود می‌آورند تا شاید بتوانند از رسیدن نامه جلوگیری کنند كه ...
به اعتقاد ناشر رمان «نامه ای به خورشید» اسلوب یک رمان مهندسی شده را دارد. تعلیق موجود در آن مخاطب را تا پایان رمان به دنبال خود می کشد. در این بین وجود شخصیت های متنوع از درویش گرفته تا وکیل مجلس به آن آمیزه ای از رنگ های متنوع قابل اعتنا داده و چشمان خواننده را همانند هنگام دیدن یک تابلوی نقاشی استخوان دار و کارشده، لاجرم به سوی خود فرا می خواند.
حمید حیاتی، پژوهشگر و نویسنده‌، در سال 1345 در همدان متولد شد. وی از سال 86 همکاری خود را با بخش اندیشه‌ مجله‌ ‌گلستانه و مجله‌ هنر و موسیقی آغاز کرد و مقالاتی را به رشته تحریر درآورد. حیاتی در سال 1391 کتاب «بر فراز عبث‌ناکی زندگی» شامل مجموعه‌ قطعات فلسفی و روانکاوی را منتشر کرد. وی همچنین در سال 1392 کتاب «میشل‌فوکو؛ پیدایش‌عقل‌کیفری» در زمینه‌ فلسفه‌ فوکو را توسط انتشارات نصیرا منتشر کرد.
رمان «نامه‌ای به خورشید» ‌ در 320 صفحه و به قیمت 17500 تومان توسط «نشر آموت» منتشرشده است.
در بخشی از رمان «نامه‌ای به خورشید» می خوانیم:
ادامه مطلب را بخوانید

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
دایره سرخ و داستان راهزنی به نام جبار یک چشم
 
رمان تاریخی دایره سرخ نیز مثل رمان های دیگر اونق پر از ماجرا و حوادث پیچیده ای است که خوانندگان را تا آخر قصه با خود همراه می کند.
به گزارش خبرآنلاین، رمان «دایره‌ سرخ» نوشته عبدالرحمان اونق از سوی نشر آموت منتشر و روانه بازار نشر شد. دایره سرخ رمانی است با زمینه تاریخی که زندگی و درگیریهای ترکمن های قوم تکه در زمان سلطنت ناصرالدین شاه را به تصویر می کشد.
در معرفی این رمان می خوانیم: «جبار یک چشم، راهزن بی‌رحم ترکمن در صدد جذب حاجی مراد، جوان جنگجوی شجاعی است که به خاطر کشته شدن پدرش بر خلاف خانِ ترکمن ها برای خودش سپاه درست کرده است اما ایل و تبار حاجی مراد با جبار یک چشم خصومت دیرینه دارند. در این بین حاجی مراد دلباخته ی جرن، تنها دختر جبار شده است. جبار از این فرصت استفاده می کند اما لشکر کشی سپاه خراسان و جنگ ناخواسته مسیر دیگری را پیش روی این دو جوان قرار می دهد که ...»
این رمان نیز مثل رمان های دیگر اونق پر از ماجرا و حوادث پیچیده ای است که خوانندگان را تا آخر قصه با خود همراه می کند.
عبدالرحمان اونق متولد 1339 در ترکمن صحرا از نویسندگان مطرح این سال‌هاست. بعضی از آثار منتشر شده او عبارتند از: قصه های ترکمن (مجموعه داستان)- سورتیک(مجموعه داستان)- در عمق شبهای تار (رمان نوجوان)- چوپان کوچک (رمان نوجوان)- راز خایر خوجه (رمان بزرگسال)- آوای صحرا (رمان بزرگسال)- حماسه گوراوغلی (رمانس)- سماجت (مجموعه داستان ترجمه از ترکمنستان).
همچنین رمان رازخایر خوجه و آوای صحرا جایزه‌ جشنواره معلم کشور را در سالهای 81 و83 دریافت کردند. به سفارش شبکه ی 2 از روی کتاب سورتیک فیلم تلویزیونی ساخته شد.
رمان «دایره‌ی سرخ»در 416 صفحه و به قیمت 22500 تومان منتشرشده است.
در بخشی از رمان «دایره‌ سرخ» می خوانیم:
ادامه مطلب را بخوانید

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
«کارد زدن به گوجه‌ فرنگی» منتشر شد
 
نویسنده با زبانی خاطره‌گونه شروع به بیان وقایع گذشته می‌کند و لابه‌لای آن و به شکل کاملا زیرکانه و زیرپوستی، به آموزش تهیه‌ انواع رب‌ها، ترشی‌ها، غذاها، شیرینی‌ها و ... می‌کند.
به گزارش خبرآنلاین، کتاب «کارد زدن به گوجه‌فرنگی» با عنوان فرعی سفره‌تکانی مادر، نوشته آسیه جوادی از سوی نشر آموت روانه بازار نشر شد.
در معرفی کتاب می خوانیم: «هرسال در فصلش مى‌خواهم مرباهاى مختلفى درست كنم. مى‌خواهم ترشى‌هايى را كه بلد هستم درست كنم. غذاهايى كه دارند از ياد مى‌روند را بپزم. تابستان سبزى‌هاى مختلف را در خانه خشك مى‌كنم. ميوه خشك مى‌كنم. با اين كه روز به روز توانم براى انجام كارها كم‌تر مى‌شود اما نيرو و حسى مرا به سوى درست كردن آنها سوق مى‌دهد. گاه از اين كه خود را براى انجام اين كارها به تعب مى‌اندازم، حيرت مى‌كنم. ماحصل اين دلمشغولى‌ها را اغلب به اين و آن مى‌بخشم.»
نویسنده با زبانی خاطره‌گونه شروع به بیان وقایع گذشته می‌کند و لابه‌لای آن و به شکل کاملا زیرکانه و زیرپوستی، به آموزش تهیه‌ انواع رب‌ها، ترشی‌ها، غذاها، شیرینی‌ها و ... می‌کند.
نویسنده خود البته می‌گوید: «اين كتاب يك كتاب آشپزى ديگر نيست. سرتقى من در انجام اين كارها فقط و فقط براى به يادآوردن چيزهايى است كه مارا با كودكى‌هايمان پيوند مى‌دهد و تنها اين نيست بلكه زنده نگه داشتن حلاوت و خاطره عزيزانى است كه آن ها را براى ما درست مى‌كردند. اغلب زنان از كمبود وقت و غير ضرورى بودن آن كارها صحبت مى‌كنند و مى‌گويند وقتى بهترينش در بازار يافت مى‌شود انجام اين كارها وقت تلف كردن است و راندن زن به آشپزخانه‌ها و دورى آن‌ها از كارهاى اجتماعى و رشد همپاى مردان و حرف‌هاى ديگرى كه ... اما من نه خجالت مى‌كشم از انجام اين كارهايى كه مى‌توان آماده‌اش را تهيه كرد و نه فكر مى‌كنم وقتم هدر رفته و نه فكر مى‌كنم كه استثمار شده‌ام. به ميل و رغبت خودم و با ايقان به درستى اين مراسم و دوست داشتن ايجاد فضايى دلپذير آن را تا زمانى كه توان دارم ادامه خواهم داد. اين كارها به همان اندازه خانه، اطرافيان و خودم را غنا مى‌بخشد كه كم از نوشتن و خواندن يك داستان و ديدن تئاتر نيست.»
از آسیه جوادی (ناستین) پیش از این دو کتاب «رک و پوست‌کنده» (یا احوال ما زنان) و مجموعه داستان «تمشک‌های نارس» در نشر آموت منتشر شده است. از وی به زودی دو کتاب «رک و راست» (ادامه‌ی احوال ما زنان) و مجموعه داستان «از تیر به مهر» در آموت منتشر می‌شود.
کتاب «کارد زدن به گوجه‌فرنگی»  در 192 صفحه و به قیمت 11000 تومان منتشرشده است.
به گزارش خبرآنلاین، در بخشی از کتاب با عنوان «نان برنجى» می خوانیم:
ادامه مطلب را بخوانید

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
چاپ هشتم «شوهر عزیز من» رسید
http://aamout.persiangig.com/image/00-94/shohar-aziz-man-8.jpg
شوهر عزیز من / فریبا کلهر
چاپ اول 1391- چاپ هشتم  1394
2200 نسخه/ 320 صفحه/ 16000 تومان

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
خانه کاغذی
http://images.persianblog.ir/594119_r2H6WE5k.JPG 
کتاب ها سرنوشت مردم را تغییر می دهند. عده ای کتاب ببر مالزی را خوانده و در دانشگاه های دور دست استاد رشته ادبیات شده اند. ده ها هزار نفر با خواندن دمیان به فلسفه شرق روی آوردند؛ در حالی که همینگوی از آن ها مردانی جوانمذد و با ظرفیت ساخت؛ در همین حال الکساندر دوما زندگی زن های بی شماری را پیچیده کرد؛ که تنها عده کمی از آنها با کتاب آشپزی از خودکشی نجات یافتند. در این بین بلوما قربانی کتاب ها شد.
ادامه مطلب را بخوانید

Labels: ,

aamout[at]gmail[dot]Com
«آکواریوم شماره چهار» زیرچاپ
http://aamout.persiangig.com/image/00-94/00157-akvaryom.jpg
میترا داور با اعلام زیر چاپ رفتن مجموعه داستان جدید خود با عنوان «آکواریوم شماره ۴» گفت: نویسنده‌ای که بخش عمده زیستش در شهر می‌گذرد با مسائل شهری برای داستان نویسی بیشتر از مسائل بومی اخت می‌شود.
میترا داور در گفتگو با  مهر از انتشار مجموعه داستان تازه خود با عنوان «آکواریوم شماره چهار » از سوی نشر آموت خبر داد و گفت: این کتاب در برگیرنده داستان‌های کوتاه من در دو سال اخیر است که شامل ۲۵ داستان کوتاه بوده و دغدغه من در نگارش تمامی آنها به نوعی معرفی زدگی شهری امروز بوده است.
ادامه مطلب را بخوانید

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
طلسم دلداده
http://images.persianblog.ir/594119_Q4wWwkUc.JPG 
به پیرمرد گفت:
برای چیزی آمده بودم که پادشاه را پادشاه تمام عالم می کند و ماه پیکر را الهه من. و حالا در این جا، با دردی به جا مانده ام که سزاوار آنم. اما ماه پیکر چه؟ می خواهم برگردم، به آن جا که لااقل به دیدارهای شبانه ام با ماه پیکرم در میان آن غار، امیدی هست. می توانی مرا باز گردانی؟!
ادامه مطلب را بخوانید

Labels: ,

aamout[at]gmail[dot]Com
پروانه ای روی شانه


http://images.persianblog.ir/594119_HwyQZnxr.JPG 
نقاشی به من یاد داده که گاه برای پیدا کردن ایده ای مناسب فکر کردن چاره ساز نیست. بوم سفید آن قدر دهن کجی می کند که هر جور فکری را از مغزت می تاراند؛ اما یکباره بین خواب و بیداری؛ زمانی که انتظارش را نداری مثل دل دردی ناگهانی به سراغت می آید وادارت می کند از جا بلند شوی و بساط نقاشی را علم کنی. شعر هم همین طور است. انگار زندگی هم کم و بیش شبیه این هاست. گاهی برای این که فکری درست به مغز آدم برسد نیازی به فکر کردن نیست. وقت هایی باید مغز را تعطیل کنی تا مجال راه یابی یک راه خوب پیدا شود.
ادامه مطلب را بخوانید

Labels: ,

aamout[at]gmail[dot]Com
گزارش يك درخواست كپی‌رایت
يوسف عليخاني (ضميمه ي روزنامه اعتماد - كرگدن): نشر آموت از روز اولی که سراغ انتشار ترجمه‌ی رمان رفت، تلاش کرد حق کپی‌رایت رمان‌ها را بگیرد اما چه چیزی عایدش شد؟
از مترجم محترم رمانی که ترجمه کرده بود خواستم بگردد نویسنده رمان را پیدا کند. خب گشت و پیدا کرد و بعد نامه سراسر خوشحالی نویسنده را برایم ترجمه کرد و فرستاد. متاسفانه آخرش نوشته بود با وجود اینکه در پوستش نمی‌گنجد که کتابش در ایران ترجمه شده اما گفت که حق کپی‌رایت را باید از ناشرش بگیریم. ایمیل ناشر را از او گرفتیم. به ناشر ایمیل زدیم. ناشر نامه‌ای از سر بی‌میلی برایمان فرستاده بود که به او مربوط نمی‌شود و باید با واسطه هماهنگ کنیم. به واسطه ایمیل زدیم. واسطه ایمیلی سراسر توهین و طعنه برای‌مان فرستاده بود که «از کی ایران قانون‌مدار شده؟ از کی ایرانی‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که باید حقوق مولف را رعایت کنند؟‌و ...»
ادامه مطلب را بخوانید

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
روایت «مرگ دنتون» با ترجمه مجتبی ویسی خواندنی شد
http://aamout.persiangig.com/image/00-94/00158-marg-e-denton.jpg
http://media.mehrnews.com/d/2015/04/11/3/1635783.jpg 
مجتبی ویسی از ترجمه مجموعه‌ای از داستان‌هایی کوتاه نویسندگان جهان با عنوان «مرگ دنتون» و نیز رمانی از دیه‌گو مارانی با عنوان «مرد بی‌زبان» خبر داد.
به گزارش خبرنگار مهر نشر آموت در تدارک انتشار دو ترجمه تازه از مجتبی ویسی در قالب رمان و مجموعه داستان است که همزان با نمایشگاه بین المللی کتاب تهران یکی از آنها منتشر خواهد شد.
این مترجم در گفتگو با خبرنگار مهر درباره این دو اثر گفت: مجموعه هشت داستان از نویسندگان نامدار جهان را ترجمه و در قالب کتابی با عنوان «مرگ دنتون» گردآوری کرده ام که همه به انتخاب خودم گردآوری و ترجمه شده است.
وی ادامه داد: این داستان ها از نویسندگانی مانند دن دلیلو، سام شپارد، مارگارت اتوود، شرمن الکسی، گریس پیلی، پی جی وب هاوس و...انتخاب شده اند که از برخی از آنها برای نخستین بار است که در ایران داستانی ترجمه و منتشر شده است.
ادامه مطلب را بخوانید

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
نسكافه با عطر كاهگل
http://images.persianblog.ir/594119_yCWf6PhK.JPG 
نه ... دیگر چیزی نمی خواستم، جز خواب.
پس، آرام روی برف ها دراز کشیدم و با خیال راحت چشم هایم را بستم. داشتم جزئی از یخبندان می شدم ...
حال خوبی داشتم، سبک بودم و دلم آرام بود. بوی خوبی می آمد، به پلک هایم فشار آوردم و چشم هایم را با اکراه باز کردم. همه جا سپید بود و گرم. خیالم راحت شد، بالاخره مُرده بودم و از بند دنیای زنده های بی وجود! آزاد شده بودم. نمی دانستم برف، این قدر راحت آدم را می تواند به اینجا بیاورد. انگار بی درد خوابیده ای و بی درد یک جای دیگر بیدار شده ای. واقعا این قدر مُردن دلنشین و شیرین بود؟
ادامه مطلب را بخوانید

Labels: ,

aamout[at]gmail[dot]Com
من می‌خوانم، پس هستم
یوسف علیخانی (ضمیمه‌ی كرگدن روزنامه اعتماد) : اولین بار که کتابی توی دست و بال‌مان بال گرفت، مال وقتی بود که توی کلاس دوم راهنمایی نشسته بودیم و شنیدیم یکی از بچه‌ها از کتابخانه مرکزی شهرمان، کتابی گرفته و بچه‌ها توی فراغت توی سر و کله‌ی همدیگر می‌زدند که از هم بدزدندش و وقتی زورمان به زوردارترها نرسید، پرس‌وجو کردیم که از کجا گرفته‌اند و کاشف به عمل آمد کجا و بعد رفتیم و گفتیم ما هم می‌خواهیم. گفتند عکس ببریم و فرم پر کنیم. پر کردیم و بعد هم منتظر ماندیم تا کارت‌مان آمد و ما هم نابلد ماندیم خب حالا چطوری همان کتاب را بگیریم. گفتند یک قفسه‌هایی هست نام و نشانش آنجا پنهان. باید می‌گشتیم که گشتیم و پیدایش کردیم. کتاب را گرفتیم؛ جلد اولش به امانت رفته بود و جلد دومش را بردیم. قصه را خواندیم و خواندیم و آنقدر قصه‌هایش به دل می‌چسبید که هی خواستیم و هی خواستیم. بعد به مقتضای سن داشتیم تازه به کیف می‌رسیدیم که دیدیم نیست. اینجا و آنجا دنبال کلمه‌های گمشده گشتیم و سرآخر فهمیدیم کلمه‌ها را خورده‌اند (شما بخوانید کنده و برده‌اند). بله درست همان‌جا که عفریته، دخترک زیبا و دلربا را برده به مقصد دل و دلارام در بر ... کلمه‌ها نبودند. هزار و یکشب را اینطور خواندیم؛ دست و پا شکسته و نخوانید که ما هم یک جاهایی از آن را برای خودمان بردیم؛ لطفا به دل نگیرید که به یادگار برداشتیم و حالا هم نمی‌دانیم چکارش کردیم.
ادامه مطلب را بخوانید

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
بگو چی از زندگی می خواهی؟
http://images.persianblog.ir/594119_9yrUmoQ0.JPG 
من را که دید آمد کنارم نشست. به آسمان نگاه کرد و گفت: " چهل سال است توی این خیابان زندگی می کنم و هیچ وقت ندیده ام یک دختر بچه بیاید روی این پله ها بنشیند."
گفتم: " تازه آمده ایم."
ادامه مطلب را بخوانید

Labels: ,

aamout[at]gmail[dot]Com
پیش از آن که بخوابم
http://images.persianblog.ir/594119_DBydbnMr.JPG 
این آلبوم برایم می گوید چه کسی هستم؛ ولی هنوز هم دلم نمی خواهد لایش را باز کنم. می خوام مدتی همین جا بنشینم؛ در حالی که کل گذشته محو و مبهم است. در وضعیت تعلیق و بلاتکلیفی ام؛ جایی بین احتمال و واقعیت. از کشف گذشته ام وحشت دارم؛ از آن چه به دست آورده ام و آن چه به دست نیاورده ام.
( صفحه 18)
ادامه مطلب را بخوانید

Labels: ,

aamout[at]gmail[dot]Com
درک اوگاوا از اعماق
محمدرفیع محمودیان (راديو زمانه): سطح روزمرۀ زندگی فریب دهنده است. در کوچه و خیابان، در مدرسه و اداره، زندگی روال ساده، شفاف و دلپذیر خود را دارد. رهگذاران مرتب و مؤدب، گاه خندان و گاه گرفته، به دنبال کارهای خود روانند. فروشندگان مغازه، کارکنان اداره ها و شاگران مدرسه همه سرگرم کار خود هستند. در تماس با یکدیگر می گویند و می خندند و کارهای خود را پیش می برند. ولی در سطحی دیگر اموری دیگر در جریان هستند.
کسی از این آدمها دوستی یا خویشاوندی را از دست داده و ذهنش درگیر درد آن حادثه است؛ کسی با بیماری ای مخوف یا عجیب و غریب درگیر است؛ کسی چاقوئی در جیب دارد تا چند لحظه یا چند ساعت دیگر معشوقه ای گریخته، رقیب یا دشمنی را بکشد؛ کسی در آتش عشقی نا بهنجار می سوزد؛ و کسی فرزندی را نه همین دیروز که چند وقت پیش از دست داده ولی همۀ زندگیش چه اکنون و چه بعد از این پیرامون آن رخداد، آن فقدان، می چرخد. ما همه با سطح اول زندگی آشنا هستیم ولی در سطح دوم که بسیاری با آن بیگانه هستند زندگی دارای چه ساختار و روالی است؟ در درون آدمها، به ویژه به گاه درگیری با مسائل دشوار زندگی، چه می گذرد؟
اوگاوا و دو سطح زندگی
یوکو اوگاوا نویسندۀ ژاپنی، که در چند سال اخیر دو اثرش به فارسی ترجمه شده اند، شیفتۀ بررسی رابطۀ این دو سطح و بررسی سطح دوم است.[۱] اوگاوا سطح اول را با زبانی ساده، موجز ولی بس زیبا و شاعرانه به تصویر می کشد. در کارهای او سادگی و جذابیت این سطح زندگی فوری احساس می شود. ولی اوگاوا در این محدوده درنگ نمی کند. او به سرعت به سراغ سطح دوم می رود. در این محدوه حادثه بر زبان چیره می شود. دیگر نه نوشتار که حادثۀ تکان دهنده (شوک آور) دارای جایگاه محوری است. ولی باز زیبائی کار او محسوس است. به هر رو، اوگاوا این سطح را در خود به تصویر نمی کشد. او بیش از هر چیز دلبستۀ بازاندیشی و باز پرداخت رابطۀ دو سطح با یکدیگر است.
ادامه مطلب را بخوانید

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
هدیه هزار عنوان کتاب به شرط توافق نهایی هسته‌ای
 
روزنامه دنياي اقتصاد: يک ناشر کتاب به شرط انجام توافق نهایی هسته‌ای و شادی جمعی مردم در خیابان، هزار عنوان کتاب را حوالی خیابان انقلاب به مردم هدیه خواهد کرد.
به گزارش «ایبنا» یوسف علیخانی، مدیر نشر آموت درباره این تصمیم توضیح داد: 11 تیرماه همزمان با انجام توافق نهایی و در میان شادمانی مردم تعداد هزار عنوان کتاب به مردم اهدا می‌شود.
وی اظهار کرد: هدف از این حرکت «انتظار برای شادی خودم به عنوان یک شهروند و در کل آرزوی شادی همیشگی برای مردم ایران» است.
این ناشر در سال ۹۳ به‌دلیل تلاش در انتشار کتاب‌های ادبیات داستانی، جذب نوقلمان و حضور فعال در نمایشگاه‌های استانی، از حسن روحانی، رئیس‌جمهوری و علی جنتی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، لوح تقدیر و جایزه ناشر برگزیده ویژه سال ۹۲ را دریافت کرد.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
عمادی:اهمیت جشن‌ نوروز در شمال همزمانی آن باخلافت حضرت علی(ع) بود
عبدالرحمان عمادی 
عبدالرحمان عمادی گفت: در منطقه شمال کشور، آیین هایی مانند چهارشنبه‌سوری همزمان با جشن «نوروزمای ۲۶» برپا می‌شد و اهمیت آن در همزمانی با جشن آغاز خلافت حضرت علی (ع) است.
عبدالرحمان عمادی پژوهشگر پیشکسوت در حوزه ایرانشناسی، در گفتگو با خبرنگار مهر، درباره پیشینه نوروز در زادگاهش اشکور، گفت: بجز آئین‌هایی که تقریباً در نوروز در همه جای ایران وجود داشته، مردم منطقه اشکور، تخم مرغ بازی هم می‌کردند که این رسم در بین ارامنه در ارمنستان هم وجود داشت.
وی افزود: در منطقه شمال کشور که اعتقادات شیعی مردم قویتر است، عید چهارشنبه‌سوری همزمان با عید «نوروزمای ۲۶» برپا می‌شد و اهمیت آن هم در همزمانی با آغاز خلافت حضرت علی (ع) در سال ۳۵ هجری بود. مردم این روز را آغاز تاریخ می‌دانستند و از شادمانی آن، سرودی به نام «گلِ گلِ چهارشنبه» را می‌خواندند. چهار روز بعد از این جشن هم، نوروز آغاز می‌شد.
عمادی گفت: در واقع این جشن هم جنبه دینی داشته و هم جنبی ملی که در ابتدای فروردگان برگزار می‌شد؛ فروردگان ۱۰ روز طول می‌کشید، از هفته آخر ماه دوازدهم سال آغاز می‌شد و تا اواسط هفته اول سال بعد ادامه داشت؛ در واقع ۵ روز اول آن که در آخر سال بود، ویژه یادکرد نیاکان از دست رفته و ۵ روز اول هم که در ابتدای سال بعد بود، ویژه نوروز و جشن و سرور بود.
این پژوهشگر حوزه ایرانشناسی درباره تفاوت‌های نوروز از دوره کودکی خود تاکنون، یادآور شد: متاسفانه امروزه به جای آتش بازی که در آن سال‌ها بسیار محترمانه برگزار می‌شد، ترقه‌بازی به راه افتاده است. آن زمان آتشی روشن می‌کردند و هفت بار از روی آن می‌پریدند و به هیچکس هم آسیبی نمی‌رسید ولی متاسفانه این روزها این آئین‌ها تقریباً از بین رفته است.
وی اضافه کرد: نوروز مربوط به فرد یا صنف خاصی نیست و همه ایرانی‌ها در این جشن شرکت دارند و حتی کسانی که مخالف نوروز بودند، خانواده‌شان آنها را مجبور می‌کنند که مناسک این ایام را به جای بیاورند و سبزه گره بزنند. حتی اقلیت‌های ارمنی و یهودی در شمال و قزوین، در این مراسم شرکت می‌کردند.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com