صعود زندگی من
http://images.persianblog.ir/594119_EuZHHJoW.JPG 
کودکانی که در این منطقه دیدیم با سلام سنتی نپالی " ناماسته " از ما استقبال کردند. بچه هایی که با افتخار در لباس های کهنه و وصله پینه شده خود در حالی که کف دو دست را به هم چسبانده، به حالت دعا، در مقابل صورت شان گرفته بودند با لبخندی دلنشین از بالای انگشتان خود به ما چشم دوخته بودند. بسیاری از مردم نپال در کلبه های کوچک گلی، بدون آب لوله کشی، زندگی می کردند. نه مدرسه، نه بیمارستان، و نه حتی یک دست لباس اضافی.
اما به نظر می رسید بعضی از شادترین و راضی ترین مردم روی کره زمین هستند. این افراد دوست داشتنی و با رفتار دوستانه شان، گدایی و دزدی نمی کردند و لبخند مهربانانه و پر مهر هرگز از صورت شان محو نمی شد. تضاد بین پذیرش و شادی آنان با وجود آن همه محرومیت، و آرزوهای تمام نشدنی ما ( به عنوان آمریکایی) برای داشتن چیزهای بیشتر و بهتر، بسیار آشکار بود. چیزهای فراوانی وجود داشت که از این مردم آرام یاد بگیریم که چطور راضی باشیم. در همان واژه سلام، دنیایی معنی نهفته بود. یک تعبیر از " ناماسته " این است: من به نقطه ای در وجود شما که در آن تمام کائنات ساکن است، احترام می گذارم. من به جایی در شما که از عشق، حقیقت، نور و آرامش است، احترام می گذارم. هنگامی که شما در آن مکان در خود هستید، من در آن مکان در خودم هستم، ما یکی هستیم.
( صفحه 91)
انسان نیازمند درک متعادل اهمیت و بی اهمیتی خویش است.
( صفحه 41)
شیوه زندگی را به تدریج می توان تغییر داد. در غیر این صورت در این کار ناکام می شویم. یک بار جایی خواندم عادت چیزی نیست که بتوان آن را از پنجره بیرون انداخت بلکه باید آن را به آرامی از پله ها بیرون برد.
( صفحه 124)
زمان راهی برای از بین بردن نگرانی ها و ترس ها دارد و می کوشد آنها را با ظاهر عقل که ظاهرا با گذشت زمان می آید، بپوشاند و تغییر دهد. اما نگرانی ها و ترس ها از بین نمی روند مگر این که انسان آنها را برملا کند، کاملا افشا سازد و بعد با لگد از خانه بیرون بیندازد.
( صفحه 119)
مواظب افکار و اندیشه های خود بودن هم کار مهمی است. چه تعداد از ما کاملا از افکاری که مغزمان را پر کرده، شاید در گوشه ای پنهان شده و ما را آزار می دهند، خبر داریم؟ چه تعداد از ما به این موضوع فکر کرده ایم که اگر می توانستیم تا حدی پنهان شویم یا اگر شخص دیگری ناپدید می شد تمام مشکلات ما حل می شد؟ پوآن، دوست هندی من، زمانی از من پرسید: " چرا بیشتر آمریکایی ها اجازه می دهند دیگران در فکر آنان جا خوش کنند و آنجا را به کثافت بکشند؟ "
( صفحه 122)
***
عنوان: صعود زندگی من - سفری معجزه آسا از آستانه مرگ تا پیروزی بزرگ زندگی
The climb of my life: a miraculous journey from the edge of death to the victory of a lifetime
نویسنده: لارا ایوانز  Laura Evans
مترجم: علی ایثاری کسمایی
ناشر: آموت
سال نشر: چاپ اول 1392 - 1996
شمارگان: 1100 نسخه
شماره صفحه: 216 ص.
موضوع: ایوانز، لارا، 1949-   م. -- سرگذشتنامه
زنان کوهنورد-- ایالات متحده-- سرطان-- بیماران-- سرگذشتنامه
قیمت: 100000 ریال

Labels: ,

aamout[at]gmail[dot]Com
0 Comments:

Post a Comment