اديپ در جاده
 
هانري بوشو
ترجمه ي سعيد صادقيان، نجما طباطبايي
چاپ اول 93/ نشر آموت

درباره نويسنده
هانري بوشو در سال 1913 در خانواده اي مرفه در بلژيک به دنيا آمد. اما تازه ،در کهن سالي، در دهه نود ميلادي قدر آثارش شناخته شد. در سال 1991 هانري بوشو به خاطر «اديپ در جاده» برنده ي جايزه ي «آنتيگون» شهر مونپليه شد. در سال 1997 رمان «آنتيگون» او برندي ي جايزه ي «روسل» شد. آثار اين نويسنده منعکس‌کننده تجربيات حرفه‌اي او به‌عنوان روانکاو است. او در سال 2013 درگذشت.
درباره کتاب
رمان «اُديپ در جاده» روايتگر بخشي از داستان زندگي اُديپ، شهريار شهر تِب است. در داستان سوفوکل مي‌خوانيم که غيب‌گويي پيشگويي مي‌کند اُديپ پدر خود را مي‌کشد و با مادرش همبستر مي‌شود. پدر و مادر او، هراسان از اين پيشگويي، نوزاد خود را به کسي مي‌ دهند تا او را سربه ‌نيست کند. او دلش به‌ رحم مي‌آيد و نوزاد را به پدر و مادر ديگري مي‌ سپارد. سال‌ ها از اين حادثه مي‌گذرد تا اُديپ براي سفر از شهر خود خارج مي‌ شود. در ميان راه، پيرمردي را مي‌ کشد و پس از حل معماي ابوالهول، به شهر وارد مي شود، و به ‌سبب اين کار بزرگ به همسري ملکه شهر در مي‌آيد که ...
داستان سوفوکل به اينجا ختم مي‌شود و هانري بوشو داستان را اين‌ گونه ادامه مي ‌دهد: اُديپ که ديگر جايي براي خود در قصر متصور نيست، پس از يک سال، تصميم مي ‌گيرد شهر را به قصد ناکجا ترک کند. اما آنتيگون يکي از دو دختر او اجازه نمي‌ دهد او تنها عازم اين سفر بي‌ انتها شود. آن دو در ميان راه با کليوسِ راهزن آشنا مي ‌شوند.
براي آنها‌ جاده فرصتي است تا در عين پيمودن راه، از زاويه‌ اي ديگر به نظاره زندگي خود بنشينند... روايت بوشو از سفر اُديپ و همراهانش، دوباره در پايان به داستان سوفوکل پيوند مي‌ خورد. زماني که اُديپ پس از سال‌ها سرگرداني در جاده، سرانجام به کُلُن وارد مي ‌شود تا در آنجا پس از تطهير، آرام گيرد.

از روزنامه خراسان

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
0 Comments:

Post a Comment