نویسنده رمان «آلما» دارای ایدئولوژی و دغدغه است
رمان آلما 
مهناز رونقی در نشست نقد و بررسی رمان «آلما» گفت: در نگاه کلی به این اثر باید گفت که نویسنده کتاب دغدغه مند و دارای ایدئولوژی است.
به گزارش خبرنگار مهر، شانزدهمین نشست از سری نشست های ترنم قلم دیروز سه شنبه ۱۰ تیر با حضور مهناز رونقی و محمدرضا گودرزی با محوریت نقد و بررسی رمان «آلما» نوشته میثم نبی در فرهنگسرای گلستان برگزار شد.
در ابتدای این جلسه، مهناز رونقی درباره رمان مذکور گفت: رمان آلما بر پایه یک تک گویی درونی است و راوی اول شخص آن تا انتهای داستان این فضا و روایت را پیش می رود. آناهیتا که یک مجسمه ساز و استاد دانشگاه است، یک سفر درونی را آغاز می کند که این فضا با سرگشتگی، فضاهای خیالی و ذهنی و سیال، پرش های متعدد همراه است. از نیمه دوم کتاب این شخصیت با سفری بیرونی همراه می شود. درگیری های ذهنی شخصیت بازگو کننده مسائل مختلف انسان مدرن مانند هویت یابی، فرد گرایی و بر پایه ی نگاهی انسان گرایانه هستند.

وی افزود: «آلما» بیشتر رویکرد یک داستان شخصیت محور را دارا است. در بخش نخست داستان توازن میان توصیف و روایت رعایت نشده و توصیف ها بر روایت اثر سنگینی می کند. بنابر این در شروع داستان با ریتمی کند پیش می رود  و هر چه به جلو می رویم، ضرباهنگ سریع تر شده و کتاب جذابیت بیشتری پیدا می کند.  اگر به تحلیل گفتمان این داستان بپردازیم، در هسته مرکزی این داستان با دو جریان مواجه هستیم که یکی تنش اصلی شخصیت اصلی داستان را به وسیله فضاهای خیالی و نبرد دائم و ذهن مشوش  او به تصویر می شود و دیگری بعدی از زندگی اجتماعی وی را شامل فضاهای حضور در دانشگاه و زندگی عاطفی وی در رابطه با شخصیت فواد. 
این منتقد در ادامه گفت: در دل متن با نثری همراه هستیم که جنسی از فانتزی های ذهنی را با خود همراه دارد. به زعم من آثار نویسندگان متاخر و جدید به سمت فضاها و لحن فانتزی تر گرایش دارند. همچنین تاثیر فضاهای مجازی و اصطلاحات مرتبط در کل کتاب مشهود است و این نوع نگاه بر ادبیت متن تاثیر بسیار گذاشته و نوع نوشتار متن را تغییر داده است.  شخصیت آناهیتا با نام مستعار آلما در وبلاگ خود یادداشت می نویسد. در واقع آناهیتایی که اسطوره ایرانی است به آلمایی تبدیل می شود که به معنای سیب است. این نوع نگاه ارجاعی به هویت واقعی و هویت مجازی انسانها در دنیای امروز دارد.
رونقی در ادامه گفت: در جای جای کتاب به کد های مختلف هنری بر می خوریم. مثل نقاشی «دختران در کنار پیانو» رنوار یا تابلوی «زن و گلهای داوودی» یا بحث هایی که از هنرمندان امپرسیونیست می شود. از این منظر می توان بیان کرد که با نگاهی امپرسیون نیز در داستان مواجهیم که بازگو کننده برداشت آنی و بازنمایی واقعیت در ذهن است. این نوع نگاه در ذهن شخصیت آناهیتای داستان مشهود است.  نگاه اسطوره ای و تصویر زنی که بنا است ارائه شود در انتهای داستان با ساختن آخرین مجسمه بازنمایی می شود و در این مسیر از یک روایت شخصی به  یک تصویر کلی از زن می رسیم که مجسمه «حوا» نمادی از آن است. کتاب در بخش های مختلف اثر  از اسطوره ها و افسانه ها بهره گرفته است. 
این نویسنده در پایان سخنانش گفت: کتاب از منظر هستی شناسی هم قابل بحث است. در کل کار با نگاهی انسانی مواجهیم و نمی توانیم بیان کنیم که نوع نگاه زنانه یا مردانه است. و اینکه یک نویسنده مرد از شخصیت یک زن بنویسد و زیاد به خطا نرود ارزشمند است.  در نگاه کلی باید گفت که نویسنده کتاب دغدغه مند و دارای ایدئولوژی است. این رمان نیاز به یک ویرایش دوباره دارد و حیف است که عدم رعایت برخی نکات ویرایشی به اثر لطمه بزند. 
محمد رضا گودرزی هم به عنوان سخنران دوم این نشست،  درباره اثر مذکور گفت: از نظر نوع بندی و ژانر، این اثر مدرن است و کیستی و فردیت انسانی را به کمک اسطوره ها بیان می کند.  درباره این که نویسنده داستان مرد است و شخصیت رمان یک زن است به نظرم  در بسیاری موارد به کار لطمه زده است. من معتقدم که نگاه متن علی رغم اینکه راوی داستان زن است، مذکر است و نویسنده خطری کرده که در برخی موارد  نیاز مخاطب متن را جوابگو نیست.
نویسنده مجموعه داستان «چرا می زنی» گفت: در بخش قالب اثر با رمان ذهن مواجهیم. توضیحات درونی متن بسیار طولانی است و حرکت رمان را در آغاز بسیار کرده است. به گونه ای که زمان پیش نمی رود و مکان در بسیاری موارد غایب است. می دانیم که رمان اگر کشمکش بیرونی و بارزی نداشته باشد در مخاطب جذابیتی ایجاد نمی کند. رمان «آلما» از جایی که متن وارد مسائل اجتماعی می شود و موضوعات پیرامون دکتر نقوی را مطرح می کند کشمکش و جذابیت پیدا می کند. در واقع از فصل سوم به بعد حرکت داستان بهتر شده و روایت به حرکت می افتد.
وی افزود: در دل داستان با یک خرده روایت پیرامون شخصیت گیسو مواجهیم که روایت اسطوره ای و افسانه ای درباره او را بیان می کند و  از شاخصه های ارزشمند کار است. نویسنده با دلایلی از جمله دیدن دوباره زری و بخشش وی توسط آناهیتا و همچنین موفقیتش در ساختن مجسمه ای که مد نظر دارد سیر تحول شخصیت را بیان می کند که مناسب و به جا است.  بن مایه اسطوره ای «سفر» که بر پایه ی الگوی حرکت از نقطه الف به ب است در دل داستان کاملا حفظ شده است و حرکت شخصیت اصلی به سمت طارم مبین این ماجرا است. در این رمان با نثر روانی مواجهیم که خواننده را اذیت نمی کند.
در پایان این برنامه میثم نبی گفت: از شاخصه های امروزی جوامع مساله پیچیدگی است و دشوار بودن تحلیل مسائل و اتفاقات درک حقیقت را به نسبت قبل بسیار سخت تر کرده است. بدیهی است که حضور چنین فضا و موضوعی که در این رمان مطرح می شود شخصیت های داستان را در فضایی گنگ و پر ابهام قرار داده و تشخیص مسیر را برای آنها  دشوار کرده است. سرگشتگی متن در جهت بیان چنین مفهومی است و طبعا بازگو کننده شرایطی است که  انسان امروز با آن مواجه است.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
0 Comments:

Post a Comment