چاپ سوم «بیوه‌کشی» منتشر شد
http://images.hamshahrionline.ir/images/2015/10/position36/15-10-2-204925z1rf0mpv.jpg 
سومین چاپ از رمان «بیوه ‌کشی» به قلم یوسف علیخانی روانه بازار شد.

به گزارش خبرنگار مهر، رمان «بیوه‌کشی» نوشته یوسف علیخانی در کمتر از شش ماه بعد از انتشار به چاپ سوم رسید.

در این رمان دو شخصیت محوری با عنوان  «خوابیده‌خانم» و «بزرگ» پس از کش‌واکش‌های بسیار بالاخره موفق می‌شوند با هم ازدواج کنند اما روزگار بازی دیگری با آن‌ها در پیش گرفته و «بزرگ» به‌وسیله‌  «اژدرمار» در اژدرچشمه روستا بلعیده می‌شود.

خوابیده‌خانم می‌ماند و دخترش «عجب‌ناز». او مجبور است بنا به باور مردم، منتظر برادرشوهر کوچک‌تر بماند تا با او ازدواج کند. اما اندک‌زمانی بعد، شوهر دومش هم به وسیله «اژدرمار» کشته می‌شود و این رسم تا هفت نوبت و برای هفت برادر همسر سابقش تکرار می‌شود.

رمان «بیوه‌کشی» با زبانی بسیار ساده و داستانی پرکشش، خوانندگان را وارد غاری پر از داستان می‌کند که سرشار از داستان‌های فرعی است.
ادامه مطلب را بخوانید

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
نقدی بر «اژهاکشان»
http://aamout.persiangig.com/ezdehakoshan-5.jpg 
هادي خورشاهيان: «قدم بخیر مادر بزرگ من بود»، «اژدهاکشان» و «عروس بید» سه مجموعه داستان نویسنده‌ی بومی‌نویس عصر ما، «یوسف علیخانی» است. قریب به چهل داستان کوتاه چاپ شده در این سه مجموعه، نشان می‌دهد «یوسف علیخانی» به طور جدی به روستاها، افسانه‌ها، باورها، آیین‌ها و به طور کلی مجموعه‌ی سنت‌های ما توجه کرده است. در این میان «اژدها کشان» بیش از آن دو مجموعه‌ی دیگر مورد استقبال منتقدان و داوران و پس از آن خوانندگان قرار گرفت و ما را واداشت که در این مختصر، به پانزده داستان کوتاه این مجموعه نگاه جدی‌تر بیندازیم.
تحلیل گفتمان (discourse analysis) که در ایران بیش‌تر با نام «میشل فوکو» اندیشمند و فیلسوف فرانسوی گره خورده است، از رشته های جدید علوم انسانی است. قرار است در این نقد، با تکیه بر تحلیل گفتمان در حوزه‌ی زبان و زبان شناسی به سراغ داستان‌های «یوسف علیخانی» برویم و ببینیم زبان شناسی و ادبیات چقدر می توانند در کنار هم در مسیر لذت‌بخش کشف پیش بروند. ادبیات به خودی خود کشف است و تحلیل گفتمان كه بر پایه‌ی زبان و زبان شناسی است؛ می‌خواهد به کشف این راز بپردازد، و کشف الاسرار لذت بخش‌ترین کشف‌هاست.
به طور بدیهی در تحلیل گفتمان «اژدها کشان» یا اژدهاکشان تحلیل گفتمان، از کلیات به سراغ جزییات می‌رویم و سعی‌مان برآن خواهد بود به اجمال به تمامی مباحث مهم مطرح شده در این حوزه بپردازیم.
ادامه مطلب را بخوانید

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
«دختری در قطار» هاوکینز با ترجمه قانع به بازار می‌آید
علی قانع 
علی قانع، مترجم و داستان‌نویس رمان «دختری در قطار» نوشته پائولو هاوکینز را زیر چاپ دارد.
قانع در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) عنوان کرد: رمانی از پائولو هاوکینز در دست انتشار دارم. نام این رمان «دختری در قطار» است و به زودی از سوی انتشارات آموت راهی بازار کتاب خواهد شد.
 وی افزود: این رمان در سال 2014 در انگلیس به چاپ رسید و در همین مدت زمان اندک دو ترجمه‌اش از سوی دو ناشر مختلف راهی بازار کتاب ایران شد. به تازگی فیلمی سینمایی بر اساس این کتاب ساخته شده است.
 این مترجم و داستان‌نویس ادامه داد: رمان «دختری در قطار» رمانی پلیسی-جنایی و بسیار مهیج است و گره‌ها و گره‌گشایی روانشناسانه دارد. رمان تازه هاوکینز رمانی است که هم خواننده عام می‌تواند آن را بخواند و هم مخاطب خاص آن را می‌پسندد و با آن ارتباط برقرار می کند. این رمان حدود 350 صفحه است.
 وی اضافه کرد: نوشتن نخستین رمانم را نیز به پایان برده‌ و آن را به تازگی به ناشر سپرده‌ام. من تا کنون سه مجموعه داستان نوشته‌ام و این رمان نخستین رمانم محسوب می‌شود.
 علی قانع متولد 1343 در گیلان است. «مورچه‌هایی که پدرم را خوردند»، «اتاق»، «راهپیمایی روی ماه»و «همسر ببر» از جمله ترجمه‌ها و آثار تالیفی وی است

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
پرفروش‌ترین‌های مهر ماه 1394
http://aamout.persiangig.com/image/bestseller/9407-bestsellers-s.jpg
سایز بزرگ ... اینجا
1: من پیش از تو/ رمان/ جوجو مویز/ ترجمه‌ی مریم مفتاحی/ چاپ دوم
2: دختری که پادشاه سوئد را نجات داد/ رمان/ یوناس یوناسون/ ترجمه‌ی کیهان بهمنی/ چاپ دوم
3: بیوه‌کشی/ رمان/ یوسف علیخانی/ چاپ سوم
4: پیش از آنکه بخوابم/ رمان/ اس‌جی‌واتسون/ ترجمه‌ی شقایق قندهاری/ چاپ پنجم
5: شوهر عزیز من/ رمان/ فریبا کلهر/ چاپ هشتم
6: خدمتکار و پروفسور/ رمان/ یوکو اوگاوا/ ترجمه‌ی کیهان بهمنی/ چاپ پنجم
7: راز شوهر/ رمان/ لیان موریارتی/ سحر حسابی
8: ایراندخت/ رمان/ بهنام ناصح/ چاپ ششم
9: کتاب نیست/ شعر/ علیرضا روشن/ چاپ هشتم
10: بودن/ رمان/ یرژی کاشینسکی/ ترجمه‌ی مهسا ملک‌مرزبان/ چاپ سوم
11: شعر قفس/ شعر/ علیرضا روشن/ چاپ دوم
12: تابستان آن سال/ رمان/ دیوید بالداچی/ ترجمه‌ی شقایق قندهاری
13: عاشقانه/ رمان/ فریبا کلهر/ چاپ سوم
14: نسکافه با عطر کاهگل/ رمان/ م. آرام/ چاپ چهارم
15: قصه‌های یک‌دقیقه‌ای/ داستان کوتاه نوجوان/ فریبا کلهر/ چاپ دوم
16: لالایی‌ها/ الهه کاظم‌پور
17: شوخی‌های حقوقی/ پاتریک ریگان/ ترجمه‌ی بکتاش منوچهری و جعفر حسن‌زاده
18: رز گمشده/ رمان/ سردار ازکان/ ترجمه‌ی بهروز دیجوریان/ چاپ ششم
19: کارد زدن به گوجه فرنگی/ سفره‌آرایی مادر/ ناستین
20: دخترها در جنگ/ مجموعه داستان خارجی/ ترجمه‌ی ناهیده هاشمی/ چاپ سوم

Labels: , , , , , , , , ,

aamout[at]gmail[dot]Com
چاپ پنجم «خدمتکار و پروفسور» رسيد
 
رمان «خدمتکار و پروفسور» نوشته یوکو اوگاوا برای پنجمین نوبت روانه بازار کتاب شد.

به گزارش خبرگزاری مهر، نشر آموت برای پنجمین نوبت اقدام به انتشار کتاب «خدمتکار و پروفسور» نوشته یوکو اوگاوا با ترجمه کیهان بهمنی کرده است.

«خدمتکار و پروفسور» داستانی است لطیف و آرام درباره روابط دوستانه یک ریاضیدان و خدمتکار او. ریاضیدانی که ۱۷ سال پیش در حادثه رانندگی دچار آسیب مغزی شده و این آسیب شرایط روحی و روانی عجیبی برای او به وجود آورده است. او قادر نیست هیچ چیز جدید را به خاطر بیاورد و حافظه اش فقط ۸۰ دقیقه دوام دارد.

 «پل استر» نویسنده معروف پس از انتشار این کتاب درباره این کتاب گفته است:‌ « رمان خدمتکار و پروفسور، اثری است کاملاً خلاقانه٬ بی‌‌نهایت دلنشین و به شدت تکان‌دهنده.»

«کوجی فوجیوارا» هم در ژورنال تخصصی انجمن ریاضیات آمریکا، درباره این کتاب و نویسنده‌اش می‌نویسد: «یوکو اوگاوا در ژاپن چهره‌ای شناخته شده است. او در سال ۱۹۹۰ موفق به دریافت جایزه‌ی آکوتاگاوا شد که باارزش‌ترین جایزه‌ ادبی برای نویسندگان جوان است. اوگاوا این رمان را در سال ۲۰۰۴ نوشت و بلافاصله پس از آن کتاب با تیراژ میلیونی (بیش از پنجاه میلیون نسخه) مبدل به پرفروشترین کتاب سال ژاپن شد. پس از آن نیز فیلمی سینمایی٬ یک فیلم داستانی و یک برنامه رادیویی بر اساس این رمان ساخته شد و حتی کتابی مصور نیز بر اساس رمان اوگاوا نوشته شد... من رمان را به زبان ژاپنی خواندم و سپس ترجمه انگلیسی آن را خواندم. ترجمه بسیار خوبی است... مطمئن هستم افراد بسیاری از خواندن این کتاب لذت خواهند برد. این اثر کتابی خوش‌خوان است و مهم نیست خواننده‌ی آن چقدر با ریاضیات آشنا باشد.»

این کتاب برای نخستین بار در سال ۱۳۹۱ منتشر شده است.

از دكتر كيهان بهمنی همچنين ترجمه کتاب های «انتقام» (نوشته‌ یوکو اوگاوا) و رمان «دختری که پادشاه سوئد را نجات داد» (نوشته‌ یوناس یوناسون) در نشر آموت منتشر شده است.

چاپ پنجم رمان «خدمتکار و پروفسور» نوشته «یوکو اوگاوا» با ترجمه‌ کیهان بهمنی در ۲۴۸  صفحه و به قیمت ۱۳۰۰۰ تومان توسط «نشر آموت» منتشرشده است.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
من پيش از تو
http://images.persianblog.ir/594119_7cNZpP6v.JPG
- خودت می دانی، فقط به کسی می توان کمک کرد که خودش بخواهد.
( صفحه 80)
وقتی ناخواسته به یک زندگی کاملا جدید رانده می شوی - یا بهتر است بگوییم به زور به زندگی فرد دیگری تحمیل می شوی و تماشاچی لحظات زندگی اش می شوی - کارت به جایی می کشد که با خودت فکر کنی واقعا چه کسی هستی. یا از نظر دیگران چه جور آدمی هستی.
( صفحه 91)
طوری با من رفتار می کرد که احساس می کردم احمق تمام عیار هستم، در نتیجه در حضورش تبدیل می شدم به آدم احمق تمام عیار.
( صفحه 92)
- چه می خواهی؟
- یعنی چی؟
- از زندگی ات چه می خواهی؟
مژه زدم.
- چه سوال سختی، چه بدانم!
ادامه مطلب را بخوانید

Labels: ,

aamout[at]gmail[dot]Com
چالش‌های انسان در جوامع سنتی
چالش‌های انسان در جوامع سنتی 
حمیدرضا امیدی‌سرور (سایت الف):‌ تا پیش از این یوسف علیخانی را با سه گانه میلکش می شناختیم، سه مجموعه داستانِ «قدم بخیر مادربزرگ من بود»، «اژدهاکشان» و «عروس بید» که هر سه با واکنش مثبت اغلب منتقدان همراه بودند و جوایز مهمی را نیز نصیب او کردند. مهمترین ويژگی کتابهای علیخانی این بود که هم در میان جوایز خصوصی که منسوب به نویسندگان روشنفکرند و هم در بین جوایز دولتی که منسوب به نویسندگان جریان انقلابند، با موفقیت روبه رو شدند؛ چنانکه برخی آثار او از یک سو در جایزه هوشنگ گلشیری مورد تقدیر قرار گرفتند و برخی هم از دیگر سو جایزه جلال آل احمد را به خوداختصاص دادند.

میلک به عنوان جغرافیا اصلی آثار علیخانی، محل وقوع همه آثار او تا این زمان بوده است، روستایی در الموت قزوین که در عین حال زادگاه نویسنده نیز هست و همین آشنایی باعث شده که علیخانی بتواند به شکلی جا افتاده و مقبول عناصری برگرفته از زندگی و آداب رسوم و باورهای مرد این منطقه را به ساحت داستان آورده و در قالبی پذیرفتنی به خواننده ارائه کند. با این حال میان میلک واقعی و میلکی که علیخانی در جهان داستانهایش خلق کرده تفاوت های بسیاری نیز وجود دارد. درواقع این توفیق آثار او بوده که توانسته تصویری دلخواه خود و متناسب با جهان داستانی‌اش از این اقلیم ارائه کند.

بیوه کشی نخستین رمان یوسف علیخانی نیز در همین اقلیم رخ می دهد و بن مایه اصلی کتاب به یکی از رسوم دیرینه‌ در میان مردم این ناحیه می پردازد که البته در دیگر نواحی ایران نیز به شکل های کم و بیش مشابه دیده شده است.
ادامه مطلب را بخوانید

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
جلال ستاری در آیینه «اُدیپ در جاده»
http://www.donya-e-eqtesad.com/upload/iblock/13b/13b9c34ac8dcd31efa070034d6d59201.jpg 
کیمیا رهجو (روزنامه شرق): سال‌ها پیش جلال ستاری، در بخش پایانی کتاب «بازتاب اسطوره در بوف کور» (انتشارات توس، چاپ اول١٣٧٧)، به معرفی کتاب «اُدیپ در جاده»، می‌پردازد و این‌چنین می‌نویسد: «این بود شرح مختصر رمان زیبای اُدیپ در جاده که امیدوارم مترجم چیره‌ای چون دوست بزرگوارم عبداله توکل روزی آن را به فارسی برگرداند. این کار صرف‌نظر از نعمت لذت‌‌بردن از خواندن رمانی زیبا، دو فایده عمده دارد: یکی اینکه الگویی برای نوشتن داستانی براساس اسطوره‌ای شناخته به ‌دست می‌دهد و دوم اینکه اُدیپِ «غیر فرویدی»، را به ما می‌شناساند». کتاب مذکور، اما نه با ترجمه عبداله توکل که با ترجمه سعید صادقیان و نجما طباطبایی، سال گذشته توسط نشر آموت روانه بازار شد. فارغ از همه مسایلی که این رمان را خواندنی ‌می‌کند، در اینجا با قهرمانی روبه‌روییم که پیش و بیش از هر چیز نمادی است از حرکتی مداوم و تکاپویی مصرانه.
مردی که به‌دور از مردمان، تن به جاده‌ای می‌سپارد که از فرجامش هیچ نمی‌داند: «او نه به جاده‌ها اعتنا می‌کند، نه به موانع. از میان بیشه‌ها، جنگل‌ها و مزارع می‌گذرد. از تپه‌ها و صخره‌ها به‌سختی بالا می‌رود، با خطرکردنِ بسیار در مسیل‌ها شیرجه می‌زند، از شیبِ تندشان بالا می‌رود، از جویبارها، نهرهای خروشان، رودخانه‌ها، با گیردادن خود به هرجایی که شد، می‌گذرد. خارها و شاخه‌ها او را مجروح کرده‌اند، تنش پوشیده از زخم‌هایی است که نتیجه سقوط‌هایش هستند... کجا می‌خواهد برود؟ نمی‌داند. گاه می‌گوید هر کجا، گاه می‌گوید هیچ‌کجا، اما راه می‌رود، تمام روز را راه می‌رود و همیشه صافِ صاف». (از متن کتاب) هنگامی که اُدیپ در تراژدی سوفوکل از شهرش رانده می‌شود و کور خود را پشت دروازه‌های شهر در ابتدای راهی می‌یابد که از پایانش هیچ آگاهی ندارد، چاره را در حرکتی بی‌وقفه می‌بیند، چراکه زندگی زین‌پس برایش این‌گونه معنا می‌شود.
 
قدری آن طرف‌تر، اما مردی را داریم که سال‌ها پیش از تمام موقعیت‌های شغلی‌اش رانده (مرخص) شد، تا در آغاز همین راه قرار گیرد و زندگی‌اش را با همین‌ حرکت بی‌وفقه معنا بخشد: جلال ستاری، نویسنده‌ای که نگاهی گذرا به کارنامه فرهنگی‌اش هر مخاطبی را به تحسین وامی‌دارد. بیش از نیم‌قرن قلم‌راندن در عرصه‌های مختلف علوم انسانی همچون اسطوره‌شناسی، روان‌شناسی، نمایش و نقد از جلال ستاری، اسطوره‌ای فرهنگی ساخته که کتاب قطور «مصاحبه با جلال ستاری»، (ناصر فکوهی، نشر مرکز، ١٣٩٤) تنها انعکاسی است از آن همه تلاش ‌پیگیر و خستگی‌ناپذیر.
آنچه شاید جلال ستاری را از بسیاری دیگر متمایز می‌کند، روگردانی او از محیط‌های دانشگاهی و نیز ماندن او در ایران است. در روزگاری که مقاله‌سازی و جعل مدرک، سکه رایج دانشگاه‌ها شده است و دعوا بر سر کرسی‌های دانشگاه فضای علمی کشور را به بازار مکاره‌ای بدل ساخته، جلال ستاری، همچنان بلندهمت و ساعی، در خلوت خود و فارغ از هیاهو به تألیف و ترجمه مشغول است. ناصر فکوهی، در معرفی او می‌گوید: «او نوشت تا کار کند تا از کار زندگی کند، ستاری تا به امروز کار کرد تا دِین خود را به زندگی بپردازد». (١٩ آذر ٩٣، نقل از ایسنا) خود او نیز عمیقا معتقد است: «فرهنگ تعطیل‌بردار نیست! یعنی نمی‌شود منتظر ماند تا اوضاع و احوالی پیش بیاید تا کاری انجام داد. فرهنگ وقفه برنمی‌دارد اگر این طور باشد، فاجعه است. به عقیده من فرد فرهنگی باید از هر فرصتی‌ برای انجام کارش استفاده کند. در تمام این دوران من منتظر عرصه‌ای دیگر یا ناکجاآباد نبودم که شاید هم پیش نیاید. این‌طور نیست که دست روی دست بگذاریم تا یک مدینه فاضله فرهنگی به‌وجود بیاید و بعد شروع کنیم. من همیشه فکر می‌کردم که چیزی دیگری در من وجود دارد که با آن باید بر همه این چیزها غلبه کنم و جلو بروم و نه اینکه من مغلوب اوضاع و احوال شوم.» و این امری درونی که جلال ستاری را تا به امروز به نوشتن بی‌وقفه و ساختن چنین بنای رفیعی از واژگان ترغیب کرده است، فصل مشترک او با قهرمان رمان بوشو و نیز خود نویسنده آن است. انسان‌هایی که پاسخ همه سرگردانی‌های وجودی را در حرکت پیوسته می‌بینند و کار بی‌وقفه را مرهمی می‌دانند بر تمام ناملایمت‌های هستی.
 درواقع پاسخ اُدیپ به چیستی هستی‌اش در حجاری موجی بر صخره‌ای ساحلی منعکس شده است که حرکتی ابدی را در دل خود جای می‌دهد. حرکتی که نه تنها تمثیلی از مبارزه‌ای مداوم با تقدیر است بلکه به‌مثابه طعنه‌ای به مرگ (یا بهتر بگوییم یاد مرگ) می‌ماند که ردپای سردش در تمام اسطوره‌ها جاری است. همان‌طور که برای بوشو، اُدیپ همچنان و همیشه در جاده است، همان‌طور که برای کامو، «سیزیف» از آن روی خوشبخت است که (فارغ از فرجام کار) در مبارزه‌ای ابدی برای رساندن سنگ به قله است، برای ستاری‌ نیز نوشتن و پیوسته‌‌نوشتن، تنها دلیل‌ بودن است. و از همین روی در پاسخ به عباس محبعلی که از او می‌پرسد وقتی «شما اینجا تنهایید، به مرگ هم فکر می‌کنید؟» این‌گونه پاسخ می‌گوید: «به‌هر‌حال در جواب شما باید بگویم نه قربان، آن‌قدر گرفتار کارهایم هستم که اگر از اینجا بروید، محال است بنشینم و به این چیزها فکر کنم، می‌روم پشت میزم و کارم را ادامه می‌دهم. مرگ می‌آید، نیازی نیست به استقبالش بروید». (١٦ آذر ٨٩، شرق) بنابراین شاید بتوان گفت که جلال ستاری، همچون ادیپِ بوشو، همچون خودِ بوشو «تاجش را در امان نگه داشته است چراکه تاج او در وجودش است»، (از متن کتاب) همچون بسیاری دیگر که زندگی و وجود خویش را، نستوه و استوار، در حرکتی ابدی معنا می‌بخشند.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
سایه‌ی امید
http://s6.uplod.ir/i/00634/ah8u2fido02h.jpg 
نسرین قربانی (روزنامه ابتکار) - گاهی برای عبوراز یک جریان اصلی، مقدمه و پیش زمینه‌ای لازم است که ما را به انتهاییِ آغازین برساند!
رمانِ: من پیش ازتو، نوشته ی: جوجو مویز، و ترجمه ی: مریم مفتاحی، دقیقاً همین مسیررا طی می‌کند. دو بخش ابتدایی، مقدمه‌ای است برای ورود به شاهراه داستان؛ به انسان هایی که بی خبرازرقم خوردنِ سرنوشت هاشان هستند و ناخواسته به سوی آن چه که تعیین شده گام برمی دارند. کتاب قراراست ازصفحه‌ی چهل به بعد، درسراشیبی بیفتد وهمه‌ی سکان داستان را دردست گرفته و خواننده را همراه خود بکشد. ازآن جاست که می‌خواهی یک نفس و بی وقفه بخوانی وتا به آخرپیش بروی. نویسنده به شکل راوی دانای کل، دوربینی دست گرفته وهمه جا همراه مان است. دوربینی که قراراست همه چیزو همه کسی را خوب دیده و ازنظردورندارد. صفحه‌ی 40، آن جا که مادر، پسرش را معرفی می‌کند، درواقع عطف به صفحه‌ی 12 است. درواقع حدود سی صفحه انگارنویسنده، مهره‌ها را می‌چیند وبعد ازخواننده می‌خواهد باقی بازی را دردست بگیرد.ویل، تنها فرزندِ خانواده‌ی بسیارمرفه ومدیرموفق یک شرکت بزرگ، که سرنوشت‌اش درآنی زیر و رو می‌شود؛ و درست ازهمان جاست که داستان مسیراصلی را به خواننده نشان می‌دهد.سرنوشت، گاهی جایی خِفتِ انسان‌ها را می‌گیرد که دراوجِ لذت‌های مادی غوطه می‌خورد. دقیقن مصداق مثال: به مال‌ات ننازکه به شبی بند است و به جمال‌ات ننازکه به تبی بند است.یک اتفاقِ بسیاربسیاردورازذهن می‌تواند روی همه‌ی زندگی سایه بیندازد و یا همه‌ی زندگی و آینده‌ی کسی را دربرگرفته وبه روشنایی سوق‌اش دهد.ویل و لوسی، هریک ازدو طبقه‌ی اجتماعیِ کاملاً متفاوت و البته با خصوصیات رفتاری متضاد، قراراست درانتهای راهِ اصلی، مسیرسرنوشت شان به شکلی با هم تلاقی کرده وبعد هریک به شکلی به راه شان پایان دهند. به عبارتی جایی اززندگی، بخشی از سرنوشت شان درهم و با هم می‌شود و درست درنقطه‌ی تلاقی، ازهم می‌پاشد.لوسی ازنظرظاهری و گفتاری و خانوادگی، دقیقاً خصوصیات بارزِطبقه‌ای ازاجتماع را دارست که زندگی وادارش کرده ادبیاتی خاص همان طبقه را به کاربَرد، اما این گویش و حتا پوشش درهمه‌ی سطوح مورد تایید نیست و باید با همه‌ی توان‌اش سعی کند به سرعت با آن چه که قراراست برایش پیش بیاید، خود را وفق بدهد. آن بخش ازجامعه‌ای که به آن تعلق ندارد و حالا به جبرداخل آن شده. مثل گردابی که ناخواسته پا می‌گذراد و باید تا به انتها پیش برود.آن چه که او را ازخانواده متمایزمی کند، تبعیض و تمایزبین او وخواهرش است که تاثیرعمیقِ این رفتار، به عدم اعتماد به نفسِ یکی وغرورو خودخواهیِ دیگری همراه با چاشنیِ بدجنسی دردیگری است؛ و درجهشی به سوی سرنوشت، آن چه را که درمقابل خود می‌بیند، همه‌ی اعتماد به نفس و استعدادهای ذخیره شده‌ی سال هاست که هرگزبه شکلی جدّی دیده نشده است. دختری که حضوراو تنها با درآمدی که برای خانواده به دست می‌آورد، تا حدی دیده می‌شود؛ لوسی تنها زمانی عضوی قابل توجه ازخانواده به حساب می‌آید که پولی و درآمدی دارد تا منبع تنفسی برای بقیه باشد؛ و این تبعیض سرانجام موجب مسائلی می‌شود که درخلال داستان می‌خوانیم.گاهی حتا محدوده‌ی آزادی‌های فردی هم درطبقات مختلف اجتماعی، متفاوت است. نوع فرهنگ و رفتارهای اجتماعی افراد در طبقات مختلف، به گونه‌ای خاصِ همان طبقه است؛ دختری که درکافه کارمی کرده و متعلق به بخشی ازاجتماع است که بیرون ازآن جایگاه ویژه‌ای ندارد، برای این که خود را به سمت و سوی آن‌ها سوق دهد، مجبوراست تعدیلی دررفتاروگفتارو حتا نوع پوشش خود ایجاد کند تابتواند اندکی ازآن همه اختلاف طبقاتی را جبران کرده و کمی به سطح بیاید. گاهی انسان نمی‌داند آن چه که قدم گذاشته، راهی به استحاله‌ای عمیق و درونی دارد که یکی دیگرازدرون‌اش بیرون آمده و باورکند بازی‌های زندگی را.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
پرفروش‌ترین‌های پاییزی
 
به گزارش ایلنا (خبرگزاری کار ایران) کتابفروشی ارغوان: تازه‌ترین اثر ترجمه شده از جوجو مویز با نام «من پیش از تو» در جایگاه ابتدایی لیست پرفروش‌های کتابفروشی ارغوان ایستاده است. البته فروش دو اثر داستانی خارجی «جزء از کل» نوشته‌ی استیو تولز و «اگر یک مرد را بکشم، دو مرد را کشته‌ام » هم درخور توجه بوده و این هفته جایگاه این دو کتاب در لیست فهرست پرفروش‌ها رتبه‌های خوبی دارند. همچنین نکات طنز ابراهیم رها درباره‌ی عادات اجتماعی بد ما یعنی «چقدر خوبیم ما» هم از دیگر کتاب‌های محبوب این فروشگاه بود که در اولین روزهای پاییز مورد توجه مخاطبان قرار گرفت و در انتهای فهرست پرفروش‌های این فروشگاه ایستاد. به جز این چهار کتاب، «بی‌شعوری» خاویر کرمنت نیز مورد استقبال علاقه‌مندان به کتاب‌های اجتماعی و روان‌شناسی قرار گرفته است.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
در دنیایی از رمز و راز
http://www.morour.ir/images/00157-akvaryom.jpg 
مریم غفوری جاهد (سایت مرور): «آکواریوم شماره 4» تازه ترین اثر میترا داور  یکی دیگر از آثار داستانی است که در دنیایی از رمز و راز سیر می کند. «آکواریوم شماره 4» نام عجیب و غریبی نیست اما داستان های این مجموعه نیز همچون کارهای پیشین نویسنده سرشار از رمز و رازهایی است که خواننده برای فهم داستان باید به آنها توجه کند . باز هم نگاهی رمزآمیز به دنیای انسانی در این مجموعه داستانهای تخیلی و رمزی در کنار روایت های روزمره قرار گرفته اند اما به نوعی در اکثر این داستان ها روابط مخدوش انسانی و فاصله گرفتن انسانها از یکدیگر و از انسانیت به چشم می خورد. فضای بدبینانه ای که از ابتدا  در اولین داستان این مجموعه یعنی داستان «آکواریوم شماره 4»وجود دارد خواننده را برای ادامه داستان آماده می کند. . این اکواریوم که تور جهانگردی، مردم را به آن راهنمایی کرده و معلوم نیست در کجا قرار دارد، می تواند نمادی از دنیا باشد، اما شبیه باغ وحشی است که حیوانات در آن نقشی ندارند در اینجا آدم هایی را می بینیم که به جای ماهی در اکواریوم قرار دارند . اولین رمزها تمساح های کنار حوض هستند که معلوم نیست مصنوعی اند یا طبیعی. همه چیز در هاله ای از شک و تردید قرار دارد مردم حرف راهنما را باور ندارند .مرد میانسالی که به وجود تمساح ها شک دارد، رمز انسان باتجربه است و بچه ای که هنوز درگیر مناسبات ضد انسانی نشده رمز فطرت پاک است که از این مکان خوشش نمی آید . توی این باغ وحش هم انسان ها و هم حیوانها لجبازند . دنیایی پر ازخشونت که ظاهرا دیدنی است . نویسنده با نگاهی انسانی به دنیای آینده می نگرد . انسانها برای تنوع، جلب توریست  کسب درآمد بیشتر، همنوع خود را در آکواریوم قرار داده اند تا در دنیای پر از رقابت بتوانند متفاوت جلوه کنند. عادت ها چیزی است که نویسنده به آن اشاره کرده است هر چیزی هر چقدر بد و چندش آور باشد بعد از مدتی عادت می شود . شاید حیوانها را هم وقتی برای اولین بار به کار گرفتند تا در خدمت انسان باشد همینقدر غیر قابل باور بود ولی در دنیای امروزی این کار کاملا طبیعی جلوه می کند و گویا از ابتدای خلقت بشر این جزو طبیعی ترین حقوق حیوان و انسان بوده است  اما با این وجود هنوز کسانی هستند که در گروه حمایت از حیوانات قرار دارند. این داستان، نمادی از دنیای ضد انسانی است اگر انسانی به قوانین ضد انسانی اعتراض کند بقیه سعی می کنند او را قانع کند و این نقش بیشتر از آن تاجران است که از این راه به ثروتهای کلانی رسیده اند . دنیای سرمایه داری که حیوانات را برای درآمد بیشتر پرورش می دهد روزی هم از انسانها برای این کار استفاده میکند همانظور که خوردن حیواناتی که برای این کار پرورش می دهند اشکالی ندارد اگر روزی انسان ها را برای مقصدی خاص پرورش دهند هم ایرادی نخواهد داشت البته در ابتدا ممکن است عملی وحشتناک به نظر بیاید اما به مرور عادی می شود.همانطور که در باغ وحش ظاهرا از حیوانات حمایت می شوند در این مکان نیز  در ظاهر از اعضای داخل اکواریوم حمایت می شود مثلا مواظبند که نور آنها را اذیت نکند یا می گویند از فلان کار خوششان نمی آید.
ادامه مطلب را بخوانید

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
داستان هاي منتشر نشده ي فلانري اوكانر مي آيند
فلانری اوکانری 
آذر عالی‌پور که پیش‌تر ترجمه بخش عمده‌ای از داستان‌های فلانری اوکانر را توسط نشر آموت منتشر کرده بود، 6 داستان بازمانده از این مجموعه‌ را با همین ناشر روانه بازار نشر می‌کند.

عالی‌پور، مترجم داستان‌هایی از نویسندگان مطرح آمریکایی، «آتش در کوهستان» از آنیتا دسای، بورا اسلوئیل و ویلیام ترور در گفت‌وگو با خبرنگار فرهنگی آنا درباره انتشار داستان‌های فلانری اوکانر گفت: «در مجموعه داستان‌های کوتاه فلانری اوکانر که پیشتر توسط نشر آموت منتشر شد، 6 داستان از انتشار بازمانده بود که قرار است در مجموعه‌ای دیگر توسط همین انتشارات به چاپ برسد.»

وی ضمن بیان این مطلب که دلیل نرسیدن این 6 داستان به مجموعه‌ 700 صفحه‌ای «داستان‌های کوتاه فلانری اوکانر» تنها فاصله‌ای بوده که برای ترجمه این داستان‌ها ایجاد شده، اظهار داشت: «ابتدا قرار بود تمام داستان‌های کوتاه اوکانر همانند مجموعه‌ زبان اصلی‌اش در آمریکا و اروپا، در یک مجموعه چاپ شود اما خستگی من بعد از ترجمه 25 داستان و تصمیم ناشر باعث شد تا این 6 داستان را در مجموعه‌ای دیگر منتشر کنیم.»

این مترجم ضمن بیان این خبر که مجموعه داستان‌های کوتاه این نویسنده آمریکایی در نمایشگاه کتاب امسال به چاپ دوم و یکی دو هفته پیش به چاپ سوم رسیده است، اظهار داشت: «کار ترجمه داستان‌های باقی‌مانده را فروردین‌ماه امسال به پایان رسانده و نمونه‌خوانی کرده‌ام؛ اما از آنجایی که ناشر چاپ دوم کتاب اول را در نمایشگاه داشت و فصل تابستان را نیز به دلیل رکود بازار نشر مناسب نمی‌دانست، قرار بر این شد که مجموعه دوم در پاییزماه منتشر شود.»

وی درباره جنس آثار اوکانر و جذب مخاطبان ایرانی افزود: «داستان‌های اوکانر جزو داستان‌های عامه‌پسند دسته‌بندی نمی‌شوند و از جایگاهی خاص در آمریکا و جهان برخوردار است؛ آنچنانکه در بسیاری از دانشکده‌های ادبیات جهان، مورد تدریس و بررسی قرار می‌گیرد. اما خوشحالم که آثار این نویسنده با استقبال مخاطبان ایرانی روبرو بوده که رسیدن آن به چاپ سوم، موید این مساله است.»

عالی‌پور که به دلیل درمان بیماری دیسک کمر، مدتی‌است مجال ترجمه‌های تازه را نداشته گفت: «بیشتر علاقه‌دارم بعد از بهبودی، به سراغ ترجمه رمان بروم اما از آنجایی که انتشار بسیاری از احساسات و وقایع انسانی و اجتماعی در ایران نیست، کار ترجمه رمان همیشه با مشکلاتی روبرو خواهد بود. بنابراین اگر خواستم به سراغ ترجمه‌ داستان کوتاه بروم، ترجیحم این است که مثل تجربه ترجمه آثار اوکانر، باز هم مجموعه داستان‌های نویسندگان را به صورت کامل ترجمه و منتشر کنم.»

داستان‌هایی همچون رمان «شهود» از فلانری اوکانر، مجموعه داستان «شمعدانی» از اوکانر، «شلیک به قاضی پرایس» مجموعه داستان از نویسندگان مطرح آمریکایی، رمان «آتش در کوهستان» از آنیتا دسای نویسنده هندی تبار، رمان «لحظه ایست روییدن عشق» از لورا اسکوئیول نویسنده مکزیکی از جمله ترجمه‌های این مترجم است.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
کارد زدن به گوجه فرنگی
http://images.persianblog.ir/594119_L0OWwenJ.JPG 
هر سال در فصلش می خوام مرباهای مختلفی درست کنم. می خواهم ترشی هایی را که بلد هستم درست کنم. غذاهایی را که دارند از یاد می روند بپزم. تابستان سبزی های مختلف را در خانه خشک می کنم. میوه خشک می کنم. با این که روز به روز توانم برای انجام کارها کم تر می شود اما نیرو و حسی مرا به سوی درست کردن آنها سوق می دهد. گاه از این که خود را برای انجام دادن این کارها به تعب می اندازم، حیرت می کنم.
ادامه مطلب را بخوانید

Labels: ,

aamout[at]gmail[dot]Com
در پرتو آیین ها
یوسف علیخانی و بیوه کشی 
علی‌الله سلیمی: بیش از یک دهه از فعالیت های ادبی یوسف علیخانی در حوزه ادبیات بومی- ویژه حوالی الموت- می گذرد و در این مدت نویسنده کوشیده با استفاده از انواع شیوه های نوشتاری در بازتاب فرهنگ و ادبیات این ناحیه قدم بردارد. حوزه های نویسندگی علیخانی در این عرصه چند سویه بوده و او از اغلب اهرم های موثر در این زمینه بهره برده تا راوی صادقی باشد برای اقلیمی که در آن به دنیا آمده و احساس تعلیق ویژه ای به آن دارد. ریشه های این علاقه به بومی نگاری در پرونده ادبی یوسف علیخانی را می توان در فعالیت های پژوهشی این نویسنده در سال های پایانی دهه هفتاد جستجو کرد که حاصل آن در ابتدای دهه هشتاد در قالب کتاب پژوهشی«عزیز و نگار» (بازخوانی یک عشق نامه) منتشر شد. این کتاب بازخوانی روایت های شفاهی و مکتوب مردم روستاهای منطقه رودبار و الموت، ‌تنکابن و ‌اشکور از ماجرای عزیز و نگار (دو دلداده) بود که در زمان انتشار بازتاب خوبی در میان خوانندگان داشت. گام بعدی علیخانی در این حوزه ورود به دنیای خلاقانه قصه ها بود که این بار در قالب مجموعه داستان های سه گانه ای منتشر شد و باز هم مورد استقبال خوانندگان قرار گرفت. پنج سال بعد از انتشار آخرین مجموعه داستان علیخانی، اکنون نخستین رمان این نویسنده باز هم در محیط جغرافیایی قصه های قبلی او منتشر شده؛ رمان«بیوه کشی» که اثری با درونمایه باورهای بومی در منطقه الموت و روستای«میلک»است و فضای تازه ای از آن ناحیه در برابر خوانندگان قرار می دهد. علیخانی این بار اجتماعی کوچک روستایی و باورهای کهن آنها را زیر ذره بین قرار می دهد تا ناکارآمدی بسیاری از آیین های مردمان پیشین این ناحیه در روزگار معاصر را به چالش بکشد. فصل های اولیه رمان نشان می دهد ساکنان روستا در پرتو آیین های به یادگار مانده از گذشتگان خود با خوشی و صلح و صفا زندگی می کنند اما وقوع برخی وقایع در دنیای امروز باعث می شود ناکارآمدی برخی از این آیین های منسوخ شده در دنیای جدید خودنمایی کند. ماجراهای رمان با ورود حضرتقلی و خانواده اش به روستای میلک شروع می شود. او به همراه هفت پسرانش چوپانی گله های اهالی را به عهده می گیرند و در این میان، پسر بزرگ حضرتقلی، «بزرگ» به «خوابیده خانم»دختر پیل آقا که به نوعی معتمد و بزرگ روستا محسوب می شود دل می بندد. از سوی دیگر، اژدر، پسر خاله خوابیده به این دختر علاقه دارد. ازدواج خوابیده و بزرگ دیری نمی پاید و با مرگ مرموز بزرگ در اژدر چشمه، اولین گره اساسی در پیرنگ قصه ایجاد و داستان وارد مرحله تازه ای می شود که تمرکز اصلی نویسنده هم بر این مرحله استوار است. 
ادامه مطلب را بخوانید

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com