در پرتو آیین ها
یوسف علیخانی و بیوه کشی 
علی‌الله سلیمی: بیش از یک دهه از فعالیت های ادبی یوسف علیخانی در حوزه ادبیات بومی- ویژه حوالی الموت- می گذرد و در این مدت نویسنده کوشیده با استفاده از انواع شیوه های نوشتاری در بازتاب فرهنگ و ادبیات این ناحیه قدم بردارد. حوزه های نویسندگی علیخانی در این عرصه چند سویه بوده و او از اغلب اهرم های موثر در این زمینه بهره برده تا راوی صادقی باشد برای اقلیمی که در آن به دنیا آمده و احساس تعلیق ویژه ای به آن دارد. ریشه های این علاقه به بومی نگاری در پرونده ادبی یوسف علیخانی را می توان در فعالیت های پژوهشی این نویسنده در سال های پایانی دهه هفتاد جستجو کرد که حاصل آن در ابتدای دهه هشتاد در قالب کتاب پژوهشی«عزیز و نگار» (بازخوانی یک عشق نامه) منتشر شد. این کتاب بازخوانی روایت های شفاهی و مکتوب مردم روستاهای منطقه رودبار و الموت، ‌تنکابن و ‌اشکور از ماجرای عزیز و نگار (دو دلداده) بود که در زمان انتشار بازتاب خوبی در میان خوانندگان داشت. گام بعدی علیخانی در این حوزه ورود به دنیای خلاقانه قصه ها بود که این بار در قالب مجموعه داستان های سه گانه ای منتشر شد و باز هم مورد استقبال خوانندگان قرار گرفت. پنج سال بعد از انتشار آخرین مجموعه داستان علیخانی، اکنون نخستین رمان این نویسنده باز هم در محیط جغرافیایی قصه های قبلی او منتشر شده؛ رمان«بیوه کشی» که اثری با درونمایه باورهای بومی در منطقه الموت و روستای«میلک»است و فضای تازه ای از آن ناحیه در برابر خوانندگان قرار می دهد. علیخانی این بار اجتماعی کوچک روستایی و باورهای کهن آنها را زیر ذره بین قرار می دهد تا ناکارآمدی بسیاری از آیین های مردمان پیشین این ناحیه در روزگار معاصر را به چالش بکشد. فصل های اولیه رمان نشان می دهد ساکنان روستا در پرتو آیین های به یادگار مانده از گذشتگان خود با خوشی و صلح و صفا زندگی می کنند اما وقوع برخی وقایع در دنیای امروز باعث می شود ناکارآمدی برخی از این آیین های منسوخ شده در دنیای جدید خودنمایی کند. ماجراهای رمان با ورود حضرتقلی و خانواده اش به روستای میلک شروع می شود. او به همراه هفت پسرانش چوپانی گله های اهالی را به عهده می گیرند و در این میان، پسر بزرگ حضرتقلی، «بزرگ» به «خوابیده خانم»دختر پیل آقا که به نوعی معتمد و بزرگ روستا محسوب می شود دل می بندد. از سوی دیگر، اژدر، پسر خاله خوابیده به این دختر علاقه دارد. ازدواج خوابیده و بزرگ دیری نمی پاید و با مرگ مرموز بزرگ در اژدر چشمه، اولین گره اساسی در پیرنگ قصه ایجاد و داستان وارد مرحله تازه ای می شود که تمرکز اصلی نویسنده هم بر این مرحله استوار است. 
طبق یک رسم دیرینه در بین ساکنان روستا، زن بیوه با برادر شوهر جوانمرگ شده خود ازدواج می کند که این اقدام به تعداد فرزندان پسر خانواده شوهر، در هفت مرحله برای خوابیده خانم اتفاق می افتد. به این شکل خوابیده خانم به لحاظ حضور مستمر و تاثیرگذار در بیشتر قسمت های داستان، به شخصیت اصلی و قهرمان رمان تبدیل می شود. در مقابل او شخصیت اژدر قرار دارد که ضد قهرمان این اثر محسوب می شود. اژدر حضور ملموسی در صحنه های رمان ندارد و معمولا غایب است، اما جای پای او در قتل های زنجیره ای رمان احساس می شود. پایان رمان هم مانند بسیاری از آثار کلاسیک با پیروزی نیروی خیر بر نیروی اهریمن یا همان نیروی شر همراه است. خوابیده خانم در نهایت اژدر را از بین می برد و امید بهبود اوضاع در پایان رمان احساس می شود. آنچه به این اثر علیخانی ویژگی نسبتا منحصر به فردی می دهد، دنیای داستانی اختصاصی این نویسنده است که محیط جغرافیایی آن بعد از انتشار چند اثر تا حدودی شناخته شده است.  به رغم رفتارهای غریب شخصیت های داستانی، اما جهان بینی آنها برای خوانندگان آثار علیخانی آشناست و گویی قانون نانوشته ای بین نویسنده و مخاطبانش برقرار است که این شخصیت های را همین طوری که در داستان رفتار می کنند بپذیرند. با آن که در جاهایی از داستان، بیان افسانه ای به خط داستانی علیخانی غلبه می کند و این می تواند پاشنه آشیل آثار او باشد اما ارتباط و آشنایی پیشین خوانندگان با شخصیت های میلکی، موانع را تا حدودی برطرف می کند. هر چند این مسئله نمی تواند برای همیشه دوام داشته باشد. یوسف علیخانی تا به امروز تقریبا در تمامی آثارش به ویژه در رمان اخیرش؛ بیوه کشی تعلق خاطر خود به قصه های بومی ناحیه الموت را نشان داده است. قصه هایی که در باور ساکنان این منطقه ریشه دارد و اگر کسی بخواهد آنها را در غالب روایت های جدید و داستان امروزی روایت کند چاره ای ندارد جز این که در بخش هایی از اثر خود به افسانه ها مراجعه کند. در بیوه کشی هم بهره گیری از افسانه ها و قصه های بومی صورت گرفته که اتفاقا جای بحث دارد. نویسنده در رمان بیوه کشی از قواعد افسانه ها تا حدود زیادی استفاده کرده است. اثر حاضر مملو از نشانه های نمادین است که در داستان های امروزی معمولا تا این اندازه از آنها استفاده نمی شود. این رویکرد نویسنده در موارد متعددی مانند بازی با اعداد از جمله هفت، اسامی شخصیت ها و آیین های کهن مانند قربانی کردن دیده می شود که همه این ها باعث شده سمت و سوی داستان به طرف افسانه ها کشیده شود. شاخص ترین نشانه بهره گیری از قواعد افسانه ها در بیوه کشی، استفاده از صحنه ها و وقایع غیر متعارف در بخش های کلیدی رمان است که باورپذیری اثر را تا حدودی کمرنگ می کند. مانند صحنه های مرگ پسران حضرتقلی در دهانه اژدر چشمه که البته وضوح چندانی در داستان ندارد. اما چگونگی روایت این ماجراها توسط برادران بازمانده از این وقایع آنها را تا حدودی فرا واقعی جلوه می دهد. مرور آثار قبلی نویسنده هم نشان می دهد او به استفاده از قواعد افسانه ها در آثارش علاقه دارد. نکته ای که اکنون به یک نشانه ثابت در آثار یوسف علخانی تبدیل شده است. به نظر می رسد تمرکز بیش از حد نویسنده در این زمینه می تواند باعث بروز نشانه های ضعف در آثار بعدی وی باشد، چرا که توجه بیش از حد به قواعد افسانه ای، اکنون آثار یوسف علیخانی به ویژه رمان اخیر او؛ بیوه کشی را تا مرز بازآفرینی افسانه های عامیانه به شکل و زبان جدید امروزی تقلیل داده است. این در حالی است که با توجه به شناخت این نویسنده از دنیای داستان که تا به حال با انتشار چند اثر موفق به اثبات رسانده است، اگر او بخواهد تا حدودی از علاقه و شیفتگی خود به قصه های عامیانه سرزمین مادری خود عبور کند طبعا قصه های تازه از این ناحیه روایت خواهد کرد که روح زمانه اکنون به مراتب بیشتر از قبل در آنها طنین انداز خواهد شد. البته علیخانی در رمان بیوه کشی به این نکته گوشه چشمی داشته است. با آن که در رمان بیوه کشی اشاره مستقیمی به زمان وقوع حوادث داستان نشده اما نشانه هایی در اثر هست که حکایت از دوران نه چندان دور دارد. استفاده از خودرو سیمرغ و فعالیت نیروهای ژاندارمی در منطقه تا حدودی زمان را نشان می دهد. با این حال، فضای حاکم بر داستان همچنان مطابق گذشته های دور است.
چاپ های اول (1394) رمان«بیوه کشی» نوشته یوسف علیخانی، در 304 صفحه، با شمارگان 1100 نسخه و قیمت 17500 تومان از سوی انتشارات آموت در تهران به چاپ رسیده است. (چاپ دوم این اثر هم اخیراً منتشر شده است)

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
0 Comments:

Post a Comment