گفتگو با سحر حسابی، مترجم رمان "راز شوهر"
 
مهشیدسادات فهیم (روزنامه دنياي اقتصاد): رمان «راز شوهر» داستان انسان‌هاست و راز‌هایی که زندگی آنان را به هم پیوند داده است. داستان انسان‌هایی است که دروغی ویرانگر را با خود حمل می‌کنند و در مسیر زندگی یاد این دروغ‌ها رهایشان نمی‌کند. در عین حال، روایتگر زندگی افرادی است که حاضرند برای حفظ آرامش عزیزانشان همه زندگی خود را فدا کنند. چاپ دوم رمان «راز شوهر» نوشته «لیان موریارتی» اخیرا با  ترجمه در 400 صفحه و به قیمت 22500 تومان توسط «نشر آموت» منتشر شده و مورد استقبال مخاطبان قرار گرفته  است.
خانم حسابی چه شد که ترجمه رمان را تجربه کردید؟
احساس می‌کنم علاقه شخصی خودم به ادبیات در این زمینه تاثیر بسیاری داشته است. غرق شدن در شخصیت‌هایی به جز زندگی واقعی و توان تجربه همزمان چند اتفاق و امکان لمس این تجربه با ادبیات داستانی برایم جذابیت بسیاری دارد. از کودکی که قصه‌های شاهنامه را در صفحه آخر مجله کیهان بچه‌ها می‌خواندم تا دوره دبیرستان و دانشگاه که خواندن داستان به زبان انگلیسی را تجربه کردم. همیشه وقتی اثری را می‌خواندم به ترجمه همان کتاب رجوع می‌کردم یا فکر می‌کردم تغییر یک جمله خاص به زبان انگلیسی برای خواننده‌ای که هیچ‌چیز از زبان مبدأ نمی‌داند چطور ممکن خواهد شد.
و چرا «راز شوهر»؟
«راز شوهر» پیشنهاد آقای علیخانی مدیر انتشارات آموت بود. چند کتاب به من توصیه کردند. داستان «راز شوهر» را خواندم و به‌عنوان خواننده از آن لذت بردم. احساس می‌کردم حرف نویسنده را می‌فهمم. خودم را می‌توانم جای او بگذارم و درک کنم که می‌خواهد مخاطب را به چه سمتی هدایت کند.

پیش‌بینی می‌کردید که چاپ اول کتاب با چنین استقبالی مواجه شود؟
با توجه به موفقیت داستان در دنیا و استقبال فراوان از آن در استرالیا، آمریکا و اروپا انتظار موفقیت آن را داشتم اما چنین استقبالی بیشتر از حد تصور من بود.
 
کدام مولفه را عامل اصلی موفقیت «راز شوهر» می‌دانید؟
من احساس می‌کنم «راز شوهر» بسیاری از افراد را با ترس درونی‌شان روبه‌رو می‌کند. واگویه‌های ذهنی انسان‌ها و ترس از بروز آن، ترس از درهم شکستن تصویر انسانی که در نظر همگان محترم است. از طرفی دیگر، شکست‌ خوردن اعتمادی چندساله به فردی از خانواده اتفاقی است که شاید بسیاری از ما در زندگی تجربه کرده‌ایم. به‌خاطر دارم روزی در جایی خواندم «کسی چیزی می‌نویسد که انگار تو نوشته باشی‌اش» و این جمله در ذهنم باقی ماند که بخش اعظمی از لذت ادبیات و داستان همین است که احساس می‌کنی آنچه در ذهن داری را فردی دیگر در لباس کلمات نشانت می‌دهد.
باز‌خورد مخاطبان در این مدت به چه صورت بوده است؟
برخوردهای مثبت بسیاری دیدم. بسیاری به صفحه اینستاگرامم سر می‌زنند و برایم پیام می‌گذارند. برخی داستان را دوست داشتند و بعضی از ترجمه می‌گویند. بسیاری رودررو نظراتشان را به من می‌گویند. البته این بدان معنی نیست که همه برخوردها مثبت بوده است.
چه سهمی برای جنسیت نویسنده در فضای زنانه‌ای که ساخته‌است قائل می‌شوید؟
قطعا جنسیت نویسنده در ایجاد دلهره‌های زنانه داستان تاثیرگذار است. به خصوص اینکه لیان موریارتی قبل از نوشتن آثارش کند و کاو زیادی در احساسات خود و اطرافیانش می‌کند و پس از تحقیقات بسیار شروع به نوشتن کتاب می‌کند.
این فضا‌سازی سبب می‌شود کدام گروه از خوانندگان لذت بیشتری از خوانش ببرند؟
بسیاری از خوانندگان فکر می‌کنند داستان به واسطه اسمش قصه‌ای زنانه دارد. اما من با این دیدگاه موافق نیستم. ترس از دست دادن فردی که تمام عمرت را با او سپری کرده‌ای، ترس به خطر افتادن رفاه کودکانت، ترس از انتخاب درست در زندگی و پشیمانی از طی نکردن راه‌های نرفته جنسیت نمی‌شناسد. این کتاب مختص خانم‌ها نیست، اما نمی‌توان انکار کرد که خانم‌ها استقبال بیشتری از داستان کرده‌اند.
مهم‌ترین اصلی که در ترجمه رعایت می‌کنید کدام است؟
برای من درک این مساله که مخاطب عادی با داستان ارتباط برقرار کند بسیار اهمیت دارد. این کتاب اولین تجربه من در ترجمه داستان است. شک ندارم که ممکن است 10 سال دیگر از ترجمه خودم از این کتاب راضی نباشم. از خوانندگان کتاب می‌خواهم کاستی‌های کتاب را ببخشند و آن را به پای بی‌تجربگی مترجم بگذارند. جا دارد همین جا از خانم مهرک ملک‌مرزبان که یکی از ویراستاران موفق کشورمان هستند برای ویراستاری این کار تشکر ویژه کنم. زحمت بسیاری کشیدند.
در ترجمه آثار ادبی هم می‌توان اصل وفاداری را تماما رعایت کرد؟
اصل وفاداری گستره وسیعی دارد. تطبیق دو زبان باهم کار غیرممکنی است. زبان‌های مختلف با هم اشتراکاتی دارند اما هیچ دو زبانی نیست که ساختارهای کاملا مشابه داشته باشد. بنابراین اصل وفاداری تا جایی که ساختارهای مشترک اجازه می‌دهد بلامانع است اما به نظر من وفاداری به زبان مبدأ در بخش افتراقات یک افسانه است.
باز هم ترجمه رمان را تجربه خواهید کرد؟
بله. در حال حاضر در حال ترجمه داستانی دیگر هستم. ترجمه داستان را دوست دارم و می‌خواهم کارم را در این عرصه ادامه دهم. در واقع خودم را ابتدای راهی دراز و لذت‌بخش می‌بینم و می‌دانم از خلال این تجربه چیزهای بیشتری خواهم آموخت.
برای انتخاب‌های پیش رو چه مولفه‌هایی را در نظر خواهید گرفت؟
برای من قصه و شیوه روایت اهمیت بسیاری دارد. در وهله اول باید از خواندن خود کتاب لذت ببرم. خودم به‌عنوان مخاطب سوار موج کتاب شده و در دریا غرق شوم. در این صورت از ترجمه کتاب و گذراندن وقت با آن لذت بسیاری خواهم برد.


Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
0 Comments:

Post a Comment