نوشتن از "بیوه کشی" کار آسانی نیست
https://scontent.cdninstagram.com/t51.2885-15/s640x640/sh0.08/e35/13391282_1727259737550662_2054671351_n.jpg?ig_cache_key=MTI2OTUxMjU3NzE3NzMyMjU0Nw%3D%3D.2 
هانیه غفاری: نوشتن از "بیوه کشی" کار آسانی نیست، بیوه کشی که یوسف علیخانی سه سالی وقت صرف نوشتن آن کرده و به قدری بدیع و پر از جزییات هست که نقد و بررسی آن کار دشواری باشد..
بیوه کشی از رمان های محبوب ایرانی است و در  عرض یک سال به چاپ پنجم رسیده و این برای رمانی سنت شکن، که خواننده را از فضاهای مدرن شهری جدا می کند و به کوچه پس کوچه های میلک، روستایی در حوالی قزوین می برد، جالب توجه است.
بیوه کشی در عین پیچیدگی داستانی و لهجه روستایی، نثری عالی و زبانی ساده دارد،از ابتدای داستان مخاطب را همراه خود می کند و او را به دل زندگی در میلک می برد،بیوه کشی داستان نمی گوید بلکه یک زندگی را روایت می کند...
بعد از داستان پر کشش، شخصیت پردازی قوی از بزرگ ترین نقاط قوت بیوه کشی ست،همه شخصیت ها ما به ازای بیرونی دارند و هیچ کدام از نظر خواننده، غریب و غیر قابل درک نیست.از خوابیده خانوم،قهرمان داستان،که ایستاده با خرافات می جنگد و بزرگ، عشق اول و آخر خوابیده،که احساساتش را نی می نوازد،تا ننه گل، مادر دلسوزی که بهترین ها را برای یگانه فرزندش می خواهد اما ناکامی های زندگی و سرنوشت دختر، تلخ زبانش کرده وچون دختر را درعاقبت تلخش مقصر می بیند، دلسوزی و غصه اش را در قالب نیش و کنایه روانه دختر جوانش می کند.و پیل آقا،بزرگ نازنین روستا که تصویر آشنای تمام پدربزرگ های صبور و با محبت ماست..
داستان حول خوابیده خانوم می چرخد، با خواب آشفته او آغاز می شود و از همان ابتدا تکلیف خواننده و داستان را مشخص می کند و بعد از مرگ بزرگ فلاش بک داریم به گذشته،به عشق  پاک و پرماجرای خوابیده و بزرگ و مثلث عشقی که میان خوابیده و بزرگ و اژدر شکل می گیرد،که خوابیده هرچند به وصال یار می رسد اما بر خلاف داستان های پریان خبری از خوشبختی و سعادت همیشگی نیست و زندگی روی تلخ خود را نشان می دهد و بزرگ ظاهرا توسط اژدر مار کشته می شود و خوابیده خانوم،سیمای آشنای زنان نجیب روستایی، می ماند و یک بار بزرگ از رسم و رسوم و خرافه که باید در ادامه داستان به دوششان بکشد و در واقع با آن ها بجنگد.
در بیوه کشی واقعیت و افسانه در هم آمیخته اند و معجون جالبی را پدید آورده اند، و نویسنده ماهرانه در مرز بین واقعیت و خیال قدم می زند و داستان را پیش می برد،به صحنه قتل برادرها توجه کنید،چه ماهرانه توصیف شده اند،از لرزیدن زمین و خون بزرگ و چشمه که چند روز می جوشد تا نبودن جنازه ها که داستان را به سمت افسانه پیش می برد و از طرفی اشاره به نام اژدر مار و اژدر چشمه واشارات و بدگمانی خوابیده خانوم  به اژدر که ماجرا را به سمت بدمن داستان و انسانی بودن قتل ها سوق می دهد. و ذره ای افراط و تفریط در این اشارات می توانست به کل باعث نابودی داستان و باور ناپذیر شدن آن بشود.
در بیوه کشی شخصیت ها همه با لهجه صحبت می کنند که خود به شیرینی داستان و باورپذیری آن افزوده و از طرفی هرچند از اصطلاحات محلی در کتاب استفاده شده، که خواننده ناآشنا با آن هاست اما از روی آن ها می گذرد و خللی در فهم داستان ایجاد نمی شود.
نکته بعدی استفاده دلنشین از اسامی ست، گویی هر کدام از آن ها وظیفه ای دارند و قرار است نقشی در داستان ایفا کنند،از خوابیده خانوم که "نومش خوابیده، خودش ایستاده"(ومن چقدر تاکید داستان روی 'خانوم'را دوست دارم)تا عجب ناز، 'شکوفه' ای که ثمره عشق بزرگ و خوابیده خانوم است و اسامی برادران از بزرگ به کوچک،تا اشارات جالب به اژدر کوه،اژدر چشمه و حتی جایی در داستان که می بینیم دزدان به سمت کافر کوه متواری می شوند.
امتیاز دیگر بیوه کشی در توصیف شخصیت هاست، آن جا که تاکید داستان روی احوال و رفتار شخصیت هاست نه ظاهرو قیافه،و نویسنده با دادن چند کد از رفتار و کردار هرکس،شخصیت اش را برای مخاطب آشکار می کند.
ودر کل بیوه کشی رمانی است در رابطه با زندگی با رسم و رسومات، زندگی در طبیعت، در رابطه با زن و تنهایی او در ادوار مختلف..در باب تقدیر و سرنوشت و تفاوت اش با خرافه، در باب مبارزه با زشتی و پلشتی و به جنگ جهل و خرافه رفتن.
و در نهایت توصیه من این است که بیوه کشی را بخوانید، بخوانید تا فضای جدیدی را تجربه کنید، تا مدتی را هم شده از فضای مسموم شهری جدا بشوید و در کوچه پس کوچه های باغستان های میلک زندگی کنید و درگیر مبارزه شوید،به قدری توصیفات زنده و حقیقی است که خود را یکی از اعضای میلک احساس می کنید و مطمین باشید که از قد کشیدن همراه با عجب ناز پشیمان نمی شوید...

Labels: ,

aamout[at]gmail[dot]Com
0 Comments:

Post a Comment