نگاهي به كتاب «ستاره سرگردان» اثر لوكلزيو
https://encrypted-tbn2.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcTsHeoctrYBj9VTl2zRMonqAboVvfwwvFoTKnINu9P_-_n3qI8l 
مهران فياض (روزنامه ايران): ژان ماري گوستاو لوکلزيو نويسنده برنده نوبل ادبيات 2008، در سال 1940 در فرانسه متولد شد. او در شهر نيس که موطن مادري اش بود رشد کرد. در سال 1948 و با پايان جنگ جهاني دوم، به همراه مادر و برادرش راهي نيجريه شد؛ جايي که پدرش در حال خدمت به ارتش بريتانيا بود. رمان «اونيتشا»ي او که در سال 1991 منتشر شد تحت تاثير اين دوره از زندگي و روابط او با والدينش است. کتاب «ستاره سرگردان» که بلافاصله بعد از اونيتشا و در سال 1992 منتشر شد نيز به نوعي برگرفته از شرايط زندگي انسان هايي است که از روي اجبار تن به مهاجرت و اقامت در کشور ديگري مي دهند. اين کتاب به تازگي توسط نشر آموت منتشر شده است. ترجمه روان سجاد تبريزي به خوش خواني و حفظ لحن شاعرانه اثر کمک بسياري کرده است. داستان کتاب درباره دو دختراست. استر پس از جنگ جهاني دوم از روستاي محل زندگي اش در فرانسه، آواره و راهي سرزمين هاي اشغالي مي شود و در همين زمان نجمه (دختر فلسطيني) در شهر «عکا» در خانه اي زيبا همراه با خانواده اش زندگي مي کند. يک روز از طرف سازمان ملل به خانواده او گفته مي شود به مدت سه روز اين شهر را خالي کنند و در اردوگاه نورشمس مستقر شوند. طولاني شدن زمان اقامت که پنج سال به درازا مي کشد و شرايط غيرانساني حاکم بر اردوگاه را در فصل مربوط به نجمه و از زبان او اينگونه مي خوانيم: «اردوگاه نورشمس بي شک آخر دنياست چرا که به نظرم مي رسد بعد از آن ديگر نمي توانيم چيزي داشته باشيم و ديگر حتي اميد هم نمي توانيم داشته باشيم... وقتي سربازان خارجي ما را سوار بر کاميون هاي برزنت کشيده کردند و به اينجا به انتهاي دنيا، محلي که کسي نمي تواند خيلي از آن فاصله بگيرد آوردند؛ فهميدم که ديگر هيچ گاه، چيزهايي را که دوست داشتم نخواهم ديد...» استر هم که داستان با شرح کودکي او به هنگام اشغال روستاي زادگاهش؛ سن مارتن وزوبي، توسط ايتاليايي ها آغاز مي شود نيز چنين احساسي از ترک موطن خويش دارد. لوکلزيو با نگاهي موشکاف و بي طرف سعي در نشان دادن سختي و آوارگي هاي فلسطينيان و پناهندگان مهاجر يهودي دارد که اين از امتيازهاي کار اين نويسنده صلح طلب و انسان دوست است. آنچه براي او اهميت دارد سختي و فشاري است که به مردم عادي به هنگام وقوع جنگ و درگيري وارد شده است. مانند دو دخترِ داستان و بسياري ديگر، که بدون اينکه بدانند چرا، داشتن يک زندگي معمولي از آنان دريغ مي شود که حق طبيعي هر انساني است. لوکلزيو که از طرفداران حق آزادي فلسطينيان براي زندگي در سرزمين مادري خودشان است، معتقد است که آنها روزي از اين حق برخوردار مي شوند و توازن در منطقه حکمفرما خواهد شد. وي در گفت و گويي تاکيد کرده بود: «اميد فلسطين به مردمش است؛ مردمي که هر روز در اين سرزمين زندگي مي کنند آنها هستند که صلح را به دست مي آورند... چرا که چيزي که بشر به دنبال آن است جنگ نيست، بلکه صلح است»

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
0 Comments:

Post a Comment