گفت‌وگو با رضا جولایی به‌مناسبت انتشار رمان‌های «یک پرونده کهنه» و «شب ظلمانی یلدا»
http://up.persianscript.ir/uploadsmedia/94a9-reza-jolaei.jpg
علي شروقي (روزنامه شرق): «یک پرونده کهنه» تازه‌ترین رمان رضا جولایی است که اواخر سال قبل در نشر آموت منتشر شد. تقریبا همزمان با انتشار این رمان، نشر چشمه رمان «شب ظلمانی یلدا» را هم از جولایی تجدید چاپ کرد. هر دو رمان، به سیاق بیشتر آثار جولایی، زمینه‌ای تاریخی دارند. «یک پرونده کهنه» داستان ترور محمد مسعودِ روزنامه‌نگار در سال ١٣٢٦ است. تهران در سال‌های نخستین حکومت پهلوی دوم زمینه اصلی رویدادهای این رمان است. سرک‌کشیدن به نقاط تاریک شهر و ترسیم تصویری سیاه از زمانه‌ای که در آن همه چیز بوی شر و دسیسه و فساد و توطئه می‌دهد یکی از ویژگی‌های این رمان است. هرکدام از شخصیت‌های این رمان قصه‌هایی را در پشت سر دارند که جولایی حین روایت داستان اصلی، قصه‌های آن‌ها را هم باز می‌گوید و خرده‌روایت‌هایی را در خلال داستان اصلی پدید می‌آورد. در یک سوی این رمان حزب توده قرار دارد و توده‌ای‌های طراح ترور مسعود. در سوی دیگر مقامات فاسد حکومتی. یک طرف ماجرا هم خود محمد مسعود است که فصلی از داستان از زاویه دید سوم‌شخص محدود به ذهن او روایت می‌شود. شخصیت دیگر رمان یکی از کارمندان مسعود است که پیداکردن یک دفترچه رمز پای او را به معمای خونین ترور مسعود باز می‌کند. مسوول پیگیری ترور هم شخصیتی به نام کارآگاه یحیا است که آرمان‌خواهی سرخورده است. صادق هدایت هم در یکی، دوجای رمان ظاهر می‌شود تا رمان ضمن پرداختن به داستان اصلی، در حاشیه ادای دینی هم کرده باشد به استقلال رمان و به نویسنده‌ای که مستقل بود و در عین باور به استقلال ادبیات، اوضاع زمانه خود را تیزبینانه رصد می‌کرد و در آثارش به انحاء گوناگون به تصویر می‌کشید.
در «شب ظلمانی یلدا» نیز جولایی باز به سراغ دوره‌ای از تاریخ ایران رفته است و داستانی را روایت کرده که در دوران جنگ‌های ایران و روس در زمان فتحعلی‌شاه قاجار اتفاق می‌افتد و درباره مرد نقاشی است در اصفهان که به جنگ فرستاده می‌شود. در جنگ اسیر و زخمی می‌شود. فرار می‌کند و به کلبه زنی پناه می برد و داستان زندگی خود را برای زن باز‌می‌گوید. رمان مجموعه‌ای است از داستان‌های تودرتو با شخصیت‌های متعدد، گره‌افکنی‌ها و گره‌گشایی‌های پی‌درپی و طرح و توطئه‌ای سنجیده که در پایان همه این داستان‌ها را به هم پیوند می‌دهد. جولایی در روایت این رمان از اسلوب داستان‌گویی شرقی و ظرفیت‌های موجود در ادبیات کلاسیک ایرانی به خوبی استفاده کرده است. اگر «یک پرونده کهنه» سویه‌های اجتماعی آشکارتر و پررنگ‌تری دارد، در عوض در «شب ظلمانی یلدا» با وجوهی تمثیلی و رمزی سروکار داریم که زمینه اجتماعی رمان را به مفاهیمی هستی‌شناختی پیوند می‌دهند گرچه در این رمان هم تصویر دقیقی از زمانه‌ای که وقایع رمان در آن اتفاق می‌افتد به دست داده شده است، اما به‌صورت غیرمستقیم و به عنوان جزئی از کلیت رمان. «شب ظلمانی یلدا» از دو روایت اصلی تشکیل شده که یکدیگر را کامل می‌کنند. از دل هرکدام از این دو روایت، بسیار داستان دیگر سر برمی‌آورد و جولایی از دل این داستان‌های تودرتو و به‌هم‌تنیده داستان آدم‌هایی را باز می‌گوید که به قول خودش «سرنوشت‌شان به هم بافته می‌شود». گفت‌وگو با رضا جولایی را درباره این دو رمان می‌خوانید.
ادامه مطلب را بخوانید

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
رمان ِ عاشقانه‌ی «نامه» منتشر شد
https://scontent-sjc2-1.cdninstagram.com/t51.2885-15/e35/p320x320/17495371_1870494176497692_2487792194832826368_n.jpg
نامه
(رمان خارجی)
کاترین هیوز
ترجمه‌ی سودابه قیصری
نشر آموت/ چاپ اول/392  صفحه/ 25000 تومان

تینا کریگه، یک مأموریت در زندگی دارد؛ فرار از همسر دائم‌الخمر و خشن‌اش. تینا تمام ساعات روز کار می‌کند تا پس‌انداز کرده و بتواند همسرش را ترک کند. او تعطیلات آخر هفته را هم در فروشگاه خیریه‌ای سپری می‌کند. روزی هنگام جستجوی جیبِ کُت دست‌دوم اهدایی به خیریه، نامه‌ی باز نشده‌‌ای می‌یابد. تینا نمی‌تواند بر کنجکاوی خود غلبه کند. او نامه را باز می‌کند و آن را می‌خواند؛ نامه‌ای که زندگی‌اش را کاملا تغییر می‌دهد.
بیلی استرلینگ، می‌داند احمقانه رفتار کرده‌، اما می‌خواهد همه چیز را جبران کند. نامه‌ای می‌نویسد که امیدوار است آینده‌اش را تغییر دهد، نامه‌ای که همه چیز را تغییر می‌دهد اما به طریقی که بیلی حتی فکرش را هم نمی‌کند.
«نامه» داستان زندگی دو زن را بازگو می‌کند که در دهه‌های مختلفی به دنیا آمده‌اند ولی سرنوشت، آن دو را به هم پیوند می‌دهد، و نشان می‌دهد که چگونه تباهی و نابودی یکی از آن‌ها به رهایی دیگری می‌انجامد.
«کاترین هیوز» در سال 1964، در آتری نِم، چِشر، حدود چند مایلی جنوب منچستر به دنیا آمد و اولین کتاب خود «نامه» را در سال 2015 منتشر کرد که در همان سال پرفروش‌ترین کتاب  Ebook و نامزد جایزه بهترین رمان بر اساس تاریخ شد.
«سودابه قیصری» متولد 1340 در آبادان و فارغ‌التحصیل زبان انگلیسی از دانشگاه شهید چمران اهواز است. او که تا سال 1383 دبیر زبان انگلیسی بوده، کار مطبوعاتی خود را نیز از سال 74 آغاز کرده است.
پیش از این از «سودابه قیصری» ترجمه رمان «دختر گل لاله» نوشته‌ی «مارگارت دیکنسون» نیز در نشر آموت منتشر شده‌است.
رمان «نامه» نوشته‌ی «کاترین هیوز» با ترجمه‌ی «سودابه قیصری» در 392  صفحه و به قیمت 25000 تومان توسط «نشر آموت» منتشر شده است.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
«دخترِ خوب» منتشر شد
https://scontent-sjc2-1.cdninstagram.com/t51.2885-15/e35/p480x480/17931979_1693760207583825_6425490423090774016_n.jpg
دخترِ خوب
(رمان خارجی)
ماری کوبیکا
ترجمه‌ی فرشاد شالچیان
نشر آموت/ چاپ اول/416 صفحه/ 27500 تومان

میا دنت، ناراحت از منتفی شدن قرار ملاقات، به تنهایی پشت میزی در کافه نشسته و در افکارش غرق شده است. غریبه‌ای جذاب و اسرارآمیز به او ملحق می شود و میا دعوت او برای قدم زدن را می‌پذیرد...
«دخترِ خوب» اولین رمان ماری کوبیکا، فضایی تعلیق‌آمیز و معمایی دارد و ما را به درون خانواده‌ای خوشبخت می‌برد تا نشان دهد همه چیز همیشه همان‌طور که به نظر می‌رسد نیست.
از متن کتاب: ... در چند روز گذشته او را همه جا تعقیب کرده‌ام. می‌دانم از کجا خرید می‌کند، کجا کار می‌کند. نمی‌دانم چشمانش چه رنگی است، یا وقتی می‌ترسد چه شکلی می‌شود؛ ولی به زودی خواهم فهمید.
این کتاب به عنوان اولین اثر نویسنده، قطاری از حوادث پیچیده و هیجان انگیز است. طرفداران کتاب «دختر گمشده» به همان میزان از خواندن این کتاب لذت خواهند برد/ لیزا گاردنر (پرفروش ترین نویسنده نیویورک تایمز)
کوبیکا در اولین اثرش قدرتمند ظاهر شده است... این کتاب با دختر گمشده قابل مقایسه است / (نشریه پابلیشرز ویکلی)
رمان «دختر خوب» نوشته‌ی «ماری کوبیکا» با ترجمه‌ی «فرشاد شالچیان» در 416  صفحه و به قیمت 27500 تومان توسط «نشر آموت» منتشرشده است.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
قتل یک روزنامه‌نگار
https://scontent-sjc2-1.cdninstagram.com/t51.2885-15/e35/17437692_1255360267904828_2768436000882425856_n.jpg 
روزنامه شرق: «یک پرونده کهنه» رمانی است از رضا جولایی که اخیرا در نشر آموت منتشر شده است. جولایی در این رمان نیز مانند رمان «سوء قصد به ذات همایونی» که چندی پیش نشر چشمه آن را تجدیدچاپ کرد، یک ترور سیاسی را دستمایه رمان خود قرار داده. منتها این‌بار نه ترور یک شاه مستبد قاجار که ترور محمد مسعود، روزنامه‌نگار آزادی‌خواه و مدیر روزنامه مرد امروز، موضوع داستان جولایی است. زمینه وقایع رمان «یک پرونده کهنه» تهران سال ١٣٢٦ است. یعنی همان سالی که محمد مسعود در آن به قتل رسید. رمان با جلسه مخفیانه چندنفر از اعضای حزب توده آغاز می‌شود. جلسه‌ای که در آن توطئه ترور محمد مسعود چیده می‌شود. رمان به‌صورت سوم‌شخص محدود به ذهن شخصیت‌های داستان روایت می‌شود و راوی در هر فصل یکی از شخصیت‌ها را دنبال می‌کند و به گذشته و اکنون و ذهنیات این شخصیت‌ها نقب می‌زند. این‌که آیا هدفی آرمان‌خواهانه عملی خشونت‌بار را توجیه می‌کند یا نه و این‌که اصلا چند نفر از شخصیت‌های دست‌اندرکار در قتلی که موضوع داستان است واقعا نیتی آرمان‌خواهانه را در سر می‌پرورانند یکی از مضامین اصلی داستان جولایی است. خود محمد مسعود نیز یکی از شخصیت‌هایی است که راوی او را دنبال می‌کند و ذهنیات و دل‌مشغولی‌هایش را می‌کاود و به صحنه داستان می‌آورد. از شخصیت‌های دیگر داستان، به جز آن‌ها که در قتل مسعود شرکت دارند، یکی هم کارآگاهی درست‌کار است که بازنشسته شده اما از او خواسته‌اند روی پرونده قتل مسعود کار کند. او دوبه‌شک است که این ماموریت را قبول کند یا نه، چرا که تجربه به او نشان داده که چنین پرونده‌هایی ماستمالی می‌شوند. جولایی در این رمان از خلال روایت ماجرایی جنایی، تصویری از سال‌های سیاه دهه ٢٠، سال‌های اول پهلوی دوم، به دست داده است که در آن فساد اداری و حکومتی بیداد می‌کند و در چنان اوضاع و احوالی کارآگاه درست‌کار داستان می‌داند که کشف حقیقت و بیان آن ممکن نیست. این رمان به‌طور ضمنی ادای دینی به صادق هدایت نیز هست. اوایل رمان، کارآگاه یحیا اشاره‌ای می‌کند به دوستی با او و خود هدایت نیز حضوری کوتاه در این رمان دارد. رمان «یک پرونده کهنه» از ٢٨ فصل تشکیل شده. آن‌چه در ادامه می‌آید قسمتی است از رمان با عنوان «خیابانهای تاریک شبی برفی/ یحیا مستوفی». شخصیتی که در این فصل موضوع روایت راوی است کارآگاه یحیا، همان کارآگاه درست‌کار داستان، است: «یقه‌ پالتویش را بالا کشید. صدای نشستن برف روی زمین و شاخه‌های درختان را می‌شنید. آسمان شبانگاه رنگ غریبی داشت. خاکستری چرک و خونین. حالا برف تندتر شده بود. باد تکه‌های یخ‌زده برف را به چشمها و صورتش می‌زد. دستمالی از جیبش درآورد و بینی و لبهایش را پاک کرد. باز هم از خود پرسید چه باید کرد؟ بهتر نبود آن پیشنهاد را رد می‌کرد. نتوانسته بود خود را راضی کند. خبر داشت که چگونه این پرونده به بیراهه رفته و برای خود دلایلی داشت که این پرونده در دست یک مشت مامور تریاکی و رشوه‌بگیر به جایی نخواهد رسید و آنهایی هم که احساس وظیفه و مسئولیت می‌کردند ناچار به استعفا شده بودند. نمونه‌های فراوانی از این پرونده‌ها را در طی سالیان خدمت دیده بود که بنابر دستور یا توصیه دربار یا فلان وزیر و وکیل چه شکل غریبی به خود گرفته بود. تازه قبول مسئولیت آن هم حالا، در این دوران بازنشستگی، سنگین بود برایش، می‌دانست با چه موانعی روبرو خواهد شد».

https://t.me/aamout/4830

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com