امروز هفتمین روز نمایشگاه کتاب تهران بود

طرف آمده جلو غرفه و با تیپ خاص‌اش که اظهرمن‌الشمس هست چه نگاهی دارد، با تحکم می‌گوید: کی به این کتاب‌ها مجوز داده؟
خودم را کنترل می‌کنم و می‌گویم: شهر هرت نیست دوست من. همه کتاب‌ها از وزارت فرهنگ و ارشاد مجوز گرفتند.
آب دهانش را قورت می‌دهد. از چشم‌هایش آتش می‌بارد. می‌آیم آرام‌اش می‌کنم، می‌پرسم: مثلا کدوم کتاب؟
اشاره کرد به رمان ...

می‌پرسم مشکلش چیه؟
آسمان و ریسمان می‌کند. می‌خندم و می‌گویم برادر!
کتاب و سوم و چهارم را بر می‌دارد. قشنگ بهش گرا داده‌اند. می‌گویم بروبد واحد تخلف. اینجا از آمدن مردم خوشحالم.
شروع می‌کند از اخلاق گفتن و وظیفه و ...

نه جرات داریم ازشون بپرسیم از کدام ارگان هستند و از کدام پایگاه‌!

نفهمیدم تا کی ماند و چند کتاب دیگر را زخمی کرد، دیگر ندبدمش.
 
یاد چند روز پیش افتادم که وقتی سروش، رفیق نه ساله‌ی آموت گفت «دایی! کمک کنم؟» خندیدم‌ و برایش این شعر را خواندم که «کمک کنیم هلش بدیم، چرخ ستاره پنچره، تو آسمان شهری که برق ستاره، خنجره» یهو دیدم یک پسرک تازه‌ریش‌‌درآورده با دمپایی دهن‌گشاد، داره با کینه ازم فیلم می‌گیرد. عصبانی صدایش کردم و گفتم «پسرجان! این شعر مال عمران صلاحی بود. این گزارش رو برای رییس‌ات که ببری، عوض تشویق، گوش‌ات رو می‌کشه. رفقات عمران را دوست داشتند.»

امروز #مونا_اختیاری آمد و کلی #صدای_آرچر و #تراویس و ترجمه‌های دیگرش را امضا کرد.
امروز #پروانه_سراوانی نویسنده #پرتقال_خونی آمد.

امروز از دیدن استادم کاظم علمی (مدیر پخش گسترش) و آسیدعلی میرافضلی (شاعر و مدیر نشر مسین) و افسانه شعبان‌نزاد (شاعر و ناشر) و خانم صدقیانی (نشر گل‌آذین) و خانم تیموریان (نشر ایران‌بان) و حسین جاوید (نشر سده) و خانم امجد، (شهرکتاب الف) و دکتر محمد راغب و گلندام صفری و شیوا حریری و حسن احمدی و استاد نعیم‌آبادی و مهردادجان ملک‌محمدی، مدیر تاپین و مینا فرشی‌احمدی و دکتر کتایون مروت و مرضیه میهنی و نازنین روستا ... سرشار شدم.


خواهشی که دارم آن چهار کتاب را نپرسید، اسم‌شان را نمی‌گویم. 

https://www.instagram.com/p/DJmpfVHqDlK/?igsh=YjB4b2R3dDM3cXYw

سایت فروش

آموت در آپارات

آموت در شبکه های اجتماعی

 

دانلود کتابنامه آموت

کتابفروشی آموت

 

© 2015 Your Company. All Rights Reserved. Designed By JoomShaper

جستجو