کتابفروشی آموت

نشانی: تهران. بلوار مرزداران. نبش خیابان آریافر. ساختمان دوهزار. طبقه‌ همکف شمالی. تلفن: 02144232075

بار دیگر یک رمان به بالای هرم پرفروش‌ترین‌ها رسیده: رمانی به نام «جایی که خرچنگ ها آواز می خوانند».

این روزها همه دغدغه‌ی مراقبت از #طبیعت دارند. همین چند روز پیش که با ایرنا و ساینا رفته بودیم به #ایرانگردی، دو سه جا ایرنا گفت «می‌بینی! مثل قدیم نیست که جاده‌ها پر از پلاستیک بود!» نگاه کردم. راست می‌گفت. راست می‌گوید. مردم ما این‌روزها خیلی‌خیلی مراقب هستند تا زمین پاکیزه بماند. تجربه‌اش را در #کتابفروشی هم داریم. نوشتیم «اگر از ما پلاستیک بخواهید، به شما خواهیم داد اما اگر نخواهید، متشکر خواهیم شد.» خیلی وقت‌ها دیدیم کتابخوان نازنین، این برگه را ندیده، ما هم یادمان رفته و برحسب عادت، کتابش را توی پلاستیک گذاشتیم و بهش دادیم و بعد صورت برافروخته‌اش دیده می‌شود که کتاب را از کیسه نایلونی درمی‌آورد و می‌گوید «نه!»

و این «نه» یک «بله» هم دارد؛ بله به طبیعت. این‌که قدیم اگر ملت از دورهمی‌های خانوادگی در محیط سربسته لذت می‌بردند، حالا دو ساعت هم شده، به دل طبیعت می‌زنند و دست به مخمل صورت زمین می‌کشند که دارد نفس می‌کشد. و هراس سراغ‌مان می‌آید که همین چند وقت قبل فکر می‌کردیم اگر مراقب زمین و طبیعت و مادرمان نباشیم، خیلی زودتر از آن‌که زمین و طبیعت نابود بشود، ما طراوات و تازگی‌مان را از دست می‌دهیم.

اما یک موضوع جالب‌تر هم این‌روزها در رمان‌ها دیده می‌شود. نویسنده قبلا رمان عاشقانه یا معمایی‌اش را می‌نوشت و فقط دنبال روایت ماجرا بود. دنبال این نبود که این داستان کجا اتفاق می‌افتد و مهم سرگرم کردن مخاطب بود؛ که وظیفه‌ی اصلی رمان است. اما این روزها رمان‌های زیادی می‌خوانیم که یک‌سر در طبیعت اتفاق می‌افتند. نه تنها حتی در دل طبیعت روایت می‌شوند که حتی در زیبا و شاعرانه نشان دادن طبیعت، اغراق هم می‌کنند.

در چند ماه گذشته، بعد از مدت‌ها که کتاب‌های #روانشناسی و #سیاسی و اجتماعی، پرفروش‌ترین‌های #نیویورک_تایمز و #آمازون و ساندی‌تایمز و ... می‌شدند، بار دیگر یک رمان به بالای هرم پرفروش‌ترین‌ها رسیده. رمانی به نام #جایی_که_خرچنگ_ها_آواز_می_خوانند.

این رمان در عین روایت داستانی معمایی و جنایی در بستری عاشقانه، ما را به دل طبیعت زیبای مردابی در کارولینای شمالی می‌برد. خانم #دیلیا_اوئینز درباره دختری به نام کیا کلارک،‌داستانی را می‌گوید که دیگران او را «دختر مرداب» می‌نامند. داستان از دید کودکی رها شده در مرداب روایت می‌شود و این کودک، چشمان ما را به رازها و مخاطرات زندگی خصوصی‌اش باز و بازتر می‌کند ... تا جایی که می‌توانیم صدای باشکوه خرچنگ‌ها را بشنویم و 

این رمان با ترجمه‌ی #آرتمیس_مسعودی منتشر  و توزیع سراسری‌اش از امروز به وسیله‌ی #پخش_ققنوس شروع شده

 

https://www.instagram.com/p/B2bp9tZASJ3/?igshid=zil844zxcogd

 

آموت در آپارات

آموت در شبکه های اجتماعی

 

دانلود کتابنامه آموت

کتابفروشی آموت

 

تمامی حقوق مطالب محفوظ است 2019© طراحی شده بوسیله کتابدار

جستجو