بهمنی: جامعه به طنز و فانتزی نیاز دارد/ در اروپا ناشران اسم کتاب‌ها را عوض می‌کنند
http://www.ana.ir/Media/Image/1395/04/05/636024509798377295.jpg 
کیهان بهمنی که سابقه ترجمه آثار نویسندگانی همچون ارنست همینگوی، دوریس لیسینگ، آلبرکامو و... را در کارنامه دارد، ترجمه رمانی از اینگل مان سوندبرگ را آماده نشر دارد که آمیزه‌ای از طنز و فانتزی است.
کیهان بهمنی در گفت‌وگو با خبرنگار فرهنگی آنا، درباره ترجمه‌های منتشر نشده‌اش گفت: «مجموعه‌ای از مصاحبه‌های خوزه لوئیس بورخس را که به زندگی و مسائل ادبی آن مربوط می‌شود، برای نشر ثالث ترجمه کرده‌ام که هنوز مجوز نگرفته است. همچنین رمان «پیرزنی که تمام قوانین را زیر پا گذاشت» نوشته اینگل مان سوندبرگ که نشر آموت آن را منتشر می‌کند.»
وی درباره رمان «پیرزنی که...» توضیح داد: «این رمان نیز مانند رمان «دختری که پادشاه سوئد را نجات داد» دیگر نویسنده سوئدی یعنی یوناس یوناسن ترجمه و با آموت منتشر کردم، سبک فانتزی با ته‌مایه‌های طنز دارد.»
این مترجم در پاسخ به این سوال که چرا به سمت ترجمه از این سبک و نویسندگان سوئدی رفته، افزود: «واقعیت این است که بازار این کتاب‌ها را می‌طلبد. نویسندگان سوئدی هم خوب فانتزی می‌نویسند و در چند سال اخیر توانسته‌اند در اروپا خیلی سروصدا راه ‌بیندازند.»
بهمنی خاطر نشان کرد: «فکر می‌کنم مردم ما نیز به طنز و فانتزی نیاز دارند و خوب است که با خواندن این رمان‌ها، کمی از جدیت و دنیای واقعی فاصله بگیرند. به نظر من جامعه به طنز و فانتزی نیاز دارد.»
وی گفت: «بر خلاف ایران که مترجمان و ناشران سعی می‌کنند کتاب‌ها را با نام اصلی به چاپ برسانند، در اروپا، این ناشران هستند که بعد از خرید رایت یک اثر، تصمیم‌ می‌گیرند آن کتاب را به چه اسمی منتشر کنند. مثل رمان «خورشید همچنان می‌درخشد» همینگوی که در انگلستان با عنوان «جشن» منتشر شد!»
مترجم آثاری همچون «فرزند پنجم»، «زن دیوانه روی پل»، «حفره‌ای تا آمریکا» و ... درباره رمان «پیرزنی که ...» اظهار داشت: «به گفته سوندبرگ، رمان «پیرزنی که...» در 8 کشور، با 8 زبان و 8 اسم مختلف منتشر شده است و این از استقبال اروپا از انتشار این رمان خبر می‌دهد.»
بهمنی درباره دیگر ترجمه‌ای که به ناشر سپرده نیز گفت: «رمان «جاسوس‌ها» نوشته مایکل فرین یکی دیگر از ترجمه‌های من است که به نشر چترنگ سپرده‌ام. این همان نویسنده‌ای است که حمید احیا پیش از این نمایشنامه «کپنهاک» را از او ترجمه کرده است. در رمان «جاسوس‌ها»، راوی یک کودک است که خاطرات خود از جنگ جهانی دوم را روایت می‌کند.»

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
پشت سرت را نگاه کن
http://cdn.isna.ir/d/2016/06/22/4/57307426.jpg 
رمان «پشت سرت را نگاه کن» نوشته سی‌بل هاگ با ترجمه‌ آرتمیس مسعودی منتشر شد.
به گزارش ایسنا، در خلاصه داستان این رمان آمده است: وقتی کلو بنسون از خواب بیدار می‌شود، متوجه می‌شود که ربوده  شده و در یک دخمه زیرزمینی زندانی است اما اصلا به یاد نمی‌آورد چطور به  آن‌جا آمده است. او از آن‌جا می‌گریزد اما کسی داستانش را باور نمی‌کند. به همسرش مظنون و ناچار می‌شود برای کشف واقعیت و برای زنده ماندن، ردپای خود را دنبال کند. اما چه کسی کلو را تعقیب می‌کند؟
 «پشت سرت را نگاه کن» نوشته‌ «سی‌بل هاگ» تا کنون توانسته عنوان‌های متعددی از جمله پرفروش‌ترین رمان با موضوع زنان، دومین رمان پرفروش آمازون، پرفروش‌ترین رمان روانشناسی و پرفروش‌ترین رمان ژانر وحشت را از آن خود کند.
از آرتمیس مسعودی، پیش‌تر ترجمه‌ رمان‌های «اولین تماس تلفنی از بهشت» نوشته‌ «میچ آلبوم»، «جنوب دریاچه سوپریور» نوشته‌ «الن ایرگود» و کتاب‌های «آیا شما هم به استرس اعتیاد دارید» (نوشته‌ دبی مندل)، «پروژه شادی» (گریچن رابین) و «شادی را به فرزند خود هدیه کنید» (نوشته‌ بتی راد) در نشر آموت منتشر شده است.
رمان «پشت سرت را نگاه کن» در  352 صفحه و به قیمت 22500 تومان در همین نشر منتشر شده است.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
رمانی از برگزیده نوبل ۲۰۰۸ به فارسی
http://media.mehrnews.com/d/2016/06/21/3/2113945.jpg 
رمانی از ژان ماری کوستاو لوکزیو برنده نوبل ادبیات در سال ۲۰۰۸ با عنوان «ستاره سرگردان» در ایران منتشر شد.
به گزارش خبرنگار مهر، نشر آموت رمانی از ژان ماری گوستاو لوکزیو نویسنده فرانسوی و برنده جایزه ادبی نوبل در سال ۲۰۰۸ را با عنوان «ستاره سرگردان» منتشر کرد.
داستان این رمان درباره دو دختر یهودی فرانسوی و دیگری مسلمان فلسطینی است. دختر یهودی پس از جنگ جهانی دوم از فرانسه آواره و عازم سرزمین‌های اشغالی فلسطین کنونی می‌شود و در همین زمان دختر فلسطینی در شهر عکا در خانه‌ای زیبا همراه با خانواده‌اش زندگی می‌کند. داستان از تقابل این دو بر سر ماجرای درخواست تخلیع و اخراج خانواده دختر فلسطینی از این شهر صورت می‌پذیرد که گویا به درخواست سازمان ملل است و این اتفاق و تقابل این دو دختر در این ماجرا قصه را به پیش می‌برد
ژان ماری گوستاو لوکلزیو در سال ۱۹۴۰ در شهر نیس فرانسه به دنیا آمد. اولین داستانش را در سن هفت سالگی در کابین کشتی نوشت که در آن به همراه مادرش برای یافتن پدر به نیجریه می‌رفت. او خیلی زود و در ۲۳ سالگی با نوشتن داستان «صورت جلسه»، برنده جایزه «روندو» شد و نامش بر سر زبان‌ها افتاد.
زندگی پر تلاطم و سر سودایی باعث شد، فضاهای متعددی را تجربه و به کشورهای زیادی از پنج قاره سفر کند؛ سالیانی را با قبایل سرخپوست مکزیک زیست، با قبایل بدوی مغرب روزگار گذراند و پرسه زدن در خیابان‌های سئول را تجربه کرد. حاصل این سیر و سلوک، بیش از ۴۰ رمان، مجموعه داستان و رساله و مجموعه مقالات بیشمار است. وی سال ۱۹۹۴ به عنوان بزرگترین نویسنده فرانسوی زبان شناخته شد.
لوکلزیو در سال ۲۰۰۸، پس از رمان «ورد سنگی» که الهام گرفته از شرایط زندگی مادرش بود برنده «جایزه نوبل ادبیات» شد.
صلح، نوجوانی و محیط زیست درونمایه‌های داستان‌های این نویسنده شهودگرا است و مخالفت با جهانی شدن و به چالش کشیدن مدرنیته و نتایج آن، از او یک نویسنده‌‌ای عاصی در اذهان ساخته است.
چاپ اول رمان «ستاره‌ سرگردان» نوشته‌ ژان ماری گوستاو لوکلزیو با ترجمه‌ «سجاد تبریزی» ‌ در ۳۶۰  صفحه و به قیمت ۲۱۵۰۰ تومان توسط «نشر آموت» منتشرشده است.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
کتاب‌های پرفروش آموت در خردادماه
http://static2.ilna.ir/thumbnail/CC9q0PYVwvyt/i_qPjR7mMLhZ02nUcMUA0zOV2brdrNdfKreu5zx2ciKxyUe3xZzFdgRBp56gpRC388ZB_gYzlXER0AlR2tO6tGk4nU88RN381sfGVtw67dPrccCMXHCvyM9f4v1JbJusl3xeVOpt9jw,/47.jpg
نشر آموت پرفروش‌ترین‌ کتاب‌های خرداد ماه خود را معرفی کرد.
به گزارش ایلنا؛ نشر آموت پرفروش‌ترین‌ کتاب‌های خرداد ماه خود را معرفی کرد. این فهرست شامل کتاب‌های زیر است:
۱من پیش از تو / جوجو مویز/ ترجمهٔ مریم مفتاحی/ چاپ نهم
۲پس از تو / جوجو مویز/ ترجمهٔ مریم مفتاحی/ چاپ پنجم
۳پروژه شادی / گریچن رابین/ ترجمهٔ آرتمیس مسعودی/ چاپ پنجم
۴اتاق / اما دون‌اهو/ ترجمهٔ علی قانع/ چاپ پنجم
۵بیوه کشی / یوسف علیخانی/ چاپ پنجم
۶دختری که پادشاه سوئد را نجات داد / یوناس یوناسون/ ترجمهٔ دکتر کیهان بهمنی/ چاپ پنجم
۷زبان گل ‌ها / ونسا دیفن‌باخ/ ترجمهٔ فیروزه مهرزاد / چاپ دوم
۸پیش از آنکه بخوابم/ اس‌جی‌واتسون/ ترجمهٔ شقایق قندهاری/ چاپ ششم
۹خدمتکار و پروفسور / یوکو اوگاوا/ ترجمهٔ دکتر کیهان بهمنی/ چاپ ششم
۱۰لی لا لی لا / مارتین زوتر/ ترجمهٔ مهشید می‌رمعزی
۱۱همسر خاموش / ای‌اس‌ای هریسون/ ترجمهٔ مریم مفتاحی/ چاپ دوم
۱۲پرتقال خونی/ پروانه سراوانی
۱۳ شوهرعزیزمن/ فریبا کلهر/ چاپ هشتم
۱۴خانه / مریلین رابینسون / ترجمهٔ مرجان محمدی / چاپ دوم
۱۵سایه های سکوت / علی قانع
۱۶گیلیاد/ مریلین رابینسون / ترجمهٔ مرجان محمدی / چاپ دوم
۱۷بودن / یرژی کاشینسکی / ترجمهٔ مهسا ملک مرزبان / چاپ چهارم
۱۸نامه به کودکی که هرگز زاده نشد/ اوریانا فالاچی/ ترجمهٔ عباس زارعی
۱۹کتاب نیست / علیرضا روسن / چاپ هشتم
۲۰من از گردنم بدم میاد / نورا افرون / ترجمهٔ کیهان بهمنی
۲۱نسکافه با عطر کاهگل / م. آرام / چاپ پنجم
۲۲عاشقانه/ فریبا کلهر/ چاپ چهارم
۲۳ایراندخت / بهنام ناصح / چاپ هفتم
۲۴راز شوهر / لیان موریاتی/ ترجمهٔ سحر حسابی /چاپ دوم.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
استقبال از آثار جوجو مویز در بازار کتاب تهران/ چشمه، امیرکبیر و هیرمند؛ پرفروش‌های هفته گذشته
http://www.ibna.ir/images/docs/000237/n00237591-b.jpg 
بازار کتاب تهران در آخرین هفته از خرداد ماه با استقبال خریدارن کتاب از آثار جوجو مویز همراه بود، به‌طوری که کتاب «من پیش از تو» به عنوان محبوب‌ترین اثر هفته گذشته معرفی شد.
استقبال از آثار جوجو مویز در بازار کتاب تهران/ چشمه، امیرکبیر و هیرمند؛ پرفروش‌های هفته گذشته
 خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- با توجه به حجم کتاب‌های منتشرشده در کشور، یکی از موضوعاتی که علاقه‌مندان به کتاب همواره به آن توجه دارند، انتخاب آثار مناسب برای مطالعه است. ارائه گزارش هفتگی پرفروش‌ترین کتاب‌های بازار کتاب، ضمن آن‌که نمایانگر ذائقه مطالعاتی اهالی فرهنگ است، می‌تواند راهنمای خوبی برای مخاطبان کتاب و مطالعه باشد.
بازار کتاب تهران در آخرین هفته از خرداد ماه با استقبال خریدارن کتاب از آثار جوجو مویز همراه بود، به طوری که از میان 37 عنوان کتاب حاضر در فهرست پرفروش‌های کتابفروشی‌های معتبر تهران در هفته گذشته، «من پیش از تو» نوشته جوجو مویز بیش از سایر آثار در سبد خریدِ علاقه‌مندان و خریداران کتاب قرار گرفتند.
«من پیش از تو» روایت زندگی «ویل ترینرِ» جوانی ماجراجو است، که به ورزش‌هایی خطرناک و هیجان انگیزی مانند صخره‌نوردی می‌پرداخت، او که در اوج جوانی و سلامت و ثروت به سر می‌برد ناگهانی و به دنبال یک تصادف قطع نخاع شده و زندگی‌اش زیر و رو می‌شود. رویارویی این جوان با پرستاری که مسئول مراقبت از او است و تلاش می‌کند تا نگاه جدیدی به زندگی را به او بیاموزد ماجرای این رمان را شکل می‌دهد.
همچنین از میان 21 ناشر حاضر در این فهرست، انتشارات چشمه با 6عنوان، امیرکبیر و هیرمند هرکدام با سه عنوان کتاب، از پرفروش‌ترین ناشران بازار کتاب تهران در هفته گذشته بودند.
آثاری چون «بار دیگر شهری كه دوست می‌داشتم»، «آن رسید لعنتی»، «هنر همچون درمان»، «اعتبار در تفسیر»، «پایان رابطه»، «گناه تو گناه من»، «نشان سرخ دليری»، «40 فکر سمی»، «مترو 2034»، «سیگار شکلاتی» و «روی ماه خداوند را ببوس» نیز از آثاری بودند که برای اولین بار به فهرست پرفروش‌های بازار کتاب تهران راه یافته‌اند.
این گزارش، پرفروش‌های برخی کتابفروشی‌های معروف تهران از 22 تا 27 خرداد 1395 را بررسی کرده است.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
داستان اجتماعی نوشته‌ام؛ نه جنایی
http://media.mehrnews.com/d/2016/05/03/3/2066942.jpg 
روزنامه قدس/ خديجه زمانيان: علی قانع پس از نوشتن چند مجموعه داستان و ترجمه چند اثر، ‌امسال اولین رمانش را در نمایشگاه‌کتاب تهران عرضه کرد. «سایه‌های سکوت» عنوان اولین رمان این نویسنده و مترجم است که توسط نشر آموت در نمایشگاه کتاب عرضه شد.
‌چه‌تفاوتی بین نوشتن مجموعه داستان و رمان وجود دارد؟ و چه شد که بعد از نوشتن چند مجموعه داستان به نوشتن رمان روی آوردید؟
‌ـ راستش فکر می‌کنم هرکدام دنیای خود را دارند و جذابیت‌های خودشان را، ‌اما شاید هرکسی‌که می‌نویسد از داستان کوتاه شروع کرده باشد؛ قصه‌هایی‌که در ذهن شکل می‌گیرند و کم‌کم رشد می‌کنند و بارور می‌شوند. داستان کوتاه معمولاً برشی از یک زندگی، یک تصویر و یک اتفاق است و حجم نسبتاً محدودی دارد. نمی‌توان به درون، گذشته و آینده شخصیت‌ها ورود کرد و اگر هم چنین‌کاری بکنی باید سریع فضا را جمع‌وجور کنی و داستان را به آخر برسانی، انگار یک مداد برداشته‌ای و دایره‌ای برای خودت و داستان کشیده‌ای که نباید بیش از آن فراتر بروی. ‌اما رمان همیشه فرصتی به نویسنده می‌دهد که با کارش مهرورزی بیشتری داشته باشد، عاشقیتی‌که با داستان دارد را ورز بدهد و لذت ببرد و همان لذت را به خواننده‌اش منتقل کند. به هرحال داستان کوتاه و رمان هرکدام خواننده خودشان را دارند. من هم بعد از چند مجموعه داستان، دوست داشتم در یک داستان واحد، مدت‌زمان بیشتری را با خواننده‌ام باشم و لذت داستانم را با او به اشتراک بگذارم.
ادامه مطلب را بخوانید

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
نقد و بررسی فیلم "من پیش از تو"
wmv3vforr33 
رسافيلم: «من پیش از تو » نام کتاب معروف و پرفروشی است که در سال ۲۰۱۲ توسط جوجو مویز منتشر شد و در صدر پرفروش ترین آثار سال قرار گرفت و جوایز بسیاری هم برای این نویسنده به ارمغان آورد. موفقیت و محبوبیت کتاب عاشقانه خانم مویز به حدی بود که تصمیم گرفته شد تا اقتباسی سینمایی از روی آن صورت بگیرد که با توجه به تعداد زیاد طرفداران این داستان، تصمیم قابل پیش بینی بود. این کتاب در ایران هم توسط خانم مریم مفتاحی و توسط انتشارات « نشر آموت » در اختیار علاقه مندان به دنیای کتاب قرار گرفته که اتفاقا یکی از پرفروش ترین کتاب های بازار ایران نیز بوده است.

ویل ترینر ( سم کلافلین ) مرد جوان و ثروتمندی است که زندگی سالمی دارد و به هرآنچه که می خواسته در زندگی اش دست پیدا کند رسیده است. وی عاشق تجربه های سخت و پر مخاطره می باشد اما در اثر یک حادثه تلخ، وی توانایی حرکت را از دست می دهد و می بایست باقی عمرش را بر روی صندلی چرخ دار سپری نماید. در آن سوی داستان دختری جوان به نام لو ( امیلیا کلارک ) حضور دارد که در خانواده ای از طبقه کارگر زندگی کرده و برای یافتن یک شغل جدید تلاش می کند. لو در نهایت برای پرستاری از ویل که توانایی حرکتش را از دست داده استخدام می شود اما این دو اصلا از یکدیگر خوششان نمی آید تا اینکه…

فیلمنامه « من پيش از تو » توسط خودِ جوجو مویز به رشته نگارش درآمده به همین جهت می توان اکثر ویژگی های ارزشمند رمان اصلی را اینبار بر پرده نقره ای مشاهده کرد. مویز موفق شده تا شخصیت های جذاب رمانش را تا جایی که می توانسته به شخصیت هایی سینمایی مبدل نماید و در این راه کمی هم از شاخ و برگ های اطرافیان ۲ شخصیت اصلی زده تا فیلم بر یک موضوع خاص متمرکز شود.

phoca_thumb_l_3 (9) 
پرداخت مناسب شخصیت ویل باعث می شود تا تماشاگر او و مشکلاتش را درک نماید. ویل که عاشق هیجان و ماجراجویی بوده، حالا بطور مطلق ساکن شده و نمی تواند حرکتی داشته باشد. اوی راه و رسم لذت بردن از زندگی را می داند اما فکر می کند دیگر توانی برای انجام آن ندارد. در آن سو، دختری به زندگی ویل وارد می شود که در نقطه مقابل او قرار دارد و ظاهرا نمی داند که چطور باید از زندگی لذت ببرد؛ این در حالی است که وی داشته هایی در اختیار دارد که از نظر ویل می تواند زندگی فوق العاده ای در اختیار او قرار دهد.

ترکیب ویل و لو در ادامه داستان، تقابل میان اندیشه های متضاد را شکل می دهد؛ اندیشه هایی که در وهله اول بذر ناامیدی را در طرفین القا کرده و هر یک از آنان را به نوعی در حال سوق دادن به سمت پوچی می کند. اما زمانی که این دو تصمیم می گیرند یکدیگر را درک کنند، می آموزند تا یکدیگر را تکمیل نمایند و به زندگی هم امید و سرزندگی ببخشند. ویل که ناامیدانه مرگ را در مقابل دیدگان خود می دید و حتی و برای رسیدن به آن اقداماتی هم انجام داده بود، لو را همانند زندگی جدیدی برای خود می بیند که می تواند هیجان و امید را در او بیابد. در واقع لو برای ویل تبدیل به فرشته نجاتی برای رهایی از پوچی می گردد.

برای لو نیز حضور ویل باهوش و دنیا دیده، موقعیتی پدید می آورد تا او سرخوردگی های اجتماعی اش را با شادی و عشق تعویض نماید. ویل مصرانه خواهان این است که لو از زندگی لذت ببرد و دائم به او گوشزد می کند : « زمانیکه ابزار خوب زندگی کردن را به همراه داری، پس باید بتونی از آن استفاده کنی و خوش باشی ». به نظر می رسد که لو منتظر چنین انگیزش هایی از سوی فردی بود که حالا بیشتر از آنکه برای او شغل و درآمد محسوب شود، یک عشق شیرین و احساس امنیت است.

phoca_thumb_l_2 (5) 
فیلم به خوبی توانسته این عاشقانه جذاب را نه با کیفیت کتابی اش، بلکه در حد و اندازه یک اثر استاندارد سینمایی به تصویر بکشد. عشق آتشین میان ویل و لو البته یک مانع بزرگ به نام صندلی چرخ دار دارد که حد فاصل بین خطوط این عشق است. صندلی چرخ داری که فیلمساز تی شاروک، تاکید بسیاری بر آن داشته است. اما نقطه اوج داستان که اتفاقاً مورد بحث بسیاری از محافل تا به امروز بوده، پایان بندی جسورانه آن می باشد که در فیلم نیز تمام و کمال به تصویر کشیده شده است و همانطور که پیش از این خواننده کتاب را غافلگیر کرده بود، مخاطب سینما را هم دچار شوک می کند. از این رو می توان این عاشقانه جذاب را عاملی برای سراشیبی احساس مخاطب دانست؛ سراشیبی که مشخصا حال او را دگرگون خواهد کرد!

phoca_thumb_l_4 (6) 
مویز و شاروک، برای ساختن نسخه سینمایی اثر، بخش هایی از داستان را هم حذف کرده اند که داستان خواهر ویل یکی از آنها می باشد. همچنین رفت و آمدهای مکرر لو در رمان نیز از بین رفته و در اینجا او را ساکن و بی رفت و آمد می بینیم که همه این موارد باعث شده تا داستان برای مخاطب سینما ساده تر باشد. خوشبختانه دیالوگ های جذاب رمان در نسخه سینمایی رنگ نباخته اند و کماکان قدرت تاثیرگذاری دارند.

وزنه اصلی فیلم و عامل جذابیت اصلی داستان فارغ از قلم جوجو مویز که نویسنده فیلمنامه هم بوده، دو بازیگر اصلی فیلم هستند که ترکیب عاشقانه بسیار خوبی داشته اند. سم کلافلین که اخیرا او را با سری فیلمهای « عطش مبارزه » در سینما دیده ایم، در نقش ویل ترینر یکی از بهترین بازیهای خود را به نمایش گذاشته است و به خوبی می تواند ترحم تماشاگر را برانگیزد. امیلیا کلارک هم که در حال تلاش برای خلاص شدن از به یاد آورده شدنش با سریال « بازی تاج و تخت » می باشد، در نقش لو بازی عالی از خود به نمایش گذاشته است.مخاطب به خوبی می تواند لحظات عاشقانه این دو را باور کند و البته با شادی شان مسرور و با غمشان محزون گردد.

« من پيش از تو » در مجموع یکی از بهترین آثار عاشقانه ای است که در ماه های اخیر به نمایش درآمده که البته دلیل اصلی آن را باید ارزش رمانی دانست که اثر از روی آن اقتباس شده است. « من قبل از تو » قطعا مخاطب را دچار فوران احساسات خواهد کرد و گاهی هم او را به خنده خواهند انداخت. این روزها کمتر فیلم عاشقانه ای را خواهید یافت که بتواند اشک مخاطبش را درآورد و البته پس از پایان فیلم با توجه به پایان بندی داستان، او را عمیقاً به فکر فرو ببرد؛ بنابراین « من پیش از تو » می تواند یک اثر ارزشمند برای تماشا باشد.


http://aamout.persiangig.com/jojo-moyes.jpg 
من پیش از تو : Me Before You
کارگردان : Me Before You
نویسنده : Jojo Moyes
بازیگران :
Sam Claflin… Will Traynor
Emilia Clarke …Lou Clark
Vanessa Kirby … Alicia
Pablo Raybould… Frank
رده سنی : PG-13 ( مناسب برای افراد بالای ۱۳ سال)
ژانر : درام
زمان : ۱۱۰ دقیقه

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
نظر نویسنده ی رمان "دکتر نون زنش را بیشتر از مصدق دوست دارد" درباره‌ی کتاب "خواسته‌گاری"
http://www.ibna.ir/images/docs/000194/n00194562-b.jpg 
شهرام رحيميان (نويسنده رمان "دكتر نون زنش را  بيشتر از مصدق دوست دوست دارد") : دیروز در یک نشست "خواسته گاری" را خواندم و خیلی از خواندن آن لذت بردم. پوران ایران، نویسنده ی قوی دست کتاب، با زبانی شیرین و طنزی تلخ پته ی رابطه ی بیمارگونه ی جامعه با زنی سی دو ساله ی شوهر نکرده ای را روی آب می اندازد که اگرچه تجربیات این زن برای همه آشناست، خواندنش حلاوتی دارد که نباید از دست داد: چهارده روایت جالب از چهارده خواستگار.
پ.ن: فیلم خیلی خوبی می توان از این کتاب ساخت.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
گفتگو با «جوجو مويز» نویسنده «من پیش از تو» و «پس از تو» به بهانه اقتباس سینمایی کتاب
http://aamout.persiangig.com/jojo-moyes.jpg 
روزنامه دنياي اقتصاد: رمان «من پیش از تو» نوشته جوجو مویز با ترجمه مریم مفتاحی چندی پیش توسط نشر آموت وارد بازار کتاب شد و به سرعت مورد توجه مخاطبان قرار گرفت و در چند نوبت تجدید چاپ شد.شاید همین استقبال باعث شد تا مفتاحی ادامه این رمان را هم ترجمه کند و کتاب «پس از تو » را به بازار بفرستد تا باز هم اثر این نویسنده انگلیسی مورد توجه مخاطبان ایرانی قرار بگیرد. نکته قابل‌توجه اما این است که نسخه سینمایی فیلم چند روز پیش برای اولین بار اکران شد. «امیلیا کلارک» که همگان او را با نقش‌آفرینی در سریال «بازی تاج و تخت» می‌شناسند نقش «لوسیا» را ایفا می‌کند و «سام کلافلین» نقش «ویل ترینر» را به عهده دارد. فیلمنامه این نسخه سینمایی را نیز خود «جوجو مویز» به نگارش درآورده است. تنها ایرادی که منتقدان به نسخه سینمایی این فیلم دارند این است که نقش «ویل» را فردی ایفا می‌کند که از نظر جسمی سالم است و بهتر بود فردی برای این نقش انتخاب می‌شد که شرایط مشابهی با شخصیت «ویل» در داستان دارد. جوجو متولد انگلیس است و با همسرش چارلز آرتور، ویراستار فنی «گاردین»، و سه فرزندش در مزرعه‌ای در حوالی کمبریج زندگی می‌کند. علاوه بر رمان‌نویسی، جوجو مویز برای «دیلی تلگراف» و «دیلی میرر» نیز می‌نویسد. آنچه می‌خوانید ترجمه گفت‌وگوی یک نشریه مشهور خارجی با این نویسنده است.
برای ما بگویید که چگونه شخصیت‌ها و داستان‌هایشان به ذهنتان راه پیدا می‌کنند.
داستان‌ها را از محیط اطرافم دریافت می‌کنم، به واسطه صحبت‌هایی که با افراد می‌کنم و چکیده خبرهایی که می‌خوانم، مطالبی در ذهنم نقش پیدا می‌کنند که دیگر از ذهنم دور نمی‌شوند. گاهی شخصیت‌هایی به‌طور مجزا به ذهنم راه پیدا می‌کنند، سپس این شخصیت‌ها را به هم مرتبط می‌سازم و به هم گره می‌زنم. شاید «من پیش از تو» مفهومی‌ترین و اندیشه‌مدارترین رمانی باشد که تاکنون نوشته‌ام. درباره این کتاب می‌توانم بگویم از آنجا که دو تن از نزدیکان خودم به مراقبت‌های شبانه‌روزی نیاز دارند، «کیفیت زندگی» مهم‌ترین نکته در ذهنم برای نگارش این کتاب بود. می‌توان گفت آنها نیز با شرایطی روبه‌رو هستند که می‌توانند انتخابی برای خود داشته باشند.
در رمان «من پیش از تو» شما با کدام‌یک از شخصیت‌ها بیش از همه احساس همدلی می‌کنید و خود را جای او می‌گذارید؟
شاید بشود گفت لوسیا، خودم وقتی بچه بودم عاشق جوراب‌شلواری راه‌راه بودم. اما فکر می‌کنم یک نویسنده باید با تمام شخصیت‌های داستانش همدلی داشته باشد و خودش را جای تک تک آنها بگذارد، اگر غیر از این باشد نمی‌تواند به درستی شخصیت‌هایش را بپروراند. از طرفی می‌توانم بگویم تا حدودی هم کامیلا. من به‌عنوان یک مادر نمی‌توانم تصور کنم که چگونه می‌توان برای موضوعی به این مهمی تصمیم‌گیری کرد. فکر می‌کنم در چنین شرایطی باید به دور از هیجان و احساسات تصمیم خود را گرفت.
چه شد که در رمان «من پیش از تو» شهر تاریخی کوچکی را با مرکزیت یک قلعه انتخاب کردید؟
برای نگارش این کتاب موارد متعددی را امتحان کردم. به تمام اسکاتلند سفر کردم تا قلعه‌ و شهر کوچکی بیابم که مناسب داستانم باشد. ضروری بود که لوسیا متولد و بزرگ‌شده یک شهر کوچک باشد. من خودم متولد یک شهر کوچک هستم و می‌دانم که بزرگ‌شدن در یک شهر کوچک می‌تواند چقدر آرامش‌بخش باشد و در عین حال به طرزی باورنکردنی خفقان‌آور. قلعه را انتخاب کردم چون در مقابل مردم عادی مثال خوبی از ثروت و دارایی روزگاران گذشته است. در بریتانیا هنوز با موضوعی مثل طبقه اجتماعی برخوردی تنگ‌نظرانه می‌شود و ما فقط زمانی متوجه آن می‌شویم که به جایی مثل آمریکا یا استرالیا که چنین برخوردی وجود ندارد، سفر کنیم. در داستان «من پیش از تو» مجبور بودم اختلاف طبقاتی بین لوسیا و ویل ترینر را نشان دهم.
هیچ وقت پیش آمده موقع نوشتن خودتان به گریه بیفتید؟
همیشه. اگر خودم موقع نوشتن یک صحنه حساس احساسی و پرهیجان به گریه نیفتم، می‌فهمم صحنه را به‌خوبی پردازش نکرده‌ام. هر وقت می‌خواهم در خواننده هنگام خواندن حسی برانگیخته شود، اول از همه این حس باید در خودم برانگیخته شود. اگر این در حس خودم برانگیخته شود، می‌فهمم از عهده کار برآمده‌ام، این روش من برای ارزیابی نوشته‌هایم است.
آیا ساعت خاصی را برای نوشتن تعیین کرده‌اید یا اینکه هر وقت چیزی به ذهنتان رسید و الهاماتی داشتید، قلم را به دست می‌گیرید؟
من برای خودم ساعت کاری تعیین کرده‌ام، ولی با سه فرزند و حیواناتی که نگهداری می‌کنم، چاره‌ای ندارم جز اینکه کمی انعطاف‌پذیر باشم. اگر مشکلی وجود نداشته باشد، صبح که از رختخواب بیرون می‌آیم می‌روم پشت میز کارم می‌نشینم و مشغول نوشتن می‌شوم؛ از ساعت 6 تا 7:30 صبح. بعد وقتی کارهایم را انجام دادم دوباره برمی‌گردم از ساعت 10 تا 2:30 بعدازظهر می‌نویسم. زمان ایده‌ال من ساعت 3 بعدازظهر تا 10 شب است، اما متاسفانه فقط زمانی می‌توانم این کار را بکنم که بروم هتل و خودم را در آنجا پنهان کنم.
وقتی شخصیت‌های داستان‌هایتان را می‌نویسید، آیا از آدم‌های دور و اطرافتان الگوبرداری می‌کنید؟
بله، ولی اغلب خودم متوجه آن نیستم. خوشبختانه وقتی یک شخصیت منفی را می‌نویسید، افراد به ندرت می‌فهمند از آنها الگوبرداری شده است. البته در بیشتر موارد خودم چیزهایی اضافه می‌کنم که کم‌کم شخصیت مستقلی ایجاد می‌شود و هویت خودش را می‌یابد، برای مثال لوسیا شخصیتی بود که اگر من با مردی که در هفده سالگی با او نامزد شده بودم، ازدواج می‌کردم، تبدیل به چنین آدمی می‌شدم و زندگی‌ام کاملا فرق می‌کرد.
دوست دارید با کدام نویسندگان ملاقات کنید؟ کجا بنشینید و درباره چه موضوع‌هایی صحبت کنید؟
خُب، اگر می‌توانستم از میان زنده‌ها و درگذشتگان انتخاب کنم، ارنست همینگوی، انیس نین، کسنوفون، هاروکی موراکامی، جسیکا میتفورد و نورا افرون و در یکی از کافه‌های پردود پاریس، من هم فقط می‌نشستم و گوش می‌دادم.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
هزارتوی قصه
http://alef.ir/images/docs/000353/270x401xn00353823-b.jpg.pagespeed.ic.2d_IIo_wLV.jpg 
«انتقام»
نویسنده: یوکو اوگاوا
مترجم: کیهان بهمنی
ناشر: آموت، چاپ دوم ۱۳۹۴
۲۰۸ صفحه، ۱25۰۰ تومان

الف: شما می‌توانید کتاب «انتقام» را تا یک هفته پس از معرفی با ۱۰ درصد تخفیف از فروشگاه اینترنتی شهر کتاب آنلاین خرید کنید.

*****

آدمها دنیای داستان‌های اسرارآمیزند. هر انسان روزانه انباری از داستان‌ها را با خود حمل می‌کند و از کنار داستان دیگران می‌گذرد. تقاطع این داستانها، مثل فیلمی در خیابانی دایره‌وار در تکرار است. راز هر داستانی با رازی در داستان دیگر گره خورده و در این بین ما با هزارتویی بی پایان از دنیای پر رمز و راز داستانها طرفیم.

مجموعه داستان انتقام، نوشته نویسنده پرکار ژاپنی- اوگاوا دارای چنین ساختار روایی دایره‌واری است. با وجود مستقل بودن هر داستان از داستان‌های دیگر، عنصری مرموز در هر داستان ایفای نقش می‌کند که موضوع اصلی داستان بعدی است به گونه‌ای که تمامی داستان‌ها در ارتباطی درون‌متنی با یکدیگر پیش می‌روند و خواننده در پایان کتاب، باز به ابتدای داستان بازمی‌گردد. در داستان «روپوش‌های بیمارستان» دو منشی بیمارستان در حین انجام کار مشغول صحبت با یکدیگر هستند و یکی از آنها تعریف می‌کند که قرار بوده مرد مورد علاقه‌اش از همسرش جدا شود تا با هم ازدواج کنند، اما مرد بهانه آورده که نتوانسته است موضوع را با همسرش مطرح کند، چون قطار تاخیر داشته و همچنین فهمیده همسرش باردار است. قطار در فصل رویش گل‌های گیلاس به علت بارش برف تاخیر داشته است. دختر عصبانی است و درددل می‌کند و در انتها می‌گوید، مرد را خواهد کشت. در داستان «رفتگر کوچک» می‌بینیم که قطار به علت بارش برف در فصل رویش شکوفه‌های گیلاس تاخیر دارد و در داستان «به موزه شکنجه خوش آمدید» می‌بینیم که پلیس درباره علت مرگ مرد داستان «روپوش‌های بیمارستان» تحقیق می‌کند؛ قتلی که با خشونت بسیار و با ضربات متعدد چاقو با خونسردی هر چه تمام روایت می‌شود. در داستانی دیگر نامزد شخصیت اصلی داستان او را به علت جذاب دانستن نوع و علت این قتل رها می‌کند و... . انگار داستانی کلی در پس این کتاب، تمام این خطوط داستانی را به هم ارتباط می دهد و ساختار داستانی اثر را به رمان نزدیک می‌کند.
ادامه مطلب را بخوانید
aamout[at]gmail[dot]Com
رمانی تلخ از سرگذشت یک دانش‌آموز؛ پسربچه‌ای که ربوده شد و..
http://static0.ilna.ir/thumbnail/5wYUT0zvykQ0/TbaZ-65erigz_KuonkQ7j4fGZx6NUybp2e1awigXJ3Ar7nwJ7wnB4Gngr8x7S0KTYxIhomtufZM,/9.jpg 
اولین رمان علی قانع با عنوان «سایه‌های سکوت» به همت نشر آموت منتشر شد. این کتاب بعداز سال‌ها کار ترجمه؛ اولین رمان تالیفی قانع است که داستانی تلخ را روایت می‌کند.
علی قانع ‌(نویسنده و مترجم) دربار‌ه‌ ماجرای اولین رمان خود به خبرنگار ایلنا گفت: گاهی آثار یک اتفاق می‌تواند سایه‌ای سنگین بیاندازد بر تمام روزهای عمر و همچون کابوسی جهنمی هر لحظه از زندگی تکرار شود و انسان را رها نکند. سایه‌ای که مثل رد یک زخم قدیمی و محو نشدنی حک می‌شود روی تارهای نامرئی روح و خودش را پهن می‌کند بر ویرانه‌های هستی آدم و دنیای در پیش رویش را سیاه‌تر از رنگ شب می‌کند. در این زمان همه چیز را از آن خود می‌کند و بعد تباهی از راه می‌رسد. سایه‌های سکوت داستان یکی از این آدم‌ها و یکی از این اتفاق‌های شوم است.
او ادامه داد: پسربچه‌ای که دوره‌ی راهنمایی را طی می‌کند، در مسیر مدرسه ربوده می‌شود و مورد تجاوز قرار می‌گیرد، اما سکوت می‌کند و سایه‌ این اتفاق تا سال‌ها و حتی وقتی که تصمیم به ازدواج می‌گیرد، همراه اوست و این اتفاق همراه با یکسری اتفاق‌های دیگر رمان را پیش می‌برند.
قانع با اشاره به اینکه رمان چند فصل دارد، گفت: من سعی کرده‌ام هرکدام از این فصل‌ها به ‌تنهایی یک داستان مستقل باشند و لذت خواندن داستان کوتاه را به خواننده بدهند و در عین حال، همه فصل‌ها که یک شخصیت؛ راوی همه‌ آن‌هاست، در کنار هم یک داستان را تشکیل بدهند.
سایه‌‌های سکوت اولین رمان تألیفی علی قانع است که به گفته‌ خودش حاصل تجربه سال‌های اخیر او در مسیر ادبیات است.
این رمان در دویست و چهل و چهارصفحه و با قیمت پانزده هزارتومان، توسط نشر «نشر آموت» منتشرشده است.
در بخشی از این رمان می‌خوانیم:  «گاهی اوقات، ناغافل بعضی فکرها سراغت می‌آیند که اصلا زمان خوبی برای حضورشان نیست. فرصتی برای ضبط و ربطشان نداری، روحت به هیچ وجه آماده‌ی پرداختن به آن‌ها نیست ولی سر زده و ناخوانده از راه می‌رسند، حتی اگر در آن موقعیت حساس توان و مقاومت ایستادگی در برابرشان را نداشته باشی. بدون میل باطنی تو می‌آیند و آنقدر به روحت هجوم می‌آورند تا هرطور شده راهی برای نفوذ پیدا کنند. بعد دیگر مال خودت نیستی، خیلی راحت تسخیر می‌شوی و می‌بایست به اجبار دل بدهی به افکاری که حالا دیگر نه میهمان که میزبان تو هستند.»

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com