گزارش تصويري رونمايي "خاطرات زني كه نصفه مرد" نوشته ي "الهامه كاغذچي"
مجموعه داستان "خاطرات زني كه نصفه مرد" نوشته "الهامه كاغذچي" با حضور اسدالله امرايي و محسن حكيم معاني و نويسندگان و مترجمان و علاقمندان به داستان و كتاب غروب روز جمعه 10 بهمن در شهركتاب ابن سينا برگزار شد



محسن حكيم معاني - اسدالله امرايي - دكتر حسيني زاد - علي چنگيزي









امين شاهد و الهامه كاغذچي و آقا و خانم كاغذچي

شكيبا محبعلي - زهرا تيراني - مرجان محمدي

الهامه كاغذچي



ناصر نصيري و بانو

علي چنگيزي

بهنام ناصح و زهرا تيراني


رامبد خانلري

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
یك رمان كلاسیك
اندوه بلژيك 
آریامن احمدی (روزنامه آرمان): برخی رمان‌ها آینه تمام‌نمای نویسنده (و کشورش) محسوب می‌شود؛ رمان‌هایی که بازنمایی بخشی از فرهنگ، و روح و وجدان ملی آن کشور به شمار می‌آید، و بخشی از حافظه قومی/ملی است. رمان «اندوه بلژیک» (ترجمه سامگیس زندی، نشر آموت) نیز از آن دست رمان‌هایی است که آینه تمام‌نمای میهن نویسنده –بلژیک- است یا به‌بیانی دیگر، نوعی حدیث نفس نویسنده به‌عنوان یک انسان در بند در میهن خویش. نام رمان برمی‌گردد به دوران کودکی هوگو کلاوس که به مدرسه شبانه‌روزی می‌رفته، و مادربزرگش به همین جهت به او لقب «اندوه بلژیک» داده بود، و همین نام بعدها در هیئتِ قهرمان یازده‌ساله رمان، «لویی» خود را نشان می‌دهد؛ لویی خاطراتش را از یک‌سال پیش از شروع جنگ دوم جهانی تا دوسال پس از پایان جنگ روایت می‌کند. این خاطره‌نگاری از روزگاری آغاز می‌شود که او در مدرسه‌ شبانه‌روزی یک صومعه‌ با سرپرستی راهبه‌ها زندگی و تحصیل می‌کند. با بالاگرفتن آتش جنگ، لویی به خانه برمی‌گردد و داستانش را با روایت خاطرات تک‌تک افراد خانواده‌ پدری و مادری‌اش و ماجراهای همکاری تنگاتنگ‌شان با نازی‌ها ادامه می‌دهد. هوگو کلاوس (2008-1929) نویسنده رمان در این اثر که از قلمرو «باروک» می‌آید، زندگی انسان‌های خرده‌پا در فلاندر را در متن حوادث سرنوشت‌ساز تاریخی، در طی جنگ دوم جهانی و اشغال بلژیک توسط ارتش نازی (سال‌های 1939 تا 1947) نشان داده است. این اثر یک رمان ادبی‌تاریخی به زبان فلاندری -گویشی از زبان هلندی- است. قهرمان داستان پسر یازده‌ساله‌‌ای است به نام لویی سیناوه، که تمام اتفاقات و حوادث را با زبانی شاعرانه روایت می‌کند. از دریچه چشم همین پسربچه است که با تاریخ و روحیه مردم حاشیه‌نشین فلاندر آشنا می‌شویم. پدر راوی داستان، هنگام اشغال کشور توسط ارتش نازی، با نازی‌ها همکاری می‌کند، اما پس از پیروزی متفقین و آزادسازی فلاندر، از طرفداران سرسخت پادشاه بلژیک می‌شود. «اندوه بلژیک» همچون دیگر آثار کلاوس، بیانگر تنگناهای زندگی در روستاها و شهرستان‌های دورافتاده فلاندر و دورویی و پشت‌هم‌اندازی یک جامعه پدرسالار و سنتی است. «اندوه بل‍ژیک» مشهورترین و برجسته‌ترین اثر كلاوس، در 1983 منتشر شد و بلافاصله بعد از انتشارش در ردیف پرفروش‌‌ترین رمان‌های آلمان، هلند و بلژیک قرار گرفت و بار دیگر در 2008 پس از مرگ کلاوس به جمع کتاب‌های پرفروش اروپا پیوست. منتقدین ادبی اروپا، «اندوه بلژیک» را یکی از شاهکارهای ادبی‌تاریخی و جاودانه آثار کلاسیک جهان برشمرده‌اند و این رمان را با «طبل حلبی» گونتر گراس نویسنده آلمانی و برنده نوبل ادبیات مقایسه کرده‌اند. کلاوس سرشناس‌ترین نویسنده بلژیک در عرصه بین‌المللی، در طول زندگی پربار خود بیش از بیست رمان نوشت. این نویسنده‌، در آخرین سال‌های زندگی‌اش به بیماری آلزایمر مبتلا شد و در 2008 در سن 78 سالگی درگذشت. مرگ کلاوس یک‌بار دیگر نام وی و رمان «اندوه بلژیک» را بر سر زبان‌ها انداخت، و موجب شد تا بار دیگر این رمان بر صدر پرفروش‌های اروپا قرار بگیرد؛ تاجایی‌که نشریات معتبری چون لوموند و فیگاروی فرانسه به ستایش این رمان قلم زدند: اندوه بلژیك، یك رمان بی‌مانند با تمام ویژگی‌های یك رمان كلاسیك است، كه باید آن را خواند.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
رونمايي "تقاص برادري" در زاهدان
z2933.qxd 
تقاص برادری کتابی است نوشته ی ناصر نخزری مقدم که از سوی انتشارات آموت روانه ی بازار فرهنگی وادبی کشور شده است . نخزری مقدم در بسیاری از مسئولیت های ادبی استان نقش تاثیرگذاری داشته است . «تقاص برادری» به شرح حال مردمانی می‌پردازد که به گذشته خود می‌بالند و در حسرت آن نیز به سر می‌برند. مردمانی که امروزه دچار دگردیسی شده‌اند؛ قصه برادرهایی که برادر بوده‌اند و اکنون تقاصش را می‌پردازند. برگزاری جلسه رونمایی و بررسی این کتاب در مرکز اسناد وکتابخانه ملی زاهدان دست مایه ی گزارشی شده که تقدیم نگاه کاوشگر شما مهربانان همیشگی و ادب دوست می شود .
به گزارش سرویس رسانه های دیگر رسانه ی خبری تحلیلی نی زار ، روزنامه زاهدان در صفحه ادبی امروز خود چهارشنبه ۸ بهمن در روزنامه ی شماره ۲۹۳۳ گزارشی از جلسه ی رونمایی کتاب تقاص برادری نوشته ی ناصر نخزری مقدم به قلم داود صیاد منتشر نموده است .
این گزارش که با ادبیاتی متفاوت شما را با حال و هوای جلسه ی رونمایی و بررسی کتاب تقاص برادری آشنا می کند در ادامه تقدیم می شود …
“در روز سه شنبه سی ام دی ماه ۱۳۹۳ ، مرکز اسناد و کتابخانه ملی زاهدان میزبان شاعران ، نویسندگان و فرهنگ مدارانی بود که به سبب برگزاری آیین رونمایی و بررسی کتاب ” تقاص برادری ” نوشته ی ناصر نخزری مقدم دور هم گرد آمده بودند .
http://www.neyzarnews.ir/wp-content/uploads/2015/01/253879-300x200.jpg 
اگرچه انتظار می رفت که مسئولان فرهنگی و هنری به عنوان متولیان امور فرهنگی و هنری استان چنین آیینی را میزبانی کنند اما استاد قاسم سیاسر با به دست گرفتن میزبانی این مراسم مانند همیشه نشان داد که او قبل از آنکه مدیر کارآمدی برای اسناد آرشیوی باشد ،مدیری فرهنگی و خوش ذوق و کاربلد است .
قبل از آنکه به بسیاری چیز ها متهم شوم لازم است یادآوری کنم که طی چند ماه گذشته برگزاری چندین جلسه بررسی و نقد کتاب در مرکز اسناد خود موید سخن پیشینم هست .
در هر روی برگزاری جلسه رونمایی وبررسی کتاب نخزری مقدم آن زمان که دانستم مرتضی بختیاری نیز از سخنرانان این جلسه است مرا بر آن داشت تا به هر طریق ممکن هم که شده ، در این جلسه حضور پیدا کنم .
ساعت ۱۸ قرار بود جلسه شروع شود ، همهمه ی زندگی و کاری که این روزها با آن مشغولم باعث شد تا مثل همیشه چند دقیقه ای دیرتر برسم .
قبل از رسیدن به این می اندیشیدم که گویی ،این دیر رسیدن ها به قانونی نانوشته در زندگی ام مبدل شده است ، اما وقتی محبعلی عزیزی و آقای توکلی شاهنامه خوان را درب ورودی مرکز اسناد دیدم به خودم امیدوارشدم ، چند وقتی است که سعادت حضور در محافل ادبی و هنری کمتر اتفاق می افتد از همین روی با اشتیاقی دوچندان به همراه محبعلی عزیزی وارد سالن کنفرانس مرکز اسناد و کتابخانه ی ملی زاهدان شدم .
http://www.neyzarnews.ir/wp-content/uploads/2015/01/IMG_4561.jpg 
ازاستقبال جلسه ای که برای کتاب ناصر نخزری مقدم شده بود به شگفت آمدم و در انتهای سالن جای گرفتم .
استاد قاسم سیاسر مشغول سخنرانی بود . می دانستم که اگر قرار است جناب سیاسر در مورد این کتاب سخنرانی کند قطع به یقین موضوعش پیوند میان ادبیات و تاریخ است و سیاسر در سخنانش بارها به این مورد اشاره کرد .
مدیرکل مرکز اسناد و کتابخانه ی ملی زاهدان می گفت : تغییرات ادبیات از پیچیدگی های زیادی برخوردار است و آنچه در این کتاب به لحاظ تاریخی مشاهده می شود این است که نویسنده اش آن را با اشراف تاریخی نوشته است .
استاد سیاسر یکی از ویژگی های مدرنیته را جمع آوری سطوح مختلف آگاهی در کنار هم دانست و خاطر نشان کرد : برخی آگاهی ها که هم زمان هستند به صورت هم زمان کنار هم قرار می گیرند . کاوش های صورت گرفته در تاریخ هم لایه های مختلفی را در مورد آگاهی های جمعی نشان داده است .
وی افزود : در زمانی که سنت وجود داشت ما توالی تاریخی را در پی داشته ایم کاری که مدرنیته در مورد این موضوع انجام داده است این است که این توالی تاریخی را در هم شکسته است .
سیاسر خاطر نشان کرد : در این رمان در بخش اول ، ماجرای یک معلم را روایت می کند .معلمی که در دوره ای خاص زندگی می کند . کسی که این رمان را می خواند به عینه در می یابد که مسائلی که در کتاب نخزری مقدم عنوان می شود مابه ازای عینی دارد . قابل لمس است و گیرا و این نشان می دهد که او توانسته است به خوبی یک برش از تاریخ استان خود را به خوبی نشان دهد
http://www.neyzarnews.ir/wp-content/uploads/2015/01/IMG_4545.jpg 
قاسم سیاسر با اشاره به اینکه سنت همواره خود را از سر راه تجدد کنار می کشد افزود : سنت همواره کار خود را انجام می داده است و سعی می کرده از درگیر شدن با موج تجدد پرهیز کند .
وی معلم کتاب نخزری مقدم را معلمی دانست که حامل آگاهی های جدید بوده است .
سیاسر در پایان سخنانش نخزری مقدم را از افتخارات استان دانست و گفت :از آنجا که اقبال ادب دوستان استانی به سمت شعر بیشتر است بیشتر استعداد های خلاق جذب شعر می شوند از همین روی ناصر نخزری مقدم در حکم کیمیا است .
وقتی به دنبال ادبیات متفاوت مجری نگاهم به سمت وی معطوف شد ، متوجه شدم که سلطان جهانتیغ عزیز با واژگانی که همیشه بهترینش را همواره در آستینش دارد تا مخاطبش را به وجدی دوچندان فرا بخواند مجری این شور است . سلطان و اجراهایش را همواره ستایش می کنم اگرچه اورا پیشتر با اشعارش می شناختم .
در هر روی سلطان جهانتیغ از مرتضی بختیاری خواست تا به عنوان سخنران دیگر این مراسم سخنش را آغاز کند .
بختیاری گفت : رمان تقاص برادری اولین رمان مستقل در حوزه ی جنوب شرق است. وی این سخن را به استناد منابعی که در اختیار داشته و پژوهشی که در این باره انجام داده است عنوان کرد .
مرتضی بختیاری در آغاز سخنش از نهاد های فرهنگی هنری به ویژه فرهنگ و ارشاد و حوزه ی هنری به سبب بی مهری هایشان نسبت به چاپ این کتاب گلایه نمود .
وی اشاره کرد که ناصر نخزری مقدم در برهه های زمانی مختلف با این نهاد ها همکاری داشته است و انتظار می رفت این جلسه در یکی از این نهاد ها برگزار شود !
بختیاری با اشاره به اثر مردآزمای نخزری مقدم که سه سال است در نوبت چاپ به سر می برد خاطر نشان کرد : کتاب مرد آزمای که من افتخار خوانش آن را پیش از چاپ داشته ام و همچنین تقاص برادری نشان داد که نخزری مقدم در حوزه ی داستانی کشور حرف های زیادی برای گفتن دارد .
وی با اشاره به جریان های داستانی در اقصی نقاط کشور و پشتوانه هایی که برای عرض اندام آنان وجود داشته است تصریح کرد : ما عملا در حوزه ی رمان هیچ کار جدی تا به حال نداشته ایم و متاسفانه حمایت ها و اقبالی که در این زمینه وجود دارد بسیار ناچیز است .
بختیاری بیان کرد : وجود ناصر نخزری مقدم و کتاب وی باعث پویایی نسل جدید خواهد شد . او از رسانه ها درخواست نمود تا با معرفی و پرداختن به جنبه های فنی آثار نخزری مقدم در پرورش ذائقه ی ادبی ادب دوستان نقش فزاینده ای ایفا کنند .
مرتضی بختیاری با اشاره به روایت غیر خطی رمان تقاص برادری گفت : من همواره در این اندیشه بودم که چرا کتاب به صورت خطی روایت نمی شود ؟ آیا نویسنده می خواهد نشان دهد که تکنیک های فنی را به خوبی فرا گرفته است ؟ وی با اشاره به سخنان جناب سیاسر یاد آور شد که وقتی سطح آگاهی های متفاوت در کنار یکدیگر قرار می گیرند دیگر جایی برای روایت خطی نمی ماند .
بختیاری شکستن زمان ،و نشان دادن نسلی از جامعه که نفس های آخرش را دارد می کشد را از دیگر نقاط قوت این کتاب دانست
http://www.neyzarnews.ir/wp-content/uploads/2015/01/IMG_4544.jpg 
مرتضی بختیاری اظهار کرد : بوم و جامعه ای که در این کتاب روایت می شود نشانگر بزرگانی است که از پیچیدگی های عمیق یک جامعه روایت می شوند . زبان کتاب ساده و آرام است و مخاطبش را خسته نمی کند .
وی از غنای واژگانی تقاص برادری نیز سخن گفت و همچنین از پنچاه و اندی واژه ی بومی در بوم سیستان که در این کتاب در عین قدرت به درستی جای گرفته اند . به گونه ای که برای مخاطب غیر بومی نیاز به هیچ توضیح ، تفسیر یا معنایی برای این واژه ها نیست .
تعدد شخصیت و این که ناصر نخزری مقدم چگونه توانسته است این همه شخصیت را در رمان خویش جای دهد نیز از دیگر مواردی است که نمی توان به سادگی از کنار آنان گذشت .
بختیاری همچنین از باور هایی که در این کتاب روایت شده و نویسنده بی آنکه در برابر این باور ها قضاوتی بکند و تنها روایت گر آنان بوده اند نیز سخن گفت .
سخنان مرتضی بختیاری که به پایان رسید ، بنا به درخواست خبرنگار شبکه هامون برنامه ای که قرار بود در انتهای مراسم و در جایگاه ویژه ای برگزار شود به بهانه ی آنکه تیم گزارشگر بایستی در جلسه ای دیگر حضور پیدا کنند و من خوب میدانم که این بهانه ی مناسبی برای این کار نبود میان برنامه ها آمد ، گسستی که خوشایند نگارنده حداقل نبود !
و من هنوز در این اندیشه ام که چرا برای شبکه ای که حرمت جلسات فرهنگی را درک نمی کند تا خبرنگاری را به این گونه مراسم بفرستد که حوصله ی چنین برنامه هایی را داشته باشد ، بایستی سین برنامه ای به این مهمی تنها به درخواست آنها تغییر کند .
و این شد که مراسم رونمایی از کتاب ناصر نخزری مقدم در میان برنامه سخنرانی مدعوین با تشویق حضار و تبریکات اساتید انجام شد .
http://www.neyzarnews.ir/wp-content/uploads/2015/01/IMG_4555.jpg 
پس از آیین رونمایی کتاب و شعرخوانی محمد میر، وحید ضیایی دیگر سخنرانی بود که به دعوت سلطان جهانتیغ سخنرانی اش را آغاز کرد .
ضیایی گفت : بنده قبل از اینکه سعادت پیدا کنم در استان سیستان وبلوچستان حضور پیدا کنم این استان را با استاد عباس باقری و شروین شاه وزی پور می شناختم که یکی شاعر آئینی و دفاع مقدس بود و دیگری مسئول اسبق واحد آفرینش های حوزه هنری زاهدان!
وی افزود : اما وقتی حضورم در این استان با اتفاق خوشایند چاپ کتاب محمد میر که سمبلی از غزل پردازان معاصر است و پا روی دوش بسیاری از معاصرین نیز گذاشته هم زمان شد به اوج قدرت این نویسندگان و شاعران پی بردم .قدرتی که بدون پشتوانه ی غنی فرهنگی که در این استان وجود دارد نمی توان از آن به راحتی سخن گفت .
وحید ضیایی خاطر نشان کرد : شعر استبداد سخن است و سابقه ی شاه و رعیتی دارد اما ناصر نخزری مقدم در کتاب خود بافندگی کرده است و آن را به مینیاتوری به غایت زیبا مبدل نموده است .
ضیایی تصریح کرد : تقاص برادری توسط انتشاراتی چاپ شده است که سال گذشته عنوان انتشارات برتر کشور را از آن خود کرده است . چنین ناشری در پی این است که اثار فاخر را به سبب پشتوانه ای که دارد چاپ کند از همین روی می توان رمان ناصر نخزری مقدم را در ردیف بهترین های کشور دانست .
وی از رسانه های محلی خواست تا با پرداختن به ویژگی های بارز و نهان این اثر داشته های بومی و محلی بسیار ارزشمند این دیار را مطرح کنند .

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
رقص كلاغ روي شانه‌های مترسك
 
 
روزنامه ي دنياي اقتصاد: نويسندگان جوان ايراني در سال‌های اخير خون تازه‌اي در رگ‌های ادبيات داستاني جاري كرده‌اند و آثار متفاوت و قابل تاملي در سال‌های اخير منتشر شده است. در اين ميان برخي از ناشران هم با حمايت از نسل تازه از راه رسيده تنور داستان ايراني را داغ نگاه داشته‌اند.
نشر آموت در كنار چند انتشاراتي ديگر به نویسندگان جوان ميدان داده و آثارشان را منتشر كرده است كه اتفاقا برخي از كتاب‌ها مورد استقبال مخاطبان هم قرار گرفته‌اند. «رقص کلاغ روی شانه‌های مترسک» نوشته سمیرا ابوترابی يكي از همين دسته كتاب‌ها است كه در روزهاي اخير روانه بازار شده است. داستان اين رمان ماجرای دلبستگی غریب جوانی است به پریزاد.  کسی که هرگز با عقاید مذهبی پریزاد کنار نیامده است.  آن‌گونه که خود را همچون کلاغی که باید از مترسک دور بشود و نمی‌تواند می‌پندارد.  می‌ماند و بر شانه‌های مترسکش پای می‌کوبد تا شاید این پایکوبی، کابوس کلاغ گونه بودن را از ذهنش براند یا پریزاد را همچون مترسکی که برخاک می‌افتد، از پای درآورد.  پریزاد دختر ایرانی‌الاصلی است که برای اولین بار به وصیت پدرش به ایران می‌آید تا شش ماهی را با خانواده پدری‌اش زندگی کند.  از آنجا که در تمام سال‌های کودکی و نوجوانی پریزاد هرگز رابطه‌ای با این خانواده وجود نداشته، خود پریزاد هم سرگردان از وصیت پدر و تنها به دلیل علاقه و احترامی که به روح پدرش دارد، با تردید به ایران می‌آید.  ماجرای رمان از ورود پریزاد به ایران و واکنش‌ها نسبت به حضور غریب او با ظاهری نه چندان پذیرفته در خانواده‌ پدری آغاز می‌شود و کم‌کم دامنه روابط پریزاد به غریبه‌ترها می‌کشد.  آدم‌هایی که دوستدارش می‌شوند یا حالت تدافعی نسبت به او می‌گیرند. در این میان تمام خود درگیری‌های یک دختر جوان دارای اندیشه‌های سنتی و مذهبی، در قالب یک دختر کاملا اجتماعی و به روز، در ارتباط با دیگران و چگونگی پذیرفته شدنش توسط نسل جوان امروز ایران، تم اصلی رمان را به خود اختصاص می‌دهد.  این رمان روایتگر دغدغه‌های دختر ارزشگرای امروز ایران است که می‌خواهد در کنار تمام بایدها و نبایدهای ارزشی‌اش رابطه‌ای سالم و حاکی از مهر، با اطرافیانش به‌رغم جنسیت و اعتقادات آنها داشته باشد.  و به همین منظور نویسنده پریزاد قصه‌اش را در کشمکش عاطفی با اشخاص متنوع و متعددی قرار داده و بدون چشم‌پوشی یا حذف نکته‌ای، به خواننده‌اش ارائه کرده است.
روایت این کتاب توسط یکایک شخصیت‌های آن انجام گرفته و به همین جهت از موضع‌گیری یکجانبه در آن پرهیز شده و نویسنده سعی کرده تریبون را برای تمام شخصیت‌های قصه‌اش آزاد بگذارد...
رمان رقص کلاغ روی شانه‌های مترسک، با تيراژ 1100 نسخه و قیمت 21500 تومان توسط «نشر آموت» منتشر شده است.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
رونمايي در شهركتاب ابن سينا
http://aamout.persiangig.com/image/00-ketab/931110-Ronamaei-khaterat.jpg
رونمايي از مجموعه داستان "خاطرات زني كه نصفه مرد"
نویسنده: الهامه کاغذچی | منتشر شده در نشر آموت
کارشناسان جلسه: اسدالله امرایی و محسن حکیم معانی

شهر کتاب ابن سینا
شهرک غرب، ایران زمین شمالی، روبروی بیمارستان بهمن
جمعه 10 بهمن 1393 | از ساعت 16 الی 18

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
پنجمین مجموعه داستان یوریک کریم مسیحی منتشر شد
پنجمین مجموعه داستان یوریک کریم مسیحی منتشر شد 
«نفس عمیق» پنجمین مجموعه ‌داستان یوریک کریم‌مسیحی، با هشت داستان به زندگی مردمانی می‌پردازد که در چنبره‌ روابط پُرتنش و بغرنج و انباشته از سوءتفاهمشان دست‌وپا می‌زنند تا بتوانند زندگیِ لرزانشان را سر پا نگهدارند.
پنجمین مجموعه داستان یوریک کریم مسیحی توسط «نشر آموت» منتشر شد.
 به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) در این کتاب به مناسبات ویران انسانی اشاره شده است و انسان‌هایی که در کشاکش این روابط می‌خواهند زندگی خود را ادامه دهند و اساسا زندگی بهتری داشته باشند.
در داستان «خواب، خواب» آبیِ نوزاد نمی‌خوابد و زندگی پدر و مادرش را سیاه می‌کند.
 در «خواب زغالی» آفتِ مرموزی به پای طِفلی نسترن می‌چسبد و همه را آشفته می‌کند.
 در «گُل‌وگیاه، سگ‌وگربه...» شایان از هرگونه مسئولیت نگهداری موجودی زنده گریزان است.
 در «نفسِ عمیق» کیان تجربه‌ای را در برزخِ واقعیت و خیال همچون کابوسی فاجعه‌بار می‌گذراند.
 در «بچه‌ی دیگری» پیمانِ بچه‌ازدست‌داده در یاری رساندن به مادری که کودکش مجروح شده است جنبه‌ هراس‌آوری از کمک به دیگران را کشف می‌کند.
 در «اختلاط» شاهینِ کارگر بعد از دو ماه کار در شهرستان به خانه می‌آید اما فرصتی چنددقیقه‌ای برای اختلاط با همسرش مرضیه خانوم پیدا نمی‌کند.
 در «کثافت» سویه‌ کثیفی از زندگیِ تمیزِ آقای نارونی به چشمِ پیامِ بی‌تجربه آشکار می‌شود که وسوسه‌اش می‌کند.
 در «او هیچ نگفت، من هم هیچ نگفتم» پیمان، بیماریِ کشنده دارد که همسرش پری نمی‌داند، و پری بیماری کشنده‌ای دارد که همسرش پیمان نمی‌داند، و هر دو می‌خواهند آینده‌ دیگری را پس از مرگ خودشان تأمین کنند.
 یوریک کریم‌مسیحی داستان‌نویس، نمایشنامه‌نویس و منتقد عکس است و پیش از این چهار مجموعه‌داستان «طبقه‌ همکف»، «رویا، خاطره، شادی و دیگران»، «بزرگراه بزرگ» و «صد میدان» و عکس‌نوشته‌های «در جهت عکس»، «شب سپیده می‌زند» و «شب سپیده می‌زند، باری دیگر» و نمایشنامه‌ «جاده» را منتشر کرده است.
 مجموعه داستان  «نفس عمیق» نوشته‌ یوریک کریم‌مسیحی ‌ در 192  صفحه و به قیمت 10 هزار تومان توسط «نشر آموت» منتشرشده است.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
نگاهی به رمان «رقص کلاغ روی شانه مترسک»
درخشش ایمان در جلوه‌ای نو و هنری/ نگاهی به رمان «رقص کلاغ روی شانه مترسک» 
تلاش و تقلای خلاق سمیرا ابوترابی، نویسنده رمان «رقص کلاغ روی شانه‌های مترسک» از همان آغاز داستان به گونه‌ای آشکار و نهان این است که یگانه شخصیت رمان یعنی دختری را که برایش نام «پریزاد آرام‌نژاد» برگزیده به یک «اسطوره» تبدیل کند.
 خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- «ایتالو کالوینو» داستان‌نویس بزرگ و معاصر ایتالیایی و خالق رمان شگفت‌انگیز و پسامدرنیستی «اگر شبی از شب‌های زمستان مسافری»  درباره اسطوره و اسطوره‌گرایی، به سادگی می‌گوید: «شما هم –مثل همه- می‌توانید اسطوره خودتان را برای خود و دیگران بسازید.»
با تأمل بر این گفته او، اگر اهل تکاپو و کند و کاو در معنا و مفهوم تاریخی-فلسفی زندگی و هستی انسان و همه پدیده‌ها و پدیدارهای عینی و ذهنی پیرامونمان باشیم، در می‌یابیم که همه ما –به تناسب دانش، اندیشه و مجموعه تجربه‌های‌مان- می‌توانیم «اسطوره» بسازیم. پس بپذیریم که «اسطوره‌»ها از دوران‌ دیرین تا اکنون و امروز، در طیفی گسترده و بی‌وقفه گسترش یابنده، برای پاسخ‌گویی به نیازهای انسانی در زمینه‌های مادی و معنوی ساخته شده‌اند و ساخته می‌شوند.
 با درنگ بر این مفهوم می‌توان رمان «رقص کلاغ روی شانه‌های مترسک» نوشته سمیرا ابوترابی را در یک نگاه، داستانی معناگرا حول محور مضمونی یک اسطوره به جای آورد.
 «رقص کلاغ روی شانه‌های مترسک» که شاید در یک خوانش متعارف، به نظر برسد که چندین و چند شخصیت اصلی و فرعی دارد، در حقیقت فقط یک «شخصیت» دارد؛ دختری به نام «پریزاد آرام‌نژاد». تلاش و تقلای خلاق نویسنده رمان «رقص کلاغ روی شانه‌های مترسک» از همان آغاز داستان به گونه‌ای آشکار و نهان این است که یگانه شخصیت رمان یعنی دختری را که برایش نام «پریزاد آرام‌نژاد» را برگزیده به یک «اسطوره» تبدیل کند. این شخصیت به رغم رفتار و گفتار و کنش و واکنش‌های عادی یک دختر جوان، باهوش، سرشار از اعتماد به نفس و دارای نگاهی جست‌وجوگر و کاشف که طبعاً برکنار از تمناهای متعادل و متعارف روحی و جسمی هم نیست، در معادله‌ای از پیش اندیشیده شده و نگرش خودآگاهانه نویسنده، با قطعیتی برگشت‌ناپذیر دوشیزه‌ای است مسلمان و با ایمان که نجابتی فطری دارد و در داستان می‌رود تا به یک «اسطوره» تمام عیار تبدیل شود.
 «پریزاد آرام‌نژاد» یگانه فرزند مردی است دانشور و عارف و در عین حال صاحب یک شرکت معظم با شعبه‌هایی زنجیره‌ای در آمریکا. پریزاد یک ساله بوده که مادرش را که یکباره اسیر بیماری مرگباری می‌شود، از دست می‌دهد. او از همان یک سالگی، پیوسته و وابسته به پدرش –علی آرام‌نژاد- در آمریکا زندگی می‌کند و درس می‌خواند و کم و بیش در کسوت و موقعیت یک «استثنا» و دست‌کم، یک «نیمه نابغه» به عرصه می‌رسد. پدرش که همیشه و طی سالیان دل در گرو عشق به سرزمینش ایران داشته، ناگهان بیمار می‌شود و می‌میرد. البته در رمان همان‌طور که بیماری مادر پریزاد مجهول می‌ماند، حتی اشاره‌ای هم نمی‌شود که علی آرام‌نژاد که مردی بوده خوش سیما و قد بلند و چهارشانه و قد بلند و از هر نگاه و نظر یگانه و یکه، بر اثر چه عارضه‌ای جان می‌سپارد.  
 این مرد مردان – و شاید «ابر مرد»!- پیش از مردن وصیت کرده است که دخترش «پریزاد آرام‌نژاد» که حالا صاحب مال و ثروت و جایگاه شغلی پدرش شده، به ایران برود و حتماً مدت 6 ماه در این کشور بماند. این سوی ماجرا مجموعه خانواده و خاندان با او سر عناد دارند و فقط پیرزنی به نام «مهری خانم» - که هنوز ته‌مانده‌ای از زیبایی و ظرافت قد و قامت در او مانده- به او مهر می‌ورزد. در رمان چند بار قید می‌شود که «مهری خانم» عامل سیاه و هیولا جلوه دادن پدر پریزاد در میان فرزندان و خویشاوندان و حتی نوه‌های خود بوده و حالا پشیمان از ستمی که کرده، در صدد جبران است.
در جایی از شروع رمان، از نظرگاه و زاویه دید مهری خانم می‌خوانیم: «توی آسانسور این پا و آن پا می‌کنم و با خودم کلنجار می‌روم که حرفی بزنم تا کمی لبخند به صورتت بیاورد. نیم‌رخت عجیب شبیه یگانه(مادر متوفی پریزاد) است و عذاب وجدانم را دو برابر می‌کند. علی گفته بود: «مهری خانم قول بده چیزی از دلخوری و کینه بین بچه‌های من و عرفان نمونه» قول داده بودم و از علی قول گرفته بودم که از ته دل حلالم بکند. آرمان و بچه‌ها در طبقه بالاتر از من بودند...»
 آرمان و بچه‌ها، یعنی دو برادر آرمان، نوه‌های مهری خانم و فرزندان مرحوم «عرفان» برادر «علی آرام‌نژاد»هستند. در این میان «آرمان» که نامزدی با سطح فکر پایین اما زیبا و سبک‌سر به نام «نوشین» دارد، در چشم‌انداز پری‌زاد شباهتی تام و تمام با پدرش علی آرام‌نژاد می‌یابد. کشش و گریز بین پریزاد و آرمان علاوه بر این‌که به گیرایی و تعلیق رمان «رقص کلاغ روی شانه‌های مترسک» می‌افزاید مفهوم عمیق عشق را القا می‌کند. آدم‌های دیگری هم به میان میدان می‌آیند تا رمان جاذبه و کشش پایداری پیدا کند و به سوی مقصد نهایی که همانا اثبات «اسطوره» شدن و بودن «پریزاد آرام‌نژاد» است، هدایت شود.
 رمان «رقص کلاغ روی شانه‌های مترسک» از نظر شکل و ساختار به یک پازل بزرگ ماننده است که هر قطعه آن یکی از تک‌گویی‌های ذهنی آدم‌های داستان است. البته همه تک‌گویی‌ها با یک لحن و زبان و دایره واژگانی محدود و مشابه نوشته شده‌اند.
 پایان غیر منتظره رمان، نهایتاً همراه با اسطوره شدن «پریزاد آرام‌نژاد» مخاطب و خواننده را به تفکر و تأمل برمی‌انگیزد.
 «رقص کلاغ روی شانه‌های مترسک» اندیشمندانه و آگاهانه و بر اساس یک طرح سنجیده نوشته شده تا بهترین و بالاترین ارزش هستی در زندگی انسانی که همانا «ایمان» است، به گونه‌ای هنری و با روایتی داستانی و غیر مستقیم و پرکشش، در ذهن و زندگی مخاطب بدرخشد و امید ببخشد.
رمان «رقص کلاغ روی شانه‌های مترسک» نوشته سمیرا ابوترابی، برنده جایزه ادبی «رمان اول ماندگار» در 396 صفحه با شمارگان هزار نسخه به قیمت 21 هزار و 500 تومان به تازگی از سوی نشر آموت منتشر شده است.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
تیرانی: هر کدام از آدم‌های روی زمین می‌توانند برداشت متفاوتی از «شازده کوچولو» داشته باشند
 
زهرا تیرانی، مترجم کتاب «شازده کوچولو» عنوان کرد: به گمانم از کتاب «شازده کوچولو» به تعداد هر کدام از انسان‌های روی زمین می‌توان برداشت‌ متفاوت داشت. به نظر می‌رسد آن‌چه شازده کوچولو را در این داستان وادار به سفر می‌کند، عشق به گُلش و همچنین کنجکاوی برای درک حقیقت است.
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) تیرانی در نشست بررسی کتاب «شازده کوچولو» که  صبح امروز پنجم بهمن با حضور یوسف علیخانی، نویسنده و مدیر نشر آموت و فریده برنگی، نویسنده در سرای اهل قلم برگزار شد گفت: پاسخ به این پرسش که چرا شازده کوچولو سیاره خودش را ترک می‌کند عشق به گلش است و همچنین درک حقیقت که او را مجبور می‌کند به هفت سیاره سفر کند. جذاب‌ترین بخش کتاب برای من بخش ارتباط شازده کوچولو با روباره و مار است. مار در این کتاب نمادی از مرگ است و با نیشی که می‌زند می‌تواند شازده کوچولو را به سیاره خود و در حقیقت به اصل خود بازگرداند.
  
وی افزود: در این کتاب شازده کوچولو درباره بی‌تفاوتی آدم‌ها صحبت می‌کند که در مسیری مقدر و مشخص شده و گویی از پیش تعیین شده حرکت می‌کنند و هر روزشان تکرار روزهای دیگر است. در واقع برای اگزوپری زمان و عمری که آدم برای عشقش می‌گذارد اهمیت دارد و جهانی را که آدم بزرگ‌ها در آن حضور دارند می‌خواهد به تصویر کشد. نویسنده از زبان شازده کوچولو می‌خواهد بگوید انسان‌ها نمی‌دانند چرا به اینجا آمده‌اند و دلیل رفتنشان نیز برایشان اهمیتی ندارد.
 مترجم کتاب «شازده کوچولو» اثر آنتوان دوسنت اگزوپری اضافه کرد: در سیاره اول که شازده کوچولو به آن سفر می‌کند سیاره متعلق به پادشاهی است که اریکه چندانی هم ندارد.به نظرم در اینجا نویسنده به ضرورت محاکمه و قضاوت از خود که از سخت‌ترین کارهاست اشاره می‌کند. سیاره دوم نیز سیاره آدم خودپسندی است که فکر می‌کند مدام باید مورد توجه دیگران باشد.
 وی ادامه داد: سیاره سوم نیز سیاره انسان شراب‌خواری است که برای فرار از سختی‌های زندگی به شراب روی می‌آورد. سیاره چهارم نیز سیاره مرد بازرگانی است که خود را مالک ستاره‌ها می‌داند. در واقع اینجای کتاب نویسنده به موضوع عشق اشاره دارد که باید دو طرفه باشد و این عشق ثروت واقعی برای انسان‌هاست. سیاره پنجم نیز سیاره مرد چراغ‌بانی است که تنها چیزی که می‌خواهد این است که بتواند راحت و آسوده بخوابد. سیاره ششم نیز سیاره جغرافی‌دانی است که فقط می‌خواهد کار دیگران را به اصطلاح ثبت کند و خلاقیتی از خود نشان نمی‌دهد. گویا او در این بخش به عده‌ای از آدم‌ها اشاره دارد که مانند ماشین رفتار می‌کنند.
 تیرانی یادآور شد: وقتی شازده کوچولو به زمین می‌رسد می‌فهمد که در این سیاره هفت میلیون و 500 هزار شراب‌خوار و 900 هزار مرد بازرگان وجود دارد و این نشان از فاجعه‌ای دارد که روی کره ماست. در واقع کتاب شازده کوچولو می‌خواهد به شما بچه‌ها یاد دهد که کودک درون خودتان را حفظ کنید و به ما بزرگترها هم می‌خواهد در این مورد تلنگری بزند.
شازده كوچولو 
 زندگی و آثار اگزوپری
تیرانی در فرازی دیگر از سخنانش گفت: اغلب شما کتاب شازده کوچولو را خوب خوانده‌اید و فهمیده‌اید. اگزوپری نویسنده‌ای است که در طول عمر کوتاه خود بیش از 10 عنوان کتاب نوشت. او شازده کوچولو را در سن 42 سالگی نوشت و این کتاب برای نخستین بار در آمریکا به چاپ رسید. در واقع شازده کوچولو مجموع تجربه‌های 42 سال زندگی این نویسنده فرانسوی است. وقتی زندگی خالق شازده کوچولو را بررسی می‌کنیم درخواهیم یافت که این کتاب بخش‌ها، برداشت‌ها و برش‌هایی از زندگی اوست. کتاب شازده کوچولو همان‌طور که گفتم ابتدا در آمریکا به زبان انگلیسی و فرانسوی چاپ شد و یکسال پس از مرگ نویسنده تازه در فرانسه به چاپ ‌رسید.
 وی ادامه داد: از علت مرگ اگزوپری هنوز کسی به درستی خبر ندارد. برخی احتمال می‌دهند که آلمان نازی هواپیمای او را زده‌اند و او را کشته شده و برخی دیگر هم می‌گویند او خودکشی کرده است. او در سن کم پدرش را و در 17 سالگی برادرش را از دست داد. اگزوپری در زندگی رنج‌های بسیاری کشید. در زمان او رسم بود که خانواده‌های اشرافی در فرانسه به نیروی دریایی بروند و با اصرار مادرش به آزمون نیروی دریایی می‌رود و به گفته خودش خوشبختانه در آن آزمون قبول نمی‌شود. او که به هوانوردی علاقه‌مند بوده به خدمت نیروی هوایی درمی‌آید و در کسوت خلبان و مکانیک هواپیما کار می‌کند. او خلبان ماهری بود و ارتش فرانسه از اگزوپری می‌خواهد با ارتش فرانسه همکاری کند.
 این مترجم توضیح داد: اگزوپری نوشتنش را از 23 سالگی آغاز کرد و نخستین کتابش را با عنوان «پرواز شبانه» با مقدمه آندره ژید به چاپ رساند. سال 1944  وقتی که اگزوپری 44 سال بیشتر ندارد برای انجام ماموریت به جزیره‌ای در جنوب فرانسه می‌رود و دیگر هیچ خبری از او نمی‌شود اما 54 سال بعد از مرگش، دستبندی از او در دریا پیدا می‌کنند که نام همسرش روی آن نوشته شده بود. بدین ترتیب کارشناسان ارتش فرانسه اطراف ساحلی را که دستبند پیدا شده مورد تجسس قرار دادند و قطعاتی از هواپیمای اگزوپری را پیدا کردند و به این نتیجه رسیدند که هواپیمای او به دلیل حمله آلمان‌ها سقوط نکرده، و سقوط او یا به دلیل نقص فنی بوده یا این نویسنده دست به خودکشی زده است. همسر اگزوپری 35 سال بعد از مرگ اگزوپری در سال 1979 از دنیا رفت.
 مترجم کتاب «شازده کوچولو» گفت: مهم‌ترین درسی که اگزوپری در این کتاب به خواننده می‌دهد عشق ورزیدن و دوست داشتن و توجه کردن به یکدیگر است. این‌که برای ایجاد دلبستگی چه باید کرد. در واقع زمانی که عشق و محبت میان انسان‌ها کمتر شده اگزوپری با یک گل سرخ مفهوم عشق را به ما نشان می‌دهد. در واقع همسر این نویسنده فرانسوی برایش سمبلی از گل سرخ است و افسوس می‌خورد که در زندگی میانه‌شان شکرآب بوده. در این کتاب شازده کوچولو به این نتیجه می‌رسد که نباید از روی رفتار و گفتار گل سرخش قضاوت می‌کرد بلکه باید بیشتر به زیبایی‌های او اهمیت می‌داد و می‌فهمد چقدر دلش برای گل سرخش تنگ شده و دوست دارد پیش او برگردد.
  
فریده برنگی، نویسنده نیز در بخشی از این نشست گفت: اگر بخواهم 10 کتاب برتر در حوزه ادبیات جهان را نام ببرم یکی از آنها شازده کوچولو است. اثری که نگاهی معصومانه به جهان پیرامون دارد. معیار شناخت اشخاص و اشیاء نام، عنوان و رنگ و اندازه نیست بلکه ویژگی درونی آن‌هاست. او آدم‌ها را نه با کد و شماره ملی بلکه با طبع و خصوصیاتی که دارند می‌شناسد. شازده کوچولو نماینده‌ای از معصومیت کودکانه همه کودکان ماست که به زندگی معنا می‌بخشد. در واقع باید این معصومیت را بشناسیم و قدر کسانی که این معصومیت را در جهان معرفی می‌کنند بدانیم.
 نویسنده کتاب «خدا محبت است» ادامه داد: اگزوپری از زبان شازده کوچولو می‌گوید او به ما می‌آموزد که آدم‌ها را نه با ثروت و نه مقامی که دارند بلکه با محبت و مهری که از آنها به دیگران می‌رسد بشناسیم و قدر کسانی را که به ما محبت می‌کنند فراموش نکنیم. اگزوپری از زبان شازده کوچولو می‌گوید که وقتی عاشق کسی هستیم حتی اگر در دورترین نقاط دنیا و سیاره‌های دیگر هستیم مسئول عشقمانیم . شازده کوچولو برای رسیدن به زمین از سیاره‌های کوچک و بزرگی عبور کرد و در این مسیر با آدم‌های گوناگونی آشنا شد. یکی پادشاهی بود که بر هیچ‌کس حکومت نمی‌کرد ولی خود را پادشاه مقتدری می‌دانست. یکی هم تاجری بود که هیچ چیز را معامله نمی‌کرد ولی خود را تاجر موفق تصور می‌کرد.
 
 این نویسنده یادآور شد: هر یک از آنها چهره‌ای از ویژگی‌های ما آدم‌هاست که از دید شازده کوچولوی معصوم و ساده دل، آنها آدم‌های عجیب و غریبی بودند. واژه‌ها و جملات کتاب به سادگی خلق و خوی شازده کوچولوست و با عمقی از دریای نجابت او. شاید در زندگی هر یک از ما کم و بیش شازده‌ای باشد. فقط باید مراقب باشیم مثل خلبان داستان که به دلیل کم‌توجهی او را از دست ندهیم که بعد از آن حسرتی بر دل بماند.
 یوسف علیخانی، داستان‌نویس و مدیر نشر آموت گفت: وقتی کتاب شازده کوچولو را به خانم تیرانی سفارش دادم تردید داشتم اما وقتی که کار پیش رفت شوکه شدم. همسر خانم تیرانی بهنام ناصح نویسنده «ایراندخت» و «پروانه‌ای روی شانه» است. شازده کوچولو به واسطه بهنام ناصح ویرایش شد که البته ویراستار خوبی هم هست. شازده کوچولو در کمتر از دو سال در نشر آموت سه بار چاپ شد و از چاپ اول به بعد ما قطع کتاب را کوچک‌تر گرفتیم تا هزینه این کتاب برای خواننده پایین باشد.
 نویسنده کتاب «عروس بید» افزود: ناشرانی هستند که 100 صفحه به عنوان مقدمه به کتاب می‌افزایند و 100 صفحه نیز مؤخره می‌نویسند و متن کتاب هم پر از تصویرهای رنگارنگ است اما قیمت آن کتاب‌ها 60 هزار تومان و قیمت کتاب ما 6 هزار تومان است.
 نشست نقد و بررسی کتاب «شازده کوچولو» صبح امروز در سرای اهل قلم برگزار شد. 



Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
يك رمان در هفت اپيزود
http://media.isna.ir/content/0202-4.jpg/4 
محمد صرفي: تقريبا دو دهه پيش وقتي سريال روزي روزگاري آغاز شد، يکي دو قسمت اولش را ديدم. فضاي نامانوس و شخصيت هاي عجيب و غريبي داشت. پر بود از آدم ها و ماجراهاي گنگ. از مراد بيگ گرفته تا حسام بيگ و نسيم بيگ و بسيم بيگ و غلام بيگ و سعدل بيگ و ....
    چند هفته اي رهايش کردم و دوباره رفتم سراغش تا کم کم بتوانم اين همه بيگ و رابطه شان با هم را تشخيص بدهم و در کوه و کمر همراهشان شوم.
    چند هفته پيش در سفري کوتاه، «روزگار تفنگ» (نشر آموت/ 272 صفحه/ 15هزار تومان) را هم با خودم بردم. در سفر 10 صفحه اي خواندم. فضاي داستان و آدم هايش يک جورهايي غريب بودند. کتاب را دو هفته اي بستم. يک شب گفتم قبل از خواب يک ساعتي بخوانمش. نشان به آن نشان که دم دمه هاي اذان صبح کتاب را بستم. تمام.
    روزگار تفنگ، از منظرهاي گوناگوني جاي تحليل و بررسي دارد و آنچه مي خوانيد تنها چند نکته - از نوع بي آداب و ترتيبش- از انبوه مطالبي است که درباره اين داستان مي توان گفت و نوشت.
    1- حبيب خدادادزاده -نويسنده داستان- اهل دزفول و اين اولين رمان وي است. در تنها مصاحبه سطحي و کوتاهي که با وي انجام شده، وي خود را مغازه داري دزفولي - همان جغرافياي داستان- معرفي مي کند. نمي دانم بايد خوشحال بود که مغازه داري دزفولي مي تواند رماني پرکشش بنويسد يا عرض تسليت داشت که نويسنده اي بااستعداد مشغول مغازه داري است!
    2- داستان درباره شخصيتي تاريخي و البته واقعي به نام نعمت است که در جنوب کشور عليه اشغالگري انگليس و آمريکا در جنگ جهاني دوم دست به تفنگ برده و در اين راه رشادت و دليري بسياري از خود نشان داده و از بذل تمام داشته هاي خود نيز ابايي ندارد. داستان نعمت نشان مي دهد دايره قهرمانان اين سرزمين به رئيس علي دلواري و ميرزاکوچک خان جنگلي و چند نفر ديگر محدود نمي شود. کم کاري و خواب زدگي فرهنگي ماست که داستان جذاب قهرماناني مانند نعمت بايد 70 سال خاک بخورد و نويسندگان اغلب پرمدعاي وطني از درد بي سوژگي ناله سردهند.
    3- شروع و افتتاحيه هر داستاني از اهميتي به سزا برخوردار است. تفنگداري که تمام زندگي اش تفنگ و اسبش است، به خاطر رسيدن به دختري که هوش از سرش ربوده، تفنگ را زير خاک چال کرده و اسب چالاکش هم به جاي تاختن، بايد از اين پس نقش چهارپايي را بازي کند که او را به زمين کشاورزي مي رساند. نويسنده به خوبي قلاب خود را در مغز مخاطب فرو مي کند. ريتم سريع و حوادث پي در پي داستان را مي توان از نقاط قوت اثر دانست که تا پايان کار تقريبا حفظ شده است.
    4- اين روزها يافتن رمان ايراني که داستان بگويد، کار آساني نيست. در حالي که اغلب نويسنده ها بيش از آنکه خود را ملزم و درگير قصه کنند، سعي دارند با بازي هاي فرمي قدرت و خلاقيت ادبي خود را در چشم خواننده و صدالبته ناشر فرو کنند، آماتور بودنِ نويسنده به کمک اثر آمده و داستان گويي و روايت به معناي ايراني اش خود را به خوبي نشان مي دهد. البته معتقدم اين نکته را نبايد به حساب دور بودن نويسنده از ادبيات به معناي حرفه اي آن تلقي کرد. کافي است وقتي براي اولين بار کتاب را دستتان مي گيرد صفحه 137 را باز کرده و روايت فوق العاده دعاي مردم براي طلب باران را بخوانيد.
    5- نويسنده در پيشبرد داستان هاي فرعي رمان به همراه داستان اصلي موفق بوده اما ماجراي ژنرال نوئل انگليسي را مي توان آجر لق روزگار تفنگ دانست که با منطق قوي داستان همخواني ندارد و پرسش هاي قابل تاملي را موجب مي شود. در داستان هاي شبه پست مدرن و متداول امروزي شخصيت هاي مختلف ممکن است در موقعيت هاي گوناگون رفتاري خاص و غيرمنطقي و پيش بيني ناپذير از خود بروز دهند. اما در يک رمان رئاليستي ماجرا متفاوت است. نوئل يک ژنرال کهنه کار و بلندپايه انگليسي است. چنين ژنرالي در ميانه جنگ جهاني که کشورش در وسط معرکه است، چرا بايد چند سال از عمر خود را در يک شهر کوچک و فاقد اهميت استراتژيک بگذراند؟ آيا بهتر نبود نوئل به جاي ژنرالي بلندپايه، يک افسر اطلاعاتي ارتش انگليس باشد؟ لق بودن آجر نوئل در ساختمان داستان به اينجا محدود نمي شود و برخي رفتارهاي وي نيز اگرچه براي پيش بردن داستان است، اما گاهي ابلهانه و برپايه تصادف است. ژنرال براي بردن اسناد خود شبانه به خانه سابقش برمي گردد در صورتي که پيش از فرار از صحنه قتل مي توانست به راحتي اسناد را با خود ببرد يا در روزهاي بعد اين ماموريت بسيار ساده و بدون دردسر را به ژنرال زيردست خود ( ژنرال هنري) بسپارد. چنين ريزه کاري هايي، مانند لکه اي سياه روي پيرهني سفيد هستند که با تمام کوچکي کار خودشان را مي کنند. در روزگار تفنگ چندتايي از اين لکه هاي جزئي به چشم مي خورد که مي توانستند نباشند.
    6- رمان به شدت تصويري است و جان مي دهد براي ساختن سريال پرمخاطب تلويزيوني. از آنجا که بسيار بعيد مي دانم در دستگاه عريض و طويل صداوسيما و سيستم پيچيده و شبه مافيايي توليد سريال هاي تلويزيوني جايي براي روزگار تفنگ باشد، اين نکته را رها و نه وقت خود را تلف مي کنم و نه سر شما را درد مي آورم!
    7- نمي دانم سالي چقدر هزينه مي شود تا مردم بدانند که آمريکا و انگليس دلشان براي آنها و اين آب و خاک نسوخته و دشمن ما هستند. روزگار تفنگ برنده جايزه رمان اول ماندگار شده است اما به نظر مي رسد اين جايزه براي اثري که هنرمندانه و دور از حرف هاي تکراري و اغلب کسل کننده، نسبت آمريکا و انگليس با اين سرزمين و مردمانش را به تصوير مي کشد، کوچک است. بهترين جايزه براي يک اثر، کمک به بهتر و بيشتر ديده و خوانده شدن آن است.
□ روزنامه كيهان، شماره 20978 به تاريخ 5/11/93، صفحه 7 (ادب و هنر)

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
روایت دغدغه‌های زنان تنها در «خاطرات زنی که نصفه مرد»
روایت دغدغه‌های زنان تنها در «خاطرات زنی که نصفه مرد» 
«خاطرات زنی که نصفه مرد» مجموعه داستان جدید الهامه کاغذچی از سوی نشر آموت روانه بازار كتاب شد. نويسنده در اين كتاب به زندگی زنان، تنهایی‌ها و دغدغه‌های زیستی‌شان توجه دارد.
روایت دغدغه‌های زنان تنها در «خاطرات زنی که نصفه مرد»
 به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا) مجموعه داستان «خاطرات زنی که نصفه مرد» شامل 14 داستان به هم پیوسته به نام های «بیدار»، «اسب»، «آن روز ظهر»، «اینجاماندم»، «حقیقت»، «خواب»،«رویا»، «شاید»، «عروسی»، «عطر بهار نارنج»، «معجز»، «مکان»، «هیچ کجا»، «واقعیت» است.
در داستان اول این مجموعه به نام«بیدار» نویسنده با تمرکز بر روایت مادر و دختری شیرین عقل، از مرگِ دختر در زمان زایمان او روایت می کند؛ زایمانی که نتیجه اش به دنیا آمدن  نوزاد دختری است که به نوعی نماد مرگ برای دیگر شخصیت‌های داستانی این مجموعه قرار می گیرد. از این رو می توان گفت در مجموعه «خاطرات زنی که نصفه مرد» خواننده با داستان های به هم پیوسته ای رو به رو است که نخ ارتباطی بین آنها شخصیت دختر است.
داستان« بیداری» با نظرگاه اول شخص این گونه آغاز می شود:
«راستش را بخواهید حالا مرده‌ام. شما که غریبه نیستید. چند ساعتی می‌شود. مرده ام و احساس خوبی دارم. رگ های خون، روی کفل هایم را نقاشی کرده و چشم هایم بی حرکت دارد دختر رنگ پریده ام را تماشا می‌کند.»
اين کتاب 143 صفحه‌اي با شمارگان هزار 100 نسخه انتشار يافته است و با قيمت هشت هزار و 500 تومان از سوی نشر آموت در بازار عرضه مي‌شود.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
محسن فرجی «جغرافیای اموات» را نوشت
محسن فرجیسومین مجموعه داستان محسن فرجی با عنوان «جغرافیای اموات» از سوی نشر آموت منتشر می‌شود.
به گزارش خبرنگار مهر، مضمون اصلی این کتاب، جدال خاطرات و فراموشی است. تنهایی آدم‌ها و مواجهه‌شان با روزمرگی و در واقع تلاش آنها برای فراموش کردن گذشته و غلبه بر روزمرگی‌ها و کسالت‌های زندگی که معمولاً هم به شکست می‌انجامد، درونمایه‌های داستان‌های این مجموعه است. البته این داستان‌ها رگه‌‌هایی از طنز هم دارند و خیلی هم تلخ و تاریک نیستند.
«جغرافیای اموات» شامل ۷ داستان کوتاه با عنوان‌های یک شادمانی تاسف‌بار، دیوار آرزوها، ساده‌ها، گنجشک‌ها، پاره‌ها، قهوه جامائیکا و هفت‌ تا سیب گندیده‌ دارم، است. فرجی این کتاب ۱۰۰ صفحه‌ای را اخیراً تحویل انتشارات آموت داده و به زودی از سوی این ناشر برای اخذ مجوز، روانه ارشاد می‌شود.
محسن فرجی، روزنامه‌نگار و فارغ‌التحصيل رشته روانشناسی از دانشگاه تهران است. وی این روزها دبیر بخش «قصه نو» نشر افکار است. مجموعه داستان‌های قبلی این داستان‌نویس و روزنامه‌نگار، یازده دعای بی‌استجابت (۱۳۷۹) و  چوب خط (۱۳۸۵) هستند.

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com