نگاهی به رمان «تقاص برادری»
http://farheekhtegan.ir/content/newspaper/Version1699/0/Page8/Block39923/newspaperb_39923.jpg 
محمود قلی‌پور (روزنامه فرهيختگان): بی هیچ مقدمه‌ای باید گفت وقتی زبان اثر، لحن، شخصیت‌پردازی و فضا‌سازی خوب اما ایده مرکزی داستان گنگ و سردرگم باشد، داستان مبهم می‌شود. ممکن است شما ایده‌های خوبی برای تولید داستان در ذهن داشته باشید، اما استفاده از همه ایده‌ها به صورت همزمان، رمان را سردرگم و نامفهوم کند، به عبارتی ایده شما از بین می‌رود. یکی از آسیب‌هایی که حین اجرای ایده وجود دارد، شخصیت‌های اضافی است. درست است که رمان برخلاف داستان کوتاه قابلیت ورود شخصیت‌های متعدد را دارد، اما همیشه نویسنده باید تلاش کند، این شخصیت‌ها را در حاشیه نگه دارد یا آنها را در خدمت شخصیت‌های اصلی به کار ببرد، در غیر این صورت، هر از گاهی هنگام خواندن رمان گمان می‌رود که داستان متعلق به شخصیت دیگری ا‌ست؛ شخصیتی که نه قهرمان داستان است و نه اصلا قرار است داستان حول محور او پیش برود. از دیگر مشکلاتی که شخصیت‌ها می‌توانند ایده را مخدوش کنند وقتی است که شخصیت اصلی فاقد مشخصه بارز باشد. فرض کنید در کل یک رمان، شخصیت اصلی را «او» بنامیم و هیچ مشخصه اخلاقی، رفتاری و فیزیکی برای او متصور نشویم، در این صورت در هر جای دیگر رمان که از ضمیر او استفاده کنیم، ذهن مخاطب دچار پرش و داستان دچار سکته می‌شود. این اتفاق هنگامی پررنگ می‌شود و داستان را بیشتر با مشکل روبه‌رو می‌کند که زمان داستان نه در یک محدوده کوتاه زمانی که در یک بازه زمانی طولانی؛ مثلا از جوانی تا زمان مرگ شخصیت اصلی داستان در پیری روایت شود؛ مانند رمان «تقاص برادری».
رمان به معنای کلاسیک، یک ساختار تعریف شده دارد. سرپیچی از دستورات ساختارگرایانه اگرچه شیوه‌ای برای ارائه است، همیشه این خطر را به دنبال دارد که زمام کار از دست نویسنده خارج شود. رمان «تقاص برادری» نوشته ناصر نخزری‌مقدم، همان‌طور که از نام رمان پیداست درباره یک رابطه برادری و تبعات حاصل از آن است، اما نداشتن ایده واحد، محوریت مشخص و هدف خط روایی سردرگمی در یافتن داستان اصلی ایجاد می‌کند. در ابتدای داستان با سرباز- معلمی مواجه هستیم که در حال تشریح فضایی بین مدرسه، دشت و کویر، پاسگاهی دورافتاده، از دانش‌آموزان و سربازها و گروهبانی می‌گوید و داستان در همان صفحه‌های اول با یک شوک فوق‌العاده از رویارویی شخصیت اصلی با موجودات غیرارگانیک شروع و شخصیت اصلی داستان دچار توهمات خاصی می‌شود. نخست گمان می‌کنید که این همان خط روایی داستان است که باید دنبال کنیم؛ اما بعد از چند صفحه این خط روایی رها و به حدی کمرنگ و مشوش می‌شود که مخاطب فکر می‌کند پس داستان چیز دیگری است.
ادامه مطلب را بخوانید

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
تابستان آن سال
http://s2.img7.ir/LPxTr.jpg 
" تنها راه زنده ماندن و دوام آوردن است ... آدم تمرین می کند تا حرفه ای شود. وقتی ماموریتی داری، دل و روده اش را می کشی بیرون و آن کار را به ثمر می رسانی. درباره ساختمان سازی هم همین طور است. آدم نقشه ای دارد، مواد اولیه اش را تهیه می کند و بعد آن را طبق نقشه می سازد. "
" بسیار خب، ولی ببینم همه ماموریت ها و تمام پروژه های ساختمان سازی دقیقا طبق نقشه پیش رفته اند؟ "
" خب نه، همیشه هم مطابق نقشه پیش نمی روند."
ادامه مطلب را بخوانید

Labels: ,

aamout[at]gmail[dot]Com
نویسنده رمان «آلما» دارای ایدئولوژی و دغدغه است
رمان آلما 
مهناز رونقی در نشست نقد و بررسی رمان «آلما» گفت: در نگاه کلی به این اثر باید گفت که نویسنده کتاب دغدغه مند و دارای ایدئولوژی است.
به گزارش خبرنگار مهر، شانزدهمین نشست از سری نشست های ترنم قلم دیروز سه شنبه ۱۰ تیر با حضور مهناز رونقی و محمدرضا گودرزی با محوریت نقد و بررسی رمان «آلما» نوشته میثم نبی در فرهنگسرای گلستان برگزار شد.
در ابتدای این جلسه، مهناز رونقی درباره رمان مذکور گفت: رمان آلما بر پایه یک تک گویی درونی است و راوی اول شخص آن تا انتهای داستان این فضا و روایت را پیش می رود. آناهیتا که یک مجسمه ساز و استاد دانشگاه است، یک سفر درونی را آغاز می کند که این فضا با سرگشتگی، فضاهای خیالی و ذهنی و سیال، پرش های متعدد همراه است. از نیمه دوم کتاب این شخصیت با سفری بیرونی همراه می شود. درگیری های ذهنی شخصیت بازگو کننده مسائل مختلف انسان مدرن مانند هویت یابی، فرد گرایی و بر پایه ی نگاهی انسان گرایانه هستند.
ادامه مطلب را بخوانید

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
رمان «آلما» در فرهنگسرای گلستان نقد مي شود
روی جلد رمان «آلما» 
رمان «آلما» نوشته میثم نبی، سه‌شنبه 9 تیر با حضور مهناز رونقی و محمدرضا گودرزی در فرهنگسرای گلستان نقد و بررسی می‌شود. این رمان سال گذشته از سوی نشر آموت منتشر شده بود.
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، «آلما» نام رمانی به قلم میثم نبی است که در سال گذشته (1393) از سوی نشر آموت منتشر شد. این رمان از ساعت 17  سه‌شنبه 9 تیر (1394) با حضور مهناز رونقی و محمدرضا گودرزی در فرهنگسرای گلستان نقد و بررسی می‌شود.
«آلما» نوشته میثم نبی در 176 صفحه و بهای 9 هزار تومان از سوی نشر آموت روانه بازار نشر شد.
این رمان، حکایت روزگار شخصیتی است که بین فضایی شبه مدرن و شبه کلاسیک در نوسان است؛ شخصیتی که آمال درونی خود را با یک تک گویی طولانی بیان می‌کند و از دل همین گفتن‌ها و بازگفتن‌هاست که شمایل روایت داستانی آرام آرام آشکار می‌شود.
ادامه مطلب را بخوانید

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
داستان در خدمت اقلیم
http://farheekhtegan.ir/content/newspaper/Version1697/0/Page8/Block39641/newspaperb_39641.jpg 
الهام فلاح (روزنامه فرهيختگان): رمان «بیوه‌کشی» آخرین اثر یوسف علیخانی است که همزمان با نمایشگاه تهران از سوی نشر آموت وارد بازار کتاب شد و آن‌طور که از آمار کتابفروشی‌ها و رسانه‌های ادبی برمی‌آید با اقبال خوبی مواجه شده است. بر رمان «بیوه‌کشی» ادبیات خاص اقلیمی به نام میلک از توابع قزوین حاکم است. هرچند که گاهی راوی خود میلکی زبان می‌شود و گاهی کمی از این نوع گویش و به قولی قاطی شدن با کاراکترهای داستان عقب‌نشینی می‌کند. در داستان بیوه‌کشی به‌رغم آنچه نام گرفته، بیوه‌ای به کشتن نمی‌رود و آنچه هست سَرخوری بیوه‌ای به نام «خوابیده خانم» است که بعد از ازدواج با هر یک از هفت پسر حضرتقلی جان‌شان ستانده می‌شود. رمان پر کاراکتر است که البته بسیاری از کاراکترها به جز خانواده گالش (چوپان)، حضرتقلی و خانواده «خوابیده خانم» نقشی جز سیاهی‌لشکر کاری در پیشبرد قصه ندارند.
در رمان «بیوه‌کشی» که رگه‌هایی از سوررئال در آن دیده می‌شود، حضور موجود افسانه‌ای به نام اژدرمار که از میانه چشمه سر در آورده است و یکی‌یکی جوان‌هایی را که به همسری «خوابیده خانم» درآمده‌اند، می‌بلعد، دلیلی بر این مدعاست. اگرچه راوی نتوانسته نقش روایت‌کننده محض را تا آخر حفظ کند و ناخودآگاه مهر تایید به باور خرافی اهالی میلک می‌زند، آن هم با وارد کردن سیدی موجه و مقبول که حکم به قربانی کردن برای اژدرمار را می‌دهد. علیخانی تعمدا یا غیر آن زنان «بیوه‌کشی» را تنها مایه مرگ مردان، قحطی و برهم زننده آسایش معرفی کرده است. «خوابیده خانم» که توان زاییدن پسری را ندارد و تنها یک دختر از او به عرصه می‌آید آنقدر منحوس است که بودن با او مسیری مستقیم است تا مرگ. ننه‌گل زنی است که موضع‌گیری‌اش نسبت به مرگ و بیماری تمام مردان از جمله همسر خود و همسر دخترش آنقدر سرد و بی‌تفاوت است که حتی در جوامع فوق متمدن هم این نوع خونسردی در برابر مشیت‌های انکارناپذیر زندگی دیده نمی‌شود، چه رسد به پیرزنی روستایی. نکته دیگر مساله زمان است؛ زمان داستان را نمی‌شود دریافت.
البته شاید این تمهیدی بوده برای آنکه داستانی که بیشتر به افسانه می‌ماند تا رئال، تاریخ انقضا نداشته باشد، اما شدت باورهای خرافی، رفتارهای مذهبی و اجتماعی و باورهای مردم روستا آنقدر بدوی هست که انتظار نداشته باشیم مبالغی مثل 10 هزار تومان به راحتی به زبان کاراکترهای داستان بچرخد.
ادامه مطلب را بخوانید

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
دنیایی از تخیل و جادو
 
آرش شفاعی (روزنامه قدس): زنی رشید، زیبا و البته شوربخت قهرمان اصلی تازه ترین اثر داستانی یوسف علیخانی است.  ...
داستان نویسی که سرانجام از قصه کوتاه دل کنده و رمان نوشته است و این، نخستین رمانش بازهم در همان فضای آشنای داستان‌های او یعنی در میلک می‌گذرد.
«میلک» در جهان داستانی نویسنده روستایی است در محاصرۀ کوه‌ها و مردمانی که ارتباطشان با مردمان دیگر مناطق اطراف، سخت و گاه ناممکن است. این مسأله را از سختی زمستان‌هایش می‌شود فهمید؛ زمستانی که در « بیوه کشی» هم نمود پیدا کرده است و چنان برفی می‌بارد که مردم مجبور به کندن تونل برای ارتباط با یکدیگر می‌شوند.این وضعیت سخت محیطی باعث می‌شود که مردم میلک بیشتر به خودشان بپردازند تا دیگران. آنها از ارتباط گرفتن با مردمان دیگر واهمه ای پنهان دارند، چرا که برای بیرون آمدن از لاک خود و با دیگران وارد ارتباطات اجتماعی شدن، نیازمند سهولت شرایط ارتباطی هستند. اگر بپذیریم برای داشتن یک فراگرد ارتباطی سالم ، یکی از مهم ترین عناصر لازم، کانال ارتباطی درست است، آنگاه به این نتیجه می‌رسیم که محاصره بودن میلک در میان کوه‌ها و راه‌های مواصلاتی سخت، امکان داشتن کانال ارتباطی سهل را از مردمان این روستا گرفته است.
به دلیل همین ارتباطات سخت و ناممکن است که مردم روستا، انسان‌هایی درون گرا و بیش از حد خرافی بار آمده اند و چون دغدغۀ دیگری ندارند، دایم برای هم «قصه می‌سازند» و یکدیگر را به بهانه‌های نادرست می‌آزارند و طرد می‌کنند.
ادامه مطلب را بخوانید

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
کتاب‌های پرفروش بهار شهر کتاب
اخبار شهر کتاب  - کتاب‌های پرفروش بهار فروشگاه اینترنتی شهر کتاب اعلام شد.
فهرست پرفروش‌ترین کتاب‌های فصل بهار ۹۴ فروشگاه اینترنتی شهر کتاب اعلام شد. علاقه‌مندان به کتاب و کتاب‌خوانی می‌توانند تا ۱۵ تیرماه، کتاب‌های پرفروش فروشگاه اینترنتی شهرکتاب را با ۱۰ درصد تخفیف از طریق shop.bookcity.org خریداری نمایند.
در این فهرست، ۱۰۰ عنوان کتاب درج شده است که به ترتیب کتاب‌هایی در حوزه‌های داستان جهان و ایران، روانشناسی، شعر ایران، فلسفه و علم، اسلام و انقلاب، تاریخ، اقتصاد، خاطرات و سفرنامه‌ها بیشترین فروش را داشته‌اند.
چشمه، ققنوس و نیلوفر به‌عنوان پرفروش‌ترین ناشران در این لیست قرار دارند و بعد از آن نشرهای گمان، ماهی، مازیار، ثالث، قطره، به نگار، آموت، امیرکبیر، بوتیمار، نیماژ، مرکز، دنیای اقتصاد، نسل نواندیش، پیکان و لوح فکر قرار گرفته‌اند.
در ادامه فهرست کتاب هاي پرفروش بهار ذکر شده است:
http://1pezeshk.com/wp-content/pics/2013/05/05-28-2013-06-17-07-PM.jpg 
داستان جهان
اولین تماس تلفنی...، آلبوم، اخوت، هیرمند
آقای استون و ...، نی پل، علی معصومی، بوتیمار
بیگانه، آلبرکامو، لیلی گلستان، مرکز
پستچی ، کین، بهرنگ رجبی، چشمه
پیرمرد ، یوناس یوناسن، حامدی، به نگار
جزء از کل، استیو تولتز، پیمان خاکسار، چشمه
جزیره شاتر، دنیس لهین، کوروش سلیم زاده، چشمه
داستان‌های نیویورکر، ناباکوف، بهار اکبریان، مروارید
دختری با ...، تریسی شوالیه، گلی امامی، چشمه
درمان شوپنهاور، آروین یالوم، سپیده حبیب، قطره
دوست داشتم ...، آنا گاوالدا، الهام دارچینیان، قطره
دوستش داشتم، آنا گاوالدا، ناهید فروغان، ماهی
زیر پوست ریاض، رجا عبدالله صانع، سمیه صادقی، لوح فکر
 
سوکورو، موراکامی، امیرمهدی حقیقت، چشمه
ستاره باز، رومن گاری، مهدی نسرین، مرکز
شازده کوچولو، اگزوپری، محمد قاضی، امیرکبیر
شاگرد قصاب، مک کیب، پیمان خاکسار، چشمه
صد سال تنهایی، مارکز، بهمن فرزانه، امیرکبیر
گیرنده شناخته نشد، تیلور، بهمن دارالشفایی، ماهی
مردی با کبوتر، رومن گاری، لیلی گلستان، ثالث
من او را دوست داشتم، گاوالدا، دارچینیان، قطره
ناتور دشت، سلینجر، محمد نجفی، نیلا
ندای کوهستان، خالد حسینی، مهدی غبرایی، ثالث

http://aamout.persiangig.com/00170-BivehKoshi-2.jpg 
داستان ایران
اتفاق، گلی ترقی، نیلوفر
تو در قاهره خواهی مرد، حمیدرضا صدر، زاوش
ته خیار ، هوشنگ مرادی کرمانی، معین
دود، حسین سناپور، چشمه
سرودهای مخالف، مسعود کیمیایی، اختران
سمفونی مردگان، عباس معروفی، ققنوس
سنگر و قمقمه‌های خالی، بهرام صادقی، نیلوفر
سووشون، سیمین دانشور، خوارزمی
شازده احتجاب، هوشنگ گلشیری، نیلوفر
کافه پیانو، فرهاد جعفری، چشمه
مردی در تبعید ابدی، نادر ابراهیمی، روزبهان
مردی که هیچ بود، مرتضی احمدی، هیلا
من از گورانی ها می‌ترسم، بلقیس سلیمانی، چشمه
نقطه و نوزده داستان دیگر، علیرضا روشن، نون

شعر ایران
شعر قفس(عليرضا‌روشن)آموت * 
انقراض پلنگ ایرانی، مهدی موسوی، نیماژ
گلستان سعدی، سعدی، علمی
پذیرفتن، گروس عبدالملکیان، چشمه
پنج اقلیم حضور ، داریوش شایگان، فرهنگ معاصر

شعرقفس، علیرضا روشن، آموت

کتاب کوچک، سید علی صالحی، ثالث
مردماهی، کامران رسول زاده، نیماژ
من رؤیایی دارم، یغما گلرویی، نگاه
هفتاد سال عاشقانه، محمد مختاری، بوتیمار
 

Labels: , , , ,

aamout[at]gmail[dot]Com
بیوه‌کشی رمان زندگان نیست
http://s6.uplod.ir/i/00630/pioj93z9px7e.jpg 
سعید شریفی: بیوه‌کشی رمان زندگان نیست، رمان مرده‌هاست و ظهور قبرستانی از کسانی که یکی‌یکی لای سطور کتاب، مرده می‌شوند.
یوسف علیخانی در این رمان، در کار حفرِ حفره است. حفره‌ای که از میان‌پای خوابیده‌خانم شروع می‌شود و به چشمه‌ای در اژدرکوه منتهی. هرکه مردِ خوابیده‌خانم می‌شود به درون حفره‌ی میان‌پای خوابیده‌خانم فروکشیده می‌شود تا مرده‌اش، بی‌هیچ جسدی، با نشانه‌ای چون، گاه، خون، پاره‌ای لباس، تکه‌ای چوب یا بند یا هر چیز دیگری، در چشمه‌ی اژدرکوه گم شود. به سیاق زنان که با هر عادت‌شان خون بر زمین می‌ریزند، خوابیده‌خانم خون بر زمین می‌ریزد و با هر خون مردی را مرده می‌کند.
پس بخوانید رمان خوابیده‌خانمی را که اژدرمارِ پس چشمه‌ی اژدرکوه خوابیده، دهان تشنه و فروکشنده‌اش در لای پای خوابیده‌خانم گشوده می‌شود.
اژدر هم البته بیرون از خوابیده‌خانم نیست و حیوانی خوابیده در رحم خوابیده‌خانم است که با هر جنبشش مردی از خوابیده‌خانم طلب می‌کند تا به حفره‌ای که گفته شد فرو بکشاندش و قبری خالی از جسد تحویل بدهد.


نگاه‌ها به «بیوه‌کُشی»
مرتضا كربلايي لو ( وبلاگ شخصی) ... اينجا
محمود قلي پور (روزنامه فرهیختگان) ... اينجا
حميد نورشمسي (مجله پنجره) ... اينجا
مرجان محمدي (صفحه فیس بوک)  ... اينجا
مهديه جيراني (ایمیل) ... اينجا
آرش شفاعي (روزنامه قدس) ... اينجا
سعید شریفی (صفحه فیس بوک) ... اینجا
الهام فلاح (روزنامه فرهیختگان) ... اينجا


Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
به بلنداي آواي ايل
http://aamout.persiangig.com/image/00-ketab/abdolrahman-awnwuk-panjareh1.jpg 
حميد نورشمسي (مجله پنجره): رمان را چه بخواهیم و چه نخواهیم ژانر ادبی بومی شده ای در ایران نیست. ساده ترش می شود اینکه رمان ساخته و پرداخته دست و زبان ما نیست و یک کالای وارداتی و البته از نوع غیر لوکس به شمار می رود. در تمامی سال های گذشته بر ادبیات ایران، رمان هیچ گاه به معنای کامل کلمه مسخر نویسندگان ما نبوده است و جان جهانش در سپهر اندیشه و کلامشان جای نگرفته است و صد البته که حاصلش نیز این بوده که در رمان همیشه چند قدم از نوآوری های معمول و آنچه که با خمیر مایه آن می توان ورز داد و ساخت، عقب تر بوده ایم و در بهترین حالت از منظر فرم و شیوه روایت مقلد و ادامه دهنده راه های پیموده شده و البته مورد پسندمان بوده ایم. راه پیموده شده کمی محتاط بارمان آورده است و پسندمان نیز ما را از تجربه تازه باز داشته است.
با این حال تجربه و تلاش برای خلق رمان بومی در کشور ما تلاش ابتری نبوده است. مکتب های ادبی اصفهان و تبریز و جنوب در ایران همگی نمونه های خوبی از تلاش ما برای کشف لحظات ناب و بکر و منحصر به فرد ایرانی در خلق رمان بوده است. لحظاتی که تنها در بستر و قالب رمان امکان پذیر و قابل تحقق است و تنها و تنها رمان نویسی را قالبی برای بیان این لحظات بکر می داند.
در این مسیر ادبیات اقوام ایرانی نیز به دلیل به تصویر کشیدن بسیاری از صحنه های ناب و غیر قابل تجربه عمومی و نیز آمیختگی طعم ناب تجربه های انسانی در بستر طبیعت یکی از موفق ترین نمونه های تلاش برای خلق رمان بومی ایرانی بوده است که برخی از مهمترین نمونه هایش را می شود در بیشینه ادبیات قوم ترکمن در ایران دانست. قومی که شاید از منظر کمیت تعداد زیادی نویسنده تربیت نکرده باشد اما از منظر کیفیت برخی از قابل اعتنا ترین نمونه های ادبیات بومی واصیل ایرانی را که سعی کرده قالب نوین نوشتن را مسخر خود کرده و به آن فرم تازه بدهد را می شود در این نوع از ادبیات جستجو کرد.
این مساله زمانی از اهمیت بیشتری برخوردار می شود که در پؤوهش های تاریخی به این مساله برخورد می کنیم که منطقه ترکمن صحرا در گذشته معاصر با وجود پیشینه قابل اعتنای خود، در دوران پهلوی حتی از داشتن نشریات نیز محروم بوده است و کمتر ابزار نگارش و نیز آثار مکتوب به آن راه پیدا می کرده است با این وجود در این منطقه ادبیان و شاعران زیادی رشد و نمو پیدا کرده و حس تغزلی خود را در قالب شعر و داستان بلند به نمایش کشیده اند.
رمان «دایره سرخ» نوشته عبدالرحمن اونق که به تازگی از سوی نشر آموت منتشر شده است به گواه منتقدان و نیز استقال صورت گرفته از آن در بازار کتاب یکی از خوش فرم ترین و مستحکم ترین رمان های معاصر فارسی است که با تکیه بر داشته های تاریخی قوم ترکمن و در بستر نوین داستان نویسی به قلم نویسنده ای خلق شده که تمامی توان ادبی خود را در سال های گذشته در ساخت و پرورش آثاری با پس زمینه بومی خود قرار داده است.
 
اونق در داستان خود به رابطه سیاسی میان قوم ترکمن و درباره ناصری باز می گردد. قصه تاریخی او از ماجرای تصمیم ناصرالدین شاه برای لشکر کشی به مرو آغاز می شود و واگذاری آن به والی خراسان که روابط خصمانه ای با ترکمنان دارد و البته تصمیم دارد تا لشکر خود را از منطقه محل زیست آنها عبور دهد تا شاید به بهانه ای بتواند با آنها نیز تسویه حساب کند. این داستان روایتی است از بیم و امید استقامت قوم ترکمن برای مقابله با لشکر که در نهایت نیز شکست خورده و مرزهای شمال شرقی ایران را به سرحدات امروزی می رساند.
این رمان نیز مثل رمان های دیگر اونق پر از ماجرا و حوادث پیچیده ای است که خوانندگان را تا آخر قصه با خود همراه می کند به ویژه اینکه اونق به سبک ادبیات مردمان شمالی تبحر قالب توجهی در توصیف و به تصویر کشیدن صحنه های پر جنگ و جدال در داستان هایش دارد.
وی در یکی از معدود گفتگوهای خود که به مناسبت انتشار این اثر انجام داده بود ردباره انتخاب بستر تاریخی برای روایت خود عنوان داشته است تاریخ به ذات خود موضوعی گزارش‌گونه است و در صحن زندگی اجتماعی مردم نمی‌گذرد اما در رمان ما سعی می‌کنیم به این گزارش جنبه‌ای تازه بدهیم و آن را در قالب یک قصه درباره زندگی و آداب و رسوم بیان کنیم. بن‌مایه اصلی خلق رمان «دایره سرخ» نیز همین موضوع است.
بدالرحمان اونق متولد 1339 در ترکمن صحرا از نویسندگان مطرح این سال‌هاست. بعضی از آثار منتشر شده او عبارتند از قصه های ترکمن (مجموعه داستان)- سورتیک(مجموعه داستان)- در عمق شبهای تار (رمان نوجوان)- چوپان کوچک (رمان نوجوان)- راز خایر خوجه (رمان بزرگسال)- آوای صحرا (رمان بزرگسال)- حماسه گوراوغلی (رمانس)- سماجت (مجموعه داستان ترجمه از ترکمنستان).
همچنین رمان رازخایر خوجه و آوای صحرا جایزه‌ جشنواره معلم کشور را در سالهای 81 و83 دریافت کردند و  به سفارش شبکه 2 از روی کتاب سورتیک فیلم تلویزیونی نیز ساخته شد.
http://aamout.persiangig.com/image/00-ketab/abdolrahman-awnwuk-panjareh2.jpg

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
اديپ در جاده
 
هانري بوشو
ترجمه ي سعيد صادقيان، نجما طباطبايي
چاپ اول 93/ نشر آموت

درباره نويسنده
هانري بوشو در سال 1913 در خانواده اي مرفه در بلژيک به دنيا آمد. اما تازه ،در کهن سالي، در دهه نود ميلادي قدر آثارش شناخته شد. در سال 1991 هانري بوشو به خاطر «اديپ در جاده» برنده ي جايزه ي «آنتيگون» شهر مونپليه شد. در سال 1997 رمان «آنتيگون» او برندي ي جايزه ي «روسل» شد. آثار اين نويسنده منعکس‌کننده تجربيات حرفه‌اي او به‌عنوان روانکاو است. او در سال 2013 درگذشت.
درباره کتاب
رمان «اُديپ در جاده» روايتگر بخشي از داستان زندگي اُديپ، شهريار شهر تِب است. در داستان سوفوکل مي‌خوانيم که غيب‌گويي پيشگويي مي‌کند اُديپ پدر خود را مي‌کشد و با مادرش همبستر مي‌شود. پدر و مادر او، هراسان از اين پيشگويي، نوزاد خود را به کسي مي‌ دهند تا او را سربه ‌نيست کند. او دلش به‌ رحم مي‌آيد و نوزاد را به پدر و مادر ديگري مي‌ سپارد. سال‌ ها از اين حادثه مي‌گذرد تا اُديپ براي سفر از شهر خود خارج مي‌ شود. در ميان راه، پيرمردي را مي‌ کشد و پس از حل معماي ابوالهول، به شهر وارد مي شود، و به ‌سبب اين کار بزرگ به همسري ملکه شهر در مي‌آيد که ...
داستان سوفوکل به اينجا ختم مي‌شود و هانري بوشو داستان را اين‌ گونه ادامه مي ‌دهد: اُديپ که ديگر جايي براي خود در قصر متصور نيست، پس از يک سال، تصميم مي ‌گيرد شهر را به قصد ناکجا ترک کند. اما آنتيگون يکي از دو دختر او اجازه نمي‌ دهد او تنها عازم اين سفر بي‌ انتها شود. آن دو در ميان راه با کليوسِ راهزن آشنا مي ‌شوند.
براي آنها‌ جاده فرصتي است تا در عين پيمودن راه، از زاويه‌ اي ديگر به نظاره زندگي خود بنشينند... روايت بوشو از سفر اُديپ و همراهانش، دوباره در پايان به داستان سوفوکل پيوند مي‌ خورد. زماني که اُديپ پس از سال‌ها سرگرداني در جاده، سرانجام به کُلُن وارد مي ‌شود تا در آنجا پس از تطهير، آرام گيرد.

از روزنامه خراسان

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com
گفتگو با مريم مفتاحي مترجم رمان "من پيش از تو" نوشته ي "جوجو مويز"
http://aamout.persiangig.com/image/00-94/940221/001.jpg 
مهشیدسادات فهیم (روزنامه دنياي اقتصاد): ویل ترینرِ ماجراجو، کسی که همواره به ورزش‌های مخاطره‌آمیزی چون صخره‌نوردی می‌پرداخت، در اوج جوانی و سلامت و ثروت اتفاقی برایش رخ می‌دهد و به لحظه‌ای زندگی‌اش تغییر می‌کند و او...
«من پیش از تو» یک رمان عشقی نیست، اما عشق، عنصر اصلی آن است؛ عشقی متفاوت که از چارچوب‌های زمینی خارج می‌شود و به لایه‌ آرمانی می‌رسد و پیچیدگی احساسات درونی انسان را برملا می‌سازد. «آسوشیتدپرس» درباره این رمان می‌نویسد: «بعضی کتاب‌ها را نمی‌توان زمین گذاشت. کتاب‌هایی وجود دارند که آدم به حدی جذب شخصیت‌هایش می‌شود که دوست ندارد داستان به پایان برسد، برای همین خواندنش را کش می‌دهد. کتاب جوجو مویز یکی از این کتاب‌هاست. گاهی می‌خندید، گاهی لبخند می‌زنید و گاهی عصبانی می‌شوید و بله، گاهی اشک می‌ریزید. پیشنهاد من: کتاب «من پیش از تو» را باید همراه با یک جعبه دستمال‌کاغذی فروخت.» با اقتباس از اين رمان فیلمی در انگلیس در دست ساخت است که دو هنرپیشه‌ معروف و محبوب انگلیسی به نام امیلیا کلارک و سام کلافلین نقش لوسیا و ویل را بازی کرده‌اند. این فیلم به زودی به اکران درمی‌آید. کتاب «من پیش از تو» نوشته‌ «جوجو مویز» با ترجمه‌ «مریم مفتاحی» در 536 صفحه و به قیمت 27500 تومان توسط «نشر آموت» منتشرشده است. آنچه مي‌خوانيد گفت‌وگوی «دنياي اقتصاد» با مترجم اين كتاب پر فروش در جهان است كه حالا در ايران هم با استقبال روبه‌رو‌ شده است.
چطور شد كه تصميم گرفتيد اين كتاب را ترجمه كنيد؟
وقتی کتابی را به قصد بررسی برای ترجمه می‌خوانم، خواننده هستم نه مترجم. در قدم اول، کتاب باید بر من به‌عنوان خواننده اثر بگذارد. در درجه اول خودم باید با کتاب ارتباط برقرار کنم و حس کنم حرف تازه‌ای برای گفتن دارد. آنچه در ضمیر ناخودآگاهم وجود دارد، باید ارضا شود. از آنجا که معتقدم ما انسان‌ها در همه جای دنیا مثل هم هستیم و جنس لایه‌های درونی ذهن و احساسمان یکی است، وقتی پای مسائل انسانی و احساسی وسط می‌آید همه مثل هم فکر می‌کنیم. برای همین کتابی که در دنیای غرب توانسته باشد مخاطبانی را جذب خود کند و پرفروش باشد، به احتمال قوی می‌تواند توجه خوانندگان فارسی‌زبان را هم جلب کند. همیشه برای انتخاب کتاب سری به گوگل می‌زنم و کامنت‌ها و نقدهای مربوط به کتاب مورد نظرم را می‌خوانم. به خصوص به پیام‌هایی که خوانندگان می‌گذارند بسیار توجه می‌کنم، چون برای من آنها اصل هستند.
ادامه مطلب را بخوانید

Labels:

aamout[at]gmail[dot]Com