
رضا بردستانی: خلاصه داستان: در یک مجتمع مسکونی، شهرک و یا چند بلوکِ به هم پیوسته ی انسانی تعدادی از نوجوانان، جوانان و بزرگسالان(در لایه های زمانی مختلف و درونیِ داستان!)، اطرافِ خیابان پیروزی، دماوند و نواحی متّصل به آن که نویسنده می کوشد آن را جزیی از پایینِ شهر تهران معرفی نماید با این تذکر که نوعی انسجام و سنّت محوری درآن محلّات حاکمی بلامنازع است در برش های زمانیِ متفاوت دچار زندگی روزمرّه ی خود و اتفاقاتی هستند که کمابیش برای هر کدام از ما ممکن است اتفاق افتاده باشد.

حميد نورشمسي (روزنامه جوان): حس ميكنند كه اصلاً اينگونه بايد بود و جز آن شيوه و راهي براي نوشتن وجود ندارد। منظورم دقيقاً ساده نوشتن است، ساده نه به معناي به كار بردن عبارات و كلماتي ساده در نوشتن كه البته اين هم يكي از مهمترين نكات در برخورد با مخاطب است اما سادهنويسي در اينجا كه ميگويم، منظورم درست روايت صاف و پوستكنده در رمانهاي امروز ايراني است.
NADIASUN: نامحرم داستاني ست ازدوره اي از زندگي كه همه كم و بيش خاطره اي از آن دارند. نوجواني دوره اي ست فراموش نشدني. مرحله اي از زندگي با خاطره هايي بيشتر خوش از درس و شيطنت و شعله هاي عشق.

رضا فکری: در این زمانه اگر نویسندهای بخواهد مضمونی برای نوشتن رُماناش پیدا کند، شاید عشق آخرین موضوعی باشد که به نظرش برسد. نویسندهای که خطر کند و وارد چنین مقولهای شود، باید روایتاش را آنچنان بیرمق پیش ببرد که حساسیتی برنیانگیزد و جرح و تعدیلی متناش را ننوازد.

کتاب - روایت یاسر نوروزی از یک نوجوان تهرانی که در منطقهای از پایین شهر زندگی میکند و به دختری فراری پناه میدهد در قالب رمانی با عنوان «نامحرم» در کمتر از یک ماه به چاپ دوم رسید.

از فردوسیپور و فردین تا حسین شریعتمداری/از نیمکت داغ تا این مردم نازنین

شبنم سيدمجيدي (روزنامه اطلاعات؛ ضمیمه. صفحات اول و چهارم 2 خرداد 91): یاسر نوروزي نوشتن رمان نامحرم را از هفت سال پيش آغاز كرد و آن را از يك داستان بلند 90 صفحهاي به يك رمان 420 صفحهاي گسترش داد. نامحرم، نخستين كتاب اين نويسنده جوان است كه خود، سالها در زمينه ادبيات و نقد ادبي فعاليت كرده است.