پروانه سراوانی
سهگانه تشکیل شده از سه مجموعه داستان که پیشتر به صورت جداگانه به چاپ رسیده: قدمبخیر مادربزرگ من بود، اژدهاکشان و عروس بید
همخوانی این سه مجموعه داستان در کنار هم مجال بررسی و قیاس بین این سه اثر را برای خواننده فراهم میکند.
بعد از مکان بیجغرافیای میلک که جهان داستانی نویسنده در داستانهای کوتاه او( و حتی رمان بیوهکشی) ست، فرهنگ بومی و خردهفرهنگهای خرافی روستایی مهم ترین شاخصهی داستانهای سهگانه است. داستانها حول موجودات عجیب و غریبی که اهالی روستا بهشان عقیده و ارادت دارند میچرخد. مردم از این موجودات نمیترسند یا اگر میترسند ترسی آمیخته به هیبت و احترام است. غولی که دختران را میبرد، یه لنگ که لای درختان سپیدار قد علم میکند،کفتالپری که جنازه میبرد، مردگانی که به هیات پیشین خود، میان مردم باز میگردند، همه و همه باورهایی هستند که میان مردمان روستایی قصههای سهگانه حضور دارند. این باورها در هر نقطه از جهان با اشتراکات و افتراقات کمابیش نزدیک در جریان است. اما استفادهی نویسنده از کاربرد این روایات، در بستر قصه، فرمی خواندنی و جذاب از داستان روستایی را خلق کرده.




