
طوری زندگی کن که بفهمن زندهای، نه طوری که به زنده بودنت شک داشته باشن. ببین تا تو رو ببینَن.

طوری زندگی کن که بفهمن زندهای، نه طوری که به زنده بودنت شک داشته باشن. ببین تا تو رو ببینَن.
همیشه اولین بار اگر به چشمی نگاه کردی و توانستی در دریاچهی نورش شنا بکنی، میتوانی کنارِ آن آدم بمانی، اگر نه که چه بهتر هر چه زودتر، راهی بشوی.

بدترین حس در دنیا این است که دقیقاً همان یک نفری که نمیتوانم فراموشش کنم هرگز مرا به یاد نیاورد.
خاطرات خیلی بیشتر از اون که تصورش رو بکنی سرسختن. درست به سرسختی قلبهایی که اون خاطرات رو تو خودشون نگه میدارن.

زندگی ممکن است در یک ثانیه تغییر کند، ممکن است در یک لحظه متلاشی شود و به هم بریزد و آن وقت، برای انجام دادن کارهایی که به تأخیر انداختهایم، خیلی دیر است.
اگر نمیتوانی روبروی کسی بایستی و با او در بیفتی، بهتر است بروی کنارش بایستی و بجنگی.

وقتى از خاطرات تلخ و غمهايمان با ديگران حرف مىزنيم و از موفقيتهاى ناچيزى كه داشتيم مىگوييم، ياد مىگيريم كه هيچ اشكالى ندارد غمگين باشيم، احساس غربت كنيم يا عصبانى باشيم. هيچ اشكالى ندارد احساساتى داشته باشيم كه ديگران چيزى از آن درك نكنند، هر كسى سفر خودش را مىرود، ما هيچ قضاوتى نمىكنيم. دربارهى هيچ چيز.
اگر بتوانیم به جای این که هر لحظهی جادویی را در حد یک تصادف تنزل دهیم، این را بپذیریم که احتمالاً برنامهای در کار است، آنوقت عشق ما را پیدا میکند.

آینده برای همهمون مهمه، زندگی کردن، شغل، خانواده و احساس خوشبختی. این مهمه که نقشه بکشیم و به هدفهامون فکر کنیم. لازم نیست این کار رو بهتنهایی انجام بدیم.